🍁یک عاشقانه ی آرام🍁
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 63
- Всего постов
- 72
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
درد یعنی که شبی بین غم و بیخوابی هوسِ دیدنِ یاری که تو را کُشت، کنی...
جمعه هـا كه مى آينـد دلتنگ مى شوم بى حوصله . . . و تـو غروب جمعه ها كمى بيشتر از هميشه نيـستى . . .
آرزوی منی...♥️" اِی کاش ب گورت نبرم...✌️"
без подписи
می گذرد به کندیِ یک رودخانهی یخ زده ..
без подписи
без подписи
без подписи
بزرگ شدیم، مثل شایعه ای درروستا...
اصرار به هیچ چیز نکنید ، آدما بخوان حرف میزنن ، بخوان تماس میگیرن، اگه بخوان همه کار میکنن.
بعضیا رو نمیشہ قانع ڪرد؛ فقط باید بہ نفهمیشون احترام گذاشت و رهاشون ڪرد ..
من در برکهی اندوهم آنقدر زیبا شنا می کنم که هیچکس به فکر نجاتم نمی افتد
هر چه بود آرزو بود که رخ نداد...
без подписи
وقتی دروغ زیاد شد ، حقیقت شبیه توطئه بنظر میاد ، -
از همه دور شدم، نه از روی غرور چون هربار که نزدیک شدم، زخمیتر برگشتم..!:)
شاید اشتباه از من بود... شاید این من بودم که هر نگاه گرم و هر لبخند مهربانت را به معنای عشق گرفتم. شاید تو هیچ وقت دوستم نداشتی... شاید هرگز قلبت برای من نلرزید... شاید نگاهت هیچ گاه در میان جمع به دنبالِ من نچرخید... و شاید هیچ وقت مرا نخواستی. شاید این من بودم که کودکانه، عشق تو را باور کردم. وگرنه آدمی که کسی را دوست بدارد، قلبش را نمی شکند روحش را نمی رنجاند... آدمی برای آنکه دوستش دارد، می جنگد؛ برای خودش برای لبخندش برای ماندنش و شاید حقیقت همین بود... که من هیچ وقت آن آدم دوست داشتني زندگي تو نبودم...
без подписи