کانون شعر و ادب دانشگاه امیرکبیر
Статистика«تو را سزد که کنی خانهٔ ادب آباد» ارتباط با ما : @AUT_Adabi
- Последний пост
- 12 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
فکر میکنید بزرگترین ضعف کانونهای فرهنگی دانشگاه چیه؟ 🔹 برنامهمحور بودن؟ 🔹 نداشتن خروجی واقعی؟ 🔹 بیارتباط بودن با بازار کار؟ 🔹 یا چیز های دیگه؟ چند ساعت دیگه میخوایم درباره یک ایده جدید صحبت کنیم و قبلش دوست داریم نظر شما رو بدونیم.
https://t.me/+SAUakaLpdj5jYzU0 آبگینه در تلگرام 👆👆👆
https://t.me/+SAUakaLpdj5jYzU0 آبگینه در تلگرام 👆👆👆
https://t.me/+AhSI0lJiq-ZhMTc0
https://t.me/+AhSI0lJiq-ZhMTc0
🖤🥀 #بهروز_رضوی (خرداد 1405-1326) شادروان استاد بهروز رضوی، گوینده پیشکسوت، مجری برنامۀ کتاب شب با محوریت معرفی کتاب و بازخوانی آثار مشهور ایران و جهان بود که بیش از سه دهه از رادیو پخش شد و بیش از ۱۲۰۰ کتاب را در این برنامه به شنوندگان معرفی کرد. 🏴 کانون های فرهنگی هنری دانشگاه صنعتی امیرکبیر درگذشت این هنرمند پیشکسوت و گوینده باسابقه رادیو را به خانواده و علاقهمندانش تسلیت عرض میکند. 🏴 روحش قرین رحمت و آرامش یادش جاودان.
در ستایش مرجان ساتراپی مرجان دختری بود که از همان کودکی به علت فعالیت های سیاسی خانواده اش و عقاید آنها چه در دوران پهلوی و چه پس از انقلاب، تجربه های سخت بسیاری را پشت سر گذاشت. از اعدام عمو تا سرخوردگی و تبعید خانواده و اقوامش. ولی او همه اینها را پشت سر گذاشت و پس از تحصیل در مقطع دبیرستان در وین به ایران بازگشت و در رشته ارتباط تصویری تحصیل کرد. چندین سال در ایران ماند و پس از یک ازدواج ناموفق راهی فرانسه شد و در استراسبورگ در رشته تصویرگری آموزش دید. پس از آن در پاریس به کار مشغول شد. و اما سال ۲۰۰۰ اوج موفقیت های او بود. زمانی که کتاب های مصور پرسپولیس که روایت داستان زندگی او و مهاجرتش به اروپا و سختی های زندگیش بود را نوشت و منتشر کرد. او بعد ها از همین کتاب با همکاری کارگردانی دیگر فیلمی به نام پرسپولیس ساخت که برنده جایزه هیئت داوران جشنواره کن ۲۰۰۷ شد و در سال ۲۰۰۸ جزو هیئت داوران این جشنواره بود. این پایان ساخته های او نبود. خورش آلو با مرغ و رادیواکتیو از دیگر فیلم های او هستند. جدا از زندگی حرفه ایش، زمانی که در پاریس زندگی میکرد با همسرش که تهیه کننده و بازیگری سوئدی بود آشنا شد و با او ازدواج کرد و تا زمان مرگ همسرش در سال ۲۰۲۵ در کنار او ماند. مرجان ساتراپی در سال ۲۰۲۵ به دلیل آنچه سیاست های ریاکارانه دولت فرانسه در قبال ایران خواند، از دریافت نشان لژیون دونور خودداری کرد. و حالا یک سال پس از درگذشت همسرش او نیز رفت تا جامعه ایران هنرمند ارزشمند دیگری را از دست بدهد. خانواده او در بیانیه ای علت مرگش را غم و اندوه ناشی از مرگ همسرش اعلام کردند. نام و یاد مرجان ساتراپی در جامعه هنری و فرهنگی ایران همواره باقی خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی باد 🖤
видео или голосовое, без подписи
جز غم، هر آنچه را که به من وام دادهای بستان و بیشتر کن و بر دیگران ببخش نام تو بر نگین دلم نقش بسته است این خاتم وجود من ارزانی تو باد دانم اگرچه پیشکشی سخت بیبهاست شعرم به پاس لطف تو، قربانی تو باد #روزنگار، 16 خرداد،زادروز #نادر_نادرپور
سلام به همراهان همیشگی شعر و ادب باتوجه به شرایط موجود انتخابات و رای گیری برای تعیین شورای مرکزی کانون ها بصورت مجازی برگزار میشود. دوستانی که علاقمند به فعالیت در شورای مرکزی کانون هستند به ایدی کانون پیام بدید. همچنین افرادی که تمایل دارند در کانون عضو بشن و درکنار دیگران فعالیت کنند باید از طریق سایت ثبتنام کنند. *توجه داشته باشید که برای شرکت در انتخابات ( برای شورای مرکزی و اعضا) باید حداقل یک ماه از ثبت نام شما گذشته باشه.* ثبت نام زمان زیادی رو از شما نمیگیره پس پشت گوش نندازید. برای کسب اطلاعات بیشتر به ایدی زیر پیام بدید. @AUT_Adabi
فکنده طرح شگرفی مهندس تردست که میچکد به مثل آب از طراوت آن #محتشم_کاشانی #روزنگار، ۵ اسفند بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز هر طرف میسوزد این آتش پردهها و فرشها را، تارشان با پود من به هر سو میدوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاد از درون خستهی سوزان میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… خانهام آتش گرفتهست، آتشی بی رحم همچنان میسوزد این آتش نقشهایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم در و دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من، سوزد و سوزد غنچههایی را که پروردم به دشواری در دهان گود گلدانها روزهای سخت بیماری از فراز بامهاشان، شاد دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبّک شب من به هر سو میدوم گریان ازین بیداد میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… وای بر من، همچنان میسوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان و آنچه دارد منظر و ایوان من به دستان پر از تاول این طرف را میکنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زآن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود تا سحرگاهان، که میداند که بود من شود نابود… خفتهاند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… #مهدی_اخوانثالث
آوردهاند که نوشینروانِ عادل را در شکارگاهی صَید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: از این قدر چه خَلَل آید؟ گفت: بنیادِ ظلم در جهان اوّل اندکی بودهاست هر که آمد بر او مَزیدی کرده تا بدین غایت رسیده. اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد سیبی بر آورند غلامانِ او درخت از بیخ به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ بَیضه: تخم مرغ #گلستان_سعدی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи