tgindex
Amirmohamad Karamali

Amirmohamad Karamali

Статистика
@amirmohamadpubКнигиперсидский

Contact: @Amirmoh4m4d ‌ Other channels: t.me/eipc1 t.me/amirmk3x t.me/MUSIC_30namazaban t.me/karamali_book t.me/cinamaqa1

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
145
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
125
22 постов
Вовлечённость
86,2%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 22
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
39
1/48двое суток
44
1/72трое суток
48

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • بلند کردن پارتنر، هاوکینز و تراپی! شما وقتی پارتنرت داره نق میزنه سرت، ۲ تا راه داری، بشینی دونه دونه حرف بزنی باهاش ۲ ساعت تمام، یا شاید حتی چند روز هی حرف بزنی باهاش منطقی تا بحث تموم بشه و راضی بشه، یا راه دوم اینه که وسط نق زدنش بگیری بلندش کنی ۲ دور رو هوا بچرخونیش از خنده پاره شه و نق ها درجا تموم شه! حالا همین دوراهی، توی ذهن هم هست... چیزی که، دلیلی که باعث میشه تراپی ضعیف باشه و کند، به نظرم اینه که با دنیای افکار کار داره، نه انرژیِ پشت افکار... یه مثالی که هاوکینز میزنه توی کتابش در مورد تراپی (اینم در نظر بگیریم که خودش ۵۰ سال تراپیست بوده! پس شات د فاک آپ!)، میگه: «اگه فرآیند تراپی عادی مثل کالاسکه و اسب باشه، فرآیند رهاسازی مثل سفینه فضاییه.» تا کالاسکه بخواد تا سر میدون بره، سفینه ۲ دور کره زمین رو چرخیده... عین همون مثال بلند کردن پارتنر به جای منطقی حرف زدن باهاش... قدیم حتی یه کورس ۴ ساعته از دکتر مکری هم گذاشته بودم که آلبرت آلیس رو توضیح میداد روش تراپی اش رو ... پست در مورد مکری و آلیس: https://t.me/amirmohamadpub/73 که میای دونه دونه افکار رو با آچار فرانسه و پیچ گوشتی میفتی به جونشون و تغییرات اعمال میکنی... تغییر باور ها و روش های اینطوری... این روش های اینطوری رو من یه مدتیه کم‌کردم توی زندگیم... بیشتر به روش رهاسازی دارم پیش میرم... (مثال لواشک و پستچی و حرف های قبلی) هر کدوم جای خودش رو داره، یه موقع هایی هم کالاسکه شاید خوب باشه وقتی میخوای بری بستنی قیفی بخری از سرکوچه... ولی خیلی نمیرزه وقت بذاری براش... کاری که من سالها میکردم و فکر میکردم آخرتِ روش هاست... مسلما، شما واسه اینکه بتونی پارتنرت رو بلند کنی و مثل بچه ۲ ساله ها رو هوا بچرخونیش، نمیتونی پا هات مثل پای مرغ باریک و ضعیف باشه، باید قوی شده باشه... ولی برای روش اول که بشینی باهاش ۲ ساعت فک بزنی برای حل شدن نق زدنش، میتونی ضعیف هم باشی و انجامش بدی. این روش هاوکینز هم همینطوره، دردش بیشتره، یعنی با چیز هایی که اصلا دوست نداری روبرو بشی باید ساعت ها وقت بذاری... عین روز پا توی باشگاست، همه فراری‌اند ازش...

  • اکثر کتاب های رشد شخصی و مخصوصا توئیت‌های گنده های این حوزه، «پسماند» ذهن نویسنده هستند! مثل دستگاه کمباین، که ماده غذایی خالص رو جدا میکنه و اشغال هاش رو هم از یه لوله میده بیرون... ۹۹٪ اوقات، اون توئیتی که میخونی و میگی واو چه جمله نابی گفت، اون جمله‌ی ناب همون پسماند بوده، نه جنس اصلی! هرچقدر اون جمله‌ خرکی تر باشه، بیشتر میتونی مطمئن باشی که پسمانده. گری وی سالها پیش یه جمله داشت، do more، تینیجر ها خشتک میدریدند برای این جمله یادمه، خودم‌هم چقدر جوگیر میشدم ۱۸ ۱۹ سالگیم... هعی... یو دام فاک... خودمو میگم... الان هم مثلا الکس هورموزی اومده، شت ترین advice ها رو میگه... ملت ارگاسم میشن! کتاب اولش رو همون سالی که اومد زبان اصلیشو خوندم، توی چنل پرایوت هم نوشتم خیلی وقت پیش در موردش، به جرات میگم پشمِ ژان بقوسیان هم نبود کتابش... برا بچه های این حوزه میگم، بچسبید به همین الماس های نِردِ ایرانی خودمون که داریم، هورموزی فوق‌العاده اورریتد هست کانتنت‌اش. یه مصاحبه یوتیوبی داره با چنل more plates more dates, اون بدک نیست، در مورد چیزای خوبی حرف میزنه... ولی ۹۰٪ محتوا هاش، meh هست برای کسی که ژان رو دیده... خب قطعاً کسی که با توئیت های هورموزی واجب الغسل میشه، این آدم عمیق ترین کتابی که خونده همون اثر مرکبی، قانون ۱۰ برابری، یا یه ک.... ی توی همین مایه‌ها بوده دیگه... یکی از جذابیت هایی که کتاب های هاوکینز میده به شما اینه که میتونی توصیه های حوزه رشد شخصی رو رتبه بندی کنی! مثلا برای کسی که افسرده‌است، یه کتاب رشد شخصی که پسماند باشه عالیه، کتاب اثرمرکب عالیه، کتابای گرند کاردون عالیه... چون از کرختی در میاره فرد رو این کتاب ها... (به شرطی که احمق باشه، اگه احمق نباشه، کار نمیکنه روش این چیزا) فقط میتونم بگم هرچه سریع‌تر یه دور اینا رو بخونه هر شخصی به نفعشه: 1. از دیوید هاوکینز: کتاب power vs force: نصفش فقط خوبه، نصف دیگه کتاب میره توی kinesiology و muscle testing که فعلا به درد نمیخوره... و کتاب letting go کامل خونده بشه خوبه عالیه. همین ۲ تا از هاوکینز. 2. از مایکل سینگر: کتاباش حوصله سر بره برای شروع (بعدا کتاباش هم میگم ولی برای شروع نه)، یه کورس آموزشی داره تورنتشو گذاشتم قبلا، ۸ تا ویدیو هست: t.me/amirmohamadpub/989 3. اکهارت توله از اکهارت فقط بتونین مفهوم pain body رو بگیرین بسه فعلا برای شروع، یه ده تا ویدیو ازش توی یوتیوب ببینین کار جمع میشه، سرچ کنین pain body Eckhart Tolle ، کتاب هاش هم اگررررر خواستین بخونین به نظرم اول نیروی حال رو نخونید، با اینکه خیلی معروفه... «تمرین نیروی حال» رو بخونین، خیلی حجمش کمتره و خلاصه تره و برای شروع خوبه... ولی میگم، فعلا برای شروع از اکهارت فقط بتونین مفهوم pain body اش رو یاد بگیرین ازش کافیه برای ما توی این مسیر یادگیری که داره گفته میشه توی این چنل... چون این pain body میره وصل میشه به مفهوم pressurized gas tank تو کتاب هاوکینز و وصل میشه به samskara توی دوره آموزشی مایکل سینگر... اینا که گفته شد رو بکنین یه پایه و بیس برای خودتون، بعد برید هرچی خواستین بخونین از هر نویسنده ای... اینطوری دیگه یهو با داستایوفسکی ارگاسم نمیشید، یا کراش نمیزنید روی یونگ و یالوم و نسیم طالب و رابرت گرین و تونی رابینز و بقیه... چون ته ماجرا دیگه همین هاوکینز بوده شما اینو یه بار دیدی، دیگه بقیه برات کمتر زرق و برق خواهند داشت... مثل اسکلت بندی ساختمون، میلگرد ها و آرماتوربندی و پی ساختمون‌تون این چندتا کتاب و دوره باشه... حالا بعدش برید دوراتون رو بزنید یه ۵ سال ۱۰ سال... واکسینه شدید دیگه... میدونید که تهش باید با ترس از مرگ روبرو بشید و بمیرید قبل از مردن... و بقیش گردو بازیه و سرکاری...

  • t.me/poinair/4657 جالب بود این حرفش در مورد تیکت هاستینگ ها... ---------- چنل پوینا از قدیمی ترین چنل های وردپرس ایرانه، یه بازه زمانی‌ای، پول سنگینی تبلیغات رفت و تقریباً همه وردپرس کار های ایران رو عضو کرد توی چنلش، همه میشناسنش سالهاست... ادمینش آدم خوبیه، حلال‌خور ۱۰۰/۱۰۰ ! یادمه ۶-۷ سال پیش، یه بار مشاوره تلفنی طراحی سایت و سفارش طراحی سایت گرفتم ازش، آخرش ریفاند کرد برام هزینه رو چون به توافق نرسیدیم سر خروجی... ولی آدم واقعا سالم و خوبی بود یادمه... و دلسوز... نمی‌دونم چرا انقدر چندسال اخیر غر میزنه توی چنلش و پست هاش منفی شده... قدیما با نشاط‌تر بود...

  • یه فکری یا یه خاطره‌ای میاد به ذهنتون، یه لبخند میاد گوشه لبتون. اوکی، اون لبخندش نوش جونتون، اما بیاید یه بُعد دیگه‌اش رو هم نگاه بندازیم. اون فکر (خاطره، یا هر نوع فکری) که به ذهنتون اومد، چطور اومد؟ یعنی اون فکر چطور تونست زنده باشه برای چند ثانیه توی ذهن شما؟ آیا دلیل اینکه اون فکر تونست وجود داشته باشه، «دیده شدنش توسط شما» نبود؟ اگه شما اون فکر رو نمیدیدید، که اون فکر همون چند ثانیه هم وجود نمی‌داشت. پس شما اون فکر رو دیدید؛ این «شما» که ناظر و تماشاگر فکر بود برای اون چند ثانیه، کیه؟ شما اون فکر نبودی، ناظرش بودی. این ناظر کیه.

  • اکثر توصیه ها توی حوزه رشد شخصی، عرق تمرین هستند؛ عرق که از روی پیشونی طرف میچکه روی صفحه موبایل شما. اون آدم داره تمرین میکنه برای قوی شدن، ولی فقط «پسماند» تمرین کردنش به دست شما میرسه، در قالب کتاب یا توئیت یا سخنرانی... اون آدم داره قوی میشه، شما داری گمراه میشی... اون گوینده خودش دمبل دستشه و داره تمرین میکنه، ولی عرقش میرسه دست شما و فکر میکنی سود کردی... ۹۹٪ حرف های حوزه رشد شخصی، عرق نویسنده است... پسماند فکری نویسنده است...

  • معمولاً advice روی سِن (مقابل جمعیت)، با advice پشت پرده استیج (پیش دوستان) فرق می‌کنه؛ گاهی فرقش ۱۸۰ درجه است. هرچقدر مخاطب مقابل استیج بیشتر، تفاوت advice پابلیک و پرایوت بیشتر. معمولاً، نه همیشه.

  • https://notebooklm.google.com/notebook/5786e2aa-6b50-4666-9080-5efdf881a718/artifact/044a4899-9e5a-493f-ad71-1060bcc08262?utm_source=nlmm_share یکی از فایل صوتی های ترکیبی خوب از کتاب های دیوید هاوکینز که NotebookLM جنریت کرد، مناسب علاقمندان به این مباحث ذهنی و روانشناسی و سوماتیک.

  • نت مصرفی notebookLM در این ماه روی موبایل. فقط با تولید تکست و صوت شده اینقدر، نه ویدیو؛ شما فکر کن چند ساعت کار کشیده شده ازش که انقدر نت مصرف کرده. این اپلیکیشن برای من به خوبی جایگزین پادکست و یوتیوب در زمان ورزش و پیاده‌روی روزانه شده.

  • این هوش مصنوعی جدید هم باحاله به اسم qwen هستش، میتونید نصب کنید روی موبایل.‌‌.. یه‌نمونه خروجی اش رو ببینید چقدر ظاهر گرافیکش با جمنای و بقیه فرق داره: ۱۰ ثانیه صبر کنید باز بشه https://chat.qwen.ai/s/deploy/t_ec4eb7bb-79c3-48e0-9a2b-61652adc873a لینک دانلود مستقیم اپ اندروید: https://download.qwen.ai/android/Qwen_release.apk سایت اصلی: qwen.ai/download

  • مهمترین فاکتوری که توی قدرت و زور شما تاثیر داره توی تمرینات ورزشی‌تون، «روحیه‌ی» شماست. شاید بشه گفت اهمیت روحیه‌ی خوب (زبان علمیش میشه سیستم CNS قوی با نورون های فعال و شاداب) خیلی بیشتر از تغذیه هست و حتی شاید مهمتر از خواب. شما باید یاد بگیری بتونی بدون اینکه یه جنس مخالف توی زندگیت باشه، قوی تمرین کنی. ذات حضور جنس مخالف، از دیدگاه انرژتیک اگه بهش نگاه کنیم، یه جور دور زدن هست. علوم شرقی رو اگه مطالعه کنید، خلاصه‌اش اینه: انرژی از پایین (پا) به بالا در حرکت هست از بدن (قضیه‌ی چاکراه‌ها، یه جور استعاره هست، نه اینکه لیترالی مثل عوارضی تهران-قم چاکراها وجود داشته باشه توی قلب و شکم مثلا! استعاره هست، پس اگه چاکرا رو مسخره میکنی خیلی نوبی)... انرژی از پایین بدن میاد بالا، یه جایی گیر میکنه و نمیتونه عبور کنه، اینجا ۲ تا راه داره فرد برای رشد: ۱. اون گره و مشکل درونی که سد عبور انرژی شده رو حل کنه‌ ۲. از یک شئ بیرونی استفاده کنه برای عبور دادن انرژی. خیلی خیلی ساده سازی میکنم که به جای یه کتاب، بشه توی یه پست تلگرامی برسونم داستان رو: انرژی از پا میاد بالا، میرسه به رون و باسن و معده و میاد بالا، مثلا میرسه به سینه، حالا اینجا یه چیزی سد راهش میشه، شما به جای حل کردن اون سد و باز کردن راه برای عبور انرژی، چیکار می‌کنی؟ کراش میزنی. کراش میزنی روی یه فرد بیرونی. اینطوری انرژی رو موقتا عبور میدی. یعنی انرژی میاد میرسه به سینه و قلبت ولی نمیتونه عبور کنه، تو انرژی رو منحرف میکنی از خودت میدی بیرون وارد یه فرد بیرونی می‌کنی و دوباره از اون فرد میگیری و میاری کمی بالاتر از سینه به بدن خودت وارد می‌کنی، اینطوری انرژی از اون سد و گره توی بدنت عبور کرده ولی هنوز اون سد وجود داره. به محض اینکه این جاده جدید که ساختی از بین بره (کراش به رابطه تبدیل نشه، یا رابطه اگه هست کات بشه)، دوباره برمی‌گردی زیر سینه. یه سقوط خیلی دردناک رو تجربه میکنی. تو قرار نبوده اون لذت بالارفتن انرژی از سینه به سر و گردن رو با حضور یه جنس مخالف تجربه کنی، ولی کردی... بدیش اینه که انگار روی ساحل شنی خونه ساخته باشی... هرچقدر هم که خفن باشه، ولی روی شن بنا شده. مثل اینه که عین این کشور های عربی، برای حفظ امنیت خودت، پایگاه های آمریکایی رو ساخته باشی توی کشورت، بالاخره یه روز به فاک میری. چون یه پروسه رو دووووووور زدی، چیت کردی.... رشد نکردی، تقلب کردی... حالا توی ورزش هم همینه، شما وقتی کراش میزنی روی یه آدم (حتی ممکنه اون آدم هنوز وارد زندگیت نشده باشه)، یا وقتی رل میزنی با یه آدم (وارد زندگیت شده)، داری از اون آدم استفاده میکنی برای دور زدن اون گره های درونی خودت در مسیر حرکت انرژی در وجودت. (وجود انرژتیک) و در این حالات، زورت خیلی بیشتره، بهتر تمرین میکنی... ولی این یه سرابه، باید برگردی، خودت موشک های خودتو بسازی، خودت سیستم پهبادی بسازی، خودت قایق های تندرو بسازی... روی شن نباید خونه بسازی... تبصره: یکی ممکنه بگه: نه اتفاقا من وقتی تنها باشم و سینگل، از روی خشم خیلی بهتر تمرین میکنم و ورزش میکنم! خب اینکه دیگه بدتره. موقع تمرین اگه با خشم و حس اینکه «بذار خفن بشم تا خودمو ثابت کنم» تمرین کنی، روز به روز قلبت سیاه‌تر میشه و درد روانیت بیشتر میشه، در ظاهر عضلاتت رشد میکنه آره، ولی سگ رفع حاجت کنه توی اون رشد؛ اولا ۱۰۰٪ از دستش میدی و مجبوری از اول بسازیش (چیزی که با خشم به دست میاد، با افسردگی از دست میره)؛ دوما، در فرآیند ساختنش هم جهنم رو تجربه میکنی. یادگیری دیوید هاوکینز و لستر لونسون و مایکل سینگر، یه کار فانتزی و از سر بیکاری و گی‌مآبانه نیست، خود خود واقعیت لخت زندگیه، برای اینکه جوری زندگی نکنیم که هر لحظه شادی‌اش وامی باشه از آینده، که بعدا قرار باشه با سود پرداختش کنیم.

  • ۱ در مورد یادگیری در هر حوزه‌ای، حداقل ۸۰٪ اطلاعات اون بیرون غلطه و بولشت محضه. حالا اینکه بتونی راه درست رو پیدا کنی نیازمند یکی از ۲ روش زیره: ۱. آزمون و خطا حداقل به مدت ۳ سال توی ۱ حوزه‌. ۲. داشتن یه مربی که راهو نشون بده. نکته: خوِد شماره ۲، خودش یه مهارته! یعنی یه مربی ممکنه ۵ سال زندگیتو به باد بده. یعنی خود موضوع پیدا کردن مربی هم یه موضوعیه که نیاز به یادگیری داره! یعنی در نهایت، شما میرسی به اینکه تجربه پدر علمه. حتی برای یادگیری خود علم (که مثلا بخوای باهاش تجربه رو دور بزنی و سریعتر برسی) نیاز به یه علم دیگه داری (که خودش نیاز به تجربه داشته!) این وسط ۱ راهکار چیت هست، اونم یادگیری در محیط هست؛ نگاه به دست ننه کن، همون‌طوری قربیله کن! ۲ حالا فرقش چیه؟ اگه با مربی و محیط خوب بری جلو، زودتر میرسی. (محیطی که پر از آدمای هم‌هدف هست، مسترمایند...) اگه خودت آزمون خطا کنی، تهش به لول پیامبری میرسی توی اون حوزه. اما دیر. (بین ۷ تا ۱۰ سال)

  • :)

  • تقریبا بر هر ایرانی ضرورت داره این ویدئو رو ببینه. (هم برای آگاهی تکنیکال وضعیت، هم برای درک عمق کار بزرگی که ایران داره انجام میده و درک شاهکار ایران از زبان طرف مقابل ✅) توی این ویدیو، مفاد تفاهم نامه MoU رو کامل توضیح میده، و واضحه که مطالبی که هیئت ایرانی به مردم ایران گزارش دادند در مورد mou کاملا حقیقته. https://www.youtube.com/watch?v=cxJgLJGHsWc اگه زبان انگلیسی تون خوب نیست، با ai ترجمه کنیدش؛ نمیدونم، پول بدید یه نفر براتون ترجمه کنه، بگید آدم فضایی ها بیان براتون معنی کنند،‌ نمیدونم، هر کاری بلدید بکنید که ترجمه اش رو به دست بیارید. راستی برای اجرای تکنیک شدو هم خوبه این ویدئو، تلفظ های هر ۲ نفر سلیس و روان هست و لهجه استاندارده. شدو نکات تکمیلی شدو

  • Thinking isn't painful. And The pain you're feeling while thinking, is not because of the thinking!

  • مصاحبه کامل موگویی با عراقچی توی اینستاگرام یه سری ریلز میدیدم از این مصاحبه که قشنگ مشخص بود تقطیع شده و ادیت شده، مثلا اون جمله که این چایی دکوره یا واقعیه رو چسبونده بودن به یه جمله دیگه، گفتم برم ویدیو کاملش رو ببینم. مثل ویدیو های خامنه‌ای شهید، که…

  • https://t.me/mrtahlilgar/98645 https://t.me/tahlilgar_siasi/8498 https://t.me/tahlilgar_siasi/8501 https://t.me/tahlilgar_siasi/8504 https://t.me/mahdi_mohammadi61/4744

  • اخبار خوب t.me/mahdi_mohammadi61/4738 t.me/mahdi_mohammadi61/4739 t.me/mahdi_mohammadi61/4740 t.me/mahdi_mohammadi61/4741

  • مصاحبه کامل موگویی با عراقچی توی اینستاگرام یه سری ریلز میدیدم از این مصاحبه که قشنگ مشخص بود تقطیع شده و ادیت شده، مثلا اون جمله که این چایی دکوره یا واقعیه رو چسبونده بودن به یه جمله دیگه، گفتم برم ویدیو کاملش رو ببینم. مثل ویدیو های خامنه‌ای شهید، که همیشه تقطیع میکردن ویدیو هاشو و باید نسخه کاملش رو میدیدی‌. این لینکشه: https://www.aparat.com/v/nngt816 در مجموع بخوام بگم، خوب بود؛ یعنی دیدنش بهتر از ندیدنش بود و می‌ارزید وقت گذاشت برای دیدن این مصاحبه... یاد این پست افتادم: t.me/amirmohamadpub/904

  • تمام اون شب های امتحان دانشگاه و مدرسه که به جای درس خوندن می‌رفتی سریال و فیلم سینمایی بنج‌واچ میکردی، در حقیقت در حال suppress کردن احساسات منفیت بودی. اون احساسات منفی مثل ترس از امتحان، استرس مسیر تحصیل و غیره، دقیقا توی ایام امتحانات و شب امتحان در بالاترین سطح خودشون بودن، و تو یه فرصت عالی داشتی برای خنثی کردن اونها. (توی کانتر می‌رفتی بمب رو خنثی میکردی، عین اون)... ولی تو ترجیح می‌دادی به جای اینکه چند دقیقه بشینی و با حس منفی چشم در چشم تنها بشی تا از بین بره و خنثی بشه، هی دور اون بمب بچرخی و هی راه بری و هی الکی خشاب عوض کنی و وقت تلف کنی. وقتی یه اتفاق بد توی محل کار یا تحصیل می‌افتاد برات و بعد از یه روز کاری سخت، برمیگشتی خونه و سریع لم میدادی و یه ویدیو پلی میکردی و با غذا و فیلم و بازی حواست رو پرت میکردی، داشتی اون انرژی منفی که توی محل کار تولید شده بود و دنبال خروج از وجودت بود رو بدتر فرو میکردی توی وجودت. پیگیری اخبار، اخبار هم یکی از بزرگترین وسیله ها برای فرار از روبرویی با آتشفشان درون هست. یکی از دلایلی که اکثر ما، با shit درونیمون روبرو نمیشیم اینه که ابزارش رو نداریم. روش اش رو بلد نیستیم؛ هر بار که نشستیم خواستیم یه موضوعی رو حل کنیم واسه خودمون، یه کم که باهاش ور رفتیم توی ذهن، به یه در بسته خوردیم و دوباره درگیری ذهنی بیشتر شد و درد مرور شد و زده شدیم از تلاش کردن برای حل موضوع. ولی دقیقا مشکل اینه که «ذهن» توان نداره. توان حل درد درونی رو نداره. چیزی رو هم اگه حل کنه موقته. تقریباً همه افرادی که بعد از سال‌ها رنده کردن روانشناسی میان و میرسن به دیوید هاوکینز، از همین مسیر اومدن. کتاب letting go رو برای شروع بخونید، به مرور در آینده کم کم در مورد این مسیر بیشتر نوشته منتشر میشه اینجا.

  • یکی‌از underratedترین‌‌های هاوکینز.