شعر و دکلمه شهرزاد🌱🌻SH
Статистика✅بهترین کانال/ شعر و دکلمه شهرزاد SH🌻 🌱 ویسکال فعال😍محفل نمایشنامه روزهای دوشنبه17:00تا19:00💖محفل دکلمه و آواز چهارشنبه 17:00 تا 19:00📻
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 48
- Всего постов
- 246
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 640
- 1/48двое суток
- 733
- 1/72трое суток
- 791
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
🌱 نمیدانم چرا دلتنگ و غمگینم چرا قلبم گرفته ؟ نمیدانم چرا باران نمیبارد چرا گریهام گرفته ؟ نمیدانم چرا بیتاب و تلخ و بی قرارم نمیدانم چرا دردم گرفته؟ وجودم از چه چیزی گشته خالی چه چیزی در درونم پا گرفته نمیدانم چه اوازی بخوانم چه شعری با چه مفهومی بگویم؟ نمیفهمم چگونه صحنه باید مرا در بر بگیرد از چه رویم؟ نمیدانم که پایان نمایش چه چیزی را نگویم از چه گویم؟ نمیدانم چرا میترسم از عشق نمیدانم چرا دل بی قرار است نمیدانم چرا عاشق شدم باز چه چیزی از چه چیزی در فرار است؟ نمیدانم چه حسی در نگاهش مرا از خلوتم بیرون کشیده نمیدانم چه حالی در هوایش مرا تا ساحل دریا کشیده قسم به شمع و شعر و ساز و اواز نفهمیدم چرا؟ آیا؟ چگونه؟ نمیدانم نمیدانم خدایا نمیدانم چرا عاشق شدم باز؟ وجودم از چه چیزی گشته خالی چه چیزی در درونم پا گرفته؟ 🖋 #نایاش شهرزاد🎙 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 گفتن دوستت دارم... همیشه شبیه دل به دریا زدن است... رها کردن تیری ... که دیگر هرگز به کمان باز نمیگردد... دوستت دارم... هر سرانجامی که بیابد... این تیر که رها شود... دیگر هیچ کس آن آدم قبلی نخواهد بود... #امیرحسین_کامیار 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 تو نمیدونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی کیسه آبگرم روی دلت منم. اون روز که تو خیابون یه گربه میذاره نازش کنی، درختی که تماشات میکنه منم. اون آهنگی که میشنوی و سرخوشت میکنه، ریتمش منم. تو ساحل که راه میری، اون گوشماهی کوچیک شکسته که پیدا میکنی و بعد میندازیش تو دریا و بهش میگی سفر بخیر منم. نور مهتاب که از پنجره میفته روی تختت و دلت رو گرم میکنه منم. آفتاب پاییز که یه گوشهی پبادهرو گرمت میکنه منم. من که خودم سردم. خودم گم شدم. خودم خیلی وقته از خودم رفتم. خواب دیدم تو بچگیت برف اومده، برف آدمبرفیت منم. من که آب شدم و باهار بعد دیگه یادت نبود چقدر شال تو دور گردنم خوشحالم میکرد. اون خودکار قشنگت که گم شد منم. نوک مداد نوکیت که افتاد کف کلاس و شکست منم. غصه نخوردی، یه بسته دیگه نوک مدادنوکی داشتی. اونروز که یکی نوبتشو تو صف داد بهت، اون خوشحالی تو دلت رو که به باد گفتی، باد منم. من که خیلی وقته فهمیدم باید دورت بگردم اما از دور. یه اسب داره تو پیشونیم سم میکوبه. یالش تویی، صداش تویی، وقتی که میدوئه تو باد قشنگی تنش تویی. تو درد قشنگ منی. اسب پیشونی میگرنی من. گذشتهی خیلی غریب، آیندهی خیلی ناممکن. من نمیدونم ولی این قرصی که داره اثر میکنه تویی. این دردی که داره کم میشه تویی. همهچی تویی، تو که خودت نیستی. کاشکی یه شعر بودم فقط واسه تو، ولی یه متنم که به کار هیشکی نمیاد. همین. #حمیدسلیمی 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 به من از روزهاي كوتاه ، شباي سرد زمستون زوزه ی سگ هاي ويلون ، شب خلوت خيابون زير سقفاي شكسته ، رگ تند باد و بارون گنجه هاي پر ز هيچی ، حسرت يه لقمه ی نون بگو بگو با همیم ، ولي از دوريت نگو منو نترسون منو نترسون ! *** به من از سرفه ی برگا ، سينه ی زخمي پاييز ترس گنجشكاي عاشق ، از مترسك هاي جاليز سر موندن و نرفتن ، بوته با گلاش گلاويز پٍُر پَرهاي شكسته ست ، قفساي زرد پاييز بگو بگو با همیم ، ولي از دوريت نگو منو نترسون منو نترسون ! *** به من از دستاي تب دار ، لباي تناسه بسته روی ریگ داغ دویدن ، با پای زخمی و خسته ديدن مردي كه زير سايه ی خودش نشسته با همه آوارگي هاش ، دل به موندن تو بسته بگو بگو با همیم ، ولي از دوريت نگو منو نترسون منو نترسون ! #استاد_محمد_صالح_علا 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 من، پرندهای که پیش از رسیدن به تو شکار شدم. لالهای که پیش از رسیدن به تو چیده شد و ماهی کوچکی که پیش از رسیدن به تو، صید شد. داستان من، داستان کلاغی بود که هرگز به پایان داستانش نرسید؛ او جا ماند، در تو. در تو که هرگز آشیان مناسبی برای تن زخمیاش نبودی. در تو که هرگز شانههایت پناهگاهی برای گریهاش و دستهایت آغوشی برای غمهایش نبودند. خواست برود؛ اما خودش را جا گذاشت. روی شاخههای خشک درخت خرمالو که روبروی خانهات بود. کاش همان درخت بود؛ همان درخت خرمالو که خندههایت روی آن نقش بسته بود، لبانِت آن را بوسیده بود و این دستانِت بودند که تن سردش را در آغوش کشیدند . ماند و ترجیح داد به خانهاش نرسد تا هیچوقت قصهها تمام نشوند. تمام نشوند تا کسی مجبور نباشد کلاغی شود که تمام عمر در آرزوی رسیدن به کسی، خیابانها را پرواز میکند. و حال من، منی خستهتر از کلاغ درونیم که به یاد تو در دریای خاطراتمان اشک میریزد. منی آشفتهتر از ماهی قرمز کوچکِ بختمان که با بالهای زخمی، در انتظار پایان است و باز هم من، هرتزی که هرگز صدایش شنیده نشد... #فاطمه_صادقی 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 خانجون که حوصله نداشت گویا تمام اهالی خونه پکر ودمغ بودن تو چشاش وقتی خیره میشدم غم عمیقی تهش بود انگار اونو با آب اندوه ساخته بودن گاهی تو دفتر پوست چرمی قرمزش چیزی مینوشت و بعد اون شروع میکرد فس فس آب دماغشو، بالا کشیدن و بعدش هم بغضاشو قورت میداد تا کسی هم همه ی گریه هاشو نشنوه از سر کنجکاوی همیشه دور و برش میچرخیدم میدونستم تو سینه اش یه درد قدیمی داره اگه سر باز بشه قطعا سیل همه جا رو بر میداره اگه طوفانی بشه تمام درخت های جنگل وجودش آتیش میگیره واگر خاکسترش روشن بشه همه زمین های اطرافش میسوزه چه رازی بود قطعا خودش میدونست وخودش اما اون دفتر بخشی از زندگیش بود و خواه و ناخواه دلتنگی ها چون آدم ها از سر خوشی، هیچوقت چیزی نمی نویسن این برای زمانیکه که دلت گیرکسی یا تو خاطرات بیکسی ها گم شدی و این دست خودت نیس. همه آدم ها از یه پدر ومادر متولد میشن اما تو انتخابشون نقشی ندارند اما بعدها همون آدم ها که از خون و پوست واستخوونت هستن تورو از دنیات بیزار. از رنگ ها تنفر؛ از آسمون تنها خورشیدش و از آرامش شب؛ ماه وستاره هاش شب که خودش دریای غمه؛ آدم گیر میفنه تو وهم یین قلب وفکرش اونی که عاقلنر فکره ؛ میگه دست بردار ..... رفته برنمیگرده ... اگه میخواست زخم نمیزد .... "اما دل نفهم ترین عضو بدن" هیچی بارش نیس؛ توهی خودتو به جونت بزن وقتی از زمان وزمین گلایه داری تنها کسی که تورو درک میکنه همون دله لامصب.. با یه آهنگ بهم میریزی با یه تشابه چهره ؛ فکرت میره به قدیم قدیماا اما نگم ؛با یه صدا بیچاره میشی صدا لامصب؛ تیشه به ریشه ات میزنه حالا تو بگو :رفته بر نمیگرده ؟ اما ..... همه آدم ها با دو نفر آدم زندگی میکنن یکی که تو قلبشون؛ که جاش مث رد چاقو همش درد میکنه ویکی کنارت نشسته مجبوری تحمل کنی چون جبر جامعه اینو میگه .... حلالت نیس؛ دوستت نداره.... تورو گذاشته پشت قلبش پشت نگاش... آره رفیق دنیا همینه، امروز هستی ،چن ثانیه بعد خبری نیس حالا خانجون من بین گذشته و آینده مونده تو دفتر چرم قرمزش ردپای خط قرمزهاست تو آینده نا معلومش یه چشم انتظاری مبهم. آدم ها رو عاشق و وایسته نکنین شاید تو دنیای تنهایی هاشون بزرگ شدن تنهایی آدم مث کاغذ سفید پاک و خالصه مث طلا میدرخشه وقتی خش میفته؛ اجرت طلا افت میکنه ضرر وزیانش مادی یعنی از دست رفتن زحمت وعمر و خستگی.... عشق هم همیته از خود گذشتگی و نهایت دل بستگی و وابستگی گیر میفتی بین جهنم وبهشت قلب و چشمت قلب شاید ببخشه چون بخشنده تراز اون کسی نیس اما چشم لامصب؛ مث نردبون نزدیک تیر برق تا میاد بگذره برق میگیره و پرت میشه روی خاطره ها آدم برق گرفته برزخش مرگ و مرگ بقول شاعر عالیقدر حسین پناهی که میفرماید (يک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روزبرای اولين بار مفهوم دير شدن را خواهی فهميد) آره رفیق حق با خانجون من و دفتر چرم قرمز و اشک بی پیدا... #امیرعلی_کشاورز 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 شب شد ماه را بوسیدهام خیال پریشانم را شانه زدهام گلدانهای شمعدانی را به نوازشی آرام خواباندهام منتظرت میمانم تا... چون هر شب با صدای " شبت بخیر ماه من. " رویای تو را به آغوش بگیرم.. #فریدون_مشیری 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 من زنم.... در گلوی زمین گیر کردهام قدری حرف میخواهم و کمی آزادی! دوباره سیب بچین حوا من خستهام بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند. #سیمین_دانشور 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 به دور میرفتم .. به جستجوی راز جهان .. که دودکش خانه ات را دیدم ... نزدیک که شدم .. دریافتم آنچه به دنبالش بودم .. تویی ..... زنی در سرزمینی برفی .. با گیسوانی بافته و آوازهایی که خواب خرسها را پر از کندوهای عسل میکرد ! اینجا فرود آمدم .. و برای بخاری ات هیزم جمع کردم ... #رسول_یونان 🌱🌻 @sheery_sh
видео или голосовое, без подписи
🌱 هیچکدام از کسانی که مرا آزردند، عاقبت خوبی نصیبشان نشد! من دخترِ مورد علاقهی خدا هستم، مراقب باش! خداوند روی من و احساساتم حساس است... 🌱🌻 @sheery_sh