tgindex
محمدآقازاده

محمدآقازاده

Статистика
@aghazadehmohammadперсидский

رودررویی در جهان برای من مبدل به نوشتن می شود و بدون آن رخدادها اطرافم در ظلمت رها می شوند .در این رهایی همراهی کنید

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
668
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
662
23 постов
Вовлечённость
99,1%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 23
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
242
1/48двое суток
277
1/72трое суток
299

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مرگ صدای فردین را از ما گرفت ، همانطور که خودش را از ما گرفت ، صدای ایرج ، صدای خواجه نوری را نوستالژی های ما یکی پس دیگر می روند و ما می مانیم دریغ گوی زمانه از دست رفته @aghazadehmohammad

  • فحش" و "ادب" کدام یک در پایداری نهادها کوچک و با بزرگ سهم بیشتری دارند،حتما خیلی ساده خواهیم شنید حتما ادب این نقش را بر عهده دارد ولی اگر بتوانیم جسور باشیم و حقیقت را قربانی کلیشه های ذهنی نسازیم ، دومی نقش به مراتب بیشتری دارد و اگر فحاشی نبود بسیاری از خانواده ها و نهادهای اجتماعی فرومی پاشید ، فحش تعارضات کوچک را حل می کند و نمی گذارد کار به جایی بکشد که اختلافات جدی شوند و تا حد صدمات بزرگ و حتی قتل به دیگران پیش بروند ، درسطح کلان دمکراسی حل منازع در پرتو آزادی بیان است ، شما در امریکا و اروپا ببینید رقابت‌های سیاسی تا کجا به فحاشی ، انگ زدن و رو کردن دست هم پیش می رود ، در میان ما می گویند باید به عقیده مخالف احترام گذاشت در حالی که یکی از خصلت های جامعه استبداد زده است ، وظیفه ما احترام گذاشتن به هیچ عقیده یی نیست بلکه تنها کاری که نباید بکنیم حذف رقیب است و رقابت میهمانی درباری نیست که به هم تعظیم کنیم ، رقابت به هر طریق ممکن رقابت را برد ولی بعد از پیروزی حق نداشت ذره یی میدان عمل رقیب را محدود کرد ، تنها مسئله آنست اگر فحاشی می کند نباید انتظار داشت که از آسیب فحش در امان بماند، این بحث در ادامه بحث خود شناسی است ، چون خود را نمی شناسیم در دام ادب استبداد زده گرفتار می مانیم @aghazadehmohammad

  • 27 июл.1 7408

    @aghazadehmohammad

  • خیلی دور با همسر مهماندارم برای چهار روز می رفتیم مالزی،اکبر عبدی.معتمد آریا و...در هواپیما بودند، عبدی وقتی به همسرم میهماندار گفت ما دوست آقازاده هستیم می شود کنار یک قهوه خانه توقف و استراحتی کنیم ،همه خندیم،عصر خندیدن چه تلخ گذشت،دیگر ندیدمش امروز فهمیدم او رفت تا ابد استراحت کند @aghazadehmohammad

  • سیزده پیش که حالمان شاید بهتر بود ، شاید نه @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • ما نتوانستیم و نمی خواهیم واقعیت را همانگونه که هست به رسمیت بشناسیم ، پیروزی و شکست با رویاها و کابوس هایمان صورت بندی می شوند و خیال می کنیم با امر واقعی طرف هستیم ، آنها که در کاریر قدرت از موضع پیروزمندانه سخن می گوید دروغ نمی گویند چرا که آنها خطوط تماسی با فقر ، بیکاری و فلاکت اکثریت مردم ندارند ، همه زندگی شان سرشار از رفاه است و اصلا اقتصاد آنهم از نوع سیاسی اش موضوعیتی برای آنها ندارد چرا که به طور کامل از مواهب آن بهره می برند ، از طرف دیگر اپوزیسیون برون مرزی از جهنمی سخن می گوید که قرار است بدست آنها بهشت شود و البته می خواهند جایگزین اهالی بهشت امروزی شوند و همچنان ما را در جهنم باقی بگذارند ، من موافقتی با نگرش خام عینیت گرا ندارم ، در بستر تصویر ذهنی اکثریت جامعه را صورت بندی می کنم و باور دارم اگر بنا بود کل ماشین تامل و استدلال را فارغ از چارچوب ارجاعات ارزشی مردم را به راه اندازیم ، به جای آنکه به سادگی دست به عمل بزنیم به راحتی فلج می شدیم چون تخیل فعال که نگاه به واقعیت گریزگاهها را می یابد شاکله اصلی آن عاملیت مردم است و لاغیر ، تمام تلاش ما باید برگشت به این عاملیت که چشم‌ تمنا به قدرتهای جهانی و دروغ های رویایی ندارد @aghazadehmohammad

  • جنگ طلبان که جنگ.روزهای خوش باشی تان بود این حیاط و آسمان خانه ما در روزی بود که بخاطر بمباران انبارهای نفت مرگ را تنفس کردیم. عکس دیگری از یک روز بارانی در همین حیاژ را می گذارم کنار این دو عکس دهشتناک @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • علی بابا چاهی شاعر از میان ما رفت، دیریست شعر در گوشه یی انزوا گرفته است و می بینذ زندگی که دیگر شاعرانه نیست ، باباچاهی را هرگز ندیدم و از دور می خواندمش، دیگر کمتر شعر می خوانم ، شعری دارد با نام جنگ یک شوخی است ، بله جنگ همه زندگی مان شده است و جز با شوخی نمی توان تاب اش آورد @aghazadehmohammad

  • شما که با رقص برای رفتگان مخالفید رقص را با قر کمر اشتباه می گیرید ، اگر کتاب رقص و زندگی ژرژگاردوی را بخوانید معنایی در آن می یابید که همه اسطوره ها ، ارزش ها و ایمان ها در گروی فهم آنست ، اتصال با ابدیت و و به وفاداری به زمین و تمنای پرواز @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmohammad

  • @aghazadehmoammad

  • @aghazadehmohammad

محمدآقازاده — tgindex