احمد پورمندی
Статистикаدر این کانال نوشته ها، گفتار های خودم و گفتگویی هایی را در آنها مشارکت داشتم، به اشتراک می گذارم
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 40
- 1/48двое суток
- 45
- 1/72трое суток
- 49
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گفتگویی پيرامون جنگ، مردم و آينده گفتگو با حضور دکتر هاشم آقاجری و دکتر تورج اتابکی زمان: ۱۴ آگوست 2026 ساعت 19:30 به وقت ايران / 18:00 به وقت اروپا پلت فورم: گوگل میت https://meet.google.com/hyg-rnpz-qzn پخش آنلاین: یوتیوب شبکه https://youtube.com/@wlfmunich?si=RXMHWlic4KrTa45k پخش زنده از شبکه تلویزیونی «جمهوری ایران» مشخصات ماهواره: Monacosat(Yahsat direction) موناکوست فرکانس: ۱۰۸۸۷ عمودی سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰ Frequency: 10887 Vertical Symbol rate: 27500 https://iranrepublic.wns.live/
گفتگویی پيرامون جنگ، مردم و آينده ديدگاه موافقان ومخالفان چيست؟ گفتگو با حضور دکتر هاشم آقاجری و دکتر تورج اتابکی زمان: ۱۴ آگوست 2026 ساعت 19:30 به وقت ايران / 18:00 به وقت اروپا پلت فورم: گوگل میت پخش آنلاین: یوتیوب شبکه Gespräch über Krieg, Menschen und die Zukunft Was sind die Standpunkte der Befürworter und Gegner? Diskussionsveranstaltung mit Dr. Hashem Aghajari und Dr. Touraj Atabaki. Hinweis: Diese Gesprächsrunde wird in persischer Sprache (Farsi) durchgeführt. Datum: 14. August 2026 • Uhrzeit: 19:30 Uhr iranischer Zeit / 18:00 Uhr Mitteleuropäischer Zeit (MEZ. UTC+2) Plattform: Google Meet Livestream: über den YouTube-Kanal https://www.youtube.com/@wlfmunich
https://www.youtube.com/live/vY9fQvi_hg8? si=mIRwzsxm_v8vF9Gy در این گفگو تلاش کردم چند نکته را مورد تاکید قرار بدهم. ۱- در جریان جنگ های ا۲ و ۴۰ روزه و پس از آن، چالش های درون جریان اصولگرای حاکم تشدید شد و بعد از جنگ جناح بندی جدیدی در حکومت ج.ا. پدیدار شد. در یک سو ائتلاف نانوشته ای از اصلاح طلبان، اعتدالیون و بخشی از سرداران و اصولگرایان عاقبت اندیش تر شکل گرفت و از سوی دیگر، بنیادگرایانی صف آرایی کردند که خود را میراثدار اندیشه خامنه ای می دانند و از الیگارش های کاسب تحریم، بخش هایی از روحانیون و پاسداران، جریانات آخرالزمانی و عوامل دولت اسرايئل تشکیل شده است. ۲- جریان بنیادگرا با پافشاری بر اصول اجنبی ستیزانه اندیشه خامنه ای، خود را مالک میراث انقلاب اسلامی معرفی کرده، هر نوع بهبود رابطه با امریکا را عملی مشرکانه و خیانت به اسلام وانمود می کند. ۳- جناح پراگماتیست گرفتار در خلا گفتمانی، توانست از روی جسد خامنه ای عبور کند، با طرف آمریکایی چهره به چهره گفتگو نماید و یک تفاهم نامه برد-برد را به امضای روسای جمهور در کشور برساند. ۴- گرچه پراگماتیست ها دست بالا را در قدرت دارند، اما بنیادگرایان با حمایت مجتبی خامنه ای، توانایی به هم زدن هر معامله ای را دارند. ۵- دولت ترامپ علاقه ای به تداوم جنگ و در گیر ماندن در باتلاق خاور میانه ندارد، اما نمی تواند، بدون روشن کردن ترتیبات امنیتی منطقه و تضمین منافع دراز مدت خود، صحنه را ترک کند. ۶- بحران های شدید اقصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی از یک سو و و شانس های بزرگی که برای تضمین بقای نظام و عبور از بحران، در افق دیده می شوند، از سوی دیگر، پراگماتیست ها را وادار می کنند که دست ترامپ را پس نزنند. ۵- اگر پراگماتیست ها نتوانند بر مقاومت بنیادگرا ها چیره شوند و شانس بازگشت به تفاهم نامه اسلام آباد، تداوم گفتگو و دست یابی به توافقات استراتژیک، بر باد برود، روند خود ویرانگری جمهوری اسلامی ، دولت ترامپ را به سمت اتخاذ «تصمیم نهایی» سوق خواهد داد. ۶- نگاه به صحنه سیاسی از منظر حفظ بقای ایران، نیرو های سیاسی دموکراسی خواه را فرا می خواند تا نقشه استراتژیک گذار از جمهوری اسلامی را، با بازاندیشی در تاکییک ها، تدقیق کنند و این واقعیت را در نظر بگیرند که شکاف میان بنیادگرایان و پراگماتیست ها یک شکاف واقعی است. ۷- تصحیح برنامه های تاکتیکی از جمله بدین معنی است که دیگر نمی توان با « کلیت جمهوری اسلامی» به یک زبان سخن گفت. زبان افشا و طرد باید مخاطبش را فقط بنیادگرایانی بداند که آماده اند ایران را فدای منافع، موقعیت و توهمات خود کنند. ۸- تا زمانی که پراگماتیست ها به تلاش برای بازگشت به تفاهم نامه و رسیدن به توافق های کلان با آمریکا ادامه می دهند، ضمن محکوم کردن همه جنایت ها، آزادی کشی ها و قلدر منشی های آنها، می توان آنها را به تجدید رابطه با مردم و غلبه بر تردید ها در عبور از میراث خامنه ای و منکوب کردن بنیادگرایان فرا خواند. ۹- راه گذار از جمهوری اسلامی ساده و خطی نیست. برای ماندن در مسیر، فقط «ایران» می تواند ستاره راهنمای درستی باشد و برای حفظ ایران، باید بتوان دردناک ترین خاطرات را هم، در خدمت خلق اراده معطوف به نجات، قابل تحمل کرد.
با پیوستن به کارزار « ما جنگ نمی خواهیم» صدای مردم ایران باشیم. لطفا این 👇لینک را کلیک و امضا کنید! https://www.change.org/NoToWar_NoToDicatorship
با پیوستن به کارزار « ما جنگ نمی خواهیم» صدای مردم ایران باشیم. لطفا این 👇لینک را کلیک و امضا کنید! https://www.change.org/NoToWar_NoToDicatorship
https://www.youtube.com/live/Kf8dW8YBksg?si=XaGqvNsBt7eKxhta در این. گفتگو سعی کردم نشان بدهم که جریان سلطنت طلب در چه روندی به نقطه تعلیق گفتمانی رسید و چرا اقای پهلوی را نمی توان یک « رجل سیاسی» دانست . توضیح دادم که : ۱-رضا پهلوی تا کنفرانس اول مونیخ خود را دموکراسی خواهی می دید که به جمهوری به همان اندازه مشروطه نزدیک است و نقش خود را فقط یک تسهیل گر در مسیر گذار می داند. ۲- در مونیخ ۱ با اعلام پهلوی به عنوان رهبر انقلاب این دوره پایان یافت ۳-. مونیخ ۲ با رونمایی از دفترچه اضطرار ، او را به مقام خدایگانی بر کشیدند. ۴-مونیخ ۳ با حضور جمعیت چند ده هزار نفری، جشن بیعت با سلطان نوین بود. ۵- در ۲۰ دیماه نگرش اقتدارگرا، پس از بی پاسخ ماندن فراخوان قیام، با یک شکست راهبردی مواجه شد و با آغاز ریزش ها دوره جدیدی در حیات سیاسی پهلوی آغاز شد ۶- بعد از شکست قیام دیماه ، دوران تعلیق گفتمانی در اردوی پهلوی آغاز شد! هم دفتر چه اضطرار ذوب شد و هم بازگشت به مشروطه خواهی نا ممکن گردید. ۷- با پشت کردن پهلوی به مشروطه خواهان، این جریان در خارج تمام شد، بدون آنکه سنت مشروطه خواهی و بدنه اجتماعی آن هم تمام شود. جمهوریخواهان ناگزیرند که بار مشروطه خواهی را هم بر دوش بکشند. در بخش دوم گفتگو در مورد جنگ تاکید کردم که ۸- حکومت ج.ا. به دلیل درگیری حاد میان پراگماتیست ها و بنیادگراها، نمی تواند از لاک دفاعی خارج شود و ابتکار عمل در جنگ یا صلح را بدست بگیرد ۹- در میان مدت، کاخ سفید ناگزیر به اتخاذ تصمیم میان یک جنگ سنگین و فیصله بخش یا اعطای امتیازاتی فراتر از تفاهم نامه به جمهوری اسلامی خواهد شد. ۱۰- در کوتاه مدت، روند کجدار و مریز کنونی ادامه پیدا می کند و احتمالا تا انتخابات میان دوره ای در آمریکا، کماکان شاهد درگیری های پریودیک و کنترل شده خواهیم بود. ۱۱- ترامپ چه در انتخابات میان دوره ای، ببازد و یا ببرد، تصمیم های بزرگ را بعد از انتخابات خواهد گرفت. این تصمیم به درجاتی تابع تغییرات در تهران و استعداد حاکمان جدید برای اعمال حاکمیت خواهد بود .
با پیوستن به کارزار « ما جنگ نمی خواهیم» صدای مردم ایران باشیم. لطفا این 👇لینک را کلیک و امضا کنید! https://www.change.org/NoToWar_NoToDicatorship
با پیوستن به کارزار « ما جنگ نمی خواهیم» صدای مردم ایران باشیم. لطفا این 👇لینک را کلیک و امضا کنید! https://www.change.org/NoToWar_NoToDicatorship
با پیوستن به کارزار « ما جنگ نمی خواهیم» صدای مردم ایران باشیم https://www.change.org/NoToWar_NoToDicatorship
https://c.org/VGwmHFgcRB ما می توانیم! اگر بخواهیم! مردم ایران جنگ نمیخواهند. و جهان باید صدای آنان را بشنود! دوستان عزیز! با سپاس از همه عزیزانی که از فراخوان « ما جنگ نمی خواهیم» کنشگران داخل کشور حمایت کردند، به اتفاق شماری از همراهان کارزاری را خطاب به پارلمان و کمسیون اروپا در حمایت از مردم ایران و خواست آنها برای توقف جنگ آماده کردیم. با این امید که ایرانیان خارج از کشور و مردم اروپا هم از طریق مشارکت در آن، صدای مردم بی دفاع و تحت فشار ایران را به گوش مقامات اروپا برسانند. ما برای دفاع از مردمان میهن مان و برای آنکه ایران بماند، فقط همدیگر را داریم. بیایید فارغ از همه ملاحظات حزبی و گروهی به این کارزار بپیوندید تا آنرا در سراسر جهان گسترش دهیم !
۱۵- در انتقال مراکز دادهپردازی بزرگ به جنوب خلیج فارس، چین به مثابه تنها رقیب آمریکا، اصلاً بیطرف و بیتفاوت نیست. چین احتمالاً مشارکت فعال را به درگیری ترجیح میدهد، بدون آنکه خود را نسبت به بازی با کارت ایران، بینیاز ببیند. هرچه نقش روسیه مخرب و ضدایرانی است، منافع و سیاست کلان چین میتواند حامی مشارکت مشترک چین و ایران در بازار هوش مصنوعی منطقه باشد. این البته یک گمانهزنی امیدوارانه است. سیاست چین همواره پیچیده و چندجانبه است. @
جمهوری سوم در آزمون فیصلهبخش! در این گفتگو ، از جمله موارد زیر را مطرح کردم ۱- با ورود به عصر هوش مصنوعی دو عنصر «داده» و «الگوریتم» به عناصر اصلی در ترکیب سرمایه بدل شدهاند. این امر در بازنگری نقشه سیاسی منطقه خلیج فارس، نقش کلیدی دارد. ۲- نیاز شدید رشد سرسامآور هوش مصنوعی که بسیار انرژیبر و سرمایهبر است، کشورهای نفتی جنوب خلیج فارس را که از پول کلان و منابع نفت و گاز فراوان برخوردارند، به جذابیت شماره یک برای صنایع «های-تک» آمریکا بدل کرده است. این صنایع، برای تمرکز در جنوب خلیج فارس، به امنیت و تعریفی تازه از ترتیبات امنیتی نیازمند هستند. ۳- ترامپ به عنوان نماینده سرمایهداری سنتی آمریکا، شاید هنوز برای نفت، گاز و بازار اسلحه اهمیت بیشتری قائل باشد، اما جی دی ونس و تیم او که سرمایهداری نوین را نمایندگی میکنند، خواستار پایان عصر رزمناوها و جنگهای بیپایان هستند. برای آنها مراکز دادهپردازی، ابزاری بسیار مهمتر از هر وسیله قدیمی برای کنترل جهان آینده است. ۴- مسأله مرکزی برای جمهوری اسلامی سهمگیری مناسب در ترتیبات نوین امنیتی و اقتصادی در خاورمیانه نوین است. ۵- ایران به لحاظ منابع انرژی و نیروی کار ماهر، امکان مشارکت مؤثر و قوی در این تقسیم کار جدید را دارد، اما تحت سلطه جمهوری اسلامی بدون انجام اصلاحات عمیق، از قوه به فعل درآمدن این امکانات ناممکن است. ۶- درگیری دو جناح نوپدید «پراگماتیست» و «بنیادگرا» در جمهوری اسلامی، قبل از هر چیز متأثر از انعکاس آن روند کلان منطقهای، در حکومت است. ۷- پراگماتیستها که ترکیب جدیدی از اصلاحطلبان، اعتدالیون و اصولگرایان میانهرو هستند، به این درک رسیدهاند که آینده نظام در گرو مشارکت مؤثر در ترتیبات نوین امنیتی و بازتعریف قدرت در خلیج فارس قرار دارد و بدون تعامل با جناح «های-تک» سرمایهداری آمریکا، نظام جمهوری اسلامی هیچ آیندهای نخواهد داشت. ۸- پراگماتیستها درک میکنند که برای ورود به این ترتیبات جدید، باید از بسیاری از خط قرمزهای نظام عبور کنند و تن به اصلاحات کلان در حوزه سیاست خارجی و در عرصه جلب رضایت مردم بدهند. در عین حال آنها نمیخواهند با دست خالی پشت میز مذاکره بنشینند. تلاش آنها که به روشن شدن مجدد آتش درگیریها منجر شده، متوجه حفظ کنترل یکجانبه و کامل بر تنگه هرمز است. سخنان مهدی محمدی، مشاور قالیباف نشانگر آن است که هر دو جناح جمهوری اسلامی بر سر حفظ تنگه، هیچ خط قرمزی ندارند. شاید پراگماتیستها امیدوارند که در غیاب پروژه اتمی، تنگه تنها کارت آنها در بازی کلان قرن در منطقه در راستای مشارکت در مگاپروژههای هوش مصنوعی باشد. ۹- در جناح بنیادگرا، علاوه بر عوامل وابسته به اسرائیل و روسیه، الیگارشهای «کاسب تحریم» و بخشهای بزرگی از روحانیت و «آخرالزمانی»ها حضور دارند. آنها در هر نوع اصلاح سیاست خارجی و پایان تنش با آمریکا، مرگ خود را میبینند و خواستار ادامه وضع تاکنونی نظام و سودجویی در شرایط تداوم تحریمها هستند. ۱۰- مجتبی خامنهای میخواهد هر دو جناح را در کنار هم نگه دارد، اما نمیتواند دست پراگماتیستها را هم ببندد. در نتیجه مسیر توافق برای آنها سنگلاخی با موانع متعدد و گرفتاریهای هر روزه خواهد بود. ۱۱- این تحلیل که پراگماتیستها، مصمم به عبور به هر قیمت از روی بنیادگرایان هستند و تحرکات میدانی آخرالزمانیها تلهای پیش پای آنهاست، تا بیآبروتر از همیشه، مثل مجاهدین در سال ۶۰، قابل حذف شوند با واقعیت انطباق چندانی ندارد و محتملتر آن است که بنیادگرایان مثل سرعتگیرهای بزرگ، جلوی پیشروی رقیب را میگیرند و در نتیجه حکومت با تداوم بحران و تصمیمات ناسخ و منسوخ و بحرانی، قادر به همراهی مطلوب با روندهای کلان نخواهد بود. ۱۲- گزارش محرمانهای که به وسیله علی ربیعی منتشر شد، گمانهزنیها در مورد شدت و حدت بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جمهوری اسلامی را تأیید کرد. بر پایه این نظرسنجی فقط ۹٪ مردم با ادامه وضع موجود موافقند. ۸۰٪ مردم با مشکلات جدی معیشتی و ۷۵٪ با مشکلات در حوزه درمان درگیرند و میزان خشم، عصبانیت، ناامیدی و افسردگی در فاصله قبل و بعد از دیماه خونین، حدود ده درصد افزایش یافته است. مردان جمهوری سوم باید در این زمین و زمینه سیاست کنند. آنها فرصت زیادی برای دفعالوقت ندارند و باید به استقبال امواج جنبشهای مطالباتی مردمی بروند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. ۱۳- عوامل اسرائیل همه سعیشان را میکنند تا جلوی ورود جمهوری اسلامی به ترتیبات نوین سیاسی، اقتصادی و امنیتی خلیج فارس را بگیرند و جمهوری اسلامی را در کمند بحران فلجکننده نگه دارند. ۱۴- روسیه کماکان میخواهد که دولت ترامپ درگیر جنگ با ایران بماند تا قادر به تقویت ناتو و دولت اوکراین در مقاومت در برابر جنگ تجاوزکارانه پوتین نباشد.
https://www.youtube.com/live/24DDZmA-RNU?si=UbPOvbqZhSxqX1Uy
در دفاع از رضا شاه و محمد رضا شاه! روزگار است و عرصه شگفتی ها! و رسیده ایم به اینجا که به عنوان جمهوریخواه ، از دو پادشاه پهلوی در مقابل ایلغار مشتی مجنون دفاع کنیم. وقتی پای انصاف و وجدان در میان باشد، باید بتوانیم بپریم، نه از روی سایه خود که از روی پیکر و جان خود و آبروی خود ! روزگاری ، جمعی از یاران ، از سر نا امیدی، جهل یا هر چیز دیگری، جمهوریخواهی را کنار گذاشتند تا زیر بیدق « دموکراسی خواهی » با « مشروطه خواهان » به وحدت برسند. آنها « اتحاد برای دموکراسی» را برپا کردند که بعد ها به « شورای مدیریت گذار» تغییر نام داد. عکس دونفره حسن شریعتمداری و شهریار آهی شد نماد این شورا یی که قرار بود گذار را مدیریت کند. گفتیم که مشروطه خواهی خوب است، اما بگویید - اگر جمهوری اسلامی منظورتان نیست - پس کدام حکومت استبدادی را داریم که می خواهید آنرا مشروطه کنید ؟ گفتند که مشروطه مادرزاد از خارج وارد می کنیم ! گفتیم نمی شود! گفتند که ما می کنیم تا بشود! کردند و نشد و شد آنچه نمی بایست بشود. آنچه قرار بود نوید بخش مشروطیت بشود، هیولا شد ! آتشی از دهانش بدر آمد جان سوز و میهن سوز و مثل گدازه آتشفشان، آمد، سوزاند و رفت! مشروطه خواه دیروز و « جمهوریخواه الکی» ( این عنوان را امیر حسین گنج بخش بر خودش و بقیه جمهوریخواهان شاهدوست نهاد و چه برازنده عنوانی است!) باری، الکی خوش ها، بار مشروطه را بر زمین گذاشتند و در پس آتش هیولا روان شدند. مشروطه خواهی اما میراث پدران ما بود و نمی بایست بر زمین بماند و لاجرم بارش را ما جمهوریخواهان بر دوش گرفتیم ، مگر نه این که جمهوریخواهی جنبشی برای مشروط کردن حکومت و طبقات برخوردار به قانون و حقوق اساسی مردم است ؟ کار اما به اینجا ختم نشد! وقتی هیولا از برنامه اضطرار عبور کرد و به نام پادشاهی، دست در دست بدنام ترین های قرن نهاد تا کشورش را بکوبند، پای حیثیت دو پهلوی پیشین به میان آمد که هر چه بودند، میهن فروش نبودند. بی مرز نبودند و اگر هم توسلی به جایی می جستند، جان مردمان را بی حساب برباد نمی دادند. در این روز های سیاهی که مدعیان مشروطه خواهی در ولایت هیولا ذوب شده اند و لجنی نمانده که اراذل قدیم و جدید، در دفاع از جنگ علیه ملت خود، از پس بوق های بی شرمی بر روی ایران نریزند، دفاع از داشته های این کشور بلادیده ، از جمله از کارنامه دو پادشاهی که با همه خطا ها و بدی ها، در مجموع به ایران خدمت کردند، بار تازه ایست که ما جمهوریخواهان ناچاریم بر دوش بگیریم و نگذاریم که اراذل، روزی در لباس سیاه جامگان و روزی دیگر با فریاد های فاشیستی، به جان سرمایه های مادی و معنوی ایران بیفتند
خانه شیشه ای و آخر پاییز ! 💢۶۰۰ هزار آنفالو و افت ۷۳ درصدی لایکهای صفحه رضا پهلوی؛ دادههای اینستاگرام چه تغییری را نشان میدهند؟ 🔹چهارماه از آغاز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد؛ جنگی که رضا پهلوی ادعا کرده به درخواست او انجام شده است. اما در طول این چهار ماه، فالوئرهای او در اینستاگرام بهطور روزانه کاهش پیدا کرده است. 🔸بررسی روند تغییرات فالوئرهای رضا پهلوی در اینستاگرام از ۹ اسفندماه، همزمان با آغاز جنگ، نشان میدهد که در ابتدا فالوئرهای او روندی افزایشی داشته و در سه هفته ابتدایی پس از جنگ، ۸۳ هزار نفر او را در اینستاگرام فالو کردهاند که عمده آنها در همان روز اول و پس از انتشار ویدئوی رضا پهلوی در استقبال از جنگ، رخ داده بود. 🔹اما این روند به مرور، و خصوصاً پس از چهارشنبهسوری، معکوس شد و همانطور که در نمودار مشخص است، از آن زمان شیب نمودار روندی نزولی پیدا کرد. این روند نزولی ادامه یافت و پس از گذشت ۱۰۰ روز، در مجموع حدود ۶۰۰ هزار نفر رضا پهلوی را آنفالو کردهاند. 🔸نکته قابل توجه، تغییر ناگهانی شیب نمودار در اوایل خرداد است؛ جایی که پس از بازگشایی اینترنت و دسترسی عموم مردم به اینستاگرام، کاهش فالوورها از روندی آرام به افتی نسبتاً شدید تبدیل میشود؛ در این مقطع بیش از ۱۷۰ هزار نفر رضا پهلوی را آنفالو کردهاند؛ امری که نشان میدهد که پس از دسترسی کاربران داخل کشور به اینستاگرام، بخشی از کاربران در اولین فرصت او را آنفالو کردهاند. ▪️فراتر از ریزش فالوئر: سقوط لایکها و بازدیدها 🔹نکته مهم دیگر در تحلیل صفحه اینستاگرام رضا پهلوی، افت چشمگیر میزان تعامل کاربران با محتوای اوست. در حالی که طی ۱۰ روز پیش از آغاز جنگ، میانگین لایک هر پست او حدود ۶۹۷ هزار بود و برخی پستها بیش از یک میلیون لایک دریافت میکردند، این رقم در ۱۰ روز اخیر به حدود ۱۸۹ هزار لایک رسیده و هیچیک از پستها از ۳۵۰ هزار لایک فراتر نرفتهاند؛ به این ترتیب، میانگین لایک پستهای او ۷۳ درصد کاهش یافته است. 🔸همزمان، بازدید ویدئوهای صفحه او نیز افت محسوسی را تجربه کرده، بهگونهای که میانگین بازدیدها در یک ماه اخیر نسبت به یک ماه منتهی به آغاز جنگ چهلروزه، ۶۸ درصد کاهش یافته است. این کاهش در مجموع نشان میدهد که شاخصهای تعامل صفحه اینستاگرام رضا پهلوی به سطح پیش از دیماه ۱۴۰۴ بازگشتهاند. 🔹مجموع دادههای فوق بیانگر نوعی رویگردانی کاربران ایرانی داخل کشور از صفحه اینستاگرام رضا پهلوی در طی چهار ماه گذشته است. مشاهده آثار و نتایج جنگ و حمایت رضا پهلوی از این جنگ، احتمالاً یکی از عوامل مؤثر در این رویگردانی است. ❇️کانال تحلیل شبکههای اجتماعی مجازی 📲@socialMediaAnalysis
بچه ها متشکریم ! ۴ صبح بیدار شدم و خودم را از مونیخ به پاریس رساندم تا در برنامه کنگره آزادی ایران علیه اعدام در سالن گوبر پارلمان فرانسه شرکت کنم . ارزشش را داشت و بسیار بیشتر از این! بچه ها گل کاشتند. آیدا مطلب زاده نماینده جوان پارلمان فرانسه ، آنگونه که با اشتیاق در اجلاس موسس کنگره آزادی دعوت کرده بود، سر حرفش ماند و امروز رییس و شمار زیادی از نمایندگان پارلمان و نیز فراسوا اولاند رئیس جمهور پیشین فرانسه را به این نشست آورد تا به حرفهای کنشگران حقوق بشر، دادخواهان ، آسیب دیدگان و سیاسیون ایرانی گوش کنند و متعهد شوند که علیه اعدام و در دفاع از زندانیان سیاسی ایرانی تعهد های مشخصی می دهند. اعلام همدردی ها و همراهی ها ستایش انگیز بود و مهم تر اینکه از طرف ۸۴ نماینده اعلام شد که کفالت ۸۴ زندانی سیاسی را بر عهده می گیرند. بچه ها سنگ تمام گذاشتند. از نگین شیرآقایی که دائما در حال دویدن بود تا کاوه کرمانشاهی که چون مدیری خبره ، پشت صحنه و تدارک برنامه را برعهده گرفت و تا اسماعیل عبدی که مدیریت اجرایی کنگره را برعهده داشت، برنامه ای پر و پیمان را تدارک دیدند و اجرا کردند. آیدا در سخنرانی اختتامیه اعلام کرد که قرار بعدی : پارلمان اروپا ! کنگره آزادی ایران قطعنامه وزینی تهیه کرد که به دو زبان فارسی و فرانسه قراعت شد. نسل جوان و میان سالی که کنگره را می گرداند، توانست با جوان ، زنانه، مدرن و متکثر کردن کنگره، فصل نوینی در تاریخ تشکل های سیاسی ایرانی پدید آورد. دم همه آنها که اسم بردم و نبردم گرم! این یادداشت را در فروگاه می نویسم و بوردینگ شروع شده است. https://www.youtube.com/live/z6bWN1iHOjk?feature=shared
فدرالیسم تعاونی ! بخشی از یک گفتگوی دوستانه و در دفاع از « فدرالیسم تعاونی- آلمانی» به مثابه فرمی از تنظیم رابطه مناطق مختلف کشور را در زیر می خوانید بعد از انقلاب، بهشتی در جایی گفته بود که از نگاه نظام، فرقی بین یزد و سنندج نیست! به نظرم جوهر این فکر در نوشنه هایی که کلید واژه « شهروند» را مشکل گشای همه مسايل می دانند، موج می زند . مساله این است که آیا در ایران، این کلید واژه هر قفلی را باز می کند و یا میان شهروند کرد و ترک و بلوچ و عرب و فارس تفاوتهایی وجود دارد که باید دیده شوند ؟ من زمانی در ترکمن صحرا مسولیت داشتم. آنجا متوجه شدم که ترکمن ها اصلا نوروز را عید نمی دانند و اعیاداصلی آنها فطر و قربان هستند. برایم این سوال مطرح شد که چرا مدارس صحرا باید در نوروز سیزده روز تعطیل باشند و در فطر و قربان یک روز؟ در آلمان دیدم که سیستم فدرال این مساله را به راحتی حل کرده است . در بایرن کاتولیک، روزی تعطیل است و در برلین پروتستان روزی دیگر ! در آلمان مشکل زبان تقریبا وجود ندارد. اما در ایران حداقل شش زبان مادری شناخته شده داریم و بخش بزرگی از مرزهای شرقی، غربی و شمالی ما از میان پرعموها و دختر عمو ها رد شده اند! کلید واژه « شهروند» به این پیچیدگی ها جواب نمی دهد. در مورد آمایش سر زمینی و سپردن آن به مرکز هم، محمد درویش ، فعال و کارشناس برجسته محیط زیست، در ویدئو های مختلف نشان می دهد که مردمان ساکن در گوشه های دور افتاده این فلات، چگونه ایده های خوبی برای آمایش سرزمینی می دهند و اگر بخواهیم به توسعه پایدار، متوازن، دموکراتیک ، عادلانه و بومی سازی شده فکر کنیم باید تهران را مجبور کنیم که سرش را از پنجره سازمان برنامه بیرون بیاورد و به حرف سنندج، تبریز، رضاییه، زاهدان، گنبد و اهواز گوش بدهد. من به شدت با ناسیونالیسم خاک و خونی- چه مرکزگرا و شاهنشاهی و چه طرفدار فدرالیسم قومی، مخالفم و این کوپل را دشمن کوپل « ناسیونالیسم لیبرال - فدرالیسم تعاونی » می فهمم . می دانم که هر نوع عدم تمرکز واقعی، بوروکراسی سنگینی را روی دست کشور خواهد گذاشت. اما برای نجات از دست « تهران سالاری» این بها باید پرداخته شود. باور کن! دست ما مرکز نشین ها نیست! خیلی چیز ها که برای ما « عادی» تلقی می شوند، از نگاه یک هم میهن کرد یا ترک اصلا عادی نیست! برای ما انگار خیلی عادی است که بر مبنای« شایسته سالاری!» فلانی استاندار کردستان شود. چنین نگاهی، از منظر یک کرد جز تداوم ستم, معنی دیگری ندارد! اگر انتخاب استاندار را به مجلس نمایندگان کردستان بسپاریم، مالیات ها و همه درآمد های ملی را به گونه ای عادلانه میان حکومت مرکزی، دولت های استانی و کمون ها تقسیم کنیم، اداره پلیس ، راه های استانی، ، رسانه های محلی، مدارس، دانشگاه ها و چند قلم دیگر را هم به دولت محلی واگذار کنیم، این اسمش فدرالیسم تعاونی است تازه تفاهم بر سر این نوع از فدرالیسم در میان ما، در بهترین حالت، پنجاه در صد داستان است! کار سخت تر روی دوش هموندانی از ما قرار دارد که از پیرامون می آیند و باید جواب خاک وخونی ها و توهمی ها را بدهند! فدرالیسم تعاونی- استانی اگر تنها امکان نباشد، حتما یکی از معدود امکانات برای تامین حقوق اتنیک های ساکن کشور، حفظ یکپارچگی سرزمینی وجلو گیری از به هم ریختن مرز های استانی و آغاز خین و خین ریزی است. اگر دور اندیشانه نگاه نکنیم ، فاصله رضاییه، مهاباد، نقده و … از بلگراد، کوسوو ، بوسنی و… می تواند از یک مو هم بار یک تر شود.
https://www.youtube.com/live/U4HQxgfXFLc?si=v0emLx3Ir7Ry64zR ماده ۱ تفاهم نامه اگر اجرا شود، پایان راهکار خامنه ای پدر و رویای امپراطوری شیعه بنیادگراست . در نبرد بین « علی الاصول» و « اما فی الواقع» در میان سران حکومت، جای ایران کجاست ؟
ج.ا. به کدام سمت می رود؟ با تفاهم نامه پایان جنگ، ج.ا. با آزمون بزرگی روبروست: تداوم حکمرانی خنتای نظامی- امنیتی قالیباف، ذوالقدر، طائب ، عبداللهی، وحیدی و عزیز جعفری، یا بازگشت به تنظیمات پیشین کارخانه و یا…؟ اگر واقعا قرار بر جذب ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی و فروش روزانه دومیلیون بشکه نفت به قیمت بازار باشد، خیلی چیز ها باید تغییر کنند. چه کسانی در کدام تغییرات ذینفع هستند و چه کسانی در مقابل آنها قرار می گیرند؟ یارگیری ها از هم اکنون آغاز شده اند. پیام سید مجتبی بیانگر فضا سازی برای سهم خواهی هاست کارت ها بر می خورند و تنش های بزرگی در راهند! تضاد ها در کدام نقطه یا نقاط کانونی می شوند؟ این ژنرال های پیر و بازنشسته، تا کجا با نسل دوم فرماندهان میانی سپاه همسو هستند؟ آیا در یارگیری های جدید، سپاه یکپارچه می ماند ؟ آینده روحانیت حکومتی چه خواهد بود؟ بخش خصوصی اقتصاد، در کجا می ایستاد؟ سرنوشت اصلاح طلبان و اصلاح طلبی چه خواهد شد؟ اینها بخشی از سوالات مهمی هستند که در مقابل ما قرار دارند و پاسخ به آنها، نقش تعیین کننده ای ، در تدوین راهکار های نوین بازی خواهند کرد. احمد پورمندی
در این گفتگو با خانم ماجدی و آقای اعتمادی روی نکات زیر مکث کرده ام. ۱- امضای تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی و دولت ترامپ، گامی مثبت در جهت پایان جنگ و کاهش آلام مردم ایران است و باید آن را به فال نیک گرفت. ۲- سیاست کلان آمریکا کماکان بر خروج تدریجی از خاورمیانه و تمرکز بر آسیای جنوب شرقی استوار است. ۳- برای آنکه منافع راهبردی آمریکا پس از خروج به خطر نیفتد، این کشور میکوشد با گسترش و عملیاتیکردن پیمان ابراهیم، نقش اصلی در تأمین امنیت خاورمیانه و تضمین منافع خود را به محور ریاض–تلآویو–ابوظبی واگذار کند. ۴- جمهوری اسلامی به دنبال ترتیبات امنیتی کاملاً متفاوتی است و با تمام توان در برابر نقشه آمریکا مقاومت میکند. ۵- مادامی که این مسئله کلان امنیتی ـ راهبردی به نحوی حلوفصل نشود، تقابل دو دولت ادامه خواهد یافت. ۶- با وجود تأثیرات جنگهای اخیر، سیاست آمریکا، کشورهای نفتی عرب، چین و روسیه همچنان بر ضعیف نگهداشتن جمهوری اسلامی استوار است و تا زمانی که در ایران تحولاتی در جهتگیریهای ضدآمریکایی، اسرائیلستیزانه و بنیادگرایی توسعهطلب شیعی رخ ندهد، این سیاست تغییر نخواهد کرد. ۷- تفاهمنامه میان دو دولت بر بستر این تصویر راهبردی به امضا میرسد و ناگزیر تنها متوجه نیازهای کوتاهمدت طرفین است. ۸- محبوبیت ترامپ در آمریکا به زیر ۳۵ درصد رسیده است و افزایش قیمت بنزین از جمله عوامل نارضایتی گسترده آمریکاییها از عملکرد دولت او به شمار میرود. به نظر می رسد که مسئله اصلی ترامپ کاهش این نارضایتیها تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره است. او میخواهد زمان بخرد و برای این هدف حاضر است هزینه کند. ۹- ورود تورم نقطهبهنقطه به کانال سهرقمی و افزودهشدن چند میلیون نفر به خیل بیکاران، در نتیجه از کار افتادن دومینویی واحدهای اقتصادی، جمهوری اسلامی را در تنگنای شدیدی قرار داده است. دستیابی به منابع مالی برای حکومت به مسئلهای حیاتی بدل شده است. ۱۰- جوهر اصلی تفاهمنامه را میتوان «پول در برابر زمان» دانست. با لغو محاصره دریایی و گشایش مجدد تنگه هرمز، طرفین به اهداف کوتاهمدت خود دست مییابند. ۱۱- اسرائیل از آنکه مسائلی نظیر غنیسازی، برنامه موشکی و نیروهای نیابتی در پرانتز قرار گیرند، ناراضی است؛ اما به نظر میرسد با درک موقعیت ترامپ و خطری که پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای برای برنامههای مشترک نتانیاهو و ترامپ ایجاد میکند، حاضر شده است این تفاهمنامه را تحمل کند. ۱۲- در جنگ چهلروزه، جمهوری اسلامی توانست با رونمایی از راهبردهای جنگی خود و تکیه بر پهپاد و موشک، در برابر راهبرد جنگ پلتفرمی آمریکا موقعیت نظامی خود را تثبیت کند. در عین حال، ضربات سنگینی که به واحدهای اقتصادی کشور وارد شد، بنیه اقتصادی نظام را به شدت تضعیف کرد. ۱۳- مردم و جامعه مدنی ایران در برابر یک سال جنگ و ویرانی، تابآوری چشمگیری از خود نشان دادند. این ظرفیت اما بیپایان نیست و جامعه ایرانی به مرز فرسودگی نزدیک شده است. ۱۴- واکنش گروهها و باندهای درون حکومت که با تفاهمنامه مخالفت کردهاند، یکدست نیست. باندهایی که منافع کلان مالی خود را در ادامه تخاصم با جهان میبینند، عوامل نفوذی اسرائیل و نیز بنیادگرایان آخرالزمانی، هر یک با انگیزههای متفاوتی به مخالفت برخاستهاند. ۱۵- ژنرالهایی که اکنون دست بالا را در ساختار قدرت دارند، از قالیباف تا وحیدی، فعلاً توانایی پیشبرد خط تفاهمنامه را دارند؛ اما مقاومت باندهای مذکور جدیتر از آن است که بهسادگی مهار شود. مخالفان پایان تخاصم، نیروهایی قدرتمند هستند و از حضور فعال در روند مذاکرات دست نخواهند کشید. حذف آنان از قدرت به هیچوجه آسان نخواهد بود و جمهوری اسلامی ناچار است با این شکاف و بحران ناشی از آن زندگی کند. بر بستر این شکاف و بحران، مذاکرات ۶۰+N روزه میتواند بار دیگر با بنبست مواجه شود و اسرائیل و آمریکا مجدداً به گزینه نظامی متوسل شوند. خطر وقوع جنگ سوم همچنان جدی است. ۱۶- کسانی که جنگ را «رهاییبخش» میدانستند، به دو دسته تقسیم میشوند. دسته نخست، هممیهنانی هستند که جانشان به لب رسیده بود و امید داشتند جنگ به سرنگونی حکومت بینجامد. آنان صادقانه دچار خطا شدند و باید از بازگشتشان به صفوف ملت استقبال کرد. دسته دوم، محافل قدرتطلبی بودند که رضا پهلوی را به دام انداختند. آنان با درخواستهای مکرر از ترامپ و نتانیاهو برای حمله نظامی به ایران، سرمایه معنوی خاندان پهلوی را بر باد دادند و داغی ماندگار بر کارنامه سیاسی آقای پهلوی نشاندند. ۱۷- سرنوشت جمهوری اسلامی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. فروپاشی از نوع شوروی، گذار چینی و سرنوشتی مشابه کوبا، تنها گزینههای پیش روی جامعه ایرانی نیستند.