tgindex
✍اهلسنت و جماعت احناف دیوبند📚

✍اهلسنت و جماعت احناف دیوبند📚

Статистика
@ahnafdeobandКнигиперсидский

✔️تبیین و إشاعهٔ عقاید و نظريات اهلسنت و جماعت احناف دیوبند. 🌸بإشراف و اهتمام أبوأُمامه دیوبندی عفا الله عنه 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

Последний пост
25 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 338
+1 за 3 дн.
Сутки
+2
+0,05%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 699
20 постов
Вовлечённость
39,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 527
1/48двое суток
1 749
1/72трое суток
1 887

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • السلام علیکم و رحمة الله و برکاته دوستان و همراهان گرامی به دلیل برخی مشکلات و شرایط مالی، ناچار هستم برای مدتی فعالیت‌ های خود را متوقف کنم. از همراهی، محبت و حمایت‌ های معنوی شما در تمام این چند سال صمیمانه سپاسگزارم. این مسیر علمی و مذهبی برای بنده ارزشمند است و امیدوارم با فراهم شدن شرایط، دوباره با توان بیشتر در خدمت شما باشم. در صورتی که دوستانی تمایل دارند کمک و حمایت مالی کنند، می‌ توانند در خصوصی به بنده پیام دهند. با احترام طالب دعا أبوأمامه دیوبندی @Deobandi

  • 22 июл.2 15894

    📌اقسام الفاظ متشابه 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 20 июл.2 061143

    🔴شبهه: ‼️اگر فرشته ها و شیطان ها وجود دارند، چرا ما آنها را نمیبینیم؟ آیا چیزی که با حواس ما قابل مشاهده نیست، صرفا یک خیال و ساخته ذهن انسان نیست؟ پس چطور میشه به وجود موجوداتی مانند فرشته ها و جن‌ ها باور داشت؟ 🟢جواب: ✔️ندیدن یک چیز، دلیل بر نبودن آن نیست؛ بسیاری از امور حقیقی در جهان وجود دارند، اما حواس محدود انسان توان درک مستقیم آنها را ندارد. 💡برای مثال، انسان با چشم خود نیروی برق، امواج رادیویی، جاذبه، روح و بسیاری از نیروهای طبیعی را نمی بیند؛ اما به سبب آثار و نشانه‌ هایشان به وجود آنها یقین پیدا می‌ کند. اگر قرار باشد هر چیزی که دیده نمی‌ شود انکار گردد، باید بسیاری از حقایق مسلم جهان هم انکار شوند. ↩️همچنین در وجود خود انسان، آثار متضاد مانند گرایش به خیر و شر، اطاعت و گناه، ایمان و کفر مشاهده می‌ شود. این اختلاف گرایش‌ ها نشان می‌ دهد که عوامل و اسباب متفاوتی در کار هستند؛ همانطور که از یک عنصر واحد، هم گرمی و هم سردی پدید نمی‌ آید. اهل اسلام عامل دعوت‌ کننده به خیر و طاعت را فرشتگان و عامل وسوسه و گمراهی را شیاطین می دانند. 👌پنهان بودن فرشتگان و جن‌ ها نیز امری غیر عقلانی نیست؛ زیرا الله تعالی موجودات را با خصوصیات مختلف خلق کرده است. همانطور که انسان با وجود محدودیت‌ هایش توانسته است چیزهایی را که با چشم دیده نمی‌ شوند، مانند امواج و نیروهای نامرئی، کشف و از آثارشان استفاده کند، الله تعالی قادر مطلق هم می‌ تواند مخلوقاتی خلق کند که از حواس ظاهری انسان پنهان باشند. 📌علاوه بر این، انسان خود شاهد است که موجوداتی در طبیعت توانایی‌ هایی دارند که از قدرت عادی بشر خارج است؛ مانند سرعت بسیار زیاد نور، حرکت سریع برق و قدرت عظیم باد که می‌ تواند در زمانی کوتاه ساختمان‌ ها و درختان بزرگ را نابود کند. پس اینکه موجودی که الله تعالی خلق کرده است بتواند در مدت کوتاه مسافت‌ های بسیار دور را طی کند، خلاف عقل نیست؛ بلکه فقط خارج از عادت معمول انسان است. ◀️لذا، معیار وجود یک حقیقت فقط دیدن با چشم نیست، بلکه دلیل، اثر و امکان عقلی آن هم معیار است. انکار فرشتگان و جن‌ ها فقط به دلیل دیده نشدن، مانند انکار بسیاری از حقایق ثابت جهان است و از نظر علمی و عقلی قابل قبول نیست. ♻️اما فرق بنیادی این است که وجود فرشتگان و جن‌ ها علاوه بر امکان عقلی، با خبر قطعی وحی الهی هم ثابت شده است؛ الله تعالی که خالق جهان و آگاه به همه مخلوقات است، از وجود آنها خبر داده است: ﴿لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴾: از فرمان الله تعالی سر پیچی نمی‌ کنند و آنچه را مأمور می‌ شوند انجام می‌ دهند. ✅️پس انکار فرشتگان و شیاطین نه بر اساس علم است و نه بر اساس عقل؛ بلکه نتیجه محدود کردن عالم هستی به آن چیزی است که فقط حواس ناقص انسان قادر به مشاهده آن است. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓 دوشنبه - ۵ صفر ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 20 июл.1 772143

    📑سلسلهٔ پرسش‌ و پاسخ‌ عقیدتی (۵) 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 19 июл.1 632123

    🔴شبهه: ‼️اگر میگویید آتش خودش نمیسوزاند و دارو خودش شفا نمیدهد، پس چه فرقی بین بودن و نبودن این چیزها وجود دارد؟ چرا همیشه فقط کنار آتش سوختن اتفاق می‌ افتد اما با آب سوختنی اتفاق نمی افتد؟ اگر دارو اثری ندارد، پس چرا بیمار با خوردن دارو خوب میشود؟ آیا این حرف یعنی اسبابی مثل آتش و دارو هیچ فایده و خاصیتی ندارند؟ 🟢جواب: 👌میان سببیت عادی و تأثیر حقیقی در ایجاد اثر فرق است. ✅️ما نمی گوییم که اسباب هیچ نقشی ندارند یا وجود و عدم آنها یکسان است؛ بلکه می‌ گوییم اسباب، در نظامی که الله تعالی قرار داده است، دارای مناسبت، خاصیت و نقش عادی هستند، اما خالق و ایجاد کننده حقیقی آثار، فقط الله تعالی است. 💡برای مثال: آتش با سوختن تناسب دارد، دارو با شفا تناسب دارد و غذا با سیر شدن تناسب دارد؛ اما این تناسب به این معنا نیست که آتش یا دارو، اثر خود را از عدم به وجود می‌ آورند. ✏️همانطور که نویسنده و قلم با نوشته ارتباط دارند؛ قلم وسیله‌ ای برای نوشتن است، اما حقیقتا قلم نویسنده نیست، بلکه نویسنده با استفاده از قلم می‌ نویسد. همچنین اسباب در جهان، مجاری و وسایلی هستند که الله تعالی برای جریان دادن افعال خود قرار داده است. ⁉️اگر گفته شود: پس چرا الله تعالی سوختن را معمولا همراه آتش خلق می کند؟ ↩️جواب این است که این از حکمت و سنت الهی است. الله تعالی جهان را بر اساس نظم و اسباب قرار داده است تا زندگی انسان بر نظامی قابل شناخت و منظم جریان یابد. اما این عادت، الله تعالی را مجبور نمی‌ کند؛ بلکه هر زمان بخواهد می‌ تواند آن را تغییر دهد؛ مانند اینکه آتش را برای حضرت ابراهیم علیه السلام سرد و سالم قرار داد: ﴿قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ﴾: گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش. 📌پس وجود خاصیت در اسباب، به معنای استقلال آنها در تأثیر نیست؛ بلکه باری تعالی آن خواص را در آنها قرار داده و خود اوست که هنگام وجود سبب، اثر را خلق می کند. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓 یکشنبه - ۴ صفر ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 18 июл.1 672163

    📌برهان وجوب قِدَم خداوند سبحانه و تعالی 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 17 июл.1 581164

    🔴شبهه: ‼️اگر هیچ چیزی بر خدا واجب نیست و او به هیچ قانونی مقید نیست، پس از کجا معلوم که همیشه عادل، راستگو و حکیم بماند؟ شاید روزی برخلاف عدل یا حکمت عمل کند. 🟢جواب: 👌معترض میان وجوب از خارج و وجوب ذاتی خلط کرده است. ✅️ما نمی‌ گوییم الله تعالی به فرمان موجودی دیگر عادل است؛ بلکه می‌ گوییم عدل، حکمت، علم و صدق، از کمالات ذاتی باری تعالی هستند. 🔰هر زمان فرض شود الله تعالی ظلم کند یا دروغ بگوید، یکی از این سه لازم می‌ آید: 👈یا از روی جهل چنین کرده است؛ در حالی که الله تعالی علیم مطلق است. 👈یا از روی احتیاج، ترس یا طمع چنین کرده است؛ در حالی که الله تعالی غنی مطلق است و هیچ نیازی ندارد. 👈یا بدون هیچ سبب، فعل قبیح انجام داده است؛ که این نیز با حکمت مطلق منافات دارد و عبث خواهد بود. 📌پس صدور ظلم یا فعل قبیح از الله تعالی، نه به خاطر وجود قانون بالاتر از او، بلکه به سبب کمال ذاتی او تعالی محال است. ⏺️لذا، عدل بر باری تعالی از بیرون واجب نشده است؛ بلکه عدل، مقتضای ذات کامل و حکیم اوست. ☀️همانطور که نور از خورشید جدا شدنی نیست، عدالت و حکمت نیز از ذات باری تعالی جدا شدنی نیستند؛ نه به اجبار، بلکه به اقتضای کمال ذات او. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓 جمعه - ۲ صفر ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 16 июл.1 431153

    🔴شبهه ‼️اگر همه چیز مال خداست، پس هر کاری که با بندگانش بکند نباید ظلم باشد حتی اگر آدم های خوب را جهنم ببرد و آدم‌ های بد را بهشت ببرد، چون همه ملک خودش هستند. پس چرا میگویید خدا همیشه عادل و حکیم است؟ 🟢جواب: 👌درست است که همه موجودات ملک الله تعالی هستند و ظلم به معنای تصرف در ملک دیگری درباره باری تعالی معنا ندارد؛ زیرا هیچ موجودی خارج از ملک او تعالی نیست. اما عدالت الهی تنها به معنای عدم تجاوز به حق دیگران نیست، بلکه عدالت در نظام الهی به این معناست که هر چیز در جایگاه مناسب خود قرار گیرد و هر موجودی آنچه را متناسب با حقیقت و شایستگی اوست دریافت کند. ◀️لذا، اگر الله تعالی کاری انجام دهد که برخلاف تناسب، حکمت و کمال باشد، این از آن جهت که حق مخلوقی را غصب کرده باشد ظلم نیست؛ بلکه از آن جهت که چنین کاری با مقام کمال مطلق و حکمت الهی مخالف است، محال و غیر قابل تصور است. 💡برای روشن شدن مطلب، اگر شخصی مالک لباس بسیار گران‌ قیمتی باشد و از آن برای روشن کردن آتش استفاده کند و در مقابل، یک تکه هیزم بی‌ ارزش را در پارچه‌ ای نفیس نگهداری کند، کسی نمیتواند او را متهم کند که مال دیگری را تلف کرده و ظلمی مرتکب شده است؛ زیرا هر دو چیز ملک خودش است. اما با این حال، هر عاقلی این رفتار را کاری بیهوده، نابجا و خلاف حکمت میداند؛ زیرا ارزش و جایگاه اشیاء را رعایت نکرده است. ✋️پس مسئله تنها مالکیت نیست، بلکه مسئلهٔ تناسب، حکمت و کمال است. ↩️همینطور اگر فرض شود الله تعالی بندگان مقرب و صالح خود را بدون هیچ سبب و گناهی وارد عذاب کند و دشمنان و گناهکاران را بدون هیچ استحقاقی در نعمت‌ های جاودان قرار دهد، اشکال از جهت این نیست که خداوند مالک آنها نیست؛ بلکه اشکال این است که چنین کاری برخلاف نظام حکیمانه و عدالت الهی خواهد بود. 📍زیرا الله تعالی دارای تمام صفات کمال است و هیچ نقصی در ذات او راه ندارد. حکمت، علم، عدل و کمال از صفات ذاتی او هستند. لذا از ذات کامل مطلق، کاری که نشانه بی‌ حکمتی یا نقص باشد صادر نمی‌ شود. ⁉️ممکن است گفته شود: آیا الله تعالی قدرت ندارد که برخلاف مقتضای عدالت عمل کند؟ ◀️جواب این است که قدرت الله تعالی به معنای انجام امور ممکن است، اما انجام کارهای خلاف کمال و حکمت، نقص نیست که تحت عنوان قدرت قرار گیرد. همانطور که الله تعالی ظلم نمی‌ کند، نه به این دلیل که توانایی ظلم ندارد، بلکه به این دلیل که ظلم با کمال و حکمت ذات او تعالی مخالف است. 🌸صفات باری تعالی نیز مانند صفات مخلوقات نیستند. صفات انسان عارضی و قابل تغییرند؛ مثلا آب طبیعتا سرد است، اما وقتی آتش بر آن اثر کند گرم می‌ شود. یا طبیعت سنگ این است که به سوی پایین حرکت کند، اما با نیروی خارجی میتوان آن را به بالا پرتاب کرد. زیرا صفات مخلوقات محدود و تحت تأثیر عوامل دیگر هستند. ✔️اما الله تعالی هیچ علت و قدرتی بالاتر از خود ندارد که بر ذات یا صفات او تأثیر بگذارد. همه موجودات در برابر قدرت او تعالی مانند ابزار و وسایل هستند و هیچ چیزی نمی‌ تواند در ذات یا صفات کمالی او تغییر ایجاد کند. 💯البته از نظر فرض عقلی، باری تعالی قادر است هر امر ممکنی را انجام دهد؛ اما حکمت و کمال او اقتضا می‌ کند که کاری بی‌ هدف و برخلاف مقتضای صفات کمالی خویش انجام ندهد. 👈چنانکه انسان عاقل نیز گاهی برخلاف خواسته طبیعی خود عمل می‌ کند، اما همیشه برای هدف و مصلحتی است. انسان خشمگین ممکن است به خاطر مصلحتی خشم خود را کنترل کند، یا شخصی با وجود میل به کاری، به دلیل ترس از ضرر یا امید به منفعت از آن صرف‌ نظر نماید. هیچ انسان عاقلی بدون علت و هدف، برخلاف مقتضای خود رفتار نمی‌کند. ⬅️پس الله تعالی که خالق عقل و سرچشمه همه‌ی کمالات است، به طریق اولی هرگز کاری را بدون حکمت و مصلحت انجام نمی‌ دهد. ✅️لذا، مالکیت مطلق باری تعالی به این معنا نیست که هر کاری بدون رعایت حکمت و تناسب از او صادر شود؛ بلکه مالکیت او همراه با علم، حکمت و کمال مطلق است. الله تعالی نه به خاطر ناتوانی، بلکه به سبب کمال ذاتی و حکمت مطلق خویش ظلم و بی‌ حکمتی نمی‌ کند. عدل الهی یعنی قرار دادن هر چیز در جای مناسب خود، و این حقیقت با ذات کامل و حکیم باری تعالی کاملا هماهنگ است. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓پنج شنبه - ۱ صفر ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 14 июл.1 565103

    📑سلسلهٔ پرسش‌ و پاسخ‌ عقیدتی (۴) 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 13 июл.1 787134

    🔴شبهه: ‼️شما برای خدا سمع، بصر، علم، قدرت، حیات و کلام را اثبات می‌ کنید، در حالی که همین صفات برای انسان هم ثابت است. پس اگر اشتراک در این صفات موجب تشبیه نیست، چرا اثبات دست و چشم را تشبیه و تجسیم میدانید؟ آیا این تناقض نیست؟ 🟢جواب: 👌شما اشتراک در لفظ را با اشتراک در حقیقت خلط نموده‌اید. أهل السنة والجماعة معتقدند که اشتراک میان خالق و مخلوق در صفات، فقط اشتراک در اصل نام‌ و اطلاق لفظ است، نه اشتراک در حقیقت خارجی و ماهیت وجودی. ◀️برای مثال، هم الله تعالی موجود است و هم انسان موجود است؛ اما هیچ عاقلی از اشتراک در لفظ وجود نتیجه نمی‌ گیرد که وجود باری تعالی همانند وجود انسان باشد؛ وجود باری تعالی واجب، ازلی، غیر مسبوق به عدم و قائم به ذات خویش است، در حالی که وجود انسان ممکن، حادث، مسبوق به عدم و مفتقر به علت و موجد است. ◀️همچنین باری تعالی عالم است و انسان نیز عالم است؛ اما هیچ عاقلی از اشتراک در اطلاق لفظ علم نتیجه نمی‌ گیرد که حقیقت علم الهی همانند حقیقت علم انسان باشد؛ زیرا علم انسان حادث، محدود، اکتسابی، تدریجی و متوقف بر ابزار و مقدمات است و از جهل به علم منتقل می‌ شود، در حالی که علم باری تعالی ازلی، ابدی، محیط بر کلیات و جزئیات، غیرمتناهی و منزه از اکتساب، تجدد و ابزار است و هرگز مسبوق به جهل یا ملحوق به نسیان نمی‌ گردد. ◀️و باری تعالی حی است و انسان نیز حی است؛ اما هیچ عاقلی از اشتراک در اطلاق لفظ حیات نتیجه نمی‌ گیرد که حقیقت حیات الهی همانند حقیقت حیات انسانی باشد؛ زیرا حیات انسان حادث، ممکن، وابسته به روح، قلب، گردش خون، اکسیژن و دستگاه عصبی است و با فقدان این اسباب از میان می رود، در حالی که حیات باری تعالی ذاتی، ازلی، ابدی، قائم به ذات و منزه از اسباب، ابزار، ترکیب و احتیاج است و نه مسبوق به عدم است و نه ملحوق به فنا. ✅️اگر اشتراک در لفظ مستلزم اشتراک در حقیقت بود، لازم می‌ آمد که وجود باری تعالی همانند وجود مخلوقات، علم او‌ تعالی همانند علم بشر، و حیات او همانند حیات موجودات زنده باشد؛ در نتیجه، واجب‌ الوجود همان احکام و خصوصیات ممکن‌ الوجود را داشته باشد و خالق و مخلوق در حقیقت صفات و نحوه اتصاف به آنها مشترک باشند، و این امری است که بطلان آن به ضرورت عقل و اجماع مسلمین معلوم است. 👈بر همین اساس، سمع و بصر الهی نیز به معنای احاطهٔ کامل بر تمامی شنیدنی‌ ها و دیدنی‌ هاست، نه به معنای داشتن پرده گوش، عصب شنوایی، مردمک چشم یا شبکیه؛ زیرا گوش و چشم، ابزارهای جسمانی‌ اند و ابزار داشتن از خصوصیات موجودات مرکب و نیازمند است، در حالی که باری تعالی از هرگونه ترکیب، نیاز، مکان و جسمیت منزه است. 🔹️از سوی دیگر، اثبات اعضا و جوارح برای باری تعالی، برخلاف صفاتی مانند علم و قدرت، مستلزم جسم بودن، اشغال مکان، داشتن حد، مقدار، جهت، ترکیب و قابلیت تجزیه است و این امور با واجب‌ الوجود بودن الله تعالی مخالف است. 📌لذا، اشتراک در لفظ، مستلزم اشتراک در حقیقت نیست؛ و اثبات صفت، مستلزم اثبات ابزار و کیفیت مخلوقانه آن صفت نیست. پس ، همانطور که حیات باری تعالی بدون قلب و خون است، و علم باری تعالی بدون مغز و دستگاه عصبی است، سمع و بصر باری تعالی نیز بدون گوش، چشم و جوارح خواهد بود. 🌸و این همان معنای کلام الله تعالی است:﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾ ⤴️آیه‌ای که در یک جمله، هم اصل تنزیه را بیان می‌ کند و هم اصل اثبات صفات را؛ نه تشبیه و نه تعطیل. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓 دوشنبه - ۲۸ محرم ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 12 июл.1 798113

    📑سلسلهٔ پرسش‌ و پاسخ‌ عقیدتی (۳) 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 11 июл.1 463143

    🔴شبهه: ‼️اگر خدا دارای صفات متعدد مانند علم، قدرت، اراده و حیات است، پس آیا این تعدد صفات باعث نمیشود که در ذات خدا کثرت و ترکیب راه پیدا کند؟ اگر خدا یکی است، چطور صفات متعدد دارد؟ 🟢جواب: 👌کثرت صفات باری تعالی به معنای کثرت در ذات الله تعالی نیست؛ زیرا صفات باری‌ تعالی همه با یکدیگر مرتب و دارای مراتب هستند، نه اینکه اموری جدا و مستقل در کنار ذات باشند. ✅️همه صفات باری تعالی به صفت وجود وابسته‌ اند؛ زیرا وجود، اصل و منشأ همه کمالات است. همچنین تعلق برخی صفات بر برخی دیگر متوقف است؛ مثلا اراده بر علم تعلق می‌ گیرد و قدرت و تکوین در ارتباط با اراده معنا پیدا می‌ کند. این ترتیب و وابستگی نشان می‌ دهد که صفات الهی بی‌ ارتباط و جدا از هم نیستند. ◀️همانطور که هر معلولی بدون علت خود قابل تصور نیست، صفاتی که نسبت به یکدیگر ترتب دارند نیز بدون ارتباط با مصدر خود تصور نمی‌ شوند. لذا، تعدد صفات به معنای چندگانگی در ذات نیست، بلکه بیانگر جهات مختلف کمال در همان ذات واحد است. 📌پس ذات باری‌ تعالی یک حقیقت واحد است و خود ذات، بدون واسطه، مصدر و منشأ همه صفات کمالی است. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓 شنبه - ۲۶ محرم ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 10 июл.1 892155

    🧠ای ملحد! لحظه‌ای درنگ کن.!!! 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 10 июл.1 867149

    *📌رواج اصطلاح کارما در شبکه های اجتماعی* 👌کارما در اسلام هیچ جایگاهی ندارد؛ زیرا این مفهوم از عقاید هندوئیسم و بودیسم، وارد فرهنگ عمومی شده است و بر این اعتقاد قرار گرفته است که هر عمل، به‌ صورت خودکار و مستقل، نتیجه متناسب خود را به انسان باز می‌ گرداند؛ گویا قانونی ذاتی و بی‌ نیاز از اراده باری تعالی بر جهان حکومت می‌ کند. در اسلام هیچ نیروی مستقل و خودکاری به نام کارما وجود ندارد، بلکه فقط الله تعالی مالک جهان، مدبر امور و جزا دهنده بندگان است. پاداش و کیفر فقط در اختیار او تعالی است و هیچ حادثه‌ ای خارج از مشیت، علم و حکمت او تعالی رخ نمی‌ دهد. ✅️همچنین از نگاه دین اسلام، هر مصیبتی مجازات گناه نیست. این تصور که هر بیماری، فقر، شکست یا حادثه‌ ای نتیجه مستقیم خطاهای انسان باشد، نه با قرآن موافق است و نه با سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم. انبیاء کرام علیهم السلام که بهترین و برگزیده‌ ترین بندگان الله تعالی بودند، بیش از همه گرفتار بلا و سختی شدند. لذا، بلا ممکن است امتحان الهی، سبب رفعت درجات، کفاره گناهان یا وسیله‌ ای برای نزدیک‌ تر شدن بنده به باری تعالی باشد و نمی‌ توان هر رنج و سختی را نشانه خشم یا مجازات الله تعالی دانست. ⚠️ تنبیه: مسلمان باید در استفاده از اصطلاحاتی که از فرهنگ‌ ها و مکاتب دیگر وارد فضای عمومی می‌ شود، دقت و آگاهی داشته باشد؛ گاهی پشت یک لفظ، مبانی اعتقادی‌ وجود دارد که مخالف عقاید اسلامی است. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓جمعه - ۲۵ محرم ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 9 июл.1 91784

    📑سلسلهٔ پرسش‌ و پاسخ‌ عقیدتی (۲) 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 8 июл.1 449104

    🔴شبهه: ‼️اگر پیامبران بعد از وفات دارای حیات برزخی هستند، چطور ممکن است هم مرده باشند و هم زنده؟ مگر اجتماع حیات و موت، اجتماع دو امر متضاد و محال نیست؟ 🟢جواب: 👌این اشکال زمانی پیش می‌ آید که حیات و موت از یک جهت و در یک مرتبه در نظر گرفته شوند؛ در حالی که عقل، تنها اجتماع دو ضد را در یک موضوع و از یک حیث محال می‌ داند؛ اما اگر یکی ذاتی و دیگری عارضی باشد، هیچ تناقضی وجود ندارد، بلکه نمونه‌ های فراوانی در عالم خارج بر آن دلالت می‌ کند. 📌برای مثال، آب گرم با وجود آنکه حرارت عارضی پیدا کرده، طبیعت اصلی سرد خود را از دست نداده است؛ از همین رو همچنان آتش را خاموش می‌ کند. لذا، وجود دو حالت متفاوت از دو جهت مختلف، هیچ تناقضی ایجاد نمی‌ کند. ✅️حیات انبیاء کرام علیهم‌ السلام نیز چنین است؛ از یک جهت، احکام ظاهری مرگ بر بدن آنها جاری می‌ شود، اما از جهت دیگر، روح آنها همچنان ارتباط خاص و قوی خود را با بدن حفظ می‌ کند و از حیات برزخی کامل برخوردار است. لذا، جمع میان این دو حالت نه تنها محال نیست، بلکه بر اساس اصول عقلی و نمونه‌ های محسوس، امری قابل فهم و پذیرفتنی است. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓چهارشنبه - ۲۳ محرم ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 7 июл.1 978125

    🔴شبهه: ‼️اگر خدای شما حکیم است و این جهان را با این همه نظم و استحکام درست کرده پس چرا باید روزی آن را نابود کنه؟ آیا خراب شدن آسمان‌ ها و زمین حکمت است؟ خراب کردن یک بنای کامل و منظم کار بیهوده و خلاف عقل است. 🟢جواب: ✔️این اشکال از آنجا ناشی می‌ شود که شما گمان کردید هر نوع تجزیه و تفکیک، همان خراب کردن و تباه ساختن است؛ در حالی که عقل و تجربه خلاف آن را ثابت می‌ کند. 👌ما در زندگی روزمره می‌ بینیم که هرگاه چیزی از اجزای مختلف تشکیل شده باشد و هر جزء برای هدفی جداگانه خلق شده باشد، جدا کردن آن اجزا نه تنها سفاهت نیست، بلکه عین عقل و حکمت است. کشاورز دانه را از کاه جدا می‌ کند، آسیابان آرد را از سبوس تفکیک می‌ نماید، انسان غذا را می‌ جود و دستگاه گوارش مواد مفید را از مواد زائد جدا می‌ کند. هیچ عاقلی این اعمال را خراب کردن نمی‌ گوید، بلکه همه آن را کاری حکیمانه می‌ دانند. 🌐جهان هم مرکب از اجزای مختلف است؛ زمین، آب، هوا، آتش و دیگر مخلوقات، هر کدام برای مقاصد خاصی خلق شده‌ اند. لذا اگر پس از رسیدن عالم به غایت و هدفی که برای آن خلق شده است، الله تعالی آن را متلاشی و اجزای آن را از یکدیگر جدا کند، این کار نه عبث است و نه خلاف حکمت؛ بلکه همان‌ گونه که تفکیک اجزای یک دانه یا یک غذا حکیمانه است، تجزیه عالم هم پس از پایان یافتن مأموریت آن، مقتضای حکمت الهی خواهد بود. 📌پس قیامت و فروپاشی جهان، نابود کردن بی‌ هدف نیست؛ بلکه انتقال عالم از مرحله‌ ای به مرحله‌ ای دیگر و پایان یافتن دوره‌ ای از نظام خلقت است. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓سه شنبه - ۲۲ محرم ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 6 июл.1 64892

    📑سلسلهٔ پرسش‌ و پاسخ‌ عقیدتی (۱) 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 5 июл.1 79098

    🔴شبهه: اگر دو خدا وجود داشته باشند، آیا با اجتماع وجود و کمال آن دو، کمالی بیشتر از یک خدا حاصل نمی‌ شود؛ همانطور که نور دو چراغ از نور یک چراغ بیشتر است؟ 🟢جواب: ✔️این قیاس از بنیاد غلط است؛ زیرا افزایش نور در دو چراغ به این دلیل است که هر چراغ به‌ تنهایی محدود و ناقص است و قابلیت افزایش دارد. اما الله تعالی دارای وجود محض، کامل و نامتناهی است و هیچ نقص، کمبود یا قابلیت تکامل در ذات او تعالی راه ندارد. 👌لذا، اگر فرض شود که دو خدا با اجتماع خود کامل‌ تر می‌ شوند، لازمه‌ اش این است که هر یک از آن دو قبل از اجتماع فاقد بخشی از کمال بوده و برای رسیدن به کمال به دیگری نیازمند باشد. موجودی که برای کامل شدن به غیر محتاج باشد، ناقص است، و موجود ناقص هرگز خدا نیست. اما اگر هر دو از ابتدا کامل مطلق باشند، اجتماع آن دو هیچ کمال جدیدی ایجاد نمی کند؛ زیرا کمال مطلق، چیزی فراتر از خود ندارد تا با ضمیمه شدن دیگری افزایش یابد. در نتیجه، فرض دو خدا یا مستلزم نقص است یا لغو و بی‌ فایده. ↩️از سوی دیگر، می‌ پرسیم: آن دو وجودی که از دو خدا به مخلوقات می‌ رسد، اگر در یک خدا جمع می‌ شد، آیا کاملتر نبود؟ اگر جواب مثبت باشد، ثابت می‌ شود که هر یک از آن دو به‌ تنهایی ناقص بوده‌ اند؛ و اگر جواب منفی باشد، پس وجود خدا دوم هیچ اثری در افزایش کمال ندارد و وجود او بی‌ وجه و زائد خواهد بود. ♻️علاوه بر این، سراسر نظام هستی بر وحدت منشأ دلالت می‌ کند. هر کثرتی در عالم به یک اصل باز می‌ گردد. پرتوهای بی‌ شمار، همگی به یک خورشید متصل‌ اند و با قطع این اتصال، هیچ پرتوی باقی نمی‌ ماند. سلسله بی‌ پایان اعداد، با همه شاخه‌ ها و فروعات خود، بر عدد یک‌ استوار است و اگر یک نباشد، هیچ عددی تحقق نخواهد یافت. موج‌ ها و حباب‌ های فراوان، از یک آب سر چشمه میگیرند. افراد بی‌ شمار انسان، با همه تفاوت‌ هایشان، در حقیقت واحد انسانیت مشترک‌ اند. اسب‌ ها، الاغ‌ ها و سگ‌ ها هر کدام دارای اصل نوعی خود هستند و همه این انواع تحت حقیقتی فراگیرتر، یعنی جاندار بودن، قرار دارند. گیاهان نیز اصل خصوصی خود را دارند، اما گیاه و حیوان هر دو در مرتبه‌ ای بالاتر، تحت حقیقت جسمیت جمع می‌ شوند، و اگر این سلسله را ادامه دهیم، همه موجودات در حقیقت وجود مشترک‌ اند. (اقتباس از کتاب تقریر دلپذیر امام نانوتوی رحمه الله) 📌لذا، همانطور که همه کثرت‌ های عالم به یک اصل باز می‌ گردند، اصل وجود هم نمی‌ تواند از دو مبدأ مستقل سرچشمه بگیرد، بلکه باید به یک مبدأ واحد، کامل، غنی بالذات و بی‌ نیاز منتهی شود؛ مبدئی که همه موجودات قائم به او هستند، ولی او قائم به هیچ‌ کس نیست. پس، فرض تعدد خدا نه تنها کمالی ایجاد نمی کند، بلکه یا مستلزم نقص و احتیاج است و یا مستلزم وجودی بی‌ اثر و لغو؛ و هر دو با حقیقت الوهیت منافات دارند. از این‌ جهت، فقط یک ذات کامل، بی‌ نیاز و واجب‌ الوجود، شایسته الوهیت است. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓 یکشنبه - ۲۰ محرم ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

  • 3 июл.1 575134

    🔴شبهه: ‼️اگر میگویید خدا قبل از اینکه دنیا را خلق کنه وجود داشته، پس این "قبل" یعنی چه؟ مگر "قبل" بدون زمان معنا داره؟ اگر قبلی وجود داشته، پس زمان هم قبل از دنیا بوده است! 🟢جواب: 👌این اشکال بخاطر خلط میان تقدم زمانی و تقدم وجودی است. ✔️لفظ *قبل* همیشه به معنای تقدم زمانی نیست؛ بلکه گاهی بیانگر تقدم وجودی است. یعنی موجودی بدون نیاز به موجود دیگر وجود دارد، هر چند هیچ زمانی میان آن دو فرض نشود.‌ لذا، وقتی گفته می‌ شود: الله تعالی قبل از عالم بود، مقصود این نیست که زمانی سپری شده و الله تعالی در آن زمان وجود داشت؛ بلکه مقصود این است که الله تعالی مستقل از عالم و بی‌‌ نیاز از آن وجود داشت، سپس عالم را خلق کرد. 📌از آنجا که زمان از لوازم عالم مادی و حرکت است، با شروع خلق عالم، زمان هم شروع شد. لذا، سخن گفتن از زمان قبل از زمان تناقض‌ است؛ زیرا چیزی نمی‌ تواند پیش از پیدایش خود وجود داشته باشد. 💯پس تقدم الله تعالی بر عالم، تقدم وجودی است، نه زمانی. زمان، خود مخلوق الله تعالی و وابسته به عالم است، نه ظرفی که باری تعالی در آن قرار گرفته باشد. ✍️أبوأُمامه محمد دیوبندی عفا الله عنه 🗓جمعه - ۱۸ محرم ۱۴۴۸ 🔽link telegram: https://t.me/ahnafdeoband 🔽link whatsapp: https://whatsapp.com/channel/0029VaAJS8ECBtxCbSX5Vb1q

✍اهلسنت و جماعت احناف دیوبند📚 — tgindex