Paranoid
Статистикаآسمون ما نمیای؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=5519531934
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 24
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 71
- 1/48двое суток
- 81
- 1/72трое суток
- 87
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کانسپت خلاف چیه دقیقا؟ فکر میکنن بچشون میره مدرسه گوستاوو در میاد؟ تهش دوتا سیگار میکشه دوتا گل میکشه در میاد دیگه
بعد نظر والدین رو میشنوم خندم میگیره. طرف میگه خلاف توی این مدارس کمتره(استیکر پاتریک). یکی که گفت خلاف تمیز تره! کصخلی عزیز من؟ یعنی چی خلاف تمیز تره مثلا توی مدرسه معمولی بچهها گوه میزنن سرو کله همدیگه؟
البته که الان به لطف سهمیه چس در کردن در کنار موشک و خونه بغلی همین نزدیکی سطح فکری هم یحتمل از بین خواهد رفت. قبلش سهمیه فرزند شهدا، عمو عمه خاله پدر بزرگ کم بود. ۵ درصد، ۲۵ درصد هرچی. الان جنگ زدگی سیکتیر خوردگی جنوبی زادگی و ... هم اضافه شد
این مدارس خوبه؟
برادرم به سنی رسیده که میخواد برای آزمون تیزهوشان تلاش بکنه و مثلا درس بخونه. البته که آزمون بچه های الان با زمان ما تفاوت زیادی داره. تایم ما انگار مینیکنکور میدادی، بچه های الان فقط هوش تحلیلی و کلامی و فیلان میدن. مادرم جلسه اجلاس سران خانواده برگزار کرده و از من به عنوان کسی که تجربه داره میپرسه این مدارس خوبه؟
تنها پلن واقعی من برای تابستون فوق العاده این بود که صبر کنم پاییز برسه. خیلی تعجب نمیکنم که این جمعه هم مانند اکثر روز های گذشته سرگردانم.
پدرم بعد از همستر و ناتکوین دیگه هیچوقت اون آدم سابق نشده و نمیشه. پیوسته به همه دروغ و دغل بازی های داخل تلگرام اهمیت میده و هرشب بهم میگه مهدی ببین این 20 دلار رو میتونیم در بیاریم یا نه.👍 اگر bee wallet پول نداد بعدش با فلان کوین امتحان میکنیم.👍 کافیه…
پدرم بعد از همستر و ناتکوین دیگه هیچوقت اون آدم سابق نشده و نمیشه. پیوسته به همه دروغ و دغل بازی های داخل تلگرام اهمیت میده و هرشب بهم میگه مهدی ببین این 20 دلار رو میتونیم در بیاریم یا نه.👍 اگر bee wallet پول نداد بعدش با فلان کوین امتحان میکنیم.👍 کافیه دیگه پدر من لطفا برو اکسپلور و مستند حیات وحش نگاه کن.
توی محله قدیمیما دو تا بچه بودن، اوتیسمی بودن. دقیق خاطرم نیست، سندروم داون بود یا چیز دیگهای بزرگترها هم زیاد توضیح نمیدادن فقط من میدیدم که هرروزشون با دو کامیون اسباب بازی میگذشت. میومدن بازی میکردن. سالها گذشته، خیلی چیزها عوض شده تازگی دوباره دیدمشون. همون کوچه همون کامیونها. همون بازی. فقط با دستهای بزرگتر و چهره پیر تر. ایستادم و نگاه کردم. حالا فکر میکنم منم خیلی عوض نشدم. شاید فقط کامیون اسباب بازی ندارم، فقط یکم خستم برای اینکه بازی کنم.
هیچ، وجود داشتم، همین.
شب بخیر
به اجبار عمده روز در حال کارِ فکری هستم، قسمت کوتاهی در حال تلاش برای ارتباط اجتماعی، قسمتی در حال مشاجره هرروز خوابم کمتر میشه و سلامت روانم در معرض آسیب بیشتر قرار میگیره. ۲ ساعت dota بازی کردن در روز برام زیادیه و به هر روشی شده خانواده حس ناکافی بودن بهت منتقل میکنن. تقریبا آدمها همشون برام خنده دار به نظر میرسن چون فکر میکنم خیلی احمقن. دوست دارم زودتر دچار سانحه پرت شدن بیرون از پنجره بشم ولی ترجیحا نه توی این محله و این خونه. احساسات رقیق ما برای آدم ها معنی نداره و به علاوه سرم جای کصشر اضافی برای شنیدن حرف های دری وری شما عزیزان رو نداره.
یک گراف درک از زندگی باید برای خودم بکشم. چقدر در روز زمان دارم؟ چقدر در روز دارم بگا میرم؟
امشب دیگه وقتشه تصمیم خودمون رو بگیریم و بریم توی جوب زندگی کنیم
من در حال بلعیدن نون و پنیر ساعت 6 بعد از ظهر با پنیر توی یخچالِ شرکت:👹 قیافه دختره که رو به روم میشینه: 😳
من در حال بلعیدن نون و پنیر ساعت 6 بعد از ظهر با پنیر توی یخچالِ شرکت:👹 قیافه دختره که رو به روم میشینه: 😳
یانگ کید❤️
موندم بین داغ رفیقام و سرمای نداریم
без подписи
👆👆