tgindex
Aba Abedin
@aba_abedin_channelперсидский

پیام‌آور

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
959
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
527
21 постов
Вовлечённость
55,0%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
70
1/48двое суток
80
1/72трое суток
86

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سفر نمی‌کنم ازت

  • مثلا فکر کن از درختی که زیر باران شسته شده قطره قطره نور بچکه یا چند پرنده که روی آنتن‌ نشستن یا موج آروم دریا یا هر تصویر زیبای دیگه‌ای تو شبیه همه‌ی این‌ها نیستی؟

  • درست فکر می‌کردم، تمام پنجره‌ها شکسته بود، من می‌توانستم دستم را از پنجره بیرون بیاورم، باد را باور کنم و دستم را روی وزش‌های جعدش برقصانم. می‌پرسم تو که رهایم نمی‌کنی؟

  • موهای تو جاده‌ی ابریشمه شونه بکش جاده رو هموار کن

  • برای کشتن من چقد درخت بسه که تیکه پاره کنی تمام پیکرمو تبر چرا وطنم؟ بهم سلام نکن یا بی جواب بذار سوال آخرمو آبا عابدین

  • چشات می‌زنه لبات می‌رقصه

  • تا برای درخت‌های شما چند شاخه سکوت می‌خوانم بروید و به شعر‌ها بدمید تا از آن سوی آسمان بپرید

  • چشماتو باز می‌کنی خورشید می‌درخشه خدا شدی کافر شدم خدا منو ببخشه آبا عابدین

  • چشاش بمبئی غمش مزار شریف

  • هنوز در مدار توام یعنی هنوز آنقدر دور نشده‌ای پس نمی‌ترسم

  • صبور و بی‌هوا بیا عزیز من بشین رو پوستم مه غلیظ من! آبا عابدین

  • ابر کن خواننده: ساناز قبادی آهنگ و تنظیم: وحید اختری ترانه: آبا عابدین طراح پوستر: امیر منتظری رکورد، میکیس و مسترینگ: استدیو اورانیا @aba_abedin_channel

  • بوی تو می‌آید و من مدام فکر می‌کنم باید در آغوش کشیده شوم #آباعابدین @aba_abedin_channel

  • از من درخت مونده و از تو صدای باد پس کاملا طبیعیه قلبم تورو بخواد

  • وقتی چراغارو خاموش می‌کنی تاریکی در آغوش می‌گیردت شگفت‌انگیز نیست؟

  • نوشتم پیکرم را پر کرده‌ بودی و تازه فهمیدم چرا اینهمه گیج بودم برای همین است که دریا هرگز در لیوان جا نمی‌شود و باران وقتی تمام می‌شود، تمام نمی‌شود آبا عابدین

  • این نامه رو توی آینه‌ باز کن روبروی دریا

  • در نهایت دیر خواهد شد. مثل همیشه

  • پس همین اندازه نور برای اینکه دیوارای خونه رو ببینیم کافیه همين‌قدر که مطمئن بشیم اگه آینه شکست غرق نمی‌شیم. صدام می‌کنه و برمی‌گردم سمتش، با دست بهم می‌گه بیا اینجا. بهش می‌گم من از آینه رد نمی‌شم. ها می‌کنه و با انگشت یه خط می‌کشه روی بخار نفسش. می‌پرسه وقتی آکواریوم می‌شکنه ازش آب می‌ریزه بیرون، از آینه‌مون چی می‌ریزه بیرون اگه بشکنه؟ می‌گم دلتنگی.

  • منو لای غربت پرنده‌ها توی کشور جنازه‌ها بکار