نگاه خيره اوليس
Статистика"اگر روح بخواهد خود را بشناسد ، باید به درون روح خیره شود." تمام تلاش مابراي همين جمله ابتدايي فيلم نگاه خيره اوليس است. خيره شدن به درون روح انساني عكس ها براي شناخت خودمان.
- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 131
- 1/48двое суток
- 150
- 1/72трое суток
- 161
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🦒🦒 Alex Webb, USA ـ آنگاه که خسته شدی، آنگاه که از پای در آمدی، مهم نیست. باز مقاومت کن، باز بجنگ و شکست بخور. این بار، شکست بهتری خواهی خورد. ☆ ساموئل بکت @Aksive
🌾🌾🌾 Maroesjka Lavigne, Belgium و چه قدر خستهام از «چرا؟» از «چه گونه!» خستهام از سؤالهای سخت پاسخهای پيچيده از کلمات سنگين فکرهای عميق پيچهای تند نشانههای بامعنا، بیمعنا... دلم تنگ میشود گاهی، برای يک «دوستت دارم» ساده دو فنجان قهوه ی داغ « سه روز تعطيلی در زمستان » چهار خندهی بلند و پنج انگشت دوست داشتنی! ☆ مصطفی مستور @Aksive
@Aksive
@Aksive
🫏 Guido Gazilli, Italy گفتند، چگونهای؟ گفت، چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یکی بر تخته ای بمانند؟ گفتند، صعب باشد. گفت، حال من همچنین است. ☆ عطار نیشابوری @Aksive
🌳 Murat Yazar, Turkey نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ◇سهراب سپهری @Aksive
🐎💌🐎 Lena Aires, Wales دو گروه از اسبان هیچگاه به زندگی عادی برنخواهند گشت؛ آنانکه به جنگ رفته اند و آنانکه عاشق شده اند. ♡رومن رولان ☆ با اندکی تصرف در متن شعر 🙃 @Aksive
🏇 Tadeu Vilani, Brazil این جام را به یاد تو مینوشم ای مردِ در به در! که در هزار میکدهی تاریخ پیمانه برگرفتی اما هر بار، هشیار، بازگشتی. ♡ حسین منزوی @Aksive
🌸🌸🌸 Toshiya Watanabe, Japan زمستانت هرگز مرا نخواهد کشت خیالم میتواند هزاران هزار تابستان بیافریند ◇محمود درویش @Aksive
🧷 Sebastian Piatek, Poland مهمترین درسی که از زندگی آموختم این بود که "هیچکس شبیه حرف هایش نیست." ☆ خویشاوندان دور ☆ کارلوس فوئنتس @Aksive
🧼 Nigel Shafran, UK قهوه ما تمام شد و قصه ی ما به پایان رسید..! ☆نزار قبانی @Aksive
🦊 Masao Yamamoto, Japan . و میرفتم و میرفتم و میرفتم تا بدانم تا بدانم تا بدانم از صفحهای به صفحهای از چهرهای به چهرهای از روزی به روزی از شهری به شهری زير آسمان وطنی كه در آن فقط مرگ را به مساوات تقسيم میكردند ◇حسین پناهی @Aksive
آدم که دلش بگیرد؛ دردش را به کدام پنجره بگوید که دهانش پیشِ هر غریبه ای باز نشود ؟ □ لیلا کردبچه @Aksive
رؤیا چه دراز میشود و میرسد به جادهای که میان کوه پیچیده آنگاه خش و خش علفهاست در سراشیبی ... بیژن الهی @Aksive
@Aksive
🕊 Ahmad Mansour, Egypt «مالیخولیا: آن هنگام که نمیتوان نامی برای اندوه گذاشت.» _ژوزف ژوبر @Aksive
🦊 Jan Balut, Polonia روباه گفت: باید خیلی خیلی حوصله کنی. اولش کمی دورتر از من به این شکل لای علفها مینشینی، من زیرچشمی نگاهت میکنم و تو لام تا کام هیچی نمیگوئی- چون کلمات سرچشمهٔ سوءتفاهمها هستند- عوضش میتوانی هرروز یکخرده نزدیکتر بشینی. ♡شازده کوچولو ♤ آنتوان دو سنتاگزوپری @Aksive
🦋 Yusuke Yamatani, Japan زندگیام چون خواب پروانه کوتاه بود پرپر میزدم و هلهله میکردم و آزادی مرا به نام کوچکم صدا میزد ♧بکتاش آبتین @Aksive
🌧🌧 Stephen Dupont, Australia جهان همیشه جوان است و آدمی ترنم باران را مثل برگهای جوان میشنود و سبز میشود و سبز میکند. و سبزهها و مادرهامان نگاه جوانت را باز میخوانند تا باران صلح به روی بامها و صحراهای سوختهمان ببارد. ◇محمد مختاری @Aksive
👤 Raymond Depardon, USA اگر دردی داری برو و برای دریا تعریف کن برای گربه ها ابرها برای گلدان های کنار پنجره درد را مگر می شود با انسان ها درمیان گذاشت؟ ☆ذکایی اوزگز @Aksive