tgindex

سایت آفتاب لارستان

описание

سایتِ خبری تحلیلیِ لارستان

1 198
подписчиков
Охват к подписчикам
44,9%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 22 постов
Пересылки к просмотрам
0,09%
10
Постов в день
0,0
всего 22

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 31 мая📩 پاسخ به یادداشت «کوروش آریایی‌منش» با عنوان «پژواک شعارها درسکوت بازار» ✍️ دکتر غلامشاه عالی 🔸لارستانی مقیم کانادا 🔹استاد گرامی با تقدیم سلام و‌ درود، سپاس از این یادداشت ارزشمند شما، رخصت می‌طلبم چند کلامی به‌عنوان متمم بر مطلب جنابعالی بیفزایم. 🔹با بخشی از نگرانی‌های مطرح‌شده در این یادداشت همدل هستم؛ با این حال، از منظر اقتصاد سیاسی مایلم بر این نکته تأکید کنم که امنیت و اقتصاد دو مقوله رقیب نیستند که ناچار به انتخاب یکی از آن‌ها باشیم؛ بلکه مکمل یکدیگرند و تضعیف هر یک، دیگری را نیز آسیب‌پذیر می‌سازد. 🔹آنچه در این نوشته آمده، در واقع همان نکته‌ای است که ما بارها در مجموعه تحلیل‌های Travelnomics بر آن تأکید کرده‌ایم و در همین رسانه وزین منتشر شده است: 🔸امنیت و اقتصاد، رقیب یکدیگر نیستند؛ مکمل یکدیگرند. 🔸هیچ ملتی نمی‌تواند بدون امنیت، اقتصاد شکوفا داشته باشد؛ اما در عین حال، هیچ اقتصادی نیز در سایه تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و گسترش شکاف طبقاتی نمی‌تواند پشتوانه پایدار امنیت ملی باشد. 🔸از نگاه اقتصادی، تورم صرفا یک عدد نیست بلکه مالیاتی پنهان است که بیش از همه از جیب اقشار ضعیف پرداخت می‌شود. به همین دلیل، مبارزه با تورم و رانت، نه یک مطالبه اقتصادی صرف، بلکه بخشی از حفظ سرمایه اجتماعی و انسجام ملی است. 🔸در سال‌های اخیر نیز بارها گفته‌ایم که تحریم، جنگ و فشار خارجی واقعیت‌های انکارناپذیر هستند؛ اما در کنار آنها، ناکارآمدی‌های ساختاری، ناترازی‌ها، رانت‌ها و ضعف بهره‌وری نیز سهم خود را در فرسایش معیشت مردم دارند و نباید همه مشکلات را تنها به عوامل بیرونی نسبت داد. 🔸در نهایت، مردم زمانی هزینه‌های دشوار را تحمل می‌کنند که احساس کنند عدالت برقرار است، مسئولیت‌پذیری وجود دارد و بار مشکلات به‌صورت منصفانه میان همه توزیع می‌شود. ✍️ حرف پایانی: اقتصاد و امنیت دو بال یک پروازند؛ آسیب دیدن هر کدام، دیگری را نیز زمین‌گیر خواهد کرد. باتشکر از حسن حوصله شما و همه عزیزان. ☀️آفتاب لارستان ▫️واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb2ytDWA89MkS0XYnF3t ▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2 ▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan ▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1 ▫️بله:https://ble.ir/aftablarestan10,00%
  • 31 мая⚡️ تعداد زیاد پروازهای فرودگاه لامرد به‌دلیل تعطیلی موقت فرودگاه عسلویه است 🔹 به گزارش روابط عمومی شرکت فرودگاه‌های کشور، در پی رخداد جنگ تحمیلی رمضان و بسته شدن فضای کشور و مناقشات امنیتی موجود در خلیج فارس، فرودگاه شهدای لامِرد به‌عنوان پشتیبان امن فرودگاه خلیج فارس بازگشایی و کلیه پروازهای منطقه ویژه انرژی پارس جنوبی(عسلویه) و سایر شهرها و شرکت‌های فعال در جنوب کشور به فرودگاه شهدای لامِرد منتقل شد. 🔹 براساس این گزارش، علاوه بر پروازهای برنامه‌ای فرودگاه لامرد، کلیه پروازهای عسلویه در مسیرهای تهران، شیراز، اصفهان، مشهد، رشت، گرگان، ارومیه، اهواز و کرمانشاه، شرکت‌های هواپیمایی وارش، کیش‌ایر، فلای‌پرشیا، کارون، ماهان، پارس‌ایر، آساجت ، قشم ایر و فلای‌کیش در فرودگاه شهدای لامِرد انجام می‌شود و بطور متوسط روزانه 18پرواز به این فرودگاه جنوبی نشست و برخاست دارند. ☀️آفتاب لارستان ▫️واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb2ytDWA89MkS0XYnF3t ▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2 ▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan ▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1 ▫️بله:https://ble.ir/aftablarestan10,00%
  • 29 мая✈️ پروازهای گسترده فرودگاه لامرد به اقصی‌نقاط کشور درشرایط تعطیلی فرودگاه لارستان 🔹به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر سیدموسی موسوی، فرودگاه بین‌المللی شهدای لامرد در هفته پیش‌رو شاهد افزایش کم‌سابقه ترافیک هوایی خواهد بود؛ اتفاقی مهم که برای نخستین‌بار فرودگاه لامرد را به یکی از پرترددترین فرودگاه‌های کشور تبدیل می‌کند. 🔸در شرایطی که پس از جنگ اخیر، بسیاری از فرودگاه‌ها هنوز مجوز بازگشایی دریافت نکرده‌اند، با تلاش‌های دکتر موسوی نماینده مردم لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی و پیگیری‌های مؤثر دکتر عزیزی، فرودگاه بین‌المللی شهدای لامرد مجوز فعالیت یافت و بر اساس برنامه‌ریزی انجام‌شده در این هفته به مقاصدی همچون تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، اهواز، رشت، ارومیه، گرگان و بالعکس پرواز خواهد داشت. ☀️آفتاب لارستان ▫️واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb2ytDWA89MkS0XYnF3t ▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2 ▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan ▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1 ▫️بله:https://ble.ir/aftablarestan10,00%
  • 28 мая🔗یادداشت شماره ۸۰ 💠 اقتصاد جنگ؛ چرا صلح برای برخی گران تمام می‌شود؟ ✍️ دکتر غلامشاه عالی 🔸لارستانی مقیم کانادا پیشگفتار: جنگ در ظاهر با انفجار، ناامنی و ویرانی شناخته می‌شود؛ اما پشت صحنه بسیاری از بحران‌های بزرگ جهان، اقتصادی پنهان جریان دارد که گاهی از ادامه تنش‌ها سود می‌برد. این یادداشت تلاش می‌کند نشان دهد چگونه در جهان امروز، جنگ فقط یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه می‌تواند بر بازار انرژی، قیمت کالاها، امنیت سایبری، تجارت جهانی، سرمایه‌گذاری و حتی زندگی روزمره مردم اثر بگذارد. در این میان، پرسش مهم آن است: اگر برخی بخش‌های اقتصاد جهانی از بحران و ناامنی سود ببرند، آیا صلح همیشه برای همه بازیگران بین‌المللی یک اولویت اقتصادی خواهد بود؟ در ادامه، نگاهی خواهیم داشت به پیوند پنهان میان جنگ، بازارها و اقتصاد جهانی؛ پیوندی که شاید یکی از پیچیده‌ترین واقعیت‌های جهان معاصر باشد. 🔹 در نگاه مردم عادی، جنگ معمولاً با ویرانی، ناامنی، آوارگی و فشار اقتصادی شناخته می‌شود. اما در سوی دیگرِ این تصویر تاریک، واقعیتی وجود دارد که کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود: برای بخشی از اقتصاد جهانی، جنگ فقط بحران نیست؛ بلکه "بازار" نیز هست. شاید این جمله تلخ به‌نظر برسد، اما تاریخ بارها نشان داده است که همزمان با سقوط شهرها و افزایش اضطراب ملت‌ها، بخش‌هایی از اقتصاد جهان وارد دوره‌ای از سودآوری و رونق می‌شوند. 🔺صنایع نظامی، 🔻 شرکت‌های تولید تسلیحات، 🔻 بازار انرژی، 🔻 بیمه حمل‌ونقل، 🔻 امنیت سایبری، 🔺 و حتی برخی بازارهای مالی، اغلب از نخستین بخش‌هایی هستند که با آغاز بحران‌های ژئوپلیتیکی فعال‌تر می‌شوند. در جهانی که رقابت قدرت‌ها دوباره شدت گرفته، جنگ دیگر فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ بلکه به بخشی از معادلات اقتصاد بین‌الملل تبدیل شده است. افزایش تنش‌ها در مناطق حساس جهان، معمولاً نخست خود را در بازار انرژی نشان می‌دهد. کوچک‌ترین نگرانی درباره امنیت مسیرهای نفت و گاز، می‌تواند قیمت انرژی را جابه‌جا کند، تورم جهانی را افزایش دهد و زنجیره تأمین کالاها را دچار اختلال سازد. در چنین شرایطی، برخی کشورها و شرکت‌ها از افزایش قیمت انرژی سود می‌برند، در حالی‌که بخش بزرگی از مردم جهان، هزینه آن را از طریق افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید پرداخت می‌کنند. ❗️ اما اقتصاد جنگ فقط به نفت و اسلحه محدود نیست. امروز حتی فضای سایبری نیز به بخشی از میدان رقابت اقتصادی تبدیل شده است. حملات سایبری، اختلال در شبکه‌های بانکی، تهدید زیرساخت‌های انرژی و جنگ اطلاعاتی، همگی هزینه‌های جدیدی را به اقتصاد جهانی تحمیل کرده‌اند؛ و در مقابل، بازار امنیت دیجیتال و فناوری‌های دفاعی را بزرگ‌تر کرده‌اند. در همین حال، نااطمینانی ناشی از بحران‌ها باعث می‌شود سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های امن حرکت کنند. افزایش تقاضا برای طلا در ماه‌های اخیر نیز بخشی از همین منطق است: ✅ سرمایه در دوران ترس، به‌دنبال پناهگاه می‌گردد. شاید مهم‌ترین ویژگی اقتصاد جنگ در جهان امروز آن باشد که آثار آن دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی نیست. حتی کشورهایی که مستقیماً درگیر نبرد نیستند نیز از طریق تورم، اختلال تجاری، افزایش هزینه انرژی و بی‌ثباتی بازارها تحت تأثیر قرار می‌گیرند. به همین دلیل است که جنگ مدرن، بیش از هر زمان دیگری، به اقتصاد روزمره مردم جهان گره خورده است. در گذشته، بسیاری تصور می‌کردند صلح همواره بهترین گزینه برای همه کشورها و بازیگران اقتصادی است. اما واقعیت پیچیده‌تر از آن است. ☣️ در دنیای امروز، بخش‌هایی از اقتصاد جهانی چنان با بحران، رقابت تسلیحاتی و تنش‌های ژئوپلیتیکی پیوند خورده‌اند که گاهی آرام‌شدن جهان، به‌معنای کاهش سود برخی بازیگران بزرگ خواهد بود. و شاید همین مسئله یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های اقتصاد معاصر باشد: اینکه در گوشه‌ای از جهان، آرامش مردم می‌تواند معادل کاهش درآمد بازارهای جنگ باشد. ✍️ نظر نگارنده: شاید بزرگ‌ترین خطر جهان امروز، فقط خودِ جنگ نباشد؛ بلکه عادی‌شدنِ اقتصادِ جنگ باشد. زمانی، جنگ یک استثنا در اقتصاد جهانی محسوب می‌شد؛ اما امروز، در بخشی از ساختار اقتصاد بین‌الملل، بحران و تنش به بخشی از گردش سرمایه تبدیل شده است. در چنین جهانی، گاهی آرامش برای مردم عادی ارزشمندتر می‌شود، در حالی‌که برای برخی بازارها، بحران سودآورتر است. و این همان نقطه‌ای است که انسان باید از خود بپرسد: اگر ادامه ناامنی برای بخشی از اقتصاد جهان سودآور باشد، آیا جهان واقعاً انگیزه کافی برای رسیدن به صلح پایدار خواهد داشت؟ شاید پاسخ این پرسش، بسیار تلخ‌تر از آن چیزی باشد که دوست داریم بشنویم.0,00%
  • 28 маябез подписи0,00%
  • 28 мая🔹فعلا مجبورم با سرمایه‌ای که دارم یک کار در ایران برای خودم راه‌اندازی کنم؛ تمام سرمایه‌ام در ابوظبی از بین رفت. 🔸 فکر می‌کنید برای رفع این مشکلات، چه راهکاری وجود دارد و مدیران چه کمکی می‌توانند بکنند؟ 🔹با توجه به اینکه رابطه ایران و امارات به شدت به هم خورده است، امیدوارم با گفت‌وگو راهکاری ایجاد شود. 🔸 سخن پایانی 🔹بعد از ۲۶ سال کار در ابوظبی و فروش زمینی که در ایران داشتم و آن را به سرمایه مغازه‌ام در آنجا اضافه کرده بودم، در حالی که بی‌گناه و بی‌طرف بودیم، ما را با بی‌احترامی از آنجا بیرون کردند. این حق ما نبود، خیلی نامردی شد، ما را از بچگی به امارات فرستادند، نوجوانی و جوانی خود را مشغول به کار بودیم و سرگرمی‌ نداشتیم، فقط کار و کار... اقتصاد امارات با جان کندن ایرانی‌ها رونق داشت و این رفتار و برخورد عادلانه نبود؛ تر و خشک را با هم سوزاندند. ☀️آفتاب لارستان ▫️واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb2ytDWA89MkS0XYnF3t ▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2 ▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan ▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1 ▫️بله:https://ble.ir/aftablarestan10,00%
  • 28 мая🗣️روایت تلخ یک لارستانیِ اخراج‌شده از امارات، در پی جنگ اخیر: 📢⚡ ایرانی‌ها در امارات، عزت و احترام ندارند/ بعد از جنگ، از ایرانی‌ها جنس نمی‌خریدند و به ما می گفتند که شما نمک‌نشناسید/ تمام سرمایه‌ام از بین رفت/ مجبورم یک کار در ایران برای خودم پیدا کنم 💠به گزارش آفتاب لارستان، یکی از لارستانی‌هایی که در پی جنگ اخیر ایران و آمریکا، بعد از ۲۶ سال سابقه کار در ابوظبی (پایتخت امارات) و با وجود اینکه از اهل سنت منطقه نیز است، از امارات اخراج شده است، در گفت‌وگوی اختصاصی با این رسانه، با اشاره به وضعیت نامناسب ایرانی‌ها در امارات پس از جنگ اخیر، به برخورد و بی‌احترامی نسبت به آن‌ها و از دست دادن کار و سرمایه‌شان پرداخته است که در ادامه می‌خوانید: 🔸 برای شروع گفت‌وگو بفرمایید چند سال شاغل در کشور امارات هستید؟ در کدام شهر و چه شغلی دارید؟ 🔹تقریبا ۲۶ سال است که در یک عطاری در ابوظبی کار می‌کنم. 🔸 لطفا یک توضیح اجمالی از شروع و روند برخورد با ایرانیان در امارات بفرمایید تا به داستان شما برسیم. 🔹قبل از شروع جنگ، اوضاع تقریبا عادی و خوب بود، البته واقعیت این است که ایرانی‌ها در آنجا اصلا عزت و احترام ندارند، چون کارهای بانکی و برنامه‌های اداری برای ما مطلوب نیست، اما جنگ که شروع شد نگاه‌ها به ایرانی‌ها خیلی تغییر کرد، به عنوان نمونه از مغازه ایرانی‌ها جنس نمی‌خریدند یا به ما می‌گفتند که شما شرم نمی‌کنید؟ نمک‌نشناسید و... 🔸 برخورد با شما از کی و چگونه شروع شد و چطور و از چه مسیری به لارستان بازگشتید؟ 🔹یک ماه قبل به ما زنگ زدند و گفتند به «شرطه شَهامَه» بیایید، بعد از چند روز به آنجا رفتیم، مدارک‌مان را گرفتند و گفتند برنامه دیپورت‌تان به ایران لغو شده و می‌توانید همچنان کار کنید. دو هفته بعد، دوباره به ما زنگ زدند و گفتند باید سریع برگردید، ما هم رفتیم، جوازمان را گرفتند، عکس گرفتند، قرار بود از راه عمان به ایران برگردیم ولی اجازه ندادند و گفتند فقط از طریق ارمنستان می‌توانید برگردید. 🔹بعد از اینکه بلیت گرفتیم، ما را با اتوبوس به یک زندان بردند، ۱۲، ۱۳ ایرانی بودیم، تمام وسایل‌مان را برداشتند (انگشتر، کیف پول، زنجیر، کمربند و...) در یک کیسه گذاشتند و تحویل‌مان دادند، وارد یک راهرو پر از پاکستانی، ایرانی، سوری و هندی شدیم، راهرو به شدت سرد بود، مجبورمان کردند روی زمین بنشینیم، هر وقت می‌خواستیم حرف بزنیم یا پا دراز کنیم سرمان داد می‌زدند، تقریبا چهار ساعت در آن راهروی سرد روی سرامیکِ سرد نشستیم، بعد گفتند با فاصله معین بروید ناهار بخورید، ناهار تخم‌مرغِ آب‌پز که دور و بر آن پشه می‌گشت با برنج نپخته و بسیار سرد، ماست، لوبیا، آب و نانِ مانده چند روز پیش، بود. دوباره به آن راهروی سرد برگشتیم، یک پتوی مسافرتی آوردند و گفتند دو نفری، از یک پتو استفاده کنید و بخوابید، پتو را زیر خودمان انداختیم و خوابیدیم، بعد از یک روز و نیم، ما را به یک اتاق بردند که یکی از مواطنان در حالی که ماسک زده بود از ما بازجویی می‌کرد، می‌پرسید که شیعه هستی یا سنی؟ چند سال است که در اینجا کار می‌کنی؟ شماره دوستان شیعه‌ات را به ما بده؟ سربازی رفته‌ای؟ آدرس کامل سپاه در منطقه‌تان را به ما بده؟ تا حالا به عراق رفته‌ای؟ رهبر را می‌شناسی؟ چطور بود؟ اقوام مواطن داری؟ از ایرانیانی که در امارات هستند، کدام‌شان سربازی را در سپاه گذرانده‌اند؟ و... 🔹بعد از آن به راهرو برگشتیم، چهار پنج ساعت در آنجا ماندیم، دستشوییِ آنجا افتضاح بود، در نداشت و بو می‌داد و...؛ بعد از اینکه عکس‌مان را گرفتند، ما را سوار اتوبوس کردند و وسایل‌مان را تحویل دادند، البته بعضی از بچه‌ها می‌گفتند که سیم‌کارت امارات و ایران‌مان را گرفته‌اند یا کل موبایل‌مان را فرمت کرده بودند، وقتی وارد فرودگاه دبی شدیم، ما را از درب پشتی که مخصوص مجرمان بود وارد کردند، بعد از تفتیش بدنی، پاسپورت و وسایل‌مان را تحویل دادند. از فرودگاه دبی به ارمنستان رفتیم، بعد با پرواز به تهران و سپس شیراز و در نهایت به لار برگشتیم. اجازه ندادند حتی یک پوست تخمه با خود به ایران بیاوریم، دست خالی برگشتیم. 🔸 این اخراج برای چه مدتی است؟ 🔹فعلا در مورد مدت‌زمانِ اخراج چیزی به ما نگفته‌اند، اما برخی از بچه‌ها می‌گویند یک‌ساله است و بعد از یک سال، دوباره باید ویزا بگیریم که آن هم معلوم نیست شامل‌مان شود یا خیر. البته ویزای ابوظبی برای ایرانی‌ها اصلا امکان‌پذیر نیست و فقط ویزای دبی شامل‌مان می‌شود. 🔸 برنامه شما برای آینده چیست؟0,00%
  • 23 мая🔗یادداشت شماره ۷۹ 💠 نبض اقتصاد جهان 📌اگر هرمز بلرزد؛ اقتصاد جهان چه می‌شود؟ 📌چرا جهانِ مدرن هنوز به باریکه‌ای از آب در خلیج فارس وابسته است؟ ✍️ دکتر غلامشاه عالی 🔸لارستانی مقیم کانادا 📍پيشگفتار: در عصر هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و رقابت فناوری، هنوز چند کیلومتر آب در خلیج فارس می‌تواند بازارهای جهانی را بلرزاند. تنگه هرمز فقط یک مسیر دریایی نیست؛ یکی از حساس‌ترین شریان‌های انرژی جهان است؛ جایی که هر تنش نظامی، حتی پیش از وقوع درگیری مستقیم، می‌تواند قیمت نفت، حمل‌ونقل، بیمه و حتی تورم جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. جهان امروز شاید از نظر فناوری مدرن‌تر از هر زمان دیگری شده باشد، اما ستون اصلی اقتصاد جهانی همچنان انرژی است؛و بخش مهمی از این انرژی، هر روز از میان همین گذرگاه باریک عبور می‌کند. به همین دلیل است که هرمز، فقط برای کشورهای خلیج فارس مهم نیست؛ بلکه برای کارخانه‌های آسیا، بورس‌های آمریکا، پالایشگاه‌های اروپا و حتی قیمت مواد غذایی در بسیاری از کشورها اهمیت دارد. 🔹 چرا هرمز مهم است؟ روزانه بخش بزرگی از نفت جهان و بخش مهمی از گاز طبیعی مایع (LNG) از این تنگه عبور می‌کند. کشورهایی مانند: ✔️ چین ✔️ هند ✔️ ژاپن ✔️ کره جنوبی وابستگی سنگینی به انرژی عبوری از خلیج فارس دارند. اقتصادهای صنعتی آسیا، بدون جریان پایدار انرژی، با افزایش هزینه تولید و کاهش رشد اقتصادی روبه‌رو می‌شوند. به همین دلیل، هر خبر درباره ناامنی احتمالی در هرمز، سریع‌تر از بسیاری جنگ‌ها وارد بازارهای مالی می‌شود. بازارها می‌دانند که بحران در هرمز، فقط بحران یک منطقه نیست؛ بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از شوک‌های اقتصادی را در سراسر جهان فعال کند. ❗️ اولین شوک؛ بازار نفت حتی بدون بسته شدن کامل تنگه، صرفِ افزایش ریسک امنیتی می‌تواند: 🔸 قیمت نفت را جهشی کند، 🔸 بازار انرژی را عصبی کند، 🔸 و سرمایه‌گذاران را وارد فاز احتیاط نماید. بازار نفت بیش از آنکه به "اتفاق رخ‌داده" واکنش نشان دهد، به "ترس از اتفاق آینده" واکنش نشان می‌دهد. به همین دلیل، گاهی تنها چند خبر یا حتی احتمال افزایش تنش، برای بالا رفتن قیمت نفت کافی است. معامله‌گران انرژی به‌خوبی می‌دانند که اگر انتقال نفت مختل شود، بازگرداندن آرامش به بازار ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها زمان ببرد. در چنین شرایطی، سفته‌بازی ورود سرمایه‌های کوتاه‌مدت و معاملات مبتنی بر پیش‌بینی، نوسانات بازار را شدیدتر می‌کند. ❗️ دومین شوک؛ بیمه و حمل‌ونقل در زمان بحران، هزینه بیمه نفتکش‌ها به‌سرعت افزایش می‌یابد. برخی شرکت‌های کشتیرانی: 🔸 مسیرها را تغییر می‌دهند، 🔸 حرکت کشتی‌ها را محدود می‌کنند، 🔸 یا هزینه حمل را بالا می‌برند. نتیجه؟ 🔸 افزایش هزینه جهانی تجارت. اما مسئله فقط نفت نیست. هرگونه ناامنی در مسیرهای دریایی، روی حمل کالا، مواد اولیه و حتی زمان تحویل سفارش‌های صنعتی اثر می‌گذارد. در جهانی که اقتصاد آن بر زنجیره تأمین سریع و پیوسته بنا شده، اختلال در یک مسیر کلیدی می‌تواند اثراتی بسیار فراتر از منطقه خلیج فارس ایجاد کند. ❗️ سومین شوک؛ تورم جهانی افزایش قیمت انرژی، فقط روی بنزین اثر نمی‌گذارد. بلكه این بر 🔸 تولید، 🔸 حمل‌ونقل، 🔸 مواد غذایی، 🔸 و کالاهای مصرفی نیز بالا می‌رود. به همین دلیل، بحران انرژی می‌تواند دوباره موج تازه‌ای از تورم جهانی ایجاد کند. بانک‌های مرکزی جهان که طی سال‌های اخیر برای کنترل تورم نرخ بهره را افزایش داده‌اند، در برابر چنین شوکی دوباره تحت فشار قرار می‌گیرند. ⚠️ در نتیجه، بحران هرمز فقط یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه می‌تواند به بحران پولی و اقتصادی نیز تبدیل شود. ⭕️ آیا جهان جایگزین دارد؟ برخی خطوط لوله جایگزین وجود دارند، و بسیاری کشورها ذخایر استراتژیک انرژی دارند. اما واقعیت این است که هیچ مسیر جایگزینی، در کوتاه‌مدت توان جبران کامل اختلال در هرمز را ندارد. حتی کشورهایی که تلاش کرده‌اند وابستگی خود را کاهش دهند، هنوز از شوک قیمت جهانی نفت در امان نیستند. زیرا بازار انرژی، بازاری جهانی و به‌شدت به‌هم‌پیوسته است. به همین دلیل، هرمز هنوز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد جهانی باقی مانده است. ✍️ نظر نگارنده: شاید بزرگ‌ترین واقعیت اقتصاد جهان امروز این باشد که با وجود تمام پیشرفت‌های فناورانه و ورود جهان به عصر هوش مصنوعی، انرژی همچنان ستون اصلی اقتصاد مدرن باقی مانده است. و این انرژی، هنوز بر نبض آب‌های خلیج فارس می‌تپد؛ جایی که یک راه‌آب باریک می‌تواند سرنوشت بازارها، تجارت و حتی سیاست جهانی را تغییر دهد. این بدان معناست که در دنیایی که داده‌ها پادشاه‌اند، جغرافیا هنوز فرمانده است.0,00%
  • 23 маябез подписи0,00%
  • 16 маяسرانجام، راهبرد گردشگری یزد بر انطباق با هویت تاریخی شهر استوار بوده است. رویکردهای این شهر بسیار استراتژیک و متنوع است؛ از برنامه‌ریزی برای توسعه گردشگری با تمرکز بر رویدادهای مذهبی مانند مراسم محرم و استفاده از مدل‌های مدیریتی مثل SOAR گرفته، تا پژوهش‌های دانشگاهی برای سنجش تأثیر گردشگری در بازآفرینی پایدار بافت قدیم. هم‌چنین برنامه‌هایی برای جایگزینی صنایع سنتی با «گردشگری سبز» به‌عنوان بخشی از یک استراتژی تحول‌آفرین جدید برای استان وجود دارد. تبدیل خانه‌های کهن به بوتیک‌هتل‌ها با رویکرد «بازکاربری تطبیقی» و تأکید بر «گردشگری سبز» به‌جای صنایع آلاینده، نشان‌دهنده چشم‌اندازی است که میراث فرهنگی را نه مانع توسعه، که موتور محرک آن می‌بیند. نتایج این نگاه در میدان عمل نیز مشهود است؛ برای نمونه، افتتاح یک اقامتگاه بوم‌گردی جدید با سرمایه‌گذاری خصوصی و تسهیلات دولتی در مهریز یزد، گواه نقش فعال بخش خصوصی در این عرصه است. در مقابل، اطلاعات موجود از لار بیشتر بر اقدامات اجرایی مشخص اما محدودتر دلالت دارد، مانند مرمت اضطراری بازار قیصریه، تبدیل خانه‌های تاریخی به مراکز فرهنگی و تعریف مسیر گردشگری. به نظر می‌رسد بودجه‌های شهرداری و اعتبارات دولتی در لار، نقش اصلی را در پروژه‌های مرمتی ایفا می‌کنند و هنوز بخش خصوصی به میدان نیامده است. مجموعه‌ی این عوامل، یزد را به الگویی از تلفیق حفاظت، مشارکت و توسعه پایدار بدل کرده است؛ الگویی که مسیر رفته را نه فقط برای تحسین، که برای بازخوانی در شهری چون لار ترسیم می‌کند. اما تصویر لار تماماً تاریک و ناامیدکننده نیست. در سال‌های اخیر، نشانه‌هایی از چرخشی امیدبخش در نگاه مدیران محلی و میراث فرهنگی پدیدار شده است. مرمت اضطراری بازار قیصریه با همکاری شهرداری لار، و نوسازی جداره‌های بازار برای تقویت هویت بصری بافت، گام‌هایی کوچک اما معنادار در مسیر درست بوده‌اند. از همه مهم‌تر، برای نخستین بار در بودجه‌ی سال ۱۴۰۴ شهرداری، ردیف اعتباری مستقلی برای «طرح جامع بازآفرینی شهری» اختصاص یافته که اولویت آن ادغام بافت قدیم با ساختار گردشگری و اقتصادی شهر است. مطالعات اولیه برای ایجاد یک مسیر گردشگری میراثی در دل بافت تاریخی نیز نویدبخش شکل‌گیری روایتی منسجم از لار برای بازدیدکنندگان است. این اقدامات، هرچند در قیاس با برنامه‌های کلان یزد کوچک به نظر می‌رسند، اما دقیقاً از همان جنسی هستند که مسیر تحول یزد نیز روزگاری با آن آغاز شد: اقدامات متمرکز، مبتنی بر ظرفیت‌های واقعی، و معطوف به ایجاد اعتماد در میان شهروندان و سرمایه‌گذاران. راه میان‌بری برای لار وجود ندارد، اما نقشه‌ی راه روشن است. تجربه‌ی یزد نشان می‌دهد که ثبت جهانی به خودی خود یک مقصد نیست، بلکه بستری است برای انسجام‌بخشی به حفاظت، جذب سرمایه، و مهم‌تر از همه، خلق یک «داستان» که جهان مشتاق شنیدنش باشد. لار برای پیمودن این مسیر، پیش از هر چیز نیازمند یک سند راهبردی به‌روزرسانی‌شده برای بافت تاریخی است؛ سندی که مالکیت‌های چندپاره را سامان دهد، مشوق‌های مالی و اداری برای مالکان تعریف کند، و مسیر ورود بخش خصوصی را هموار سازد. گام دوم، سرمایه‌گذاری بر روایت‌سازی است؛ لار باید داستان منحصربه‌فرد خود را بیابد و آن را نه فقط در بروشورهای گردشگری، که در تار و پود فضای شهری، رویدادهای فرهنگی، و زیست روزمره ساکنانش جاری سازد. داستان بازاری که روزگاری قلب تپنده تجارت خلیج فارس بود، داستان شهروندانی که پس از زلزله ویرانگر دهه ۱۳۳۹ شهر خود را از نو ساختند، و داستان معماری‌ای که با خشت و گل، هوشمندانه‌ترین پاسخ‌ها را به اقلیم سخت کویری داده است. شاید مهم‌ترین درسِ یزد برای لار این باشد که «مقصد شدن» یک بافت گردشگری، پیش از آنکه پروژه‌ای عمرانی باشد، یک پروژه‌ی فرهنگی و اجتماعی است. یزد پیش از آنکه در فهرست یونسکو ثبت شود، در ذهن و قلب شهروندانش ثبت شده بود؛ شهروندانی که مالکیت بر یک خانه‌ی خشتی را نه بار مسئولیت، که یک افتخار می‌دانند. لار نیز چنین ظرفیتی را در خود دارد: شهری با مردمانی که تعلق خاطر عمیقشان به تاریخ و هویتشان انکارناپذیر است. اگر این عِرق محلی با برنامه‌ریزی حرفه‌ای، عزم مدیریتی پایدار، و روایتی خلاقانه پیوند بخورد، آن‌گاه فاصله میان «قیصریه» و «جهانی شدن» نه یک شکاف پرنشدنی، که مسیری الهام‌بخش برای پیمودن خواهد بود. لار نه یزدِ جنوب، که لارِ فردا خواهد شد؛ شهری که سکوت میراث خاموشش را می‌شکند و آوازه‌اش را، نه به تأسی از دیگری، که به روایت خود، در گوش جهان طنین‌انداز می‌کند. ☀️آفتاب لارستان ▫️واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb2ytDWA89MkS0XYnF3t ▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan2 ▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan ▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1 ▫️بله:https://ble.ir/aftablarestan10,00%
  • 16 мая💠 از لار تا یزد؛ روایتی از یک مقصد جهانی و میراثی خاموش ✍️ دکتر مهشید معتمد 🔸دکترای معماری و عضو هیئت علمی دانشگاه در میانه‌ی راه باستانی فارس تا خلیج فارس، شهری آرمیده که روزگاری نبض تجارت جنوب ایران در میدان قیصریه‌اش می‌تپید. لار، با قامتی به بلندای تاریخ صفوی، بادگیرهایش را چون نگهبانانی خاموش بر فراز بافت ۱۰۵ هکتاری خود برافراشته است؛ بافتی که هنوز ردپای یکی از منسجم‌ترین الگوهای شهرسازی ایرانی-اسلامی در آن دیده می‌شود. بازار قیصریه، قلعه اژدهاپیکر و خانه‌هایی که قصه‌ی تجار بنام و کاروان‌های ادویه را زمزمه می‌کنند، همگی گواه آن‌اند که لار شایسته جایگاهی فراتر از یک ایستگاه گذر در نقشه گردشگری ایران است. اما امروز، در حالی که شهری چون یزد با ثبت جهانی و برنامه‌های منسجم بازآفرینی، آوازه‌اش را به گوش جهان رسانده، لار با وجود همانندی‌های کالبدی و تاریخی کم‌نظیر، همچنان میراثی خاموش مانده است؛ گوهری تراش‌نخورده در دل کویر که فاصله‌اش با «مقصد شدن» را نه در کیلومتر، بلکه در عزم مدیریتی و روایت‌سازی خلاقانه باید جستجو کرد. شکاف اصلی میان این دو شهر، بیشتر از جنس «مقیاس» و «مرحله توسعه» است: یزد گام‌های بزرگی در سطح ملی و جهانی برداشته، در حالی که به نظر می‌رسد لار در مراحل اولیه و برنامه‌ریزی‌های محلی قرار دارد. از قیصریه تا یونسکو چقدر راه است؟ موفقیت یزد در مسیر تبدیل‌شدن به یک «مقصد جهانی» نه تصادفی، که حاصل تلفیق هوشمندانه چند راهبرد مکمل است. بزرگ‌ترین تمایز، ثبت جهانی بافت تاریخی یزد در یونسکو در سال ۱۳۹۶ بود؛ اقدامی که یزد را از یک گنجینه‌ی ملی به برندی بین‌المللی بدل کرد و تعهداتی برای حفاظت و پایش نظام‌مند به همراه آورد. این ثبت، یزد را در «مثلث طلایی گردشگری ایران» در کنار اصفهان و شیراز نشاند و زمینه‌های جذب سرمایه و توجه جهانی را فراهم ساخت. اما در سوی دیگر این مقایسه، لار داستان متفاوتی دارد؛ شهری که با وجود برخورداری از ظرفیت‌های کالبدی و تاریخی کم‌نظیر، هنوز در مقیاس محلی در حال دست‌وپنجه نرم کردن با چالش‌های بنیادین است. مهم‌ترین شکاف میان لار و یزد را نه در کیفیت یا غنای میراث، که باید در «مقیاس کنش» و «افق دید» جستجو کرد. بافت تاریخی ۱۰۵ هکتاری لار با وجود آن‌که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده، فاقد یک برنامه به‌روزرسانی‌شده حفاظتی و بازآفرینی است؛ خلائی که یزد با پیوستن به شبکه میراث جهانی یونسکو آن را پر کرد. بازار قیصریه‌ی لار امروز با تهدیدهایی چون مرمت‌های غیرحرفه‌ای، استفاده از مصالح نامناسب، نفوذ رطوبت و نبود زیرساخت‌های گردشگری دست به گریبان است. این در حالی است که برآوردها نشان می‌دهد یک برنامه منسجم مرمتی چهارساله با مشارکت بخش خصوصی می‌تواند این بازار را به مقصدی برای ۱۵۰ تا ۲۵۰ هزار گردشگر داخلی و خارجی در سال تبدیل کند و گردش مالی قابل توجهی ایجاد نماید. دومین رکن موفقیت یزد، برنامه‌ریزی مشارکتی و ظرفیت‌سازی محلی بوده است. ایجاد یک مرکز منابع ساختمانی محلی با ارائه‌ی خدمات مشاوره‌ای، بانک اطلاعاتی از صنعتگران ماهر و آزمایشگاه تحلیل خاک، نه تنها کیفیت مرمت‌ها را ارتقا داد، بلکه باعث افزایش چشمگیر پروژه‌های مرمت خصوصی و کاهش مداخلات نامناسب در بافت تاریخی شد. به موازات آن، سیاست‌های تشویقی نظیر تسهیلات مالی، معافیت‌های مالیاتی و ساده‌سازی فرآیندهای اداری برای مالکان خانه‌های تاریخی، انگیزه‌ی حفاظت را از یک توصیه‌ی بیرونی به یک خواست درونی بدل کرده است. یزد از ظرفیت علمی دانشگاه خود نیز بهره برد؛ پژوهشی که با مصاحبه با ۱۷۰ صنعتگر محلی انجام شد، دانش بومی ساخت‌وساز با خشت و گل را مستندسازی کرد و نشان داد که معماری سنتی در برابر زلزله نیز تاب‌آوری قابل توجهی دارد. این در حالی است که دومین شکاف در لار خود را دقیقاً در «مشارکت» نشان می‌دهد. در لار با پدیده مالکیت‌های چندپاره، تغییر کاربری‌های غیرقانونی و منابع مالی محدود مواجهیم. بیش از ۴۵ درصد بناهای ارزشمند بافت قدیم لار نیاز فوری به مرمت دارند، اما فقدان سازوکارهای تشویقی برای جلب مشارکت مالکان، سرعت فرسودگی را از میانگین استانی نیز بالاتر برده است. سومین شکاف به «روایت‌سازی» مربوط می‌شود. یزد داستان خود را چنان ماهرانه به جهان مخابره کرده که امروز در مثلث طلایی گردشگری ایران نشسته، حال آن‌که لار، با وجود قیصریه‌ای که ساختار شعاعی آن در کتاب تاریخ شهرسازی در جنوب ایران نوشته ناصر تکمیل‌همایون «منسجم‌ترین بازار جنوب» توصیف شده، و با وجود قلعه اژدهاپیکر ساسانی، مسجد روی آب، بادگیرهای تاریخی و باغ نشاط صفوی، هنوز برای بسیاری از ایرانیان نیز مقصدی ناشناخته باقی مانده است. به بیان دیگر، یزد توانسته «ظرفیت» را به «برند» تبدیل کند، اما لار هم‌چنان در تلاش برای تبدیل «ظرفیت» به «فرصت» است.0,00%
  • 16 маябез подписи0,00%