- Последний пост
- 8 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
رویاهایتان را جدی بگیرید ما غالبا وقتی در مورد واقعیت و خیال صحبت می کنیم، ازخواب و رویا بعنوان مصداقی برای خیال در برابر واقعیت های بیرونی یاد می کنیم. یعنی رویا را پدیده ای غیر واقعی و کم اهمیت دانسته و به آن وقعی نمی نهیم. در حالیکه دنیای رویا و دنیای بیرونی هر دو پدیده هایی واقعی هستند. بر خلاف تصور اغلب آدمها، دنیای رویا، اگر آن را خوب بشناسیم و زبانش را درک کنیم، تاثیر عمیق تر و ملموس تری بر زندگی ما دارد تا رویدادهای بیرونی. زیرا در عالم رویا است که ناهشیار وارد عمل شده و تاثیرات قدرتمندش را بر باورها، نگرش ها، هیجان ها و رفتارهای ما بر جای می گذارد. وقتی در درک زبان رویاها حرفه ای شوید، متوجه خواهید شد که ناهشیار قدرتمند ما از طریق رویا وارد عمل شده و اعمال، روابط، تصمیمات، امیال و احساسات و کل زندگی ما را تحت الشعاع خود قرار می دهد. ✍️ کریم افشاری نیا @afsharinia
📒 «تو مادرت نیستی» کتابی است که با زبانی قاطع و در عین حال مهربان، به بررسی تجارب عمیق ترومای نسلی و شرمی میپردازد که از رابطه مادر و فرزند به نسلهای بعد منتقل میشود. در این اثر، نویسنده با استفاده از قصهگویی و تمرینهای عملی، خواننده را ترغیب میکند تا از طریق درک و آگاهی به ریشههای شرم، بتواند آن را متحول و به ابزاری قدرتمند برای رشد فردی تبدیل کند. کتاب با نگاهی نوین به تجربههای شخصی و تجارب مشترک، چرایی انتقال شرم از مادر به فرزند را تحلیل میکند و راهکارهایی برای بازآفرینی خود و بهبود روابط عاطفی ارائه میدهد. از روی فراز و نشیبهای زندگی، کارن سی. ال. اندرسن به معرفی روشهایی میپردازد که به خواننده کمک میکند تا با پذیرش و عشق به ذات واقعی خود، از محدودیتهای ناشی از شرم رهایی یابد. @afsharinia
без подписи
دقایقی از کارگاه MBTI / پاییز 1404
درمورد کارگاه تربیت هیپنوتراپیست به اطلاع می رساند از آنجایی که این کارگاه در زمره کارگاههای طولانی و چندماهه می باشد، بنا بر درخواست مکرر شما عزیزان، بعد از پایان امتحانات این ترم استارت این کارگاه را خواهیم زد. در صورت تمایل نام و نام خانوادگی خود را به شماره زیر پوستر پیامک کنید تا ثبت نام اولیه شما انجام شود. برای اطلاعات بیشتر از هزینه و چگونگی برگزاری جلسات کارگاه، فقط در تایم اداری با شماره درج شده در پوستر تماس حاصل فرمایید.
без подписи
📒 پروژۀ «پژوهش هاروارد دربارۀ رشد بزرگسالان» که در سال 1938 آغاز شده و اکنون بیش از 80 سال است که همچنان ادامه دارد، وسیعترین و طولانیترین پژوهشی است که تاکنون در حوزۀ شادکامی و سلامت روان انجام شده است. این پژوهش زندگیِ صدها فرد و خانواده را زیر نظر گرفته و طیف گستردهای از اطلاعات مرتبط با سلامت جسمی و روانی آنها را بررسی و ثبت کرده است. رابرت والدینگر و مارک شولتس، مدیران کنونی پروژه، در کتاب حاضر و ضمن روایت زندگی پر فراز و نشیب و حیرتانگیز افراد تحت بررسی، و با ارائۀ دادهها و شواهد علمی متعدد، یافتههای این پژوهش را برای خوانندگان غیر متخصص گردآوری و ارائه کردهاند. حاصل کار آنها کتابی است سرشار از نکتههایی کاربردی و بصیرتهایی بنیادین دربارۀ بعضی از مهمترین پرسشهای زندگی: خوبزیستن چه معنایی دارد؟ شادکامی و رضایتمندی چگونه به دست میآید؟ رنجها چگونه ما را میسازند؟ چطور دوستیها و روابط سالم و پربار داشته باشیم؟ و چگونه با چالشهای روابطمان سازگار شویم؟ @afsharinia
شبکه های اجتماعی و القا استانداردهای کاذب شبکههای اجتماعی به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره ما تبدیل شدهاند و اغلب به شکل زیر پوستی افکار و نگرشها و جهان بینی ما را تحت تاثیر قرار می دهند. یکی از قدرتمندترین راههایی که شبکههای اجتماعی ذهن ما را آلوده می سازد ، دامنزدن به عادت مقایسه است—و این میتواند به الگوهای فکری منفی منجر شود که عزتنفس، اعتماد بهنفس و سلامت روان کلی ما را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی غرق در شبکههای اجتماعی می شویم، بهراحتی ممکن است احساس کنیم زندگی دیگران بهتر، هیجانانگیزتر یا موفقتر از زندگی ماست. افراد معمولاً نسخههای گزینششده و برجستهای از زندگی خود را به اشتراک میگذارند—فقط بهترین لحظات، دستاوردها و تجربهها. این اشتراکگذاری انتخابی، استانداردی غیرواقعی در افراد ایجاد میکند؛ جایی که ما پشتصحنه زندگی خود را با بهترین لحظات دیگران مقایسه میکنیم. این مقایسهها موجب می شود که احساس کنیم در زمینه شغل، روابط، ظاهر فیزیکی یا سبک زندگی عقب ماندهایم. ترس از دست دادن، یکی دیگر از نتایج رایج این مقایسه دائمی است. دیدن دیگران در حال سفر، سرگرمی، شادی یا دستیابی به اهدافشان میتواند احساس بی کفایتی یا حسادت را در ما برانگیزد. ممکن است با خود فکر کنیم: «چرا من این کارها را نمیکنم؟ چرا نمیتوانم آنچه آنها دارند را داشته باشم؟»و... که نتیجه آن احساس شکست یا ناامیدی است. شبکه های مجازی آنچنان ما را در خلسه خود فرو می برد که ما باور می کنیم باید مطابق با یک استاندارد خاصی زندگی کنیم، اما اغلب فراموش میکنیم که آن تصاویر و پستها اغلب کاذب بوده و کل واقعیت را رونمایی نمی کند. علاوه بر این، فشار برای همرنگی با جماعت توسط شبکههای اجتماعی تشدید میشود. بسیاری از پلتفرمها پر از روندها، معیارهای زیبایی و سبکهای زندگی هستند که بهعنوان معیار موفقیت شناخته میشوند. اگر در این قالبها جای نگیریم، ممکن است احساس کنیم به اندازه کافی خوب نیستیم. نتیجه آنکه تا به خود می آییم می بینیم که طرز فکری در ما شکل گرفته که ویژگی بارز آن خودانتقادی و افکار منفی درباره ظاهر، عملکرد، قابلیت ها و زندگیمان است. ✍️کریم افشاری نیا /آبان 1404 @afsharinia
без подписи
📒 کتاب (کتاب زندگی در سه بعد) اثر شیگهیرو اویشی، سفری اکتشافی و درک جدیدی از شادی را ارائه می دهد. چه چیزی موجب یک زندگی خوب می شود؟ آیا لذت های ساده و قابل پیش بینی که ما آن را شادی می نامیم؟ یا حس عمیق معنا و هدف؟ پژوهش های علمی زیادی در حمایت از هم شادی و هم معنا بعنوان مسیرهایی برای زندگی خوب وجود دارد اما در سالهای اخیر، اویشی بعد سومی را برای یک زندگی خوب کشف کرده است و آن غنای روانشناختی است. یک زندگی غنی از نطر روانشناختی، کنجکاوی، کاوش و تجارب متنوع را در اولویت قرار می دهد. این موارد می تواند به سادگی یک پیاده روی یا پیچیدگی نقل مکان به کشوری جدید باشد. کلید یک تجربه غنی روانشناختی، تغییر در دیدگاهی است که به رشد ما کمک می کند. این کتاب برای افرادی که به دنبال بهبود زندگی خود هستند، منبعی غنی و الهامبخش است. این کتاب را زمانی بخوانید که احساس میکنید شادی یا معنا بهتنهایی پاسخگوی رضایت درونیتان نیست. با مطالعه این کتاب، به درکی تازه از زندگی کامل و پُرمعنا میرسید که بر پایه کنجکاوی، تجربههای متنوع و رشد روانی شکل گرفته است. ✍️ کریم افشاری نیا @Afsharynia
без подписи
مغز : ماشین پیش بینی
اهمیت صدا در روان درمانی صدای شما آرام بوده و به راحتی من را وارد حالت خلسه میکند. این بازخوردی است که اغلب مراجعانی که تحت هیپنوتراپی من قرار می گیرند به من و البته هر درمانگری که ریتم و تن صدای آرامبخشی داشته باشد می دهند. اما چرا؟ چرا صدا آنقدر آیتمی مهم و قدرتمند در کل روان درمانی بطور عام و هیپنوتراپی بطور خاص است و چرا به محض اینکه صدای درمانگر مختصات خاصی پیدا میکند مراجعان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. مساله به گذشته بر می گردد، قبل از تولد، دوران جنینی و دوران نوزادی، زمانی که اولین و مانوس ترین صدایی که جنین و نوزاد در معرض آن قرار می گیرد، صدای مادر است. صدای مادر بویژه زمانی که ریتمی موزون و آرام به خود می گیرد بر کل پیکره کودک از فیزیولوژی گرفته تا ذهن و روانش ردی ماندگار برجای می گذارد. میلتون اریکسون درمانگر و هیپنوتراپیست نابغه با صدای نرم و آهسته خود هر مراجعی را عمیقا به خلسه می برد. واقعیت آن است که این الگوی صوتی موجب بازگشت روانی به دوران نوزادی می شود زمانی که مادر کودک گریان و ناآرامش را در آغوش می گرفت و با صدای آرام و آهسته برایش لالایی می خواند. در نتیجه مغز ما از همان ایام نوزادی به صدای نرم و آرام شرطی می شود و این واکنش شرطی تقریبا در همه افراد وجود دارد و راز تاثیر گذاری صدا بویژه در فضای هیپنوز و خلسه در همین است. مادران اولین هیپنوتیزورهای هستی هستند. ✍️ کریم افشاری نیا / شهریور1404 @Afsharynia
без подписи
без подписи
☘️دلم عمیقا سادگی می خواهد. همیشه وقتی میخواهیم آدمهای امروزی و مدرن را با آدمهای قدیمی و مربوط به نسل های قبل مقایسه کنیم یکی از ویزگیهایی که غالبا به آن اشاره می کنیم سادگی و یکرنگی پیشینیان است. طوری که خیلی وقتها باورمان این است که نبود این ویژگی یعنی یکرنگی و سادگی موجب شده که آدمهای امروزی تا این حد با هم بیگانه بوده و از هم فاصله داشته باشند. سادگی، شفافیت و یکرنگی می رود که به یک کالای کمیاب و نایاب تبدیل شود. امروزه آدمها به شدت با هم احساس بیگانگی می کنند هر چند عمر رابطه شان بلند و طولانی باشد. صفت سادگی و یکرنگی و خوشبینی که عاملی مهم در روابط بین فردی بوده و صمیمیت بین انسانها را عمق و غنا می بخشد حتی می رود تا به یک خصیصه منفی و نهی شده تبدیل گردد. نگاهی که جامعه امروز ما به مقوله سادگی و یکرنگی دارد این است که آن را معادل هالو بودن دانسته و نقطه مقابل آن را زیرکی و زرنگی می داند و والدین و معلمان و دیگران همواره به فرزندان و دانش آموزانشان گوشزد می کنند که ساده و هالو! نباشند و زرنگی را پیشه خود کنند. فردی که برای رسیدن به خواسته هایش به راحتی دیگران و حتی نزدیکانش را فریب و آنچه را میخواهد بدست می آورد، دائما توسط دیگران از جمله بسیاری از والدین و معلمان تحسین شده و بعنوان یک الگوی موفق به کودکان و نوجوانان معرفی می شود و این یک فاجعه است برای برهه ای که روابط بین انسانها و حتی اعضای خانواده به سمت سردی و تیرگی گراییده است. در دنیای امروز وقتی میخواهیم وارد ارتباطی شویم در کسری از ثانیه پیامهای بیشماری ذهنمان را بمباران می کند : " مراقب باش ازت سو استفاده نشه. ساده نباشی ها، سعی کن دورش بزنی، مبادا هالو باشی و سفره دلت رو براش باز کنی. به هیچ کی اعتماد نکن. مردم دنبال این هستن که یه آتو ازت داشته باشن و...." و این چنین است که کل زندگی ما دستخوش این فاجعه شده. فاجعه دو رنگی، ریاکاری، آب زیرکاه بودن، خودمحوری، خودخواهی و.... که متاسفانه همه این رذیلت ها با برچسب هایی چون زرنگی، زیرکی، تیز بودن، جربزه داشتن، با عرضه بودن و از این قبیل رنگ ارزش به خود گرفته و بعنوان صفت هایی پسندیده به فرزندانمان آموزش داده می شود. چقدر جای پدران و مادران و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و قدیمی ها خالی است.ادمهای ساده و نابی که دل خاطره ها جا خوش کرده اند و می روند تا به گوهری نایاب تبدیل شوند و چقدر دلمان تنگ شده برای انهایی که در کنارشان تمام ماسک های به درد نخور امروزی را دور بیندازیم و با تمام وجود و بدون هیچ ترسی خویشتن واقعی مان را زندگی کنیم. ✍️ کریم افشاری نیا / مرداد 1404 @Afsharynia
بازخورد سرکار خانم فتاحی یکی از شرکت کنندگان کارگاه هیپنوتراپی در مورد این کارگاه
با سلام. بنا به درخواست شما عزیزان دومین دوره کارگاه روان درمانی پارادوکسی بصورت آنلاین برگزار می گردد. برای اطلاعات بیشتر و همینطور ثبت نام لطفا فقط به شماره زیر پوستر پیام بدید.
دیالکتیک را روش سقراط برای اجتناب از تحجر و دگماتیسم فکری می دانند. در دیالکتیک، خود را مجبور می کنید که جای طرف مقابل به تفکر بپردازید. اگر این روش را پیوسته تمرین کنید، ذهنتان از تفکرات کلیشه ای و توام با تعصب فاصله گرفته و سمت انعطاف پذیری سوق پیدا میکند. بدیهی است قابل اعتمادترین افکار، آنهایی هستند که از یک ذهن منعطف و منطقی تولید شوند. برای این کار، یکی از موضوعاتی که عمیقا به آن باورند دارید را در نظر بگیرید. پنج دقیقه با صدای بلند و رسا برای خودتان صحبت کرده و از باورتان به سختی و تا جایی که می توانید دفاع کنید. گویی که می خواهید دیگری را متقاعد سازید که باورتان حقیقت مطلق است. حالا نقش خود را عوض کرده و 5 دقیقه بر علیه همان باور برای خودتان سخنرانی کنید(نه در ذهن، بلکه با صدای بلند و سلیس). و تلاش کنید که با استدلال و منطق این باور را رد کنید. بعد از این کار احساس متفاوت و خاصی را تجربه خواهید کرد. تفکر منطقی از همین نقطه آغاز می گردد. تازه متوجه می شوید که نگرش های قبلی شما، تفکر نبودند بلکه صرفا گزارش شما از دانسته ها و شنیده هایتان بودند و این نقطه آغاز و طلایی درست اندیشیدن است. ✍️ کریم افشاری نیا @Afsharynia
صحبت های خانم محمودی در مورد کارگاه هیپنوتراپی