tgindex
اخبار فوری/مهم

اخبار فوری/مهم

Статистика
Последний пост
17 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
862
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
300
21 постов
Вовлечённость
34,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ✍ عبدالرضا داوری: ‏🟥 راه خروج از بحران هرمز؛ از تقابل بر سر «مسیر جنوبی» تا مشارکت در امنیت دریایی 🔺بحران هرمز صرفاً یک اختلاف نظامی میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه اختلاف بر سر «حکمرانی امنیت دریایی» در این تنگه استراتژیک است. ریشه بحران نیز در تفسیر متفاوت از تفاهم‌نامه قرار دارد. ایران بر این باور است که بندهای ۴ و ۵ تفاهم نامه،  مربوط به بازگرداندن ترافیک دریایی و تأمین عبور ایمن، نقش محوری جمهوری اسلامی ایران را در مدیریت امنیت کشتیرانی به رسمیت شناخته‌اند، در حالی که ایجاد یا تقویت مسیر جنوبی در آب‌های عمان، بدون هماهنگی با ایران، این نقش را تضعیف می‌کند. از سوی دیگر، آمریکا و برخی بازیگران منطقه‌ای تلاش کرده‌اند مسیر جنوبی را به عنوان یک مسیر جایگزین مستقل تثبیت کنند؛ اختلافی که به تشدید بحران انجامیده است. نکته مهم آن است که هرچند از نظر عملیاتی، هر دو مسیر شمالی و جنوبی برای عبور کشتی‌های تجاری بزرگ طراحی شده و مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما از نظر طبیعی، مسیر جنوبی عمان عموماً از عمق بیشتری برخوردار است و برای نفتکش‌ها و کشتی‌های با آبخور زیاد، ریسک ناوبری کمتری دارد. از همین رو، اگر این مسیر بدون مشارکت و هماهنگی با ایران به یک کریدور دائمی و مستقل تبدیل شود، به تدریج بخش مهمی از ترافیک دریایی و مزیت ژئوپلیتیکی ناشی از مدیریت تنگه هرمز به سمت این مسیر منتقل خواهد شد؛ مسئله‌ای که از منظر منافع ملی ایران قابل چشم‌پوشی نیست. اما اگر هدف، حفظ امنیت انرژی جهان و جلوگیری از تشدید درگیری باشد، راه‌حل الزاماً نظامی نیست. از آنجا که تفاهم‌نامه، میان ایران و آمریکا منعقد شده و عمان طرف آن نبوده است، طبیعی است که این تفاهم به‌تنهایی برای عمان تعهد حقوقی ایجاد نکند. بنابراین، خلأ اصلی توافق، نبود یک سازوکار اجرایی میان ایران و عمان برای مدیریت مسیر جنوبی بوده است. راه خروج از بحران می‌تواند تشکیل «کمیته مشترک امنیت و مدیریت دریایی ایران و عمان» باشد؛ نهادی که مسئولیت هماهنگی مسیرهای شمالی و جنوبی، مدیریت ترافیک دریایی، امداد و نجات، مین‌روبی، تبادل اطلاعات ناوبری و استانداردهای ایمنی را بر عهده بگیرد. در چنین چارچوبی، مسیر جنوبی نه به عنوان مسیری برای دور زدن نقش ایران، بلکه به عنوان بخشی از نظام امنیت دریایی مشترک دو کشور ساحلی اداره خواهد شد. چنین ابتکاری، هم اصل همکاری کشورهای ساحلی را تقویت می‌کند، هم نگرانی ایران درباره کاهش نقش خود در مدیریت تنگه را پاسخ می‌دهد و هم به شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران اطمینان بیشتری نسبت به امنیت عبور می‌بخشد. در واقع، امنیت پایدار هرمز نه با رقابت بر سر مسیرهای جایگزین، بلکه با حکمرانی مشترک و هماهنگی میان کشورهای ساحلی به دست می‌آید. ☑️ اگر هدف همه طرف‌ها بازگشت تجارت و انرژی به شرایط عادی است، عبور از بحران هرمز بیش از هر چیز به یک راه‌حل نهادی نیاز دارد؛ راه‌حلی که در آن ایران و عمان، به عنوان دو کشور ساحلی تنگه، شریک امنیت باشند، نه رقیب در مدیریت آن. 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • ✍ عبدالرضا داوری: ☑️ نه جنگ و نه مذاکره، هیچکدام اصالت ندارند؛ آنچه اصالت دارد، منافع ملی و مصالح مردم است که گاهی برایش باید جنگید و گاهی برایش باید مذاکره کرد و البته انتهای همه جنگ‌ها هم جز به مذاکره ختم نشده است. 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • 🔴 «قله‌ای که نرفتیم» ✍️ عبدالرضا داوری: 🔻در سال ۱۳۸۴، اجرای «سند چشم‌انداز ۲۰ ساله» آغاز شد. قرار بود تا سال ۱۴۰۴، ایران در قله‌ی پیشرفت منطقه بایستد: 🔹 اقتصاد اول منطقه 🔹 قدرت اول علمی و فناوری 🔹 جامعه‌ای با عدالت، رفاه، آزادی و هویت اسلامی 🔹 کشوری الهام‌بخش برای جهان اسلام‏ 🔸منطقه هدف سند، «آسیای جنوب غربی» بود؛ یعنی از ترکیه و عربستان تا پاکستان و قفقاز. هدف سند چشم انداز روشن بود: ایران باید در سال ۱۴۰۴, در همه شاخص‌ها اول منطقه باشد : در علم، اقتصاد، فناوری، رفاه و امنیت. ▫️اما امروز، در آخرین سال سند، باید پرسید: کجای این قله‌ایم؟ ‏ ▪️ از نظر اقتصاد کلان، تولید ناخالص داخلی ایران امروز حدود ۴۰۰ میلیارد دلار است؛ در حالی که تولید ناخالص داخلی ترکیه و عربستان از مرز هزار میلیارد دلار عبور کرده‌است. بحران در سیاست خارجی، تحریم، تورم، بیکاری و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، مسیر صعود به قله را ناممکن کرد. ‏ ▪️ در نوآوری و علم، ایران با رتبه ۶۴ در شاخص جهانی نوآوری (GII) هنوز میان‌رده است. تولید علمی رشد کرده، اما کیفیت پژوهش، پیوند دانشگاه و صنعت، و اثر اقتصادی فناوری‌ها با هدف چشم‌انداز فاصله دارد. ‏ ▪️ در توسعه انسانی (HDI)، ایران در جایگاه حدود ۶۵ جهانی است — رتبه بندی نیست، اما خیلی دور از «اول منطقه». است. هم‌زمان، ضریب فقر افزایش یافته و شکاف طبقاتی عمیق‌تر شده است. در سند گفته بود: عدالت و رفاه برای همه. اما امروز، «فقر» از حاشیه به متن آمده است. ▪️از نظر قدرت منطقه‌ای و الهام‌بخشی، هرچند ایران در میلیتاریسم منطقه‌ای نفوذ دارد، اما تحریم‌های گسترده و انزوای اقتصادی باعث شده این نفوذ به توسعه ملی تبدیل نشود. ایران در قدرت نظامی رشد کرد، ولی در توسعه اقتصادی عقب نشست. 🔸 سند چشم‌انداز می‌خواست ایران «کشور توسعه‌یافته با جایگاه اول در منطقه» باشد. اما در واقعیت، ترکیه در صنعت و نوآوری، عربستان در سرمایه‌گذاری و ثبات اقتصادی، و امارات در تعامل جهانی جلوترند. ما برخلاف ظرفیتهای ایران هنوز در مسیر قله مانده‌ایم. ✔️ اگر بخواهیم دوباره به سمت قله حرکت کنیم، باید از تجربه‌ی این ۲۰ سال بیاموزیم: بدون ثبات اقتصادی، حکمرانی شفاف، تعامل جهانی و آزادی نهادهای علمی و اقتصادی، هیچ چشم‌اندازی به قله نمی‌رسد. 🔸چشم‌انداز ۱۴۰۴ تمام شد؛ اما «چشم‌انداز بعدی» اگر نوشته شود، باید با صداقت بگوید: ما نرفتیم به قله‌ای که وعده داده بودیم، اما هنوز می‌توانیم صعود کنیم، اگر مسیر را اصلاح کنیم. ‏ 🔺قله، فقط شعار نبود؛ یک نقشه راه بود. راهی که در میانه‌اش ماندیم، چون از علم و اقتصاد غافل شدیم و به سیاست و منازعه و مقاومت دل دادیم. ☑️ قله منتظر ما نمی‌ماند، باید دوباره راه بیفتیم. 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • ✴️ ‏مسیر اصلاح بانک آینده، با برکناری مدیرعامل منصوب در دولت سابق، آغاز شد. 🔺 در همین رابطه، صبح امروز، بهمن اسکندری، مدیرعامل بانک آینده که با حمایت دولت سیزدهم به این سمت منصوب شده بود، برکنار شد. ▫️کیفرخواست افزایش چشمگیر زیان انباشته بانک، طی هفته های گذشته علیه وی صادر شده بود. 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • 🔻دکتر حسن ‎روحانی: شما که کل برجام را قبول نداشتید ساکت شوید. 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • ✍ عبدالرضا داوری: 🔴 مکانیزم ماشه و ضرورت بازگشت به اصل «تقیه» در سیاست خارجی ⬅️ در آستانه فعال شدن مکانیزم ماشه، پرسش اصلی این است:در چنین شرایطی، آیا اصرار بر سیاستهای پرهزینه و تنش‌آفرین، عقلانی و شرعی است؟ یا باید به اصولی مانند تقیه بازگردیم که سنت شیعه برای بقا و دفع خطر وضع کرده است؟ 🔹 تقیه که به معنای پوشاندن و کتمان موضع حق و مدارا و انعطاف با باطل، برای دفع خطر بزرگ‌تر است، آنقدر در مکتب شیعه جعفری اهمیت دارد که امام صادق(ع) درباره آن فرمودند: «تقیه، دین من و دین اجداد من است و هرکس تقیه ندارد، دین ندارد». ‏ 🔹در مکتب شیعه جعفری، تقیه فقط یک تاکتیک فردی نیست، بلکه راهبردی برای حفظ دین و جامعه است. 🔸مثلا در عرصه سیاست خارجی، تقیه به معنای دیپلماسی عقلانی و پرهیز از مواضع و شعارهایی است که جان و مال شهروندان حکومت اسلامی را تهدید میکنند: انعطاف در ظاهر برای حفظ منافع اساسی ملت. ‏ 🔹تاریخ اسلام هم بارها شاهد حاکمیت منطق تقیه بوده است؛ از جمله در «صلح حدیبیه» که پیامبر اسلام(ص) با پذیرش امتیازات ظاهری به مشرکان قدرتمند مکه، بقای امت و گسترش اسلام را تضمین کرد. ‏ 🔻اگر مکانیزم ماشه فعال شود، و همه تحریم‌های پیش از سال ۱۳۹۲ بازگردند، هزینه آن را مردم با فقر، تورم، رکود، بیکاری و کاهش ارزش پول ملی خواهند پرداخت. اصرار بر سیاستی که چنین پیامدی دارد، خلاف منطق تقیه و عقلانیت است. ‏ ☑️ بازگشت به اصل تقیه در سیاست خارجی، نه تنها عقب‌نشینی از اصول نیست؛ بلکه بازگشت به یک اصل دینی برای بقا، توسعه و گشایش در زندگی مردم است. سیاست خارجی بدون تقیه، سیاستی پرهزینه و پرخطر است. بازگشت به این اصل دینی متقن، یعنی بازگشت به عقلانیت و اولویت دادن به بقاء ملت. https://x.com/DavariAbdolreza/status/1961691182297202758?t=NGGJzjsSj4b4gQo2dzfbPA&s=19 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • ✍ عبدالرضا داوری: ‌ 🔴 آقای صدا و سیما! دست از تخریب رهبری بردارید ▪️شب گذشته در برنامه شبکه چهارم سیما،  با تشبیه حسن روحانی به «اشعث بن قیس» و محمدجواد ظریف به «ابوموسی اشعری»، خواستند دولت روحانی و تیم مذاکره‌کننده برجام را تخریب کنند. ‏ 🔸اما این قیاس از اساس مع‌الفارق است و مهم‌تر اینکه، بیش از آنکه روحانی و ظریف را بزند، به جایگاه رهبریچ معظم انقلاب ضربه می‌زند. چرا؟ ‏ 🔹برجام نه تصمیم شخصی روحانی بود و نه محصول ساده‌لوحی ظریف؛ رهبری نظام از سال ۹۱، و زمانی که هنوز روحانی بر سر کار نبود، به دکتر صالحی وزیر خارجه وقت مأموریت دادند که در عمان مذاکرات محرمانه با آمریکایی‌ها را آغاز کند. ‏این مذاکرات، پایه و ستون همان توافقی شد که بعدها به برجام معروف شد. یعنی ریشه برجام در تدبیر نظام بود، نه در دنیاطلبی یا ساده‌لوحی چند سیاستمدار. 🔹در طول مذاکرات هم، رهبری بارها و بارها از تیم مذاکره‌کننده به‌عنوان «فرزندان انقلاب» یاد کردند؛ فرزندانی «امین، غیور و شجاع». این عبارات در حافظه تاریخی ملت ثبت است. ‏ 🔹وقتی شما روحانی را «اشعث» و ظریف را «ابوموسی» می‌نامید، عملاً رهبری را در موضعی می‌گذارید که گویا مانند امام علی «مجبور» شده زیر فشار افراد ناصالح تصمیمی را بپذیرد! این تصویر نه‌تنها با واقعیت‌های تاریخی برجام ناسازگار است، بلکه قدرت و تدبیر رهبری را زیر سؤال می‌برد. یعنی صداوسیما، به اسم تخریب روحانی و ظریف، در حال تخریب رهبری است. 🔺اگر بناست نقدی به دولت روحانی و سیاست خارجی آن سال‌ها داشته باشیم، راه آن تحریف تاریخ و کشیدن پای رهبری به چنین قیاس‌های سست نیست. ‏ 🔺برجام بخشی از تاریخ و دستاورد جمهوری اسلامی است؛ با همه نقاط قوت و ضعفش. اما صدا و سیما باید بداند: تخریب روحانی و ظریف با این قبیل قیاس‌ها، نتیجه‌ای جز تخریب و تضعیف جایگاه رهبری ندارد. https://x.com/DavariAbdolreza/status/1958079433920631228?t=0zgb2d5zbG_XW9wKgmFY2w&s=19 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • 🔻 کامبیز مهدیزاده پاسخ دوانی را داد: چاپلوسی به نام ‎رجبی‌دوانی، برادر نویسنده کتاب احمدی نژاد «معجزه هزاره سوم»، گفته ‎روحانی اشعث بن قیس است و ‎ظریف ابوموسی اشعری! مردک، اگر به دنبال نمونه‌ای تاریخی برای خودت می‌گردی، چیزی جز یک «ابن‌زیادِ منبر»  همان که تاریخ را تحریف می‌کرد تا قدرت را توجیه کند نیستی. 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • ✍ عبدالرضا داوری: ‏ 🇮🇷 درباره بیانیه جبهه اصلاحات من به هیچ جریان سیاسی تعلقی ندارم. اما به‌عنوان یک شهروند که نگران آینده ایران است، بیانیه اخیر جبهه اصلاحات را خواندم و مهم‌ترین نکته آن را تاکید بر یک تغییر بنیادین می‌دانم: ▪️انتقال گفتمان حکمرانی از منازعه ایدئولوژیک به توسعه ملی. تجربه ۴۶ ساله نشان داده که اولویت‌دادن به نزاع‌های ایدئولوژیک، ایران را از انباشت سرمایه، ثبات اقتصادی و ارتقای جایگاه بین‌المللی بازداشته است. هیچ توسعه‌ای بدون این تغییر گفتمان امکان‌پذیر نیست. ‏ ▪️آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر، پایان دادن به نگاه امنیتی و بازگرداندن نیروهای نظامی به پادگان‌ها، همه مقدمه‌ای هستند برای این تغییر گفتمان. توسعه ملی بدون آزادی و اعتماد اجتماعی تحقق نمی‌یابد. ‏ ▪️خروج اقتصاد از تیول الیگارشی‌های قدرتمند و ایجاد فرصت برابر در فضای اقتصادی نیز الزام همین تغییر است. توسعه بدون عدالت اجتماعی و اقتصادی، سراب است؛ عدالت بدون توسعه هم شعاری پوچ خواهد بود. ‏ ▪️در سیاست خارجی هم بیانیه بر همان منطق تأکید دارد: 🔸گفت‌وگوی مستقیم با جهان، تعامل با همسایگان و حتی آمادگی برای تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی در قبال رفع تحریم‌ها؛ اقدامی برای باز کردن قفل اقتصاد و بازگرداندن ایران به مسیر توسعه. ‏ 🔻بنابراین، در بیانیه جبهه اصلاحات همه محورها در یک نقطه به هم می‌رسند: «بازگرداندن اولویت حکمرانی به توسعه، رفاه، آبادانی و کرامت ایرانیان.» ✔️ این همان تغییر گفتمانی است که اگر محقق شود، می‌تواند سرآغاز خروج ایران از انسداد کنونی در مسیر توسعه باشد. https://x.com/DavariAbdolreza/status/1957371110573654365?t=Cl-aswO6s9nuPiI_iJSl7w&s=19 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • без подписи

  • ✍ عبدالرضا داوری: 🔴 چرا نتانیاهو از کتاب «اکبر گنجی» رونمایی کرد؟ ▪️دوم خرداد ۷۶، روند اصلاحات در جمهوری اسلامی با سرمایه اجتماعی بی‌سابقه‌ای آغاز شد، اما خیلی زود، جریان رادیکال دوم خردادی، ریل را عوض کرد و قطار اصلاحات را به دره انداخت. اکبر گنجی، مهمترین چهره‌ این تغییر ریل بود. ‏ ▪️اکبر گنجی با شانتاژ و غوغاسالاری رسانه‌ای پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای و حملات تخریبی سنگین علیه اکبر هاشمی رفسنجانی که لنگرگاه میانه‌روی و تعادل سیاسی در کشور بود، عملاً ستون میانی و تکیه گاه خیمه اصلاحات و بزرگترین حامی دولت خاتمی را زد و کاملا به سود جریان ضداصلاحات عمل کرد. ‏تلاش اکبر گنجی برای حذف هاشمی رفسنجانی از معادلات درونی جبهه اصلاحات، یعنی حذف یک میانجی بزرگ و نابودی پل ارتباطی میان اصلاح‌طلبان و بخش مهمی از بدنه حاکمیت. 🔹نتیجه چه شد؟ ▪️انزوای سیاسی اصلاح‌طلبان، از دست دادن اهرمهای قدرت و زمینه‌سازی برای روی کارآمدن محمود احمدی‌نژاد. ‏با این فضای گسسته میان جبهه اصلاحات و حاکمیت، راه برای پیروزی دولتی در ۱۳۸۴ باز شد که در سیاست خارجی، بیشترین تنش را ایجاد کرد و با شعارهایی نظیر محو هولوکاست و جهان بدون اسرائیل، خوراک تبلیغاتی فوق‌العاده‌ای را برای پروژه ایران‌هراسی، در اختیار صهیونیست‌های تندرو گذاشت. ▪️‏برای نتانیاهو و جریان راست افراطی اسرائیل، دولت احمدی‌نژاد یک موهبت باورنکردنی بود: 🔸ایران در جهان امنیتی‌تر دیده شد، اجماع علیه تهران راحت‌تر شکل گرفت، و پروژه‌های تحریم و فشار حداکثری جان گرفت. ‏ ▪️زنجیره‌ای که از پروژه تخریبی اکبر گنجی شروع شد و به دولت احمدی‌نژاد انجامید، فقط یک روند داخلی نبود؛ این همان شکافی بود که استراتژیست‌های تل‌آویو و واشنگتن دنبال آن بودند تا ایرانِ منزوی و تهدیدزده شود. ▪️اکبر گنجی پس از دوم خرداد ۷۶، عملا همان خطی را نوشت که نتانیاهو می‌خواست. ‏ ▪️حالا که نتانیاهو کتاب اکبر گنجی را سر دست می‌گیرد، این یک ژست تبلیغاتی بی‌معنا نیست؛ پیام نتانیاهو روشن است: 🔺قدردانی نمادین از کسی که دو دهه پیش، خواسته یا ناخواسته بهترین خدمت را به پروژه تندروهای اسرائیل در مسیر ایران هراسی و تخریب اصلاحات در ایران کرد. ‏ ▪️اقدامات تخریبی اکبر گنجی در دوران اصلاحات، یکبار دیگر در تاریخ سیاست ایران نشان داد که رادیکالیسم بی‌محاسبه، نه تنها به اندازه حملات دشمنان بیرونی مخرب و خطرناک است، بلکه پازل دشمنان ایران را نیز تکمیل می‌کند. https://x.com/DavariAbdolreza/status/1955899718602465599?s=19 🆔 @akhbar_mohem_fori ‎

  • без подписи

  • без подписи

  • ✍ عبدالرضا داوری: 🔴 هدف نهایی اسرائیل در اقلیم کردستان: «حذف بارزانی، نزدیکی به مرزهای ایران» 🔸در تحلیل درگیری طایفه‌ای اخیر میان بارزانی‌ها و طایفه هه‌رکی، باید تصویر بزرگ‌تری را دید: پروژه حذف خاندان بارزانی از قدرت در اقلیم کردستان عراق با هدایت اسرائیل و ابزارهایی چون حزب خبات. ‏ 🔹بارزانی‌ها، به‌ویژه نچیروان بارزانی، روابط مستحکم، اگرچه گاه پیچیده‌ای با جمهوری اسلامی ایران دارند. 🔹نچیروان بارها در تهران، قم و مشهد دیدارهای رسمی و غیررسمی داشته و با نهادهای حکومتی ایران در تماس بوده است. ‏ 🔹اسرائیل این رابطه را خطرناک می‌داند؛ چراکه بارزانی‌ها هم سد نفوذ ایران نیستند، هم از گسترش پروژه‌های اطلاعاتی صهیونیست‌ها در اقلیم جلوگیری کرده‌اند. ‏ 🔻مراحل پروژه تل‌آویو در اقلیم کردستان روشن است: ۱- حذف بارزانی‌ها ۲-  تقویت نیروهای رادیکال و تجزیه‌طلب مانند حزب خبات ۳-  نزدیکی مستقیم موساد و نیروهای نیابتی‌اش به مرزهای شمال‌غربی ایران ۴ـ ظهور یک جولانی کرد برای حمله زمینی به ایران ‏ 🔹حزب خبات، با حمایت مالی و اطلاعاتی اسرائیل، اکنون در حال تحریک طایفه هه‌رکی برای مواجهه آشکار با بارزانی‌هاست. این درگیری، اگر مهار نشود، می‌تواند به جنگ داخلی در اقلیم تبدیل شود. ‏ 🔹ایران نیک می‌داند که اگر خاندان بارزانی سقوط کند، اقلیم کردستان به پایگاه دائم موساد و گروه‌های تجزیه‌طلب ضدایرانی بدل خواهد شد و به همین دلیل، حفظ ثبات سیاسی اقلیم با محوریت نچیروان بارزانی، برای تهران حیاتی است. ‏ 🔹برعکس آنچه تصور می‌شود، اسرائیل امروز نه متحد بارزانی‌ها، بلکه دشمن پنهان آن‌هاست. درگیری اربیل، شاید اولین گام برای اجرای این پروژه خطرناک باشد. ‏ 🔻ایران برای مهار نفوذ اسرائیل در کردستان عراق، نیازمند یک استراتژی چندلایه است: ▪️حمایت از جریان‌های کردی میانه‌رو ▪️رصد، پایش و مهار تحرکات خبات ▪️حفظ کانال امنیتی با نچیروان بارزانی https://x.com/DavariAbdolreza/status/1942867797140553880?t=UFnFjQY8cwVRqpZ4dDAttg&s=19 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • без подписи

  • ✍ عبدالرضا داوری: 🟩 راهبردی نو برای ایران ۱۴۱۴: «عبور از امنیتی‌سازی، حرکت به‌سوی توسعه و تعامل با جهان.» ☑️ ۹ محور کلیدی برای بازطراحی سیاست داخلی و خارجی ایران در افق ده‌ساله ۱۴۱۴ را پیشنهاد می‌کنم. ‏ ۱. پایان پروژه امنیتی‌سازی ایران: 🔸ایران باید از تصویر تهدیدزا فاصله بگیرد. بر محکومیت جنایتهای صهیونیستی در فلسطین، اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل و حمایت بشردوستانه از فلسطینی‌ها تاکید کند، اما پرهیز از شعارهایی چون «نابودی اسرائیل» ضروری است؛ عقلانیت، جایگزین تنش‌زایی. ‏ ۲. عادی‌سازی روابط با آمریکا: 🔸پایان دادن به خصومت هویتی و ساختاری، بازگشت به دیپلماسی متوازن، و تعریف منافع ملی در چارچوب "کنترل رابطه" نه "کنترل تخاصم". دیپلماسی چندلایه برای رفع تحریم‌ها و بازگشت به اقتصاد جهانی. ‏ ۳. پایان دادن به نگاه امنیتی در برنامه هسته‌ای. 🔸غنی‌سازی و توسعه صنعت هسته ای را در چارچوب پروژه‌ای اقتصادی-فناورانه، خارج از پارادایم‌های امنیتی تعریف کنیم: پزشکی، کشاورزی، انرژی. نه تهدید، بلکه ابزار توسعه. ‏ ۴. بسترسازی برای سرمایه‌گذاری خارجی: 🔸ایران نیازمند جذب سرمایه و فناوری است. با اصلاح حقوقی، تضمین مالکیت، حذف نگاه امنیتی به سرمایه‌گذاران و ایجاد انگیزه برای ایرانیان خارج از کشور. ‏ ۵. کاهش محدودیت‌های داخلی: 🔸آزادی رسانه، فعالیت احزاب، باز بودن فضای اجتماعی، کاهش سخت‌گیری‌ها بر زنان و نسل جوان، راه نجات سرمایه اجتماعی است. بدون ترمیم داخل، هیچ سیاست خارجی موفق نمی‌شود. ‏ ۶. توسعه راهبردی روابط منطقه‌ای: 🔸ایران به‌جای محور مقاومت، باید محور همکاری و توسعه منطقه‌ای شود. تعامل با کشورهای حوزه خلیج‌فارس، قفقاز، آسیای مرکزی، شانگهای و بریکس؛ با اولویت اقتصاد، امنیت و فرهنگ. ‏ ۷. بازتعریف استقلال: 🔸استقلال یعنی تصمیم‌گیری در درون مرزها، نه انزوا و قطع ارتباط. استقلالِ اثباتی یعنی ایران قدرتمند، بین‌المللی شده، دارای حق انتخاب در روابط جهانی. ‏ ۸. اصلاحات ساختاری اقتصادی: 🔸پایان مداخله‌گری دولت، حذف قیمت‌گذاری دستوری، آزادسازی اقتصاد، مهار فساد، تقویت رقابت و بهره‌وری. اقتصاد باید از سیاست جدا باشد، نه گروگان آن. ‏ ۹. ترسیم افق ۱۰ ساله نوسازی ملی: 🔸برنامه‌ریزی برای عبور از وضعیت اضطرار به حکمرانی توسعه‌محور در افق ۱۴۱۴، با مشارکت نخبگان، دانشگاه‌ها، بخش خصوصی و مردم. آینده را باید از نو ساخت. ‏ ✔️ ایران امروز نیازمند یک تغییر راهبردی است؛ از سیاست تنش و بقا به سیاست توسعه و توازن. با اعتماد به مردم، نخبگان و عقلانیت ملی. زمان آن رسیده که امنیت، توسعه و سیاست خارجی را از نو معنا کنیم. ‏ 🔺این نقشه‌راه، دعوتی است به همه جریان‌هایی که دل در گرو توسعه و ثبات  کشور دارند، برای مشارکت در بازطراحی آینده ایران. باهم، نه علیه هم. برای ایرانی مقتدر، متعادل و پیشرو. https://x.com/DavariAbdolreza/status/1942900132158087313?t=tTkaQj8XQjcu2LS_Tk0G2A&s=19 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • без подписи

  • ✍ عبدالرضا داوری: «شیفتگان رؤیت»؛ روانشناسی سیاسی امیرحسین ثابتی منفرد ▪️امیرحسین ثابتی فقط یک نماینده پارلمان یا یک چهره رسانه‌ای متعارف نیست؛ او نماینده تیپ خاصی از کنش‌گران سیاسی است که در ادبیات روانشناسی سیاسی به عنوان «سیاست‌ورزان هیجانی-پرخاشگر» شناخته می‌شوند. ثابتی‌ها دچار توهم جایگاه هستند؛ حالتی که فرد در ذهن خود نقشی بزرگ‌تر از واقعیت را برای خود متصور می‌شود، بدون اینکه مهارت، تجربه یا مشروعیت لازم را داشته باشد. ▪️این پدیده در روان‌شناسی به توهم خودبزرگ‌بینی یا Delusion of Grandeur معروف است. ترکیب توهم جایگاه با خودشیفتگی ایدئولوژیک، تیپ خطرناک «منجی‌نما» را می‌سازد. کسی که گمان می‌کند صرفاً با افشاگری، طعنه، یا رجزخوانی رسانه‌ای می‌تواند ساختارهای پیچیده دولت، دیپلماسی و سیاست خارجی را اداره یا اصلاح کند. ▪️ثابتی‌ها دیپلماسی را با بیانیه خوانی و رجزخوانی جایگزین می‌کنند؛ آن‌ها مذاکره را نشانه ضعف می‌دانند و اعتقاد دارند که با «بلند حرف زدن» و «حمله به طرف مقابل» می‌توان منافع ملی را تأمین کرد. ▪️این نگرش نه‌تنها سیاست خارجی را تضعیف می‌کند، بلکه کشور را در زمین جنگ ادراکی دشمن، به‌دست مهره‌هایی می‌سپارد که «از درون سیستم» انسجام را فرسایش می‌دهند. مثل ویروسی که از سلول خودش شروع به تخریب می‌کند. ‏ ▪️طبق نظریه «جنگ شناختی» (Cognitive Warfare)، یکی از مهم‌ترین امیدهای دشمن، فعالیت عناصر پرهیاهوی بی‌ثبات‌کننده درون‌سیستمی هستند. یعنی همان تیپ‌هایی که امروز با ظاهر انقلابی، انسجام ملی را هدف می‌گیرند. ▪️ثابتی در مصادیق متعدد، دیپلمات‌ها و دستگاه سیاست خارجی کشور را به خیانت، ساده‌لوحی یا تسلیم‌طلبی متهم کرده، بدون آنکه راه‌حل جایگزین واقعی ارائه دهد. این تخریب‌گری غیرمسئولانه، دقیقاً مصداق سیاست‌ورزی فرقه‌ای است. ▪️اصطلاح «فرقه‌گرایی سیاسی» (Political Sectarianism) در روان‌شناسی اجتماعی به حالتی گفته می‌شود که فرد، به جای تعلق به یک برنامه سیاسی مشخص، جایگاه و هویت خود را فقط در تقابل دیگران تعریف می‌کند: «من هستم، چون دشمن دارم.» ‌‌‌‌‌‎ 🔸در مدل «فرقه‌گرایی سیاسی»، همه‌چیز دشمن است: دولت، دیپلماسی، مجلس، قوه قضائیه ، نظام کارشناسی و حتی ساختار رسمی نظام. برای همین است که ثابتی‌ها بقای خود را نه در اعتمادسازی، بلکه در تولید دائمی بحران، دوقطبی، و نفرت می‌بینند. ▪️کاس ماد (Cas Mudde)، نظریه‌پرداز مطالعات پوپولیسم، می‌گوید: «پوپولیست‌های رادیکال داخلی سه ویژگی دارند: ۱. تقابل دائم با نخبگان ۲. ادعای نمایندگی انحصاری "مردم واقعی" ۳. بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی» 🔳 و ثابتی‌ها هر سه‌ این ویژگی‌ها را دارند. ☑️ این تیپ سیاسی، «نماینده مردم» نیست؛ او نماینده عقده‌ها و زخم‌های حل‌نشده یک جریان شکست‌خورده در قدرت است؛ جریانی که در رقابت سیاسی مغلوب شده، اما اکنون می‌خواهد با هیاهو و تریبون‌داری، مردم را خطاکار و فریب‌خورده و خود را «محق» یا «مظلوم پیروز» نشان دهد. ▪️خطر ثابتی‌ها این است که جامعه را به یک میدان کینه سیاسی دائمی بدل می‌کنند. در ذهن آن‌ها نه امکان اصلاح هست، نه امکان گفت‌وگو، نه امکان سازش؛ در ذهن ثابتی ها فقط دوگانه حذف یا پیروزی یا همان پروژه خالص‌سازی کار میکند. ‌‌‌‌‌‎ ▪️در روانشناسی سیاسی، چنین رفتارهایی به تیپ «سیاست‌ورز پرخاشگر هیجانی» (Aggressive-Affective Politician) تعلق دارد: 🔹 فردی که عقلانیت ساختاری را نمی‌فهمد 🔹 سیاست را جای زخم‌های شخصی می‌بیند 🔹 و برای دیده شدن، بحران تولید می‌کند. ‌‌‌‌‌‎ ✔️ نتیجه‌گیری: ثابتی‌ها نه به‌خاطر داشتن راه‌حل، بلکه به‌خاطر داشتن بلندگو خطرناک‌اند. آن‌ها از «زبان انقلاب» استفاده می‌کنند، اما برای زدن همان ساختاری که انقلاب آن را ساخته است. سکوت در برابر این رفتار، عین باز کردن دروازه برای دشمن است. ‌‌‌‌‌‎ 🔺«شیفتگان رؤیت» یعنی همان‌هایی که سیاست‌ورزی را با تریبون‌گردانی اشتباه گرفته‌اند؛ رؤیت‌شدگانِ بی‌ریشه‌ای که به‌جای شفافیت، سمّ تخریب را در ذهن مخاطب تزریق می‌کنند. و تا وقتی در سیاست، شهرت‌طلبی جای مسئولیت‌پذیری را بگیرد، ثابتی‌ها تکثیر خواهند شد. 🆔 @akhbar_mohem_fori

  • без подписи

  • ✍ عبدالرضا داوری: ✔️ هشت نکته راهبردی درباره مصاحبه پزشکیان با تاکر کارلسون: ۱. در گفت‌وگو با یک رسانه فراملی، مخاطب اصلی «افکار عمومی جهانی» است، نه جناح‌ها و تحلیل‌گران داخلی. رئیس‌جمهور در این مصاحبه، نقش "سخنگوی ایران" را ایفا می‌کرد؛ نه خطیب یک میتینگ داخلی یا مخالف یک جناح سیاسی. ‏۲. در عصر رسانه، برداشت‌ها بیش از آنکه تابع نیت گوینده باشند، محصول «مهندسی رسانه» و قاب‌بندی (framing) هستند. اگر هر سخن ملایمی را انفعال بخوانیم، عملاً دیپلماسی را کنار گذاشته‌ایم؛ حال آن‌که قرآن فرموده: «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ». ‏۳. ترامپ و نتانیاهو نزد بخشی از افکار عمومی جهان، چهره‌هایی منفورند. اتفاقاً در چنین فضایی، یک لحن انسانی، آرام و عقلانی، می‌تواند روایت ما را در مقابل تبلیغات آن‌ها، برای مخاطب جهانی قابل پذیرش‌تر سازد. ‏۴. اقناع افکار عمومی غرب با «فریاد و تهدید» حاصل نمی‌شود. باید تصویری واقع‌گرایانه، متین و گفت‌وگوپذیر از ایران ارائه داد؛ کشوری که در عین دفاع از منافع خود، زبان منطق و انسانیت را برگزیده است. ‏۵. گفت‌وگو با انسان-رسانه‌هایی چون تاکر کارلسون، بخشی از دیپلماسی عمومی است؛ هدفش تهدید یا هشدار نیست، بلکه رساندن «پیام مردم ایران» به جامعه آمریکا است، آن هم در فضای انحصاری رسانه‌ای که سال‌ها صدای ما را سانسور کرده است. ‏۶. همان‌طور که امامین انقلاب فرمودند: ما با ملت‌ها دشمنی نداریم و حتی تعامل با دولت‌های متخاصم را نیز در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت مجاز می‌دانیم. رئیس‌جمهور در چنین مصاحبه‌ای، باید چهره‌ی ملتی نجیب، مستقل و منطقی را نمایندگی کند. ‏۷. دشمن تلاش دارد، ضمن دامن زدن به ایران هراسی، کشورمان را با برچسب‌هایی چون خشونت، افراط‌گرایی و انزوا، بعنوان «عامل تهدید جهانی» معرفی کند. در این فضا، نمایش چهره‌ای گفتگوپذیر و منطقی از نظام، نه فقط ضعف نیست، بلکه نشانه پختگی دیپلماتیک و نماد بازدارندگی نرم است. ‏۸. ملایمت در لحن دیپلماتیک، به‌معنای ناتوانی نیست؛ همان‌طور که پرخاش و شعار و مشت گره کرده هم لزوماً نشانه اقتدار نیست. سیاست رسانه‌ای در دنیای امروز، بازی قدرت اقناع است؛ نه قدرت فریاد و پزشکیان در این مصاحبه، این را خوب فهمیده بود. ‎ 🆔 @akhbar_mohem_fori