tgindex
کانال عبدالخالق احسان

کانال عبدالخالق احسان

Статистика
@abdulkhaleqehsanперсидский

هر از گاهی سخنان نغز دیگران را ترجمه می‌کنم و گاهی هم می‌نویسم؛ تو هم با من بخوان تا باهم در مسیر تعالی و برتری قرار بگیریم. اگر گاهی نظر، انتقاد و پیشنهادی داشتید، بفرستید تا با اشتیاق تمام بهره‌مند شویم. @khaleqehsan

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
9
Всего постов
50
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 870
−7 за 3 дн.
Сутки
−3
−0,10%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
295
40 постов
Вовлечённость
10,3%
к подписчикам
Постов в день
1,3
всего 50
Упоминаний
6
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
147
1/48двое суток
168
1/72трое суток
181

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • امام ابوحنیفه رحمه الله از ديدگاه دانشمندان اسلامی ابو حیان زیادى می‌گوید: به من خبر رسیده است؛ هنگامی که امام ابوحنیفه رحمه‌ الله احساس کرد زمان وفاتش فرا رسیده است، به سجده افتاد، و در حالی که در سجده بود، روحش از بدنش جدا شد. مغاني الأخيار، اثر عینی، ج ۳، ص ۱۴۱ ترتيب کننده: محمد وائل الحنبلی ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • چرا دیر رسیدن به معنی اشتباه رفتن نیست؟ ✍ حسنا سلیمانی این روزها همه‌ی ما عجله داریم، می‌خواهیم خیلی زود به اهداف و خواسته‌های‌مان برسیم. اما واقعیت این است که بعضی از چیزهای خوب در زندگی، برای شکل گرفتن فقط به زمان نیاز دارند. اگر تلاش می‌کنی و نتیجه دیر شده به این معنا نیست که راه را اشتباه رفته‌ای. در طبیعت هم هیچ درختی یک‌شبه میوه نمی‌دهد. دانه قبل از این‌که سر از خاک بیرون بیاورد، مدتی را در تاریکی ریشه می‌سازد تا قوی شود. ما انسان‌ها فقط جلوی پای‌مان را می‌بینیم، اما خدا کل مسیر را می بیند و چقدر زیبا در کلام خود بیان می‌کند: {وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَاللُه يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} (شاید چیزی را دوست نداشته باشید، ولی خیر شما در آن باشد و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.) گاهی این تأخیرها یک فرصت پنهان است تا خودمان پخته‌تر و ریشه‌های‌مان محکم‌تر شود. پس دلسرد نشو؛ با امید به تلاشت ادامه بده و به زمان‌بندی خدا اعتماد کن که فرمود: {إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِينَ} (همانا خداوند با صابران است.) زیباترین اتفاقات زندگی، دقیقا همان‌هایی هستند که برای‌شان بیشتر صبر کرده‌ایم. https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • امام ابوحنیفه رحمه الله از ديدگاه دانشمندان اسلامی امام حافظ حفص بن غیاث رحمه‌الله می‌فرماید: سخنان امام ابوحنیفه در علم فقه، از تار مو نیز دقیق‌تر و ظریف‌تر است؛ و جز شخص نادان، کسی در آن عیبی نمی‌بیند. سير أعلام النبلاء، ج ۶، ص ۴۰۳. ترتیب کننده: محمد وائل الحنبلی ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • از فطرت تا تمدن ✍ صفیه مخدومی انسان با فطرتی پاک آفریده شده و در جستجوی چیزی است که با فطرت او سازگار باشد، اما محیط، عادت‌ها و رفتارهای نادرست می‌تواند به تدریج بر فطرت او تأثیر بگذارند. انسان به یک‌باره تغییر نمی‌کند، بلکه تکرار رفتارها باعث می‌شود کارهای نادرست برای او عادی شوند. تغییر تدریجی فطرت به طور مثال، کسی که یک‌بار دروغ می‌گوید، ممکن است احساس ناراحتی کند؛ اما اگر دروغ را تکرار کند، کم‌کم وجدان او نسبت به آن حساسیت کمتری پیدا می‌کند. همین‌گونه ظلم، غیبت، فریب و بی‌احترامی هم با تکرار می‌تواند به عادت تبدیل شود. خانواده و جامعه درین زمینه  نقش مهمی دارند. کودکی که در محیطی سرشار از محبت، صداقت و احترام رشد کند، این ارزش‌ها را می‌آموزد؛ اما اگر دروغ و خشونت را همیشه ببیند، ممکن است آن‌ها را طبیعی تصور کند. رسالت محمدی رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم انسان را به بازگشت به فطرت سالم دعوت می‌کند. توحید، علم، تزکیه‌ی نفس، عدالت، امانت‌داری، کرامت انسان، برادری و کمک به نیازمندان، انسان را از آلودگی‌های اخلاقی دور می‌سازد. اسلام هم‌چنین برای اصلاح جامعه، بر خانواده‌ی سالم، اقتصاد اخلاقی، تحریم ربا و فریب، حفظ جان و مال مردم و وفای به عهد تأکید دارد. همان‌گونه که رفتارهای نادرست با تکرار، انسان را از فطرت دور می‌کند، ایمان، اخلاق و عمل صالح هم با تکرار می‌تواند او را به فطرت پاک نزدیک سازد. بنابرین، ساختن تمدن از ساختن انسان و ساختن انسان از بازگشت به فطرت آغاز می‌شود. اما متأسفانه امروزه شاهد آن هستیم که فطرت پاک انسان، بر اثر ارتکاب برخی گناهان و دور شدن از تعالیم رسالت محمدی صلی الله علیه و سلم، دچار آلودگی شده است. با این حال، هنوز فرصت بازگشت و تغییر مثبت وجود دارد. با توبه، تزکیه‌ی نفس و عمل به تعالیم اسلامی می‌توان آلودگی‌های درونی را پاک کرد، به فطرت اصیل خود بازگشته و شخصیت واقعی و انسانی خود را دوباره بازیابیم. https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • نقطه‌ی قوتش او را به خطر مرگ انداخت! الله متعال می‌گوید شما باید بر اساس آن تجربه‌های خود و استعدادهایی که در شما نهاده شده، خود را بکار اندازید. الله متعال زندگی تو را با هنرمندی، طرح‌ریزی کرده؛ اگر زندگی‌ات را یک داستان تصور کنی الله نویسنده‌ی این داستان است. هر تجربه‌ای که او تو را در معرض آن قرار می‌دهد، هدف و دلیلی دارد. شاید تو آن را درک نکنی و بگویی چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چرا این تجربه‌ی تلخ برای من؟ من چه تقصیری داشتم؟ لیاقت من بیشتر از این‌ها بود! بدان که هر تجربه‌ای در این زندگی چه بد یا چه خوب برای این است که به تو کمک کند در این "مسیر- صراط" پیش بروی. مقصد آن تجربه‌ها همین است. اما تو نمی‌توانی در این مسیر پیش بروی و موفق شوی مگر این که موهبت یا استعدادهایی که الله متعال به تو بخشیده را بشناسی. همان‌گونه که می‌دانید "قدرت بدنی" استعداد جسمانی موسی علیه السلام بود و می‌توانید حدس بزنید چه چیزی نقطه ضعف او بود؟ از لحاظ جسمانی خیلی قوی بود اما آیا می‌دانید ناتوانی او در چه چیزی بود؟ تکلم! حالا به این فکر کنید. نقطه‌ی قوت او سبب شد به خطر بیفتد. آن‌چه برای او یک موهبت و نعمت محسوب می‌شد؛ او را به خطر مرگ انداخت و آن‌چه برای او خیلی دشوار بود و ضعف محسوب می‌شد؛ سخن او، در قرآن هیچ پیامبری بیش از موسی علیه السلام سخن نگفته است! اندکی به این بیندیشید. مشتی زد و آن شخص کشته شد و بعد تمام زندگی موسی علیه السلام دچار آشوب شد. {وَ لَا یَکَادُ یُبِینُ} (الزخرف: ۵۲) حتی فرعون با تمسخر به موسی علیه السلام گفت: این حتی نمی‎‌تواند واضح سخن بگوید. و با وجود این ضعف در تکلم؛ {وَ کَلَّمَ اللهُ مُوسَی تَکلِیمَا} (النساء: ۱۶۴) موسی علیه السلام بی‌واسطه و مستقیم با الله متعال به گفتگو پرداخت. و کسی که با یکی از بزرگ‌ترین سیاست‌مداران تاریخ یعنی فرعون، مناظره کرد و او را در هم شکست، موسی علیه السلام بود. می‌خواهم بگویم که گاهی ما این‌گونه گمان می‌کنیم که من فکر می‌کنم از نقاط ضعف و نقاط قوت و استعدادهای خودم به خوبی آگاهم. اما نمی‌دانی که حتی ناتوانی‌ها و نقاط ضعف تو نیز موهبتی الهی است. چیزی که در آن ضعف داری یا فکر می‌کنی استعدادش را نداری، شاید الله متعال تو را با قرار دادن در مسیری با آن‌ها بکار بیندازد. در مورد استعداد و موهبت‌هایی که به یوسف علیه السلام داده شده بود چه می‌دانید؟ یکی از موهبت‌های داده شده به او تحلیل سخن و تعبیر خواب بود. موهبت دیگر چه بود؟ زیبایی. آیا زیبایی برای او یک دارایی ارزشمند بود یا ضعف و نقص؟ قوت جسمانی موسی علیه السلام سبب شد وی به خطر بیفتد. زیبایی یوسف علیه السلام برایش سبب دردسر شد. در دنیای ما مردم به این چیزها به دیده‌ی نعمت می‌نگرند؛ الله متعال به این شخص زیبایی داده، الله متعال به آن شخص جسم قوی داده. اما الله متعال بیان داشته: پروردگار شما بهتر می‌داند چه کسی بیشتر پایبند هدایت است، الله متعال توسط این نمونه‌ها در قرآن به ما می‌آموزد که توانایی‌های مختلفی به ما داده شده، استعدادهای ظاهری داده شده و استعدادهای باطنی؛ توانایی فهم منظور کلام، چنان‌چه به یوسف علیه السلام داده شده بود. صداقت و امانت‌داری موسی علیه السلام {القَوِیُّ الأَمِینُ} (القصص: ۲۶) قوی بودن آسان است اما این که خیلی قوی باشی و در عین حال درستکار هم باشی، این واقعا دشوار است. آن‌ها موهبت‌های فوق‌العاده بودند که الله متعال به آن‌ها عطا کرده بود تا مسیری که باید طی می‌کردند را بپیمایند. سخنران: استاد نعمان علی خان مترجم: زهرا احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • 📚 جنگ فکری، اهداف، وسایل و راه‌های مبارزه ✍️ نویسنده: اسماعیل علی محمد 🖋 مترجم: عبدالخالق احسان 🏛 ناشر: نشر احسان آیا می‌دانید خطرناک‌ترین جنگی که امروز با آن مواجهیم، نه در میدان‌های نظامی، بلکه در ذهن و قلب ما جریان دارد؟ کتاب «جنگ فکری، اهداف، وسایل و راه‌های مبارزه» یک کالبدشکافی استراتژیک از نبرد پنهان بر سر اذهان و ارزش‌هاست. نویسنده پرده از «خطرناک‌ترین نوع تهاجم» برمی‌دارد؛ تهاجمی که نه خاک، که عقل‌ها و قلب‌ها را هدف گرفته است. این کتاب با نگاهی دقیق، جنگ فکری را به عنوان چالش اصلی جهان اسلام در عصر مدرن معرفی می‌کند و «حقیقت»، «اهداف»، «وسایل» و «مظاهر» این تهاجم خاموش را تشریح می‌کند. در بخش پایانی، استراتژی‌های عملی و مؤثر برای مقابله با آن را ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و سیستم‌های آموزشی به عنوان سربازان این جنگ نرم عمل می‌کنند. اگر به دنبال نسخه‌ای عملی برای مصون‌سازی خود و جامعه‌تان در برابر این هجمه خاموش هستید، این کتاب یک نقشه‌ی راه ضروری است. 🔗 لینک خرید: https://igbookshop.com/Book/2299 📲 آیجی بوک در خدمت شما

  • گاهی انسان به دلیل هیبت و اقتدارش مورد احترام است، اما اگر بداخلاق باشد، دیگران ناچار می‌شوند با او مدارا کنند! این‌جاست که «مدارا» به عنوان یک اخلاق والا و نشانه‌ی ضعف جلوه نمی‌کند؛ بلکه حکمتی است که دروازه‌های شر و فتنه را می‌بندد، بدون آن که دروازه‌های نفاق را باز کند. بنابرین هر سکوتی به معنای دست کشیدن از حق نیست، و هر نرمی و ملایمتی به معنای عقب‌نشینی و چشم‌پوشی از اصول نیست؛ بلکه گاهی نرمی و مدارا صادقانه‌ترین وسیله برای اصلاح و حکیمانه‌ترین راه برای همزیستی است. کسی که مفهوم مدارا را بر اساس هدایت و روش پیامبر صلی الله علیه و سلم درک کند، می‌داند چه زمانی باید سخن را نرم و ملایم کند تا آرامش و صلح حفظ شود، و چه زمانی باید حق را آشکارا بگوید تا عدالت برپا گردد. در این صورت، اخلاق و حکمت در یک ترازو جمع می‌شوند و دل‌ها در امنیت باقی می‌مانند؛ بدون ‌آن که ارزش‌ها و اصول اخلاقی آلوده شوند. منبع: در خانه‌ی پیامبر مهربانی‌ها صلی الله علیه و سلم نویسنده: ادهم شرقاوی مترجمان: عبدالخالق احسان و صفیه مخدومی https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • فرق مدارا و منافقت! اخلاق فقط در برابر کسانی که دوست‌شان داریم، آزموده نمی‌شود و جوانمردی زمانی آشکار نمی‌گردد که دل‌ها با یکدیگر الفت داشته و روابط آسان و بی‌تنش باشد؛ بلکه حقیقت و جوهر انسان هنگامی شناخته می‌شود که با کسی روبرو شود که او را دوست ندارد و با کسی معاشرت کند که در کنار او احساس راحتی نمی‌کند. آن‌جاست که ارزش‌ها باید بر احساسات غلبه کند و حکمت و دوراندیشی بر میل به پاسخ‌گویی و مقابله پیشی بگیرد. در مکتب نبوت، اخلاق واکنشی ناخودآگاه و صرفا احساسی نبود؛ بلکه انتخاب آگاهانه‌ای بود که با آن، موقعیت‌ها مدیریت می‌شد، حرمت و انسجام جامعه حفظ می‌گردید و راه شر بسته می‌شد، بدون آن که دروازه‌ی توهین و آزار گشوده شود. روزی پیامبر صلی الله علیه و سلم در خانه‌ی عایشه رضی الله عنها نشسته بود. مردی اجازه‌ی ورود خواست. پیامبر فرمود: به او اجازه دهید، او بدترین قومش است! هنگامی که آن مرد وارد شد، پیامبر صلی الله علیه و سلم به روی او لبخند زد و با نرمی و خوش‌رویی با او سخن گفت. وقتی آن مرد از نزد پیامبر بیرون شد، عایشه رضی الله عنها گفت: ای رسول خدا! هنگامی که آن مرد اجازه‌ی ورود خواست، درباره‌ی او آن سخن را گفتی، اما وقتی وارد شد، به رویش لبخند زدی و با گشاده‌رویی با او برخورد کردی. پیامبر گرامی صلی الله علیه و سلم فرمود: ای عایشه! از چه زمانی مرا بداخلاق و زشت‌گفتار یافته‌ای؟ بدترین مردم نزد الله متعال از نظر جایگاه در روز قیامت، کسی است که مردم برای در امان ماندن از شر او، او را رها و ترک می‌کنند. هر سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم حکمتی است، هر رفتار او درسی دارد و هر لحظه از زندگی او شایسته‌ی آن است که با جوهری از طلا بر صفحاتی از نقره نوشته شود؛ او انسانی بود که در تاریخ بشر فقط یک نمونه از او وجود دارد. و این نیز حکمتی دیگر، درسی دیگر و لحظه‌ی دیگری است که باید آن را ثبت کرد! این ماجرا درس بزرگی درباره‌ی مدارا و نرمش حکیمانه با مردم است. افراد ساده‌لوح میان «مدارا» و «نفاق» تفاوتی نمی‌گذارند و این دو را با یکدیگر اشتباه می‌کنند؛ در حالی که چنین برداشتی نادرست و فهم غلطی از آداب تعامل با مردم است. رفتارهایی وجود دارد که در ظاهر شبیه یکدیگرند و ممکن است در نگاه نخست کاملا یکسان به نظر برسند؛ اما اگر با چشم بصیرت و فراست در آن‌ها بنگریم، فاصله میان‌شان بسیار آشکار می‌شود و درمی‌یابیم که میان آن دو، رشته‌ی بسیار باریکی فاصله وجود دارد. خوشا به حال کسی که این مرز ظریف را دریابد؛ زیرا او حقیقت زندگی را فهمیده است. کسی که «مدارا» را با «نفاق» اشتباه می‌گیرد، مانند کسی است که بخیل را با صرفه‌جو، ترسو را با محتاط، بی‌مبالات را با شجاع، گستاخ را با جسور و ولخرج را با سخاوتمند اشتباه بگیرد. ممکن است شرایطی تو را از این بازدارد که به یک ظالم بگویی: تو ظالم هستی؛ این می‌تواند مدارا باشد، اما نفاق آن است که برای ظلم او کف بزنی و آن را تأیید کنی! نگفتن حقیقت، به معنای رضایت به باطل نیست؛ رضایت به باطل آن است که برای آن کف بزنی، از اهل باطل حمایت کنی و دست آنان را بفشاری و تأییدشان نمایی. البته اصل و اساس، گفتن حق است؛ اما خداوند به شرایط و وضعیت بندگان خود داناتر است. اما مهم‌تر از همه این است: مراقب باش خودت «بدترین قومت» نباشی! مبادا پدر و مادرت با تو مدارا کنند و هنگام سخن گفتن با تو، کلمات‌شان را با احتیاط انتخاب کنند؛ نه از روی احترام و محبت، بلکه از ترس تندی زبان، بدخلقی و کم‌ادبی تو! مبادا همسرت به خاطر خشونت و آزار تو، با تو مدارا کند! مبادا فرزندانت به دلیل بدخلقی و رفتار نادرست تو، با تو مدارا کنند! مبادا همسایه‌ات با تو مدارا کند؛ چون می‌داند تو مانند یک بمب ساعتی هستی و هیچ‌کس نمی‌داند چه زمانی در برابر او منفجر خواهی شد! مبادا همکارانت با تو مدارا کنند؛ زیرا تو فردی آزار دهنده و شرور هستی و کسی نمی‌تواند از جانب تو احساس امنیت کند! و مبادا همنشینانت از ترس این که سخنی درباره‌ی کسی از دهان‌شان بیرون بیاید و تو آن را به گوش او برسانی، با تو احتیاط کنند؛ زیرا تو را شناخته ‌اند که میان مردم به سخن‌چینی می‌پردازی! اما اگر پدر و مادرت با تو با آسودگی و راحتی سخن بگویند، همسرت بتواند بدون ترس با تو بحث و گفتگو کند، فرزندانت با آرامش نظر خود را با تو در میان بگذارند، همسایه‌ات بدون تکلف و نگرانی با تو رفتار کند و همکارانت در کنار تو ساده و طبیعی باشند، بدان که انسان بزرگواری هستی؛ زیرا آنان به دلیل آن که خوش‌اخلاقی و حسن رفتار تو را شناخته‌اند، چنین آزادانه با تو رفتار می‌کنند.

  • وبینار تربیت یا تخریب؟ مرز باریک میان رشد و سقوط در نوجوانان آیا می‌خواهید بدانید خانواده چگونه می‌تواند در تربیت نوجوانان نقش سازنده داشته باشد و چه عواملی ممکن است مسیر رشد آنان را به سمت آسیب و سقوط تغییر دهد؟ در این وبینار، درباره نقش خانواده، عوامل مؤثر بر رشد یا سقوط نوجوانان و راهکارهای تربیت صحیح و پیشگیری از آسیب‌های نوجوانان گفت‌وگو خواهیم کرد. 🎙 با ارائه: دکتر جلال معروفیان نویسنده، پژوهشگر و محقق 📅 زمان برگزاری: چهارشنبه ⏰ ساعت ۹ شب به وقت افغانستان 📍 محل برگزاری: گوگل میت نوت: این وبینار از طریق گوگل میت برگزار می‌شود و لینک ورود پیش از آغاز برنامه در کانال تلگرام مؤسسهٔ تهذیب به اشتراک گذاشته خواهد شد. کانال تلگرام مؤسسه تهذیب: @tahzib_organization

  • نخستین پایه‌ی تمدن انسانی نخستین پایه‌ی تمدن انسانی این است که همه‌ی انسان‌ها از یک اصل و ریشه‌ی واحد سرچشمه گرفته‌اند؛ بنابرین از نظر قرآن جایی برای برتری‌جویی یک نژاد بر نژاد دیگر، یک رنگ بر رنگ دیگر، یا یک ملت بر ملت دیگر وجود ندارد. الله متعال می‌فرماید: ﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا﴾ (النساء: ۱) ای مردم! از پروردگارتان بترسید؛ همان کسی که شما را از یک نفس آفرید و همسرش را نیز از همان نفس پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده ساخت. و از آن ذاتی بترسید که به نام او از یکدیگر درخواست می‌کنید و درباره‌ی خویشاوندان نیز رعایت حق کنید؛ همانا خداوند همواره بر شما مراقب است. و نیز می‌فرماید: ﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾ (الحجرات: ۱۳) ای مردم! ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. همانا گرامی‌ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست؛ بی‌تردید خداوند دانا و آگاه است. دلالت و پیامد تمدنی وحدت اصل انسانی، پایه و اساس برابری انسان‌ها، شناخت متقابل، همکاری و کنار گذاشتن نژادپرستی است. همچنین این دیدگاه، تقوا، ارزش‌های اخلاقی و عمل صالح را معیار برتری انسان قرار می‌دهد، نه نسب، قدرت و ثروت. نویسنده: دکتر علی محمد صلابی مترجم: صفیه مخدومی https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • خطاهایی تفکر ما در فضای خالی و بدون مقدمات فکر نمی‌کنیم و بلکه عقل و فهم ما با آن‌چه می‌شنویم، می‌بینیم و تجربه می‌کنیم، شکل می‌گیرد؛ اما گاهی در میانه‌ی راه، تفکر ما می‌لغزد و ما را به خطاهایی دچار می‌کند که فهم ما از واقعیت را خدشه‌دار می‌سازد. بارزترین این خطاها موارد زیر می‌باشند: ۱. تعمیم دادن: یعنی براساس بخش کوچکی، درباره‌ی کل قضاوت کنیم. مثال: با یک کارمند در اداره‌ی دولتی برخورد می‌کنید که رفتار خوبی ندارد، و می‌گویید: «همه‌ی کارمندان دولت این‌گونه هستند»، در حالی که تجربه‌ی تو بازتاب‌ دهنده‌ی کل واقعیت نیست. ۲. تفسیر بر اساس تئوری توطئه: باور به این‌که هر چیزی رخ می‌دهد، پشت آن نقشه‌ای پنهانی و از پیش طراحی‌ شده وجود دارد. مثال: تطبیق پروژه‌ای در شهر شما با تأخیر مواجه می‌شود، و تو گمان می‌کنی که توطئه‌ای برای فقیر کردن منطقه در کار است، در حالی که دلیل آن ممکن است تنها سهل‌انگاری یا سوء مدیریت باشد. ۳. تفکر احساسی به جای تفکر منطقی: یعنی تصمیم‌گیری و اتخاذ موقف بر اساس احساسات، نه بر پایه‌ی واقعیت‌ها و شواهد. مثال: رد کردن یک ایده یا شخص فقط به این دلیل که او را دوست نداری، یا پذیرش یک نظر فقط به‌ خاطر این که احساساتت را برمی‌انگیزاند، بدون این‌که به درستی دلایل آن را بررسی کنید. این خطاها ممکن است ساده به نظر برسند، اما با تکرار، آگاهی ما را خدشه‌دار می‌کنند و ما را در چرخه‌ای از سوءتفاهم‌ها و قضاوت‌هایی نادرستی گرفتار می‌سازند. عقل نظام‌مند و منهجی در برابر هر اندیشه‌ای توقف می‌کند، درباره‌ی آن می‌پرسد و آن را می‌آزماید، پیش از آن که حکمی صادر کند. نوشته: دکتور عبدالکریم بکار ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • امام ابوحنیفه رحمه الله از ديدگاه دانشمندان اسلامی امام ابن تیمیه رحمه‌الله می‌گوید: هرکس درباره‌ی امام ابوحنیفه رحمه‌ الله و دیگر امامان، گمان کند که آنان به قصد حدیث صحیح را به خاطر قیاس یا چیز دیگری مخالفت می‌کردند، در حق آنان به خطا رفته است؛ و چنین سخنی یا از روی گمان و پندار گفته شده یا از روی هوا و هوس می‌باشد. مجموع الفتاوى، ج ۲۰، ص ۳۰۴. ترتیب کننده: محمد وائل الحنبلی ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • 📚 معرفی کتاب هفته 4️⃣ از قسام و غزه آموختیم ✍️ محمد فتوح حمد بیاییم پیرامون فلسطین و قبلهٔ اول‌مان بیش‌تر بخوانیم! ما را در صفحات مجازی دنبال کنید! فیسبوک انستاگرام تلگرام

  • 7 авг.342143

    گمان نیک نسبت به الله {وَلَم أَکُن بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِیًّا} (المریم: ۴) و من هرگز، به هیچ‌وجه در دعا و طلب کردن از پروردگارم ناامید و دلشکسته یا اندوهگین و بدگمان یا بدبین نشدم. همه‌ی این‌ها شامل معنای واژه‌ی "شقیٌ" می‌شود. این واقعا گیج‌کننده است چون در تمام طول عمرش دعا کرده و الله متعال اجابتش نکرده است، حالا که خیلی پیر شده و چیزی از مرگش نمانده هنوز هم اجابت نشده و می‌گوید: یاالله من هرگز حتی یکبار هم بدگمانی نکردم که اجابت نمی‌شود، حتی یکبار هم مأیوس نشدم و نگفتم که دعای من قبول نمی‌شود. اکنون بیایید از خودمان بپرسیم چقدر زود و آسان ما از الله متعال مأیوس می‌شویم؟! وقتی که دعای‌مان به موقعی که دل‌مان می‌خواهد اجابت نمی‌شود؟ زکریا علیه السلام از همه چیز مأیوس شده بود اما نه از این که سال‌ها اجابت نشده بود، از ضعف ناشی از پیری، از این که هیچ چاره‌ای برایش نمانده بود؛ خسته و مأیوس شده بود اما هرگز از الله تعالی ناامید نشد و شکایت نکرد. از دست هرکس، هر چی کشید باعث نشد که گمان نیکش نسبت به الله متعال از دست بدهد. {وَلَم أَکُن بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِیًّا} بعد از این گفت: رنج من این مردم است؛ نگران نقشه‌ها و نیت‌های‌شان هستم، از ریاکاری، جاهلیت و تکبر این قوم می‌ترسم. {وَإِنَّی خِفتُ المَوَٰلِیَ مِن وَرَآءِی} (المریم: ۵) و می‌گوید یاالله من فکر میکنم راه حلش این است که یک فرزند می‌داشتم اما {وَکَانَتِ امرَأَتِی عَاقِرًا} (المریم: ۵) همسر من حتی از همان جوانی نازا بود. یا الله من قصد شکایت ندارم اما واقعیت این است که فرزندی به من ندادی، از میان مردم هم کسی را گزینش نکردی که مسئولیت من را به دوش بگیرد. زکریا علیه السلام هرگز مأیوس نشد و هرگز به الله متعال گمان بد نداشت، اطرافش پر از انسان‌های گمراه بود، آن‌ها که لایق وظیفه‌ی اصلاح‌گری نبودند، خودش هم که فرزندی نداشت، پس راه حل چیست؟ به الله می‌گوید: {فَهَب لِی مِن لَّدُنكَ وَلِیّا} (المریم: ۵) از جانب خودت هدیه‌ای عطا کن که مسئولیت مرا به دوش بگیرد. یاالله من نمی‌دانم خودت راهی پیدا کن. وهاب (بسیار هدیه دهنده) تو هستی. یعنی حتی پس از سال‌ها دعا کردن و اجابت نشدن هنوز هم طوری نمی‌گوید که انگار حق دارد حتما اجابت بشود. می‌داند که الله متعال هیچ چیزی به وی بدهکار نیست حتی اگر به وی ببخشد این فقط یک لطف الهی است نه این که خودش مستحق باشد. طرز دعای ما را ببینید؛ ما دعا می‌کنیم و انتظار داریم فورا جواب دعای‌مان را بگیریم و اگر اجابت نشود می‌گوییم دعای ما قبول نمی‌شود؛ من دعا کردم پس چرا اجابت نشد؟ اگر چنین انتظار داشته باشی این که هدیه نمی‌شود، چون هدیه و عطا غیرمنتظره می‌آید، چیزی‌ است که لطف می‌شود نه این که ما مستحقش باشیم. سخنران: استاد نعمان علی خان مترجم: زهرا احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • امام ابوحنیفه رحمه الله از ديدگاه دانشمندان اسلامی امام جلال‌الدین سیوطی شافعی می‌گوید: امام ابوحنیفه نخستین کسی بود که علم فقه را تدوین کرد و آن را بر اساس ابواب و فصل‌های منظم سامان داد. پیش از او هیچ‌کس چنین کاری انجام نداده بود؛ زیرا صحابه و تابعین، علوم شریعت را در قالب باب‌بندی و کتاب‌های مرتب تدوین نمی‌کردند، بلکه بر نیروی حافظه‌ی خود تکیه داشتند. هنگامی که امام ابوحنیفه گسترش علم را مشاهده کرد، از بیم آن‌که علم شریعت دچار پراکندگی و فراموشی نشود، آن را به نگارش درآورد و در قالب ابواب منظم، تنظیم کرد. به همین‌ دلیل، امام شافعی رحمه الله فرمود: مردم در فقه، نیازمند ابوحنیفه‌ اند. تبییض الصحیفة، ص ۱۳۸. ترتيب کننده: محمد وائل الحنبلی ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • 6 авг.855163

    مجموعه‌ی مبارک ده جلدی با محوریت قضیه‌ی فلسطین به یاری الله متعال توفیق یافتم، مجموعه‌ی مبارک ده جلدی کتاب با محوریت قضیه‌ی فلسطین را به فارسی ترجمه کنم. مجموعه‌ای که با نگاه دینی، تاریخی، فکری و انسانی، ابعاد گوناگون مسئله‌ی فلسطین را بررسی کرده و می‌کوشد حقیقت این سرزمین مبارک و رنج‌های مردم آن را به خوانندگان فارسی زبان معرفی کند. امید است این تلاش، گامی هرچند کوچک در جهت آگاهی‌بخشی، حفظ حافظه‌ی تاریخی امت اسلامی و دفاع از سرزمین مقدس و حق و عدالت باشد. از همکاری و حمایت شما خواهران و برادران گرامی سپاس‌گزارم و تقاضامندم که با پیشنهادها و انتقادهای سازنده‌ی خویش، یاریگر ما درین مسیر با عظمت باشيد. https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • Channel photo updated

  • جایگاه قرآن در زندگی انسان! ✍️ شبانه شهیر محمدی قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان، بزر‌گ‌ترین هدیه‌ی الهی به بشریت است. این کتاب نورانی، رهنمای زندگی انسان در همه‌ی زمان‌ها و مکان‌هاست و مسیر سعادت دنیا و آخرت را به او نشان می‌دهد. قرآن فقط کتابی برای تلاوت نیست، بلکه برنامه‌ی کامل برای زندگی است. هر آيه‌ی آن درس اخلاق، انسانیت، محبت، عدالت و ایمان را به انسان می‌آموزد. اگر انسان دستورات قرآن را در زندگی خود پیاده کند از بسیاری لغزش‌ها و اشتباهات دور خواهد ماند. قرآن انسان را به راستگویی، امانت‌داری، احترام به والدین و کمک به نیازمندان دعوت می کند. یکی از مهم ترین ویژگی های قرآن، ایجاد آرامش در قلب انسان است. هرگاه انسان با اخلاص آیات الهی را بخواند و در معانی آن بیندیشد، احساس امید و اطمینان بیشتری خواهد داشت. خانواده‌ای که با قرآن مأنوس باشد، فضای آن سرشار از محبت، احترام و صمیمیت خواهد بود. فرزندانی که از کودکی با قرآن آشنا شوند ارزش اخلاقی و دینی را بهتر درک می‌کنند. تلاوت روزانه‌ی قرآن حتی اگر چند آیه باشد، می‌تواند روح انسان را زنده نگهدارد و او را به خداوند نزدیک‌تر کند، اما مهم‌تر از تلاوت، عمل کردن به آموزه‌های آن است. قرآن چراغ هدایت، مایه‌ی رحمت و سرچشمه‌ی حکمت است. هر کس به آن عمل کند، راه سعادت را خواهد یافت و از گمراهی در امان خواهد ماند. در پایان می‌توان گفت که قرآن، بهترین رهنمایی زندگی انسان است. اگر این کتاب آسمانی را با عشق  بخوانیم و در آن تدبر کنیم و به دستوراتش عمل نماییم زندگی‌مان سرشار از آرامش، امید، موفقیت و خوشبختی خواهد شد. قرآن همواره نوری است که مسیر زندگی انسان را روشن می‌سازد و او را به سوی کمال و رضایت الهی هدایت می‌کند. https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • امام ابوحنیفه رحمه الله از ديدگاه دانشمندان اسلامی در توصیف امام ابوحنیفه رحمه‌الله آمده است: او بسیار سکوت می‌کرد، همواره اهل تفکر بوده، و بسیار خردمند، کم‌سخن و کم‌گفتگو با مردم بود. امام غزالی رحمه الله همین توصیف را نقل کرده، و سپس فرموده است: این ویژگی‌ها از روشن‌ترین نشانه‌های برخورداری از علم باطنی و اشتغال به امور مهم دین است. هر کسی که نعمت سکوت و زهد را به دست آورد، گویا همه‌ی علم را به دست آورده است. إحياء علوم الدين، ج ۱، ص ۲۸. ترتیب کننده: محمد وائل الحنبلی ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

  • امام ابوحنیفه رحمه‌ الله از ديدگاه دانشمندان اسلامی هارون‌الرشید به امام ابویوسف رحمه‌ الله گفت: اخلاق امام ابوحنیفه رحمه‌ الله برای من توصیف کن. ابویوسف در پاسخ گفت: به الله سوگند، او در پاسداری از حریم‌های الهی بسیار استوار و سخت‌گیر بود؛ از دنیاطلبان و اهل دنیا کناره می‌گرفت، سکوت طولانی داشت، همواره غرق در اندیشه و تفکر بود، و اهل پرگویی و یاوه‌گویی نبود. هرگاه درباره‌ی مسئله‌ای که نسبت به آن آگاهی داشت، از او سؤال می‌شد، پاسخ می‌داد. من او را شخصيتی دیدم که نگهبان نفس و دین خویش بود، به اصلاح و مراقبت از خویشتن مشغول بوده و خود را از پرداختن به عیب‌های مردم باز می‌داشت، و هیچ‌ کس را جز به نیکی یاد نمی‌کرد. هارون‌الرشید گفت: این‌ها اخلاق صالحان اند. مناقب الإمام، اثر امام ذهبی، ص ۱۷. ترتیب کننده: محمد وائل الحنبلی ترجمه: عبدالخالق احسان https://t.me/abdulkhaleqehsan

کانال عبدالخالق احسان — tgindex