- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- ur
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 149
- 1/48двое суток
- 170
- 1/72трое суток
- 184
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
صلی الله علی النبي محمّد
*حضرت شیخالإسلام در اختتامیهٔ دورهٔ ترجمه و تفسیر قرآنِ دارالعلوم زاهدان فرمودند:* به خواندن سورههای معوذتین (سورهٔ فلق و سورهٔ ناس)، آیةالکرسی و دیگر دعاها پایبند باشید. خواندن معوذتین، همچون قلعهای امن است که انسان را از بلاها، از اثرات سحر و جادو و از وسوسههای شیطانی محفوظ میدارد. با توجه به اینکه این روزها سحر و جادو عام گشتهاست، از خواندن دعاها و اذکار حفاظتی غافل نباشید و همواره خود را در پناه خداوند متعال قرار دهید. هرکس گمان میکند که سحر شدهاست، سورههای معوذتین را با مداومت بخواند؛ هیچ دعا و سرمایهای بزرگتر از این دو سوره نیست. با توکل بر خداوند، آثار سحر به مرور زمان از وجود انسان رخت برمیبندد؛ زیرا راهِ رهایی از تمامی گرفتاریها، پناه بردن به خداوند و توکل به اوست. ✍️ *ابراهیم براهویی*
«جام شریعت و سندان عشق» pinned a photo
#سوال اذان دادن در گوش نوزاد با گوشی درسته یا ن الجواب وبالله التوفيق: حکمت اذان دادن در گوش طفل ، اینست که اولین کلماتی که بعد از تولد ، به گوشش می رسد ، کلمات توحید و دعوت إلی الله باشد. و این حکمت و فضیلت ، با اذان دادن از طریق گوشی حاصل نمی گردد و شیوه سنت در این صورت ، فوت می شود. لذا چنین کاری درست نیست. بجای اذان دادن از طریق گوشی و تلفن ، خودتان مستقیما اذان بدهید و یا از فرد صالحی بخواهید که در گوشش اذان بدهد. سوال موبائل کے ذریعے بچے کے کان میں اذان دینا کیسا ہے؟ جواب بچے کی پیدائش کے بعد اس کے دائیں کان میں اذان اور بائیں کان میں اقامت کہنا مستحب ہے، اور اس کی من جملہ حکمتوں میں سے یہ ہے کہ کلماتِ اذان سے شیطان دور بھاگ جاتا ہے، توگویا بچہ کو شیطان کے اثر سے بچانا مقصود ہے، اور اسی طرح کلماتِ اذان و اقامت توحید خالص اور ایمانیات کے اقرار کے ساتھ ساتھ اسلام کے سب سے اہم رکن نماز کی دعوت پر مشتمل ہیں،تو بچہ کے دنیا میں آنے کے بعد اس کے پردۂ سماعت سے ان کلمات کا گزارنا دراصل اس کے دل کی گہرائیوں میں ایمان وعمل کے جذبات جاگزین کرنے میں بہت مؤثر ہے، اور یہ فضیلت اور حکمت اذان کی ریکارڈنگ سنانے سے حاصل نہیں ہوگی ، اس لیے کسی نومولود کے کان میں اذان واقامت خود دینا چاہیے اگر خود اذان نہ دے سکے تو کسی نیک شخص سے دلوانی چاہیے، اور اس کا طریقہ یہ ہے کہ : جب بچہ پیدا ہو تو نہلانے کے بعد بچہ کو اپنے ہاتھوں پر اٹھائیں اور قبلہ رُخ ہوکر پہلے بچے کے دائیں کان میں اذان اور پھر بائیں کان میں اقامت کہیں ۔ "حي علی الصلاة" اور "حي علی الفلاح" کہتے ہوئے دائیں بائیں چہرہ بھی پھیریں۔ بچے کے کان میں اذان دینے کا سنت اور متوارث طریقہ یہی ہے، اور عبادات کے باب میں احتیاط کا تقاضہ یہی ہے کہ حتی الامکان اس کی اصل شکل کو باقی رکھا جائے، چنانچہ موبائل فون کے ذریعہ بچہ کے کان میں اذان دینے سے سنت طریقہ فوت ہوجائے گا، اس لیے اس پر كرنا درست نہیں ، اگر کسی شدیدعذر کی وجہ سے بچے کے کان میں براہِ راست فوری طور پر اذان نہ دینا مشکل ہو تو موبائل فون کے ذریعہ اذان دینے کے بجائے عذر کے زائل ہونے کا انتظار کرلیا جائے اور عذر زائل ہوتے ہی براہِ راست بچے کے کان میں اذان دے دی جائے۔ فتاویٰ شامی میں ہے: "(لا) يسن (لغيرها) كعيد. (قوله: لا يسن لغيرها) أي من الصلوات وإلا فيندب للمولود. وفي حاشية البحر الرملي: رأيت في كتب الشافعية أنه قد يسن الأذان لغير الصلاة، كما في أذان المولود، والمهموم..."الخ ايضاً: "(ويلتفت فيه) وكذا فيها مطلقاً، وقيل: إن المحل متسعاً (يميناً ويساراً) فقط؛ لئلايستدبر القبلة (بصلاة وفلاح) ولو وحده أو لمولود؛ لأنه سنة الأذان مطلقاً. (قوله: ولو وحده إلخ) أشار به إلى رد قول الحلواني: إنه لايلتفت لعدم الحاجة إليه ح. وفي البحر عن السراج: أنه من سنن الأذان، فلايخل المنفرد بشيء منها، حتى قالوا في الذي يؤذن للمولود: ينبغي أن يحول. (قوله: مطلقاً) للمنفرد وغيره والمولود وغيره ط". (الدر المختار وحاشية ابن عابدين (رد المحتار) ، كتاب الحظر والإباحة، 1/ 387، ط: سعيد) فقط واللہ اعلم دار الافتاء: دار الافتاء جامعۃ العلوم الاسلامیۃ بنوری ٹاؤن
видео или голосовое, без подписи
﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ﴾ «پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد و فرمود: من عمل هیچ عملکنندهای از شما را، چه مرد باشد و چه زن، ضایع نمیکنم؛ شما از یکدیگرید.» بنابراین، دعا کردن با نام «رب» یکی از اسباب اجابت دعاست. سبب سوم: این شخص در سفر بود و سفر غالباً از اسباب اجابت دعاست؛ زیرا انسان در سفر بیشتر از زمانی که در میان خانواده و در محل اقامت خود است، احساس نیاز و ضرورت به خداوند عزوجل میکند. او ژولیده و غبارآلود است و گویا به ظاهر خود توجهی ندارد؛ بلکه مهمترین مسئله برای او پناه بردن به خداوند و دعا کردن به درگاه اوست؛ چه ژولیده و غبارآلود باشد و چه در رفاه و آسایش. ژولیدگی و غبارآلود بودن نیز در اجابت دعا اثر دارد؛ چنانکه در حدیثی از پیامبر علیه الصلاة والسلام آمده است که خداوند متعال در شامگاه عرفه بر اهل موقف مباهات میکند و میفرماید: «آنان ژولیده و غبارآلود از راههای دور نزد من آمدهاند.» این چهار سببِ ظاهریِ اجابت دعا، برای شخصی که خوراک، لباس و تغذیهاش از حرام است، سودی نبخشید؛ از این رو پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «پس چگونه دعای او اجابت شود؟» بنابراین، اینها شرایط و اسبابی هستند که در اجابت دعا مؤثرند. اگر این شرایط وجود نداشته باشند، اجابت دعا دور به نظر میرسد. اما اگر این شرایط فراهم باشند و با این حال خداوند متعال دعای بنده را اجابت نکند، این به خاطر حکمتی است که خداوند میداند و دعاکننده از آن آگاه نیست. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ﴾ «چه بسا چیزی را ناخوش بدارید، در حالی که برای شما خیر است؛ و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، در حالی که برای شما شر است.» اگر شرایط دعا فراهم شود و با این حال خداوند دعای انسان را اجابت نکند، ممکن است خداوند به وسیله آن دعا بلایی بزرگتر را از او دور کند؛ یا اینکه پاداش آن دعا را برای روز قیامت ذخیره نماید و اجر بیشتری به او عطا کند. زیرا این بنده اسباب دعا را انجام داده، اما اجابت به دلیل حکمتی الهی از او بازداشته شده است؛ بنابراین ممکن است دو پاداش داشته باشد: یک پاداش برای دعا کردن و پاداش دیگری برای تحمل رنجِ عدم اجابت. پس خداوند نزد خود چیزی بزرگتر و کاملتر برای او ذخیره خواهد کرد. نکته مهم دیگر این است که انسان نباید در اجابت دعا عجله کند؛ زیرا عجله کردن نیز از اسباب محرومیت از اجابت دعاست. پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «دعای هر یک از شما تا زمانی که عجله نکند، اجابت میشود.» صحابه پرسیدند: «ای رسول خدا! چگونه عجله میکند؟» فرمود: «اینکه بگوید: دعا کردم و دعا کردم، ولی دعایم اجابت نشد.» بنابراین، انسان نباید در اجابت دعا شتابزده شود و از دعا خسته شده و آن را ترک کند؛ بلکه باید در دعا اصرار و پافشاری داشته باشد. ای برادر! در همه امور خود، چه امور عمومی و چه خصوصی، چه سخت و چه آسان، خداوند متعال را دعا کن. حتی اگر هیچ فایدهای جز این نباشد که دعا خود عبادت خداوند سبحان است و تو را به خداوند نزدیک میکند و بر پاداش تو میافزاید، همین برای آن کافی است که انسان بر دعا کردن حریص باشد. منبع: سلسله فتاوای نور علی الدرب ( علامه ابن عثیمین رحمه الله ) ، نوار شماره ۱۶۷.
از تأخیر در اجابت دعا بیتاب نشوید. سؤال: یکی از شنوندگان میپرسد: خداوند متعال میفرماید: ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾ «مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم.» ما بسیار دعا میکنیم، ولی دعایمان اجابت نمیشود. علت چیست؟ پاسخ: الحمد لله رب العالمین، و درود و سلام بر پیامبرمان حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم و بر خاندان و اصحاب ایشان. از خداوند متعال برای خود و همه برادران مسلمانم توفیق درستی در عقیده، گفتار و کردار را خواستارم. خداوند عزوجل میفرماید: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم؛ بیگمان کسانی که از عبادت من تکبر میورزند، به زودی با خواری وارد جهنم خواهند شد.» سؤالکننده میگوید: من خداوند عزوجل را دعا کردهام، اما خداوند دعایم را اجابت نکرده است. بنابراین میان این واقعیت و این آیه کریمه که خداوند در آن به کسی که او را بخواند وعده اجابت داده، چگونه میتوان جمع کرد؟ در حالی که خداوند سبحان هرگز خلف وعده نمیکند. پاسخ این است که اجابت دعا شرایطی دارد که باید فراهم شود. شرط اول: اخلاص برای خداوند عزوجل است. انسان باید در دعای خود مخلص باشد؛ با قلبی حاضر و با صداقت به سوی خداوند متعال روی آورد، بداند که خداوند قادر به اجابت دعاست و به اجابت آن از جانب خداوند امیدوار باشد. شرط دوم: احساس نیاز شدید به خداوند است. انسان هنگام دعا باید احساس کند که به خداوند سبحان نهایت نیاز و ضرورت را دارد و بداند که تنها خداوند است که دعای درمانده را اجابت و گرفتاری را برطرف میکند. اما اگر انسان خداوند عزوجل را در حالی دعا کند که خود را از خدا بینیاز میبیند و احساس ضرورت و نیاز به او ندارد و فقط از روی سرگرمی و بدون توجه دعا میکند، چنین دعایی شایسته اجابت نیست. شرط سوم: دوری از خوردن مال و غذای حرام است. خوردن حرام مانعی میان انسان و اجابت دعاست. چنانکه در حدیث صحیح از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم ثابت است که فرمود: «همانا خداوند پاک است و جز پاک را نمیپذیرد. و خداوند به مؤمنان همان چیزی را فرمان داده که به پیامبران فرمان داده است.» سپس این آیات را تلاوت فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ﴾ «ای مؤمنان! از روزیهای پاکیزهای که به شما دادهایم بخورید و اگر تنها او را عبادت میکنید، شکر خدا را به جا آورید.» و نیز فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحاً﴾ «ای پیامبران! از چیزهای پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید.» سپس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم شخصی را یاد کرد که سفرش طولانی شده، موهایش ژولیده و بدنش غبارآلود است و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده و میگوید: «یا رب، یا رب»، اما خوراکش حرام، لباسش حرام و با حرام تغذیه شده است؛ سپس فرمود: «پس چگونه دعای چنین شخصی اجابت شود؟» پیامبر صلیاللهعلیهوسلم اجابت دعای چنین شخصی را بعید دانست؛ با اینکه او برخی از اسباب ظاهری اجابت را انجام داده بود؛ از جمله دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده بود. همچنین بلند کردن دستها به سوی خداوند از اسباب اجابت دعاست؛ چنانکه در حدیثی که امام احمد در مسند روایت کرده آمده است: «همانا خداوند باحیا و کریم است؛ هنگامی که بندهاش دستهای خود را به سوی او بلند کند، حیا میکند که آنها را خالی برگرداند.» سبب دوم: این شخص خداوند را با نام «رب» میخواند و میگوید: «یا رب، یا رب». توسل به خداوند با این نام نیز از اسباب اجابت است؛ زیرا «رب» یعنی خالق، مالک و تدبیرکننده همه امور؛ زمام آسمانها و زمین در دست اوست. به همین دلیل، در بسیاری از دعاهای واردشده در قرآن، خداوند با نام «ربنا» خوانده شده است: ﴿رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ﴾ «پروردگارا! ما ندای دعوتکنندهای را شنیدیم که به ایمان فرا میخواند و میگفت: به پروردگارتان ایمان بیاورید؛ پس ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهانمان را بیامرز، بدیهایمان را از ما بپوشان و ما را با نیکان بمیران. پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده دادهای به ما عطا کن و در روز قیامت ما را رسوا مکن؛ زیرا تو هرگز خلف وعده نمیکنی.» پس خداوند دعای آنان را پذیرفت و فرمود:
❇️ بیانیهٔ مدیریت و مدرسین جامعة الحرمین الشریفین چابهار در حمایت از شیخالاسلام مولانا عبدالحمید و محکومیت سخنان تفرقهانگیز شریعتآنلاین| مدیریت و مدرسین جامعةالحرمینالشریفین در پی سخنان تفرقهانگیز و طرح اتهامات ناروا علیه شیخالاسلام مولانا عبدالحمید توسط یکی از مسئولان استان، با صدور بیانیهای ضمن محکومیت، خواستار تغییر در سطح نمایندگی رهبری در استان شدند. به گزارش شریعتآنلاین متن بیانیه بدین شرح است 👇 بسم الله الرحمن الرحیم «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» سخنان موهن و تفرقهانگیز اخیر یکی از مسئولان در استان سیستان و بلوچستان علیه شخصیتی فرزانه، خیرخواه و فراملی، شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، موجب تأسف شدید، جریحهدار شدن عواطف و نگرانی عمیق آحاد مردم، بهویژه جامعهٔ اهلسنت ایران گردید. انتظار میرود مسئولانی که در جایگاههای رسمی و نمایندگی قرار دارند، بیش از هر کس دیگری پاسدار وحدت، شکیبایی و آرامش جامعه باشند. طرح اتهامات بیاساس و استفاده از ادبیات خلاف اخلاق و شرع در قبال شخصیتی که عمر با برکت خود را صرف تحکیم اخوت، حفظ امنیت، نفی قومگرایی و دفاع از حقوق عامهٔ ملت ایران کرده است، به هیچ وجه شایسته و پذیرفته نیست. شیخالاسلام مولانا عبدالحمید یک سرمایه ملی و چهرهای اصلاحگر و اعتدالگرا در عرصهٔ اجتماعی و سیاسی کشور به شمار میروند. تخریب و تضعیف چنین شخصیتی، ضربهٔ مستقیم به اعتماد عمومی و انسجام ملی در استان و کشور است. مدیریت و مدرسین جامعة الحرمین الشریفین چابهار ضمن رد قاطعانهٔ اتهامات مطرحشده و محکومیت این مواضع تفرقهانگیز، بر نکات زیر تأکید مینمایند: ۱. ضرورت حفظ آرامش و هوشیاری: از عموم مردم شریف، علماء و جوانان غیرتمند درخواست داریم تا با حفظ هوشیاری و آرامش کامل، از هرگونه اقدام یا رفتار احساسی که زمینهساز سوءاستفادهٔ بدخواهان شود، پرهیز نمایند. ۲. لزوم تدبیر و برخورد مسئولانه: از مسؤلان عالیرتبهٔ نظام انتظار میرود با تدبیر و مداخلهٔ بهموقع، مانع از تکرار چنین اظهارات تنشزایی شده و در جهت تسکین قلوب مردم، تقویت اعتماد عمومی و حفظ وحدت عملی، گامهای جدی بردارند. ۳. تغییر در جایگاه نمایندگی رهبری در استان یکی از نیازهای اساسی و مهم این روزها میباشد. امیدواریم با تدبیر مسئولان عالی رتبه کشور شاهد نماینده شایسته رهبری در استان باشیم که مورد تایید مردم، علما و بزرگان و ضامن وحدت بین اقوام و مذاهب استان باشد. از درگاه خداوند متعال، عزت روزافزون اسلام و مسلمین، طول عمر با برکت برای علمای دلسوز و پایداری وحدت و همدلی میان تمام اقوام و مذاهب ایران اسلامی را مسئلت داریم. 🗓 مدیریت و مدرسین جامعة الحرمین الشریفین چابهار سهشنبه| ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ 🆔 t.me/shariatonline 🆔 http://www.instagram.com/shariat_online 🆔 https://whatsapp.com/channel/0029Vb2sNe24dTnJIuvBM20m
📜 بیانیهٔ صریح مولانا حافظ عبدالله ملازهی حفظه الله و اساتید مدرسهٔ دینی منبعالعلوم کوهون در محکومیت هتاکی و تفرقهافکنی علیه شیخالاسلام مولانا عبدالحمید 🕌 بسم الله الرحمن الرحیم ⚔️ سنتِ جاهلان است که چون به دلیل از خصم فرومانند، سلسلهی خصومت بجنبانند! مسلماً یکی از وظایف دینی و قانونی بزرگان و علمای مذهبی، انعکاس مطالبات مردم، امر به معروف و نهی از منکر و نقد منصفانه سیاستهای تبعیضآمیز است. نقد سازنده از عملکرد مسئولان نه تنها جرم نیست، بلکه وظیفهی ذاتی و حق شرعی و قانونی علمای مذهبی به عنوان پناه مردم است. بدیهی است مطالبات و نقدهای حضرت شیخ الاسلام نه از روی ناآگاهی و نه بر خلاف امنیت، بلکه حق و منصفانه و در جهت منافع ملی و جامعه - و نه شخصی - بوده و همواره در چهارچوب قانون و با رعایت اصل کلی عدالت استوار بوده و هست. اینکه مسؤلان بهجای رسیدگی و رفع تبعیض نهادینه شده و یا پاسخ منطقی و مستند و یا دستکم بجای ارایهی آمار درست، به توهین، هتک حرمت و ترور شخصیت روی آورند و یا از درِ تهدید وارد شوند، نشاندهنده دستخالی بودن آنان از منطق استدلال و عدم توان پاسخگویی شفاف است. 📉 جامعهای که مسئولانِ آن در برابرِ نقد، به جای گفتگوی عالمانه، به ناسزا و اتهام بیاساس روی آورند، آن جامعه، بهقول سعدی از سنتِ خردمندان فاصله گرفته و به سنتِ جاهلان نزدیک شده و دقیقاً مصداقِ بارزِ «فروماندن از حجت و دلیل» و «روی آوردن به پرخاش» است؛ 📜 «چو حجت نماند جفاجوی را / به پرخاش درهم کشد روی را» ⚠️ بیتردید توهین و هتاکی بیدلیل آن هم از یک مسئولِ در لباس روحانیت، به شیخ الاسلام حضرت مولانا عبدالحمید (حفظه الله)، حکایت از آن دارد که دیگر پای یک اشتباهِ ساده در میان نیست، بلکه پایِ یک حرکتِ حسابشده برای گسستن انسجام و وحدت ملی در میان است. حضرت شیخ الاسلام، سالهاست که با اتخاذ مواضع حکیمانه و عدالتمحور در میان تودهی مردم استان اعم از شیعه و سنی، پلی از جنس اعتماد ساخته است. توهین به او، توهین به همان پلی است که مسؤلان باید از آن عبور کنند تا به دلِ مردمِ استان راه یابند. 🛑 علیرغم اینکه تکرار اینگونه حرکتهای نسنجیده، به مقام ایشان خدشهای وارد نخواهد کرد، امّا ما این هتاکی و بیحرمتیهای آشکار را شدیداً محکوم مینماییم و مسلما این رفتارها در راستای اهداف دشمنان اسلام و میهن اسلامی هستند. 🙏 در پایان، عاجزانه از خداوند ذوالجلال میخواهیم دست اینگونه افراد را که دانسته یا نادانسته با رفتارهای تفرقهافکنانه، وحدت و انسجام جامعه را نشانه میگیرند و از سویی موجب تقویت امید در دل دشمنان این مرز و بوم میشوند را کوتاه کند و افرادی لایق و آگاه به شرایط و ماهیت دینی و قومی استان، را جایگزین نماید. ✨ «وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللهِ بِعَزِيزٍ» ----- ✍️ حافظ عبدالله ملازهی مدیریت محترم حوزهی علمیهی منبع العلوم کوهون و مجموعهی اساتید ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ ۲۷ صفر ۱۴۴۸ ✅ به کانال تلگرامی مولانا حافظ عبدالله ملازهی بپیوندید https://t.me/hafez_abdollah
اطاعت از والدین در انجام گناه سؤال: ما شما را به خاطر خدا دوست داریم. شما درباره نیکی به پدر و مادر صحبت فرمودید. اگر پدر و مادر اجازه ندهند که انسان به دیدار برادر یا خویشاوندی که با آنان اختلاف دارد برود، حکم مخالفت با آنان در این مورد چیست؟ پاسخ: این سؤالی که برادرمان مطرح کردند، بسیار اتفاق میافتد؛ گاهی میان مادر و خواهر یا یکی از بستگانش سوءتفاهم و اختلافی پیش میآید، یا میان پدر و برادر یا یکی از خویشاوندانش اختلافی ایجاد میشود، سپس به فرزندان خود میگوید: «فلانی را ملاقات نکنید»، یا مثلاً زن به فرزندانش میگوید: «به دیدن خالهتان نروید.» بدون شک، چنین دستوری در واقع فرمان به قطع صلهٔ رحم و امر به کار نادرست است؛ بنابراین در این مورد اطاعت از پدر و مادر جایز نیست. اما باید با آنان مدارا کرد؛ یعنی نزد کسانی که والدین شما را از دیدارشان منع کردهاند بروید و آنان را پنهانی و بدون اینکه پدر و مادر متوجه شوند ملاقات کنید. بدین ترتیب، انسان میان بهدستآوردن مصلحت و جلوگیری از مفسده جمع میکند. منبع: سلسله «اللقاء الشهري»، علامه ابن عثیمین رحمه الله ، جلسه ۵۸.
*✔تقدیم به قائد ملت حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله تعالی* ✅مولوی عبدالحمید ای جان ما ای حریص طاعت و ایمان ما ✅اهل سنت از توباشد سربلند ارج می یابد ز تو نا ارجمند ✅وحدت و صلح و صفا پیغام تو مسلمین را افتخار از نام تو ✅مسجد مکی زرویت روشن است زاهدان را همچو جان اندرتن است ✅ای وجودت شمع ِ بزم ِ اتحاد شاد زی و شاد باش و با مراد ✅دائماً باشی چو کوهِ استوار بر طریقِ احمدِ عالی تبار ✅حق نگهدار تو بادا از گزند ای خجسته یادگارِ دیوبند ✅دشمن ار عیب تو گوید باک نیست چون به قاموسش بجز ناپاک نیست ✅پرده بر دار از وجوه آیینه وار تا بگردد زشت وزیبا آشکار ✅هرکسی آیینه گیرد سوی خویش زشت بیند زشت و زیبا روی خویش ✅نیست مر آیینه را هرگز ملام زنده و تابنده باشی والسلام شعر از: *مولانا محمّد روشندل ورکاتی* استاد حوزه علمیه چابهار
از شیخ الحدیث حضرت مولانا محمد زکریا کاندهلوی رحمه الله تعالی پرسیده شد: «فرقهٔ ناجیه (گروه نجاتیافته) کدام است؟» ایشان پاسخ دادند: «آن گروهی است که دربارهٔ نجاتِ همهٔ فرقهها میاندیشد.» خداوند این بزرگمردان را رحمت کند؛ بزرگانی که با فقدان آنان، بخش بزرگی از انصاف و اعتدال را در میان امت از دست دادیم...
🛑 اعتراض شدید علما، طوایف و فعالان اجتماعی و فرهنگی به اظهارات تفرقهانگیز یکی از مسئولان ارشد سیستانوبلوچستان سنیآنلاین| در پی اظهارات تفرقهانگیز و توهینآمیز یکی از مسئولان ارشد استانی در سیستانوبلوچستان علیه شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، که احساسات عموم مردم استان و خارج استان را جریحهدار کرده است، مدیران مدارس، طوایف مختلف، نخبگان و فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در بیانیههایی جداگانه، ضمن محکومکردن اظهارات این مسئول استانی، حمایت قاطع خود را از مولانا عبدالحمید و مواضع و دیدگاههای دلسوزانه و حکیمانهٔ ایشان اعلام کردند. 📌 در بیانیههایی که در این خصوص صادر شده، به «جایگاه ویژهٔ اجتماعی و مردمی مولانا عبدالحمید در بین شیعه و سنی» و همچنین نقش حیاتی و تاثیرگذار ایشان در «حفظ وحدت و اخوت» و «تأمین امنیت منطقه» در مقاطع حساس بهویژه بعد از فاجعه جمعه خونین زاهدان و توصیهٔ مردم به «صبر و شکیبایی» اشاره شده است. 📌 بیانیههای مذکور اتهاماتی که از سوی این مسئول استانی علیه شیخالاسلام مولانا عبدالحمید وارد شدهاند را نیز «حربهای برای فرار از پاسخگویی به مسئولیتها»، «مخلّ امنیت» و «ریختن آب به آسیاب دشمن» دانسته و بر لزوم جلوگیری از چنین اقدامات و برخورد جدی با اینگونه افراد تاکید کردهاند. 📌 بسیاری از علما و طوایف سیستانوبلوچستان همچنین ضمن ابراز انزجار شدید از سخنان اخیر این مسئول ارشد استانی و سابقهٔ وی در اتهامزنی و ایجاد اختلاف، خواستار «برکناری فوری» او شدهاند. 🆔 t.me/sunnionline ➡️ sunnionline.us
видео или голосовое, без подписи
✍ فاضله سمیه عزیـزی 💎 ترنم دلتنگی 💎 🌙 درست است که میدانیم تا بوده همین بوده... درست است قلب هایمان می داند در این سرای فانی که انسان با خمیره ی « فی کبد » گذر عمر می کند ؛ انتظارِ دست یافتن همیشگی به حالتِ بهشتیِ « لا خوفٌ علیهمْ و لا هُم يحزنون » ، در این زندان دنیا، دیوانگی ست، اما باز هم ضعیف بودن آدمی گاهی قلبش را از اندوه مچاله می کند و صبر جمیل او را بی تاب می سازد ... . * هیهات لا يأتی الزمان بمثله * إنّ الزّمــان بمـثله لبخیـــل 🌙 آری ! ما دلتنگیم ، دلتنگ حضرت علامه مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله تعالی و ما تشنه ایم، تشنه ی باران پربرکت ابرِ فیّاض علم والایش که در تفسیر تداعی صاحب روح المعاني بود و امام رازی گونه اقیانوس مواج دانش ایشان کشتی طلب هر جوینده ای را به وجد و تحرک وا می داشت و گویا در کسوت علامه مظهری بر مسند تفسیر جلوه افروز بود. 🌙 آری ! دلتنگ مولانا هستیم که در دارالحدیث یاد علامه گنگوهی را در اذهان مشتاق زنده می کرد و در گلستان معطر درسِ حدیثِ ایشان، گویا عطر کلاس علامه سهارنپوری، مشام مستمعین سراپا گوش را نوازش می داد... 🌙 آری ! دلتنگ آن فقیه توانایی هستیم که الفبای فقه را بسان علامه شامی در اندیشه پویندگان شریعت طنین انداز می فرمود و گویا چون صاحب بحر الرائق بود که از وسعت دانش شگفت انگیز ش آدمی، حیرت زده می گشت. رحمه الله تعالی 🌙 آری ! ما دلتنگ ایشانیم... ما دلتنگ و منبع العلوم دلتنگ، دارالحدیث دلتنگ، کوه ون دلتنگ، بلوچستان دلتنگ و زمین دلتنگ حضرت مولانا رحمه الله می باشد ، 🌙 دلتنگ آن طبيب روحانی هستیم که با دم مسیحای الله گویانش قلوب مرده را به فضل الهی جانی تازه می بخشید... و چقدر امروز جوانه ی معرفت قلب هایمان برای بالندگی و عروج، خورشید پر فروغ وجود ایشان را می طلبد که نور خداشناسی را در زوایای تاریک مان می تاباند و از تلالو توجه پر فیض ایشان با ذکر قلبی روشن می گشتیم 🌙 اما امروز شمس تابان ما در خاک کوه ون آرمیده ؛ هر چند انوار وجودش در نسل پاکش و مدرسه و تألیفات گرانسنگ به یادگار مانده است... چقدر دلتنگ حضرت قطب الارشاد هستیم رحمه الله تعالی 🌙 و چقدر بذر عرفان وجود ما برای سبز شدن تمنای روزهایی را دارد که ابر پرخیر تصوف ایشان جنید وار بر پویندگان عشق می بارید و شیخ عطار مانند، شعر عشق الهی را در دیوانِ «عهد الستِ» کتابِ عشق، تکرار می کرد و از طراوت معرفت بایزید گونه ایشان صحرای جان بهاری دل انگیز می گشت... 🌙 زمین دلتنگ حضرت استاد رحمه الله بوده و بغض خویش را فرو می برد که آن کوه علم و آن اقیانوس پر گوهرِ دانش و آن باران دلنواز عرفان دیگر گام مبارکش را نمی نهد... دیگر صدای جان بخش قال الله (سبحانه وتعالی) و قال الرسول (صلی الله علیه و سلم) ایشان روح را در طرب نمی اندازد... دلتنگ آن احیاگر سنت که شمیران بّرانش شرک و بدعت را به زانو درآورد و تجلای برنده ی فاروقی ذات متهورش قامع هر فعل خلاف سنت بود 🌙دلتنگ او هستیم که واله و شیدا و مفتون و مدهوش عشق الله( سبحانه و تعالی) بوده و دلدادگی و سرسپردگی اش به رسول الله صلی الله علیه و سلم در ضمیرش نهادینه بود و محبت صحابه کرام را به درون هر خواهان حقیقتی تزریق می فرمود. 🌙 دلتنگ آن مرد خدا، هستیم، آن ولی الله متعال که بزرگترین کرامتش نه پرواز در هوا و نه سجاده انداختن بر دریا بود؛ بلکه بزرگترین کرامت شیخ نازنین ما زندگی مو به مو مطابق شریعت مطهر و سنت نبوی و صرف نمودن عمر گرانمایه در تعلیم و تعلم و انسان سازی در دل دیاری گمنام بود که از ثمره ی اخلاص فوق العاده ایشان، نام سرزمین بی نشان کوه ون در دنیا برجسته شده و در دل تاریخ ماندگار گردید 🌙دلتنگیم و به یاد فراق ایشان با وجود گذشت سالها هنوز محزون شده و دیدگان نمناک می شود، اما راضی به خواست رب العالمین هستیم و پناه به ذات حق که اگر از زبان ما از شدت اندوه، لفظ نازیبایی برون تراود؛ * العین تدمع و القلب یحزن و انا علی فراقک لمحزونون شیخنا * از عمق جان شعر عارف بلند پایه، حافظ شیرازی( رحمه الله تعالی) را زمزمه می کنیم : 🔹الهی در دایره ی قسمت، ما نقطه ی تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی
видео или голосовое, без подписи
✍ فـاضله سـمیه عــزیـزی ✅ مردی از تبـار نـور ✅ بیست و چهارم صفر بود که گویی طوفان اندوه آرامش دل همه ی دوستداران و شیفتگان حضرت را برهم زده و دیدگان گریان چون ابر بهار دریای غمی را متولد کرد که تا هنوز موج هایش صفحه دل را مملو از اشک میکند.... به یاد حضرت مولانا محمد عمر سربازی قدس سره، به یاد مردی از تبار نور ، مردی از سلاله ی پاک اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم، مردی که تقوا و پرهیزگاری شگفت انگیزش تداعی نام سیدنا فاروق اعظم رضی الله عنه بود ، و چقدر برازنده ی شخصیت والای حضرت قطب الارشاد رحمه الله بود که مسمی با نام بزرگمرد تاریخ حضرت امیر المؤمنین عمر فاروق رضی الله عنه باشد . آری! ایشان عمرگونه زیست و عمرگونه پرواز کرده و روح مبارکش از این سرای فانی در حالیکه در حال عبادت بوده و جبین بر آستان احدیت نهاده بود سوی سرای باقی و محبوب حقیقی شتافت . اگرچه آن روز جسم مبارک خورشید کوه ون مهمان خاک گشته دفن شد اما پرتو نورش در منبع العلوم ، در تک تک تصنیفات و تألیفات گرانقدرش تا قیامت ، روشنگر و پابرجاست... گویی حضرت استاد تا قیامت زنده است چرا که یادش ، نامش ، ثمرات تعلیم و تعلمش، مدرسه اش تالیفاتش، شاگردانش ، مریدانش که باشند ایشان نیز گویی در میان ماست . نامش در چنان دفتر عشقی ثبت گردیده که تا نفخ صور زوال ناپذیر است . 🔹هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق 🔹ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما حافظ شیرازی رحمه الله تعالی شیخ ما گویا میان ماست و حلاوت کلام انگبین اش در واژه واژه کتاب های ارزشمند ایشان ، کام دل را شیرین کرده و صفای معطری به وجود می بخشد 🔹سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز 🔹مرده آن است که نامش به نکویی نبرند شیخ سعدی رحمه الله تعالی علامه سربازی رحمه الله به معنای حقیقی مصداق این شعر بودند در کفی جام شریعت ، در کفی سندان عشق ... از سویی فقاهت نادرش که امام ابوحنیفه رحمه الله را به ياد آدمی می انداخت و از سویی چون مولانا جلال الدین بلخی ، مثنوی عشق و بندگی را در اوراق جان و روح مریدان مینگاشت و تخم الفبای احسان و حقیقت تصوف را در دل بندگان حق می کاشت و نتیجه اش برای طالبان راستین ، گلستان عرفانی بود که طراوت و مهر را در عالم جان تکرار می کند ... از سویی ابویوسف گونه در صحرای سیاه جهل بلوچستان تجلای علم و نور دانش بود و از سویی دیگر در قحطی سرزمين تزکیه و خداشناسی این دیار ، جنید وار و بایزید گونه تشنگان عشق الهی را از تسنیم بیعت سیراب نموده و مردکان محبت حق را از دم عیسایی اش جانی تازه می بخشید ایشان بدعت شکن مشفقی بود که خلیل گونه تبر بر بت های بدعت نهاد و صدیق گونه گویا ندای اینقص الدین و انا حی را سر داده و با شجاعت خالد گونه اش پرچم سنت را در دل شرک و بدعت بر افراشت... نمیدانم از کدام ویژگی علمی و عرفانی ایشان بگویم که بنده ی ناچیز و ناتوانی چون من از اینکه بحر بی کنار مقام علم و عرفان ایشان را در کوزه جای دهد عاجز است آری! ناقصی کجا تواند اقیانوس بی انتهای خوبی های حضرت شیخ را در بند کلمات آورده و ترسیم حقیقی آن نعمت حق بر ما باشد . فقیهی چیره دست و مفسری توانا ، عالمی متبحر و طبیبی نه تنها بر روان سرگشتان کوی دوست؛ بلکه مرهمی بر آلام دردمندان این امت بود ... 🔹خداوند متعال ما را رهرو صادق ايشان بفرمایند . آمین
سؤال: اگر شخصی دعا کند و بگوید: «خدایا! اگر در علم ازلی و پیشین تو این شخص از اهل جهنم است، خدایا او را هلاک کن، او را بکش و باقیاش مگذار؛ و اگر در علم پیشین تو از اهل بهشت است، خدایا او را باقی نگه دار.» حکم این دعا چیست؟ پاسخ: این کار اشتباهی بسیار بزرگ است و چنین دعایی جایز نیست. بلکه وظیفه این است که برای برادران مسلمان خود دعای هدایت کنید. اینکه خداوند در علم پیشین خود چه چیزی را درباره آن شخص مقدر فرموده است، چیزی نیست که شما با آن مخالفت یا اعتراض کنید. زیرا اگر برای او هدایت دعا کنید و خداوند در تقدیر خود مقرر کرده باشد که او هدایت نشود، او همچنان هدایتنشده باقی خواهد ماند؛ و اگر خداوند مقدر کرده باشد که هدایت شود، شما با دعای خود یکی از اسباب خیر و هدایت او خواهید بود؛ زیرا خداوند دعای دعاکننده را هنگامی که او را بخواند، اجابت میکند. اما این دعایی که در سؤال ذکر شد، دعایی بدعتآمیز است؛ پیامبر اکرم ﷺ چنین دعایی نمیکردند و سلف صالح نیز چنین دعایی نداشتهاند. افزون بر این، در این دعا نوعی اعتراض به قضا و قدر الهی وجود دارد. منبع: سلسلة لقاءات الباب المفتوح، لقاء الباب المفتوح، جلسه شماره ۱۴۱، بخش «اذکار و ادعیه».
قال أبو بكرٍ للنبيِّ صلى الله عليه وسلم: عَلِّمْني دعاءً أَدعو به في صلاتي، فقال: قل: اللهم إني ظلمتُ نفسي ظلمًا كثيرًا، ولا يَغفرُ الذنوبَ إلا أنت، فاغفرْ لي مغفرةً مِن عندِك، وارحمني إنكَ أنتَ الغفورُ الرَّحيم ... رواه البخاريُّ ومسلم حضرت ابوبکر صدیق رضي الله عنه به حضرت سیدنا محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم عرض کرد: «ای رسول خدا ! دعایی به من بیاموز که آن را در نماز خود بخوانم.» آن حضرت علیه السلام فرمودند که بگو : اللَّهُمَّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي ظُلْمًا كَثِيرًا، وَلَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ، فَاغْفِرْ لِي مَغْفِرَةً مِنْ عِنْدِكَ، وَارْحَمْنِي، إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. ترجمه: «بارالها! من بسیار بر خود ستم کردهام، و هیچکس جز تو گناهان را نمیآمرزد؛ پس مرا با آمرزشی از جانب خود ببخش، و بر من رحم فرما؛ زیرا بیگمان تو بسیار آمرزنده و مهربانی.»
видео или голосовое, без подписи