tgindex
اشعار امیرحسین دیبایی

اشعار امیرحسین دیبایی

Статистика
@amir1972dibaперсидский
Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
46
Всего постов
57
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
216
+3 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
80
40 постов
Вовлечённость
37,0%
к подписчикам
Постов в день
6,6
всего 57
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
27
1/48двое суток
30
1/72трое суток
33

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • اشعار امیرحسین دیبایی pinned «#نورباعی تقویم مگر از آهن است اوراقش...!؟ سمسار، همین‌که دست زد، دیسک بُرید □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba»

  • #نورباعی تقویم مگر از آهن است اوراقش...!؟ سمسار، همین‌که دست زد، دیسک بُرید □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba

  • ● نادم لاهیجی[ملّا نادم لاهیجی گیلانی] نامش "شهسوار بیگ" است. ○ سدهٔ یازدهم سرگشتگی ز سر، نرود مَردِ عشق را؛ گر بعدِ مرگ، سنگ شوَم، آسیا شوم @amir1972diba

  • دل ما همیشه شکسته است؛ امّا امیدواری: هرگز از جیب چپ پیراهنمان کم نشد... 🇹🇷 ناظم حکمت @amir1972diba

  • https://www.instagram.com/reel/Dba438Fts9W/?igsh=MTNlcWlic3QzZTZyMw==

  • اشعار امیرحسین دیبایی pinned «بویِ خودِ خودِ عشق، می‌داد... آمیزه‌ای از رایحهٔ عطرهای جاری در هزار توهای مراکزِ خریدِ تکِ دنیا و عطرِ سکرآورِ سیگارهای کمیاب و خاطره‌ناک... و پیپ‌های با عشق و حسرت، چاق شده در لابیِ هتل‌های زنجیره‌ایِ پنج‌ستاره و البتّه از همه، بوییدنی‌تر: شمیمِ نفَسبخشِ…»

  • بویِ خودِ خودِ عشق، می‌داد... آمیزه‌ای از رایحهٔ عطرهای جاری در هزار توهای مراکزِ خریدِ تکِ دنیا و عطرِ سکرآورِ سیگارهای کمیاب و خاطره‌ناک... و پیپ‌های با عشق و حسرت، چاق شده در لابیِ هتل‌های زنجیره‌ایِ پنج‌ستاره و البتّه از همه، بوییدنی‌تر: شمیمِ نفَسبخشِ موّاج و رها در صندوقخانه‌های قدیمی؛ و نِکهَتِ چارقدِ مادربزرگ‌های گمشده در تقاطعِ بخارِ سماور و دود و دمِ قلیان... ...نفَسش که بی‌هوا، می‌گرفت: تمامِ عطرها تصدقِ سکوتش می‌رفتند... □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba

  • ● آذر بیگدلی ○ سدهٔ دوازدهم خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد: آن، یار نیست، کِش، یار، از یاد رفته باشد باآنکه کُشت، خود را، از عشقِ خسرو، امّا: مشکل ز یادِ شیرین، فرهاد رفته باشد... @amir1972diba

  • . #ریموند_کارور #رامین_خواجه‌_پور . @MinimalForLife

  • https://www.instagram.com/reel/DbaNjHhI0_5/?igsh=MTh2ZzB1ZjQ0enVtcw==

  • اشعار امیرحسین دیبایی pinned «ای دورتر از چینِ کهن‌دامنِ مهتاب! نزدیک‌تر از ترجمهٔ روشنِ مهتاب! از سینهٔ مادر، تو چه نوشیده‌ای، ای ماه! کِت، هیبتِ شیر است و جلای تنِ مهتاب؟ بی چشمِ تو، دنیا همه از چشمِ من افتاد؛ چون دکمهٔ افتادهٔ پیراهنِ مهتاب از فاجعهٔ اُنس و جدایی، چه بگویم: تابیدن…»

  • ای دورتر از چینِ کهن‌دامنِ مهتاب! نزدیک‌تر از ترجمهٔ روشنِ مهتاب! از سینهٔ مادر، تو چه نوشیده‌ای، ای ماه! کِت، هیبتِ شیر است و جلای تنِ مهتاب؟ بی چشمِ تو، دنیا همه از چشمِ من افتاد؛ چون دکمهٔ افتادهٔ پیراهنِ مهتاب از فاجعهٔ اُنس و جدایی، چه بگویم: تابیدن و یکباره نتابیدنِ مهتاب نالید پلنگی، شبِ مرگش، نوکِ کوهی: "یک‌بوسه، نشد سهمِ من از گردنِ مهتاب" □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba

  • ● فصیح الزمان شیرازی ○ [۱۳۲۴ - ۱۲۴۰]خورشیدی به اختیار، زدم دل، به زلف یار، گره به کارِ خویش فکندم به اختیار، گره صبا چگونه گشاید ز زلف یار، گره؟ که هست هر گرهِ زلف او، هزار گره شمارهٔ گرهِ زلف او، به سبحه مکن! که صد گره، چه کند در برِ هزار گره؟ زِ اَبروی عرق‌آلوده‌ات، گره بگشای! مخواه بر دَمِ شمشیرِ آبدار، گره! به‌هم گره زده‌ای، از فسون، دو گیسو را؛ کسی به‌جز تو، نزَد مار را به مار، گره... محبّت، از دو طرف، خوش بُوَد که عاشقِ زار: کند چو گریه، فتد در گلوی یار، گره... @amir1972diba

  • دریا به عشق، می‌مانَد؛ به درونش می‌روی و نمی‌دانی بیرون خواهی آمد یا نه... چه‌بسیار کسان که جوانیِ خود را به پای او ریختند! شیرجه‌های سرنوشت‌ساز... زیرآبی‌های مرگبار... گرفتگیِ عضلات... جریان‌های تندِ آب... صخره‌های ناپیدا... گرداب‌ها... کوسه‌ها... عروسان دریایی... وای بر ما اگر صرفاً به‌خاطرِ پنج‌شش غریق، دست از شنا برداریم! وای اگر به دریا پشت کنیم؛ تنها به‌خاطرِ آن‌که راهِ بلعیدنِ ما را می‌داند! دریا به عشق، می‌مانَد؛ هزاران نفر، از آن، لذت می‌برند؛ یک‌نفر امّا بهایش را می‌پردازد... 🇬🇷 دینوس خریستیانوس | یونان | ◇ برگردان : فریدون فریاد @amir1972diba

  • اشعار امیرحسین دیبایی pinned «عشاق، چه‌ها که می‌سپارند به‌ هم... پیشانیِ داغ، می‌فشارند به‌ هم... انگار اتاق‌های خاموشِ جهان: یک‌جورِ عجیب، راه دارند به‌ هم..‌. □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba»

  • عشاق، چه‌ها که می‌سپارند به‌ هم... پیشانیِ داغ، می‌فشارند به‌ هم... انگار اتاق‌های خاموشِ جهان: یک‌جورِ عجیب، راه دارند به‌ هم..‌. □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba