کانونهای فرهنگی پلیتکنیک
Статистикаدر این کانال برنامههای کانونهای فرهنگی، هنری، اجتماعی و مذهبی دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلیتکنیک تهران) اطلاعرسانی میشود.
- Последний пост
- 24 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 39
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 324
- 1/48двое суток
- 371
- 1/72трое суток
- 400
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
▪️ اکبر عبدی بازیگر شناخته شده تئاتر، سینما و تلویزیون که چندی پیش به دلیلی سکته قلبی در بیمارستان بستری بود؛ در ۶۶ سالگی درگذشت. ▪️ در کارنامه هنری اکبر عبدی در حوزه نمایش آثاری چون «پنجره فولاد» به نویسندگی مهدی متوسلی و کارگردانی سیدجواد هاشمی در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر، «اکبرآقا آکتور تئاتر» به نویسندگی سیدعظیم موسوی و با بازی و کارگردانی اکبر عبدی در تماشاخانه سنگلج، «بنگاه تئاترال» به کارگردانی محمود استادمحمد، «رستوران عمو اکبر» با بازی و کارگردانی اکبر عبدی، «از خاک تا افلاک» به نویسندگی مهدی متوسلی و کارگردانی محمود فرهنگ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر، «مشاکبر و دخترانش» به نویسندگی محمد درویشعلیپور با بازی و کارگردانی اکبر عبدی در مجموعه فرهنگی دزاشیب و کشور کانادا، «سوپر بقال ایرانی» با بازی و کارگردانی او در کانادا و «دوستان بامحبت» به نویسندگی حمید جبلی و کارگردانی رضا ژیان دیده میشود. ▪️ او آخرین بار، نمایش «اکبر آقا اکتور تئاتر» را سال ١٣٨۵ در تماشاخانه سنگلج به صحنه برد و نقش اصلی آن را خودش بازی کرد.
پادکست ژرفا🌊 | قسمت دوم: هیولای درون انسان آزمایشی برای به چالش کشیدن مرز های وجدان انسان. سرپرست محتوا: ارغوان قضات سرپرست گویندگی: تینا راسخ سرپرست تدوین: نیکا طبیبی گویندگان به ترتیب: ارغوان قضات، درسا فتاحی، تینا راسخ ، علیرضا فعلی این قسمت با ساعت ها تلاش و عشق و علاقه ما ساخته شده. خیلی خوشحال میشیم که با قلب و نظراتتون ما رو برای ادامه این مسیر حمایت کنین♥️ لازم به ذکره که ما برای نوشتن محتوا یا صداگذاری از هوش مصنوعی استفاده نکردیم و نخواهیم کرد. احترام به ذهن مخاطب مهمترین اصل پادکست ماست. این پادکست در شهریور ۱۴۰۴ ضبط شده. حتما برامون نظراتتون رو بفرستین. ما (تیم ژرفا🌊)؛ از خوندن تمام نظرات شما انگیزه و انرژی میگیریم🥹. کانال تلگرام ژرفا 🌊: @Zharfacast کانال کانون همیاران سلامت روان پلیتکنیک: @aut_hamyaran
در بسیاری از دانشگاههای معتبر دنیا، «صنایع خلاق» پلی میان هنر، فناوری، نوآوری و کارآفرینی است. هدف آن فقط برگزاری برنامههای فرهنگی نیست؛ بلکه تبدیل خلاقیت به مهارت، پروژه، فرصت شغلی و حتی درآمد است. کانون صنایع خلاق قرار نیست جایگزین کانونهای دیگر باشد؛…
видео или голосовое, без подписи
در بسیاری از دانشگاههای معتبر دنیا، «صنایع خلاق» پلی میان هنر، فناوری، نوآوری و کارآفرینی است. هدف آن فقط برگزاری برنامههای فرهنگی نیست؛ بلکه تبدیل خلاقیت به مهارت، پروژه، فرصت شغلی و حتی درآمد است. کانون صنایع خلاق قرار نیست جایگزین کانونهای دیگر باشد؛ بلکه میتواند آنها را به هم متصل کند تا فعالیتهای فرهنگی و هنری، علاوه بر اثرگذاری فرهنگی، به پروژههای حرفهای، نمونهکار و مسیرهای درآمدزایی برای دانشجوها تبدیل شوند. به نظر شما راهاندازی «کانون صنایع خلاق» در دانشگاه ایده جذاب و مفیدی است؟ اگر چنین کانونی ایجاد شود، آیا حاضر به فعالیت در آن هستید؟
فکر میکنید بزرگترین ضعف کانونهای فرهنگی دانشگاه چیه؟ 🔹 برنامهمحور بودن؟ 🔹 نداشتن خروجی واقعی؟ 🔹 بیارتباط بودن با بازار کار؟ 🔹 یا چیز های دیگه؟ چند ساعت دیگه میخوایم درباره یک ایده جدید صحبت کنیم و قبلش دوست داریم نظر شما رو بدونیم.
تئاتر و هوش مصنوعی مقاله پیشرو، نوشتهی «لوسیندا اورت» است که در شماره ۲۰۸ خبرنامه «The Guide» نشریه گاردین منتشر شده و اکنون با هدف بررسی چالشها و فرصتهای پیش روی هنرهای نمایشی در مواجهه با فناوریهای نوین،تنظیم شده است. در دنیایی که هوش مصنوعی بهسرعت در بسیاری از حوزهها پای میگیرد و حتی هنر را هم به چالش میکشد، تئاتر زنده با تکیه بر ارتباط انسانی و تجربه مشترک، همچنان جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که بیش از هر زمان دیگری هنرمندان و مخاطبانش را به دنیای واقعیِ احساس و اندیشه دعوت میکند. برای برخی، ورود هوش مصنوعی هیجانانگیز یا حداقل کارآمد بوده؛ چه کسی دلش نمیخواهد کارهای تکراری را واگذار کند یا یک ویرایشگر حرفهای رایگان داشته باشد؟ اما برای دیگران، این تحول، تلخ و گیجکننده است. آنان دیدهاند که هوش مصنوعی مشاغل را جایگزین میکند، بر ارتباط انسانی پیشی میگیرد و حتی مرز بین واقعیت و غیرواقعیت را محو میکند؛ از مقالات تولیدشده توسط AI تا «دیپفیک»های سیاستمدارانی که خودسرانه عمل میکنند، تشخیص واقعیت روز به روز دشوارتر میشود. این موضوع بهویژه در حوزه هنر آزاردهنده است؛ جایی که ما اجازه میدهیم احساساتمان آزادانه بروز پیدا کنند. حس ناخوشایندی است که بفهمید آهنگی که باعث شده احساس کنید درک شدهاید، در واقع توسط انسانی با تجربهای مشابه شما نوشته نشده است. و اینکه صدایی که شما را به گریه انداخت، در حقیقت صدای واقعی اندوه نبوده است. اما تئاتر، با نشستن کنار دیگر انسانها و تماشای انسانهایی که با معنای انسان بودن دستوپنجه نرم میکنند، هنوز جنس واقعیت را دارد. بله، همهچیز نوعی وانمودسازی است، اما تصنعش آشکار است و بسیاری چیزهای دیگر واقعی و عمیق. همین واقعیت، امتیاز تئاتر است. در تئاتر، ارتباط انسانی واقعی از دل تجربه مشترک شکل میگیرد؛ هیچ خبری از همراهان هوش مصنوعی یا دیدگاههایی که از ترکیب هزاران نظر اینترنتی ساخته شده باشد نیست. خطاهای روی صحنه، پرده کمال ساختگی شبکههای اجتماعی را کنار میزند و هر اجرا متفاوت است. احساسات واقعی، هم بر صحنه و هم در میان تماشاچیان، جاری است. اهمیت این احساسات واقعی کمنظیر است. ارسطو در «بوطیقا» میگوید که تجربه احساسات منفی هنگام تماشای تراژدی به تخلیه (کاتارسیس) و حتی توانمندسازی برای مواجهه با دنیای واقعی کمک میکند. وقتی کنار آمدن با حسهای دشوار به اسکرول کردن در گوشی و حتی زندهکردن عزیزان از دست رفته توسط AI محدود میشود، شاید آنچه واقعاً نیاز داریم یک گریه در تاریکیِ تئاتر زنده باشد؛ جایی که حواسپرتی دیجیتال ممکن نیست. تئاتر نه فقط دعوت به احساس کردن، بلکه مخالف فرایند ذهنی AI است؛ در حالی که هوش مصنوعی بار سنگین فکر کردن را از دوش ما برمیدارد و همه چیز را میداند تا ما چیز زیادی حفظ نکنیم، تئاتر آینهای روبهروی چالشهای جامعه میگذارد و ما را به اندیشیدن و واکنش دعوت میکند. اما این آرامش مخالفان هوش مصنوعی در تئاتر به معنی بیتوجهی اهالی تئاتر به فناوری نیست. پروژههای پژوهشی در زمینه AI در دانشگاه استنفورد و کمپانی رویال شکسپیر در حال انجام است؛ تئاتر ملی جوانان اجراهایی بر اساس دستورات صحنهای Microsoft Copilot برگزار کرده و جشنواره سالانه RBO/Shift در باله و اپرای سلطنتی به پیوند اپرا و فناوری میپردازد. هوش مصنوعی میتواند نورپردازی و صدا را خودکار کند، طراحی صحنه بسازد، زیرنویس و توصیف صوتی ایجاد کند و حتی نمایشنامه بنویسد. در تئاتر Young Vic لندن، GPT-3 طی سه اجرا یک نمایشنامه را نوشت. مرکز چک لندن و تئاتر شوواندا پراگ هم نمایش وقتی یک ربات نمایشنامه مینویسد را تولید کردند؛ داستانی عمدتاً خودزندگینامهای و عجیب. اما این آثار، خود فناوری را مورد پرسش قرار دادهاند. شاید تئاتر نه فقط پناهگاهی برای خطرهای هوش مصنوعی، بلکه بهترین بستر برای مواجهه و بررسی در زمان واقعی باشد. در بدنه تئاتر، نگرانیهایی درباره تهدیدهای احتمالی وجود دارد؛ در مارس، اتحادیه Equity و انجمن تئاتر لندن بیانیه مشترکی برای حمایت از کارکنان منتشر کردند. با این وجود، توانایی AI در کاهش هزینهها و سادهسازی فرایندها شاید کمک کند تا تئاترهای گرفتار فشار مالی دوام بیاورند. بسیاری از اهالی تئاتر معتقدند نقش هوش مصنوعی فراتر از یک همکار خلاق نخواهد شد. و واقعاً چطور میتواند؟ تا زمانی که به تسلط کامل رباتها نرسیدهایم، هیچ هوش مصنوعی نمیتواند نمایشی را، حتی اگر خودش آن را نوشته، طراحی کرده و موسیقی آن را ساخته باشد، بدون حضور همان عنصر حیاتی اجرا کند: انسانها. شاید تئاتر یکی از معدود هنرهایی باشد که میتواند از ظرفیتهای هوش مصنوعی بهره ببرد، بیآنکه واقعاً از سوی آن تهدید شود. امیدواریم که چنین باشد. منبع: ایران تئاتر @auttheatre | Instagram
видео или голосовое, без подписи
کرم شب تاب گفت: رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است." #روزنگار، ۲ تیر، زادروز #صمد_بهرنگی
🖤🥀 #بهروز_رضوی (خرداد 1405-1326) شادروان استاد بهروز رضوی، گوینده پیشکسوت، مجری برنامۀ کتاب شب با محوریت معرفی کتاب و بازخوانی آثار مشهور ایران و جهان بود که بیش از سه دهه از رادیو پخش شد و بیش از ۱۲۰۰ کتاب را در این برنامه به شنوندگان معرفی کرد. 🏴 کانون های فرهنگی هنری دانشگاه صنعتی امیرکبیر درگذشت این هنرمند پیشکسوت و گوینده باسابقه رادیو را به خانواده و علاقهمندانش تسلیت عرض میکند. 🏴 روحشان قرین رحمت و آرامش یادشان جاودان.
جز غم، هر آنچه را که به من وام دادهای بستان و بیشتر کن و بر دیگران ببخش نام تو بر نگین دلم نقش بسته است این خاتم وجود من ارزانی تو باد دانم اگرچه پیشکشی سخت بیبهاست شعرم به پاس لطف تو، قربانی تو باد #روزنگار، 16 خرداد،زادروز #نادر_نادرپور
بعد از مدت ها نامه ایی از نامه هایی به اولگا اثر واتسلاف هاول نویسنده و سیاستمدار اهل جمهوری چک، برای ارتباط دوبارهمان در این پلتفرم. (1) اولگای عزیزم وقتی از ایمان و امید میگویم، به خوشبینی، به مفهوم قراردادی آن، فکر نمیکنم که معمولاً منظورمان از آن این اعتقاد است که «همهچیز به خیر و خوشی تمام خواهد شد». اصلاً در این اعتقاد شریک نیستم و از نظر من _هنگامیکه خیلی کلی و عمومی بیان میشود_ فریب خطرناکی است. نمیدانم نتیجهی «هرچیز» چه خواهد بود و بنابراین باید این احتمال را بپذیرم که همهچیز _دستکم بیشتر چیزها_ پایان بدی خواهند داشت؛ ولی ایمان، به پیشبینیها دربارهی نتیجهی احتمالی بستگی ندارد. میتوان انسان بیایمانی را تصور کرد که معتقد است همهچیز خوب از آب درخواهد آمد و مرد مؤمنی که انتظار دارد همهچیز پایان بدی داشته باشد. بنابراین آنطور که اینجا متوجه شدهام خوشبینی حتماً مثبت و حیاتبخش نیست بلکه میتواند ضد آن باشد: آدمهای زیادی را دیدهام که وقتی احساس میکردهاند اوضاع نتیجهی خوبی خواهد داشت، سرشار از نشاط و شور زندگی بودهاند اما موقعی که به نتیجهی خلاف رسیدهاند _معمولاً در اولین برخورد_ ناگهان عمیقاً بدبین میشوند. بدبینی آنها (اغلب با خیالات مصیبتآمیز بیان میشود) هم البته درست به اندازهی شور و شوق پیشین آنها از روی احساسات و سطحی است؛ صرفاً روی دیگر همان سکه است. خلاصه نیاز به خیال بیهوده برای زیستن علامت قدرت نیست بلکه نشاندهندهی ضعف است و عاقبت چنین زیستنی دقیقاً همان است که انتظار میرود. چه میدانیم، فقط رو به جلو میرویم تا ببینیم چه میشود.
فکنده طرح شگرفی مهندس تردست که میچکد به مثل آب از طراوت آن #محتشم_کاشانی #روزنگار، ۵ اسفند بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز هر طرف میسوزد این آتش پردهها و فرشها را، تارشان با پود من به هر سو میدوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاد از درون خستهی سوزان میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… خانهام آتش گرفتهست، آتشی بی رحم همچنان میسوزد این آتش نقشهایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم در و دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من، سوزد و سوزد غنچههایی را که پروردم به دشواری در دهان گود گلدانها روزهای سخت بیماری از فراز بامهاشان، شاد دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبّک شب من به هر سو میدوم گریان ازین بیداد میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… وای بر من، همچنان میسوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان و آنچه دارد منظر و ایوان من به دستان پر از تاول این طرف را میکنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زآن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود تا سحرگاهان، که میداند که بود من شود نابود… خفتهاند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… #مهدی_اخوانثالث
نخستین نمایش فصل اجرای کانون تئاتر پلی تکنیک نمایش«مرغ دریایی» نویسنده: آنتوان چخوف طراح و کارگردان: محمدرضا حاجی کرمی بازیگران: سارا عباسیان، سید پویا سیدرنجی، محمد معتقدی، آریا صادقی، مهتا میرمیران، آناهیتا توکلی، عرفان غضنفری، مانی جدیری، زهرا دارایی، حامد رزازی تیزر: کسری صلاح جو @auttheatre | Instagram
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи