فارسی و نگارش فنی حرفهای
Статистикаفارسی و نگارش۱و۲و۳ رشتههای فنی آیدی کانال⇩ @adabiatefani لینک⇩ https://t.me/joinchat/AAAAAEXks5QvwrNIRYW42Q
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 77
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 363
- 1/48двое суток
- 415
- 1/72трое суток
- 448
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
"این روزها"! بیرون بودم و پشت فرمون. داشتم برمیگشتم خونه. ورودی شهر، نزدیک پل شازده، راهبندون (ترافیک) سنگینی بود. انگار نه انگار اومدی به شهری خوش آب و هوا. تا در این شهر زببا، دمی بیاسایی. جایی که دور باشی از هیاهو. جاییکه دور باشی از راهبندان. جاییکه آرامش داشتهباشی. حرکت لاکپشتی خودروها. هم خودروهای بومی هم خودروهایی با شمارهپلاکهای گردشگرای سراسر کشور. هی کلاچ بگیر و ترمز کن. انگار توی بزرگراه همّتی! (تهران) شلوغی و راهبندون از یکسو. چهرهی خاموش و تاریک شهر و جاده از سوی دیگه. بیشترِ فروشگاهها و تعمیرگاههای دو سوی خیابون به خاطرِ خاموشیها، زودتر بسته و رفتهاند وگرنه سر چراغی که وقت بستن نیست! دل تنگ و دست تنگ و جهان تنگ و كار تنگ از چهارسو گرفته مرا روزگار تنگ… ✏️ناشناس نه تنها "آب مایهی حیات است"! که "شب تیره"، نمادی از تاریکی، اندوه و نا امیدیاست. به گفتهی ✏️نیما یوشیج: "به کجای این شب تیره بیاویزم..." و به گفتهی مادرم و نیایش همیشگیاش که پس از وصل شدن برق، از "ادیسون"، یاد میکنه و میگه: "خدا بیامرزدت. به همهی آدما تا همیشه خدمت کردی. برای آدمیزاد روشنی به ارمغان آوردی" آری! شب و شهر با این خاموشیها، شده شهر ارواح! به گفتهی ✏️حافظ: "از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود" خستگی و کلافگی چند برابر شده و سخت آزار دهنده بود. راه ۱۰ دقیقهای نزدیک به یک ساعت به درازا کشید. ساعت 20:12 رسیدم. کلید چرخوندم و درِ حیاط رو باز کردم. قرار بود مادرجان، امشب برود مراسم. پیداست که خونه نیست.اما کنار ایوان و لب پنجره، روشنی شمعی لرزان به چشم میخورد.. پیدا بود مادرجان رفتنی؛ شمعی روشن کردهبود. تا خونه توی ظلمات نباشه. از دور و نزدیک از بلندگوها آوای حزنانگیز و نالههای پیدرپی سوگواریها شنیده میشد... سوسوی شمع کنار پنجره انگار بهم خوشامد میگفت. چه دلچسب بود! دیدن روشنایی هرچند اندک. دیدن شمع قرمز خوشرنگی که مادرجان گذاشتهبود توی نعلبکی. روشنایی لرزان شمعی که بیشترش آب شدهبود و چیزی نموندهبود خاموش شه؛ امیدبخش و خوشایند بود... پنجشنبه ۳۰ امرداد ۱۴۰۴ ✍#رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
pdf پاسخنامه فارسی ونگارش ۳ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
pdf پاسخنامه فارسی ونگارش ۲ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
انواع حذف مدرس: خانم سارا حمید بندر ماهشهر C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
به نام خدا #فارسی۲ پایه یازدهم درس دوازدهم 🔶 قلمرو فکری با چند نمونه #برگستوان: بَرگُستوان (bargostvan) bar_gost_van پوشش جنگی اسب، زره اسب و فیل. سرتاپای اسب را میپوشاند. گاه جنگجو با هم. به برگستوان پیل پوشیده تن پر از ناوکانداز و آتشفکن 🖊اسدی توسی به برگستوان اندرون اسب گیو چنان چون بود ساز مردان نیو 🖊فردوسی کمان آر و برگستوان آر و ببر کمند آر و گرز گران آر و گبر 🖊فردوسی تو خود به جوشن برگستوان نه محتاجی که روز معرکه بر تن زره کنی مو را 🖊سعدی در مصاف دشمنان گر با کمان شورش گرفت مرد در جوشن بلرزد پیل در برگستوان 🖊فرخی سیستانی 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 #فتراک: (فِتراک) تسمه، چرم و بندی از پس و پیش زین آویزند. با آن چیزی به تَرک میبندند. تَرکبند. کمندی به فتراک زین بر ببست بر آن بارهی پیلپیکر نشست 🖊فردوسی برافکند برگستوان بر سمند به فتراک بربست پیچان کمند 🖊فردوسی احمد مرسل که خرد خاک اوست هر دو جهان بسته به فتراک اوست 🖊نظامی گمان مبر که بداریم دستت از فتراک بدین قدر که تو از ما عنان بگردانی 🖊سعدی گر به خون تشنهای اینک من و سر باکی نیست که به فتراک تو به زان که بود بر بدنم 🖊سعدی به فتراک جفا دلها چو بر بندند بربندند ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند 🖊حافظ به فتراک ار همیبندی خدا را زود صیدم کن که آفتهاست در تاخیر و طالب را زیان دارد 🖊حافظ عنان مپیچ که گر میزنی به شمشیرم سپر کنم سر و دست ندارم از فتراک 🖊حافظ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 #سوفار: ۱- بُن چوبهی تیر که در چلهی کمان گذاشته میشود. بخش پشتی و ته تیر. شکاف کوچک تیر که چله در آن بند میشود. دهانهی تیر. ۲- سوراخ (عموما) سوراخ سوزن (خصوصا) نظر کن چو سوفار داری به شست نه آنگه که پرتاب کردی ز دست 🖊سعدی من سوزنیام شعر من اندر پی آن شعر نرزد به یکی سوزن سوفار شکسته 🖊سوزنی سمرقندی تیر گردون دهان گشاده بماند پیش تیغ زبانش چون سوفار 🖊خاقانی ✍#رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔 Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) زمستان ۱۴۰۴ پ.ن: این واژهها امروز به کار نمیروند. در زبان امروز از میان رفتهاند. (محذوف، منسوخ، متروک)
🌴🌴🌴 #دستور_زبان_مسند 🔴 ➖ نشانه مسند در جمله 🔵 ➖ هریک از اجزای جمله ، در جمله دارای نشانه است برای مثال " را " نشانه مفعول و " حرف اضافه " نشانه متمم و " -ِ " نشانه مضاف الیه و صفت است و... مسند نیز به عنوان یکی از اجزای جمله ، در جمله دارای نشانه است ☆ ➖ بعضی از نشانههای مسند درجمله عبارتند از : 🔵 ۱ ➖ مقرون بودن به فعل : در بعضی از جملههای اسنادی ، نشانه مسند ، هم نشینی با فعل ومقرون بودن با فعل است مانند : اوبیدار شد بیدار = مسند باران هوا را سرد کرد سرد = مسند ☆ ➖ این شیوه در کلام عادی کاربرد دارد 🔵 ۲ ➖ قرینه داشتن نهاد و مشخص شدن نهاد و مسند : در جملههای اسنادیی مانند : "من حسین هستم " " حسین من هستم " " منم کاوه داد خواه " " کاوه دادخواه منم " و... شناسه ( = قرینه ) ، نشان میدهد " من " در این جملهها نهاد است و " حسین " و " کاوه دادخواه " در این جملهها ، مسند است و جابجایی ارکان مشکلی ایجاد نمیکند یعنی برای مثال در : " کاوه دادخواه منم " " من " نهاد جمله است " کاوه دادخواه " مسند ( = گروه مسندی ) است و در : " من کاوه دادخواهم " نیز " من " نهاد جمله است " کاوه دادخواه " مسند ( = گروه مسندی ) است چون " من" ( = نهاد ) " با شناسه و فعل مطابقت میکند و اگر قرار باشد " کاوه دادخواه " نهاد باشد باید فعل سوم شخص بیاید 🔵 ۳➖ تاًکید و تکیه داشتن نهاد و مقرون شدن مسند به فعل : در جملههایی که قرینه برای نهاد وجود نداشتهباشد ، شکل و ترتیبی که نویسنده یا شاعر بیان کردهاست ملاک است زیرا نکتههایی چون تاکید و... باعث جابجایی ارکان جمله میشود و نقشی که دارای تاًکید بیشتر باشد غالباً ابتدای جمله قرار میگیرد ، برای مثال اگر گفته شود : " این قلم است " یعنی " این " قلم است و چیز دیگری نیست و به بیان دیگر در این جمله از قلم بودن " این " صحبت میشود و " قلم بودن گزاره و خبری است که در باره " این " داده میشود ولی اگر گفتهشود : " قلم این است " یعنی قلم خوب این است چون این دو جمله از جهت تکیه و تاکید متفاوت هستند پس در این گونه موارد مقرون بودن به فعل نشانه مسند است و آنچه که تاکید بیشتری دارد و مقدّم شده است ، نهاد است و جزئی که به فعل مقرون است " مسند " است 🔵 ۴ ➖ مضاف شدن مسند و فعل : در بعضی از جملههای اسنادی ، گشتار و قواعد گشتاری نشان دهنده نهاد و مسند است برای مثال در : من ایرانیم ، آرمانم شهادت ( است ) من = نهاد ایرانی = مسند ✅ ➖ ایرانی بودنِ من ( ترکیبی درست است ) ❌ ➖ من بودنِ ایرانی ( ترکیبی نادرست است ) شهادت = نهاد آرمانم ( آرمانِ من ) = مسند ✅ ➖ آرمانِ من بودنِ شهادت ( ترکیبی درست است ) ❌ ➖ شهادت بودن آرمانِ من ( ترکیبی نادرست است ) ☆ ➖ یکی از راههای شناخت " نهاد " و " مسند " در جملههای اسنادی ، استفادهکردن از قواعد گشتار است ؛ در این شیوه میتوان جمله ساده را به گروه اسمی یا مضاف و مضاف الیهی بر گردانید که گزاره ، " مضاف " و نهاد " مضاف الیه " آن باشد مانند : 🔹 - گل زیبا است 👈 " زیبا بودن گل " " زیبا بودن گل " ترکیب درستی است ولی ترکیب هایی چون " گل بودن زیبا " و ... نادرست است ؛ پس بنابر این تعریف " گل " نهاد جمله است زیرا " گل " مضاف الیه " زیبا بودن ( مضاف ) شدهاست و " زیبا است " گزاره ( = مسند و فعل ) است ⭕️ ➖ نمونههای دیگر : ۱ ➖ معلم کلاس منم ✅ ➖ معلمِ کلاس بودنِ من 👈 من = نهاد 👈 معلمِ کلاس = مسند ( = گروه مسندی ) ۲ ➖ آتش است این بانگ نای ✅ ➖ آتش بودنِ این بانگ نای ( ترکیبی درست است ) ❌ ➖ این بانگ نای بودنِ آتش ( ترکیبی نادرست است ) 👈 این بانگ نای = نهاد ( = گروه نهادی ) 👈 آتش = مسند ۳ ➖ تجلّی هستی است جان کندن من 👈 جان کندن من = نهاد ( = گروه نهادی ) 👈 تجلّی هستی = مسند ( = گروه مسندی ) ✅ ➖ تجلّی هستی بودنِ جان کندن من ( ترکیبی درست است ) ☆ ➖ تدوین از :#جهانگیر_عظیمی 🌴🌴🌴 C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#وابستههای_اسم ✍جناب دانش عزیزی شهرستان مسجد سلیمان C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#سجع و انواع آن گرد آورنده: آیناز مریدی خوزستان -کرخه C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
از بلبل گلپرست خوشسازتری وز قمری نغزگوی طنازتری . در حسن ز طاووس سرافرازتری کبکیّ و ز دُرّاج خوشآوازتری #خاقانی خاقانی با آوردن نام پنج پرندهی زیبا در این شعر، معشوق خودش را توصیف میکند و او را در زیبایی، خیلی بالاتر و برتر از این پرندگان زیبا میداند. #شاهین_لقایی C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
شعری با صنعت #واج_آرایی در تمام ابیات 🔽🔽🔽🔽 شاهد شب شکن و شاعر شهر مثلم شهرهی شهرشده، شیشهی شهد و عسلم سّر سودای تو، سوزانده سر و جان مرا سایهی سرو تو، سامانگر روز ازَلم من مگر معتکفِ معبد معنای تواَم موم مِهر تو مرا، مُهر نموده به دلم جرعهی جام تو جان داد و جهانگیرم کرد جاری از جور تو گردید، جوازِ اجلم دیرگاهی است که در دایرهی دعوت تو در دلانگیزترین دورهی دور املم غرق غرقاب غرورم که چنین در غم تو غافل غوطه ور وغرقهی غوصِ دغلم قبل از این قبلهی من، قلب خداجویم بود قربت و قصد تو افکند به قلب و بدلم راز این ساز من و سوز تو امروزی نیست از ازل زمزمهی ذکر تو بوده، غزلم ✍لشکری(راحیل کرمانی) کار برگی برای آرایهی واج آرایی یا نغمهی حروف C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#دستور نقش ضمایر پیوسته مدرس: دکتر سحر سلطانی خوزستان _شهرستان حمیدیه C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#آرایه_ادبی لف و نشر ✍سرکار خانم جعفریشهنی خوزستان_ مسجدسلیمان C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ "همشاگردی" به نام خدا همهی دانشآموزان در دوران تحصیل، همکلاسی و همشاگردی و نزدیکتر از آن، بغلدستی خوب دارند. ناگفته نماند بعضی از دانشآموزان در نیمکت تنها مینشینند و هرگز درک نکردهام و متوجّه نمیشوم که چگونه کلاس را بدون بغلدستی تحمل میکنند؟ من هم یک بغلدستی دارم که نام و عنوانِ بغلدستی، برایش نامناسب و کوچک است. از نظر من او یک سال، نه تنها کلاس. بلکه اغلب اوقاتم را لذت بخشتر و هیجانیتر میکند. "پرهام" که ازش صحبت میکنم؛ نزدیکتر از خودم به خودم است. بسیار شوخطبع، بامعرفت، صاف و رکگو است. که راجع به هر مسئلهای با او به راحتی و بدون احساس نگرانی و تردید صحبت میکنم. او ریش و سیبیل پر پشتی دارد که دیگران فکر میکنند بزرگتر است! رفاقتها عناصری هستند که پایداریشان زندگی را به لحظاتی خوش و فوقالعاده تبدیل میکند. مطمئنم رفاقت ما تا ابد پایدار و پابرجا میماند. امیدوارم این چنین باشد. راستش باید بگویم؛ در این رفاقت چیزهایی بیشتر از انتظارم پدید آمد. ✍#محمد_عباسزاده یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔 Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ "همشاگردی" به نام خدا "ماهان"، اسم همکلاسی من است. بهتر است بگویم بهترین دوستم. او هم ظاهری خوب دارد و هم اخلاق خوب که او را ممتاز ساخته. او دلقک کلاس است و موجب شادی و طراوت ما میشود. "ماهان"، بدنی ورزشکاری دارد که برایش بسیار زحمت کشیده و روزها و شبها تلاش کرده. تا بدنی ساخته و پرداخته داشته باشد. این اراده و سختکوشی او برای من مهم است که در این زمانه که بسیاری از افراد نهایت یکماه به باشگاه می روند. او دو سال رفته و نتیجهی زحماتش را دیده است. ✍#متین_فرحزادی یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ همشاگردی به نام خدا همهچی از مهرماه ۱۴۰۳ یعنی زمانیکه من وارد کلاس دهم شدم؛ آغاز شد. اوایل سال هیچ دوست و رفیقی نداشتم. اما به مرور زمان با افرادی آشنا شدم که انگار خود من بودند ولی در یک جسم دیگر. خیلی از این اتفاق خوشحال بودم. یکی از کسانی که باهاشون رفیق شدم؛ "آریا حبیبی" بود. که اکنون همشاگردی من است. "آریا" یکی از بچههای باحال و خاکی کلاس است و از اینکه به عنوان رفیق انتخاب کردمش واقعا خوشحالم. "آریا" در رشته فوتبال فعالیت داره و به سبب قدرت بدنی بالایی که داره؛ میتونه خیلی موفق باشه. از لحاظ ظاهری: آریا قد بلند است و هیکل بزرگی دارد که آدم جرأت ندارد نزدیکش شود. ولی در واقعیت و باطن، قلبی بسیار مهربان و دلی بزرگ دارد. در کل آریا از تمام نظر با روحیات من سازگار است و من تا کنون باهاش به مشکل نخوردم. از لحاظ درسی هم پسر فوقالعادهای است. در پایان باید بگویم؛ از انتخابم خوشحالم. ✍#ایلیا_نجفیمنش یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ همشاگردی به نام خدا "همشاگردی"، شاید این موضوع برای بقیه کماهمیت باشد. اما برای من معنای خاصی دارد. حال شاید برایتان سوال شود چه اهمیتی؟ یک همشاگردی خوب میتواند زندگی را برای شما زیباتر کند یا حتی اگر در مسیر نادرستی بودی کمکتان کند تا به مسیر درستی برگردید. در کنارتان است چه شاد باشد چه غمگین. نزدیک بود یادم برود او چهرهی گیرا (جذّاب) و فرهمندی (کاریزماتیک) دارد و تو دلبرو است. همشاگردی من شاید در ظاهر آرام و کمی گوشهگیر است ولی دلی مانند دریا. معرفتی مانند برادر. و عشق مانند دو رفیق دارد. حواستان باشد دل همشاگردی خود را نشکنید و او را آزرده نکنید. ✍#محمد_اسلامی یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ همشاگردی به نام خدا همشاگردی من "ایلیا" است. از روز اولی که او را دیدم؛ ظاهری آراسته داشت. و فردی مؤدّب به نظر میآمد. البته هنوز هم این ویژگی را در خود دارد. او همیشه دوستدارد به دیگران کمک کند. صادقانه اگر بخواهم بگویم او یک پسر خوشقلب، مودب، با نظم و آراسته است. خودش میگوید اهل محلهی فلاح است و حالا در شادمان زندگی میکند. در میان ۱۲۰ نفری که در میان یازدهمیها میشناسم؛ او از معدود افرادی است که با خوشنیّتی حتی در زمانی که خودش تحت فشار است به دیگران کمک میکند. ✍#مانی_رضایی یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ همشاگردی به نام خدا همشاگردی من، "مانی" است. یکی از پنج دانشآموز برتر کلاس. او فردی قابل برای شروع یک رفاقت بین دو همکلاسی و آغاز انتخاب یک دوستی است. "مانی"، فردی بسیار سختکوش، با ادب و خوشپوش است که در میان همهی بچههای کلاس میدرخشد. او خیلی شوخطبع و با جنبه است. حتی مانی برای یکبار هم کسی را از خودش آزرده نکرده است. او تمام تلاش خود را میکند تا برای همشاگردیهای خود جالب و بسیار مفید باشد. و تا جاییکه در توانش است؛ به آنها کمک کند. او سال گذشته هم کنار من مینشست و همشاگردیام بود. و خوشبختانه امسال هم به لطف خدا من و بچههای کلاس با او همشاگردی هستیم. ✍#ایلیا_اصفهانیان یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ همشاگردی به نام خدا بغلدستیهای متغیر من یعنی؛ "نادرپور" و "اسرافیلی" هر کدام ویژگیهای خود را دارند و به گونهای از هم متمایز میشوند. میز ما در ردیف چپ و نیمکت آخر است. اما بیشتر شباهت به خوابگاه دارد تا میز! به طور معمول زمانی که درس مهمّی داشته باشیم از کنار هم جدا میشویم و آن زنگ را به تنهایی میگذارنیم. اگر بخواهم دربارهی همشاگردیام صحبت کنم؛ باید به دل بزرگ او اشاره کنم و همچنین فروتنیهایش در مواقع گوناگون که باعث شدهاست برای من از همشاگردی تبدیل به رفیقی صمیمی شود. و امّا عیوبی هم دارد. مانند: سایز عظیم بدنی او که نیمی از نیمکت را مال خود میکند و من را آشفته. ✍#امیرسالار_فیاصی یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═
#نگارش۲ همشاگردی به نام خدا "همشاگردی" کسی است که از روز اول تا آخر سال در کلاس، در یک میز و نیمکت، کنارت است. همشاگردی و دوست من خوشرو، مرتّب و با انگیزه است. با دیدن او ناگهان خندهام میگیرد. امسال همشاگردی من کسی است که عاشق بازی والیبال است. او علاوه بر والیبال در درس هم عالی است و بدون چشمداشت به همهی همشاگردیهایش کمک میکند. به چهرهاش که نگاه میکنی انگار از ما یک سال بزرگتر است! او فردی ساده است و دنبال جلب توجه نیست. در کل یک سال نشستن پیش او لذتبخش است. ✍#دامون_ذکایی یازدهم انسانی ویرایش و بازنویسی: #رحیم_سیدمحمدی (میرمحمدی) 🆔Mir_T دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ (منطقه ۲ تهران) آبانماه ۱۴۰۴ C᭄❁࿇༅══════┅─ @adabiatefani ┄┅✿░⃟♥️❃─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═