آنتی پانفارسیسم
Статистикаنقد مواضع اتنوسنتریسم (قومگرایی) پانفارسی هدف از راه اندازی این کانال، جوابدهی به جعلیات دستگاه تبلیغاتی فاشیسم پانفارسی و آرشیو آن است. فهرست مطالب: https://t.me/anti_panfarsism/7 استفاده از مطالب، حتی بدون ذکر منبع، بلامانع است.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 279
- 1/48двое суток
- 319
- 1/72трое суток
- 344
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🆔 @anti_panfarsism
🆔 @anti_panfarsism
без подписи
без подписи
без подписи
▪️ میرزا علیاکبر صابر، زاده و درگذشته شهر شاماخی جمهوری آذربایجان، از شاعرانی است که تاثیر بسیاری بر شاعران مشروطه ایران داشت. اغلب شعرای فارسیگوی مشروطه نیز ترکی میدانستند و از گنجیه اشعار او بهره میبردند. صابر شعری در وصف ستارخان سرود که از حیث نگاه فردی در کشور همسایه جالب است. ترجمه چند بند آن تقدیم میگردد. زمانی که مجمع ملت را در تهران ویران کردند ترکها با ستارخان عهد و پیمان بستند در برابر ظلم و استبداد اعلام نفرت کردند برای ملت و ملیت نقدا جان قربان کردند اطلاق آیه ذبح عظیم به آن قربان است آفرینم به همت والای ستارخان است حق مددکار ترکهای آذربایجان شد علیه آل قاجار ضحاک اعتراض شد بر روان پاک شهیدان سلام باد همانهایی که خونشان بر خاک تبریز و تهران ریخت اگر بهشت منزل ایشان نیست پس چیست؟ آفرینم به همت والای ستارخان است به ستارخان بنگرید، ایران را احیا کرد تکلیف ترک بودن و ایرانی بودنش را ایفا کرد رشادت و هنر نشان داد و جنگید دولت را در دنیا رسوا کرد مثل پروانه از آتش نگریخت، نگو پروانه است آفرینم به همت والای ستارخان است ▪️ بخوانید: نگارش نون غنهدار تعاریف ایران و ایرانیت 🆔 @anti_panfarsism
▪️ ۱۲۰ سال پیش در ایران، جمعی حق حاکمیت و قانونگذاری را از آن مردم دانستند و برای محدود کردن اختیارات حاکم خودکامه وقت شوریدند. بعد از تلاشهایی پرابهام و مشقتی بسیار، سرانجام در چنین روزی فرمان مشروطیت صادر و سلطنت مطلقه قاجاری به سلطنت مشروطه بدل گشت. ▪️ اما دیری نپایید که نو نهال آزادی و حاکمیت قانون در ایران، زیر چکمههای رضاخان قاطرچی له شد! ۱۲۰ سال گذشت اما ایران و چند نسل از ساکنانش درجا زدند! شگفتا که مرتجعینی پَستطینت، امروزه نیز علیه منافع عمومی ایرانیان و برای امیال شخصی و گروهی خود، عوام الناسی را فریب داده و تبلیغ سلطنت میکنند! آیا این دور باطله در ایران به پایان خواهد رسید؟ آیا ایرانی هنوز آنقدر بالغ نشده که از یوغ ارباب و خان و سلطان رها شود و سرنوشت خود را به دست گیرد؟ ▪️ فارغ از نتیجه انقلاب مشروطه، فارغ از ماهیگیری غرب از تضعیف قاجار برای تحمیل حکومت دستنشانده رضاخان کودتاچی، فارغ از همه ویرانگران این برج قانون و آزادی در این ۱۲۰ سال، این روز از معدود روزهای نهضتهای دموکراتیک در تقویم ایران است و از این حیث خجسته است. ▪️ ببینید: رضاخان و توسعه سیاسی 🆔 @anti_panfarsism
📚 تلاش «فارسی» برای سفیدپوستی رمزگشایی از مهاجران ایرانیِ جنگطلب ✍️ دکتر کریم علیزاده 📌 در کنار خرابیهای جنگ، پدیدهای اجتماعی و غیرمنتظره توجه جهانیان را به خود جلب کرد. بخشی از ایرانیان (عمدتا مهاجر) از حملات نظامی به ایران استقبال کردند. 📌 در هفتههای…
📚 تلاش «فارسی» برای سفیدپوستی رمزگشایی از مهاجران ایرانیِ جنگطلب ✍️ دکتر کریم علیزاده 📌 در کنار خرابیهای جنگ، پدیدهای اجتماعی و غیرمنتظره توجه جهانیان را به خود جلب کرد. بخشی از ایرانیان (عمدتا مهاجر) از حملات نظامی به ایران استقبال کردند. 📌 در هفتههای گذشته ویدئوهایی از شهرهای اروپایی و امریکای شمالی منتشر شدند که در آنها ایرانیانی را میبینیم که عمدتا سلطنتطلبان طرفدار رضا پهلویاند و برای بمباران ایران شادی میکنند. سوال جدی که پیش میاید این است که چطور مردمی میتوانند از بمباران کشور و مردم خود حمایت کنند؟ چون چنین پدیدهای نادر است و ایرانیها از این نظر رو دست کوباییها زدند. 📌 جواب این سوال نه صرفاً در مخالفت سیاسی با جمهوری اسلامی، بلکه در تعامل پیچیدهای از هویت، حس تعلق و اشتیاق برای جلب تایید سفیدها نهفته است. این پدیده ابتدا وقتی نظرها را جلب کرد که غالب آنها علناً از کشتار فلسطینیان حمایت کردند. تحلیلگران در ابتدا این مسئله را یک معکوسسازی استراتژیک تفسیر کردند (حمایت از اسرائیل صرفاً به دلیل حمایت جمهوری اسلامی از حماس)، اما این تحلیل نمیتواند شدت احساسات ضدِفلسطینی را توجیه کند. 📌 شاید تفسیر جامعتر و واضحتر، «فاصلهگذاری مذهبی» باشد. حمایت از اسرائیل به نمادی برای رد «مسلمان بودن» تبدیل میشود که ایرانیان آن را به رژیم حاکم نسبت میدهند. از نظر آنها، فاصلهگرفتن از اسلام مترادف با الحاق به «تمدن» سفیدِ غربی است. 📌 این فاصلهگذاری با یک چرخش زبانی و هویتی تقویت و جنبه دیگری هم پیدا میکند. بسیاری از آنها تعمداً خود را بهجای ایرانی (Iranian)، فارس (Persian) معرفی میکنند. «فارس» اسمی است که غربیها در گذشته برای ایران استفاده میکردند. حال آنها با فارس معرفیکردن خودشان یک فاصلهگذاری هم بین خود و ایرانِ امروز انجام میدهند. چون ایران در دهههای گذشته به مدد پروپاگاندای منفی در رسانههای غربی با عرب و مسلمان قرابت پیدا کرده یا حتی خلط شده است. لذا، آنها با معرفی خود به عنوان "فارس" رویکرد فرهنگی خود را با انتظارات غرب هماهنگ میکنند. 📌 شعار «من فارس هستم، نه مسلمان» نمایشگر این استراتژی است. این استراتژی میخواهد حاکمیت جمهوری اسلامی را مترادف با حاکمیت اعراب ترسیم کند. لذا به ظن خود به دنبال یک هویت پاکسازیشده است که در آن «فارس» مترادف با مدرنیته، غربی و سفید است؛ در حالی که «مسلمان» به یک «دیگریِ» نژادانگاریشده تبدیل میشود. 📌 این اشتیاق و رویکردِ هویتی بهشدت بر مرزبندیهای خصمانه متکی است که در آن اعراب به عنوان «دیگریِ» فرهنگی/نژادی دیده میشوند تا هویت فارسی در تقابل با آنها شکل بگیرد. این امر یادآور افسانه دوران پهلوی درباره «میراث آریایی» است که حالا بعضیها برای متمایزکردن خود از دستهبندی "خاورمیانهای" و "مسلمانی" آن را احیا میکنند. 📌 به نظرم وقتی به الگوی تاریخیِ انطباق اجتماعی در غرب نگاه میکنیم این پدیده قابل فهمتر میشود. در تاریخ آمریکا، گروههای مهاجری مانند ایرلندیها، ایتالیاییها و یونانیها ابتدا در وضعیت «پیشاسفید» (به رسمیت شناختهنشده به عنوان سفید) وارد شدند و به مرور با تقلیدهای اجتماعی، از جمله تقلید تعصبات فرهنگ حاکمِ آنگلوساکسون، تایید سفیدها را کسب کردند. 📌 مهاجران ایرانی نسخه امروزینِ همان فرآیند را طی میکنند. ایرانیان با تقلید تعصباتِ جامعه میزبان، انطباق خود با هنجارهای غربی را به نمایش میگذارند. حمایت از رهبرانِ سفیدِ جنگطلب نمایشی برای ادعای سفیدپوستی است؛ راهی برای گفتن اینکه "ما دشمن مشترک داریم، پس ما به شما تعلق داریم" 📌 دعوت به انتقام، اعدام و تصفیه سیاسی در ایرانِ فرضیِ بعد از سقوط جمهوری اسلامی، انعکاس همان الگوهای تاریخی و پروسههای اجتماعی است. حال ایرانیان با استفاده از زبان خصمانه علیه مسلمانان و اسلام، انگِ خاورمیانهای بودن را میخواهند از خود بزدایند. 📌 این ایرانیان در نهایت گروهیاند که با بحران هویتی عمیق درگیرند. حمایت آنها از اقدام نظامی علیه ایران، به عنوان غاییترین شکل «فاصلهگذاری مذهبی و نژادی» صورتبندی میشود؛ یعنی قربانی کردن وطن خود در ازای تایید و کسب مقبولیت از سوی غربِ سفید! 📌 برای این گروهها، جنگ صرفاً تغییر رژیم نیست، بلکه تلاشی است برای پاکسازی هویت فارسی از پیوندها و عناصر اسلامیِ آن و تضمین موقعیت خودشان در جامعه متصورِ غربِ «سفید». لذا این پدیده را نباید فقط در قالب معادلات ژئوپلیتیک فهمید، بلکه باید آن را به عنوان یک پروسه عمیقاً انسانشناختی تحلیل کرد. @archaeologicalanthropology ▪️ بخوانید: آرزوی سلطنت بر ویرانهها دعوای ترک و فارس نبود! 🆔 @anti_panfarsism
📚 یأجوج و مأجوج ✍️ دکتر مرتضی حسینی 📌 علیاکبر ولایتی که تخصص او پزشکی اطفال است، در یک توئیت خندهدار قفقاز را از زمان کوروش، سپر حفاظتی ایران دانسته و با متلکپرانی دور از آداب دیپلماتیک، به آذربایجان نسبت یأجوج و مأجوج داده بود. 📌 او از مصادرۀ تاریخ نیز غفلت نکرده و کوروش را ذوالقرنین خوانده است. برای استحکام ادعای خود نیز به تفسیر طباطبایی استناد کرده که گویا وی ذوالقرنین را همان کوروش دانسته است. از این تصور طباطبایی نباید تعجب کرد. او در موضوع تاریخ، دانشی بیش از یک کودک نداشته وگرنه حداقل با یک تورق ساده در تورات، مطلع میشد که کوروش نهتنها ذوالقرنین نیست بلکه ناجی یا به بیانِ تورات؛ مسیحِ یهودیان و نابود کنندۀ تمدنهای بینالنهرین بوده است. 📌 طبق مندرجات قرآن (سورۀ کهف آیات 93 تا 98) یأجوج و مأجوج دو قوم خشن و مزاحم بودند که مردم مورد آزار آنها از ذوالقرنین کمک خواستند و ذوالقرنین سدی از مس و آهن میان آنها و این مردم ایجاد کرد. در تورات نیز خبر از هجوم قومی بسیار خشن از شمال داده میشود که برای نجات یهودیان به بینالنهرین هجوم میبرند. 📌 این قوم همان هخامنشیها هستند که به سرکردگی کوروش، برای نجات یهودیان از اسارت بابل به بینالنهرین تاختند و علاوه بر شهرهای بینالنهرین، مراکز تمدنی موجود در آذربایجان، آناتولی و ایران را ویران، مردمان آنها را نیز در ماجرای پوریم قتل عام کردند. 📌 حتی اگر مندرجات تورات را به عنوان واقعیتهای تاریخی نپذیریم (که البته بسیار معتبرتر از منابع مورد استناد امثال ولایتی است)، دانش باستانشناسی بهوضوح این نابودی سراسری را شناسایی کرده و پرده از اسرار آن برداشته است. کشفیات وسیع باستانشناسی به روشنی نشان میدهند که در اواخر عصر آهن و دقیقاً مقارن با آنچه که در تاریخ ایران آغاز دورۀ هخامنشی خوانده میشود، قومی به آذربایجان، آناتولی و بینالنهرین هجومی سهمناک آورده و تمامی تمدنهای موجود در این پهنۀ وسیع را با خشونت و سبعیت تمام نابود کردهاند. تمامی مراکز سکونت و تمدن را در آتشی وحشتانگیز سوزانده، مردمان آنها را قتل عام کرده و حتی به حیوانات نیز رحم نکردهاند. 📌 محوطههای شاخصی مانند تزهکند (کارمیربلور) در ارمنستان، تپه حسنلو در آذربایجان، آلتین تپه و توپراق قالا در آناتولی و تمامی مراکز تمدنی شکوهمند بینالنهرین قدیم، همگی آئینۀ تمامنمای این هجوم، آتشسوزیهای وسیع، قتل عام و نابودی تمامعیار است. 📌 جالب است که یافتههای علم باستانشناسی کاملاً با مندرجات تورات مبنی بر هجوم یک قوم شمالی و ویرانی مراکز تمدنی بهویژه بینالنهرین مطابقت دارند. جالبترین تطابق آنجاست که بخش کتاب استر تورات تأکید اکید میکند که در قتل عام پوریم، غارت اموال صورت نگرفت. در محوطههای سوزانده و نابود شدۀ مورد بحث از جمله تزهکند و تپه حسنلو نیز کوچکترین اثری از غارت اموال وجود ندارد. پس از اتمام هجوم، همه چیز به جای خود رها شده، بدون اینکه غارتِ اموال صورت گرفته باشد. 📌 پس از این نابودی سراسری تمدن در مناطق مذکور توسط هخامنشیان، حیات مجدد تمدن در منطقه ناشی از انتشار فرهنگ یونانی بوده است و این واقعیت تاریخی را باستانشناسی نیز به وضوح تأیید میکند؛ زیرا در فاصلۀ زمانی بین ظهور هخامنشیان تا ظهور اسلام، هیچ اثر تمدن و مدنیت در منطقه کشف نشده بهجز آثار فرهنگ و تمدن یونانی. بنابراین منطقیترین گزینه برای ذوالقرنین خوانده شدن، اسکندر مقدونی است. [در اغلب تفاسیر قرآن، از جامع البیان طبری گرفته تا تفسیر فخر رازی، ثعلبی و... اسکندر مقدونی را مصداق ذوالقرنین دانستهاند] 📌 نکتۀ بسیار جالب اینکه در بسیاری از افسانهها، اساطیر و ادبیات شرق (به هر سه زبان عربی، تُرکی و فارسی)، اسکندر شخصیتی سازنده دارد و همان ذوالقرنین معرفی شده است در حالی که کوچکترین نام و نشانی از کوروش در آنها نیست. طبق تمامی این قرائن و شواهد اساطیری، تاریخی و باستانشناختی، یأجوج و مأجوج در واقع همان هخامنشیان هستند. 📌 در مقاله «پوریم، از تورات تا واقعیت» موضوع تطابق این نابودی سراسری با واقعۀ پوریم را بررسی کردهام. در کتاب «سه دریاچه، یک گهواره؛ تاریخ تمدن در آذربایجان از ابتدا تا پایان عصر آهن» نیز کیفیت ظهور و اعتلای تمدن در منطقه، انهدام کامل آنها و خلأ تاریخی- تمدنی ناشی از این انهدام را مفصلاً مورد بحث و بررسی قرار دادهام. @revisionhistory ▪️ بخوانید: داریوش دادگر! انوشیروان عادل! کوروش در آینه تاریخ اولین منشور حقوق بشر! تاریخنویسی پانفارسیسم؛ دکتر زرشناس حاکمیت هخامنشیان بر نیمی از جهان! 🆔 @anti_panfarsism
▪️ انتشارات دانشگاه آکسفورد کتابی تحت عنوان "مردمی که هرگز وجود نداشتند" در موضوع وجود یا عدم وجود مردمی موسوم به آریاییها در طول تاریخ منتشر کرده است. ▪️ نویسنده کتاب Christopher M. Hutton بررسی خود را از قرن نوزدهم شروع میکند. زمانی که محققین در خدمت قدرتهای استعماری بودند. او نشان میدهد که استعمار چطور با علم زبانشناسی و مطالعات مقایسهای زبانی، متون قدیمی و اسطورهشناسی، گروه قومی - نژادی موسوم به "آریاییها" جعل کرده است. ▪️ پادکستی از خلاصه مباحث این کتاب بشنوید. ▪️ ببینید: آیا ریشه ما ایرانیها، آریاییها هستند؟ ▪️ بخوانید: ژن و قومیت تست ژنتیک! چشم بادامی و تُرکیّت پاسخ به سوالات ژنتیکی! آریاییها و باستانشناسی ایران تاریخنویسی پانفارسیسم؛ دکتر زرشناس 🆔 @anti_panfarsism
پادکستی از خلاصه کتاب "مردمی که هرگز وجود نداشتند" 🆔 @anti_panfarsism
🔴 دو قطبی ایران - پارس ▪️ مدتی است گروهی از پانفارسها معتقد گشتهاند که نام "ایران" ساخته و پرداخته پهلوی است و اسم این سرزمین "پارس" میباشد. سابقا نیز کمپین "ایرانی هستی یا پارسی" توسط این گروه به راه افتاد. ▪️ سنت تسمیه این منطقه توسط غرب، ادامه تسمیه یونان باستان است که این جغرافیا را پرشیا نامیده بود. به علت حاکمیت هخامنشیان و خاستگاه قومی و جغرافیاییشان، قلمرو آنها توسط مجاورین با تعمیم جزء به کل، قلمرو پارس نامیده شد. همچنان که کل سرزمین هلن، یونان نامیده شد که برگرفته از ایالت ایونیکا آن قلمرو میباشد. ▪️ این جغرافیا ملک ترک، عجم، آل سلجوق، قزلباشیه، صفوی، افشار و... نیز نامیده شده است. ابن خلدون آورده است "ان ارض ایران هی ارض الترک". این تسمیهها بدان معنی نیست که ایران و ایرانیت برابر است با ترک، فارس، عجم، سلجوق، صفوی، افشار و... ▪️ چند مثال از کاربرد تاریخی اسم ایران را در ادوار صفویه، افشاریه و قاجاریه مشاهده کنید. ▪️ ضمنا زبان آشوری، از خانواده زبانهای سامی است و هم خانواده با زبانهایی چون عربی و عبری. آشوریان ترک نیستند این زبان ارتباطی با زبان ترکی ندارد. 🆔 @anti_panfarsism
🔴 ایدهآلیسم پانفارسی زبانم پارسی! پیامبرم زرتشت! کتاب مقدسم شاهنامه! عاشورای من نبرد قادسیه! پرچم من سه رنگ فروهر نشان! ▪️ این اباطیل برای یک فارسیزبان اهل علم نیز مشمئز کننده است. عجیب اینکه پانفارسها انتظار هضم و همراهی اقوام غیر فارس در این اراجیف دارند! ▪️ بخوانید: قومگرایی داریوش دادگر! انوشیروان عادل! پانغیرفارسیسم! قوم فارس نداریم! کوروش در آینه تاریخ اولین منشور حقوق بشر! "ملیگرایی ایرانی" یا "پانفارسیسم" تاریخنویسی پانفارسیسم؛ دکتر زرشناس چرا هیچ فارسیزبانی تجزیهطلب نیست؟ 🆔 @anti_panfarsism
▪️ پیمایش آماری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دفتر طرحهای ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طی یک پیماش آماری از مفاهیم خانواده، اخلاق، زبان و قومیت، سرمایه اجتماعی و... در سال 1382 در جمعیت شهری ساکن مراکز استان، درصد افراد متکلم به زبان فارسی را بین مردان 34.5 و بین زنان 35.4 اعلام میکند. (ارزشها و نگرشهای ایرانیان، موج دوم، فصل سی و هفتم، هویت قومی، ص 304) ▪️ نکته قابل تامل اینکه، در ممالکی همچون ایران، هرچه از روستا و شهرهای کوچک به سوی شهرهای بزرگ و مراکز استان بیاییم زبانهای بومی تضعیف شده و زبان دارای پشتوانه حکومتی تقویت میگردد. ▪️ بخوانید: در باب جمعیت تُرکهای ایران 🆔 @anti_panfarsism
🆔 @anti_panfarsism
▪️ حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران در سال 1388 «هفتاد درصد دانش آموزان در سراسر کشور دو زبانه [!] بوده و پس از ورود به کلاس اول و گذراندن یک سال تحصیلی هنوز زبان مادری آنها به فارسی تبدیل نشده است» لینک ▪️ اگر تعمیم بدهید یعنی سی درصد جمعیت کشور فارسیزباناند. آن هم بعد از یکصد سال داشتن مدرسه، تلوزیون و... با آسمیله شدن اتنیکهای دیگر! ▪️ بخوانید: در باب جمعیت تُرکهای ایران 🆔 @anti_panfarsism
▪️ آماری از سایت رسمی دولت "ایرنا" «ایران جامعه چند قومیتی است که بزرگترین گروه قومی و نژادی آن ترکهای آذربایجان هستند که حدود ۴۰ درصد از جمعیت ایران را در برمیگیرند. استانهای آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، همدان و بخش های بزرگی از استانهای قم و قزوین و استان مرکزی و همچنین استانهای گیلان و فارس دارای جمعیت قابل ملاحضه ترک هستند» لینک ▪️ بخوانید: در باب جمعیت تُرکهای ایران 🆔 @anti_panfarsism
▪️ علی اکبر صالحی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در سال 1389 «چهل درصد مردم ایران ترکی صحبت میکنند» ▪️ بخوانید: در باب جمعیت تُرکهای ایران 🆔 @anti_panfarsism
▪️ زبان آذربایجان، محمدرضا شعار، صفحه 39 «امروز از بیست و دو میلیون جمعیت تقریبی ایران نصف بیشتر آن را بطور حتم ایرانیهای ترکزبان تشکیل میدهند» ▪️ کتاب حوالی سال 1346 نوشته شده است که مصادف است با دهه آخر رژیم فاشیست ترکستیز پهلوی ▪️ بخوانید: در باب جمعیت تُرکهای ایران 🆔 @anti_panfarsism