tgindex
D🌎NYA
@arcivcyoперсидский

برای تمام آنچه که میخواستم بگویم.. @Musedaynomskjb_bot «ناشناسمون»

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
75
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
55
21 постов
Вовлечённость
73,3%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
2
1/48двое суток
2
1/72трое суток
2

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از برگ‌های سبز درخت‌ها بگو از زندگی ‌ و نه از جنگیدن و دوام آوردن از راننده‌ای که فهمید چشم‌هایت ‌خسته‌اند‌ و ضبط را خاموش کرد از زندگی‌ای که هر لحظه از فرو ریختنش نترسی.

  • D🌎NYA pinned «شاید عادلانه نباشد که پس از گذراندن برخی روز ها، پس از آن “رنج های از غشای روح گذشته”. “درد های به عمق وجود نفوذ کرده”. و “زخم های به مغز استخوان رسیده”. آدمی همچنان صاحبِ نامِ گذشته اش باشد! رد درد، معنای جان را تغییر میدهد. و اکنون غریبه‌ای مقابل آینه ایستاده…»

  • شاید عادلانه نباشد که پس از گذراندن برخی روز ها، پس از آن “رنج های از غشای روح گذشته”. “درد های به عمق وجود نفوذ کرده”. و “زخم های به مغز استخوان رسیده”. آدمی همچنان صاحبِ نامِ گذشته اش باشد! رد درد، معنای جان را تغییر میدهد. و اکنون غریبه‌ای مقابل آینه ایستاده که منتظر نامی تازه‌ست.

  • خواب دیدم که ما را بریدند و به کارخانه‌ی چوب بُری بردند. آنکه عاشق بود، پنجره شد. آنکه بی‌رحم بود، چوبه‌ی دار؛ از من اما دری ساختند برای گذشتن!

  • امروز صبح پیش از طلوع آفتاب مردمی گلوله خوردند و دستگیر شدند؛ تا سه نفر اسیر‌ را از مرگ نجات دهند. خدایا، ما در میانه‌ی زشت ترین چهره جهان تو زیبا بودیم چرا ما را ندیدی؟

  • باید در تاریخ بنویسند؛ مردمانی بودند که برای نجات جان سه هموطن خود، تا پنج صبح دست خالی جنگیدند.

  • видео или голосовое, без подписи

  • تمام تنم خسته است؛ گردن، شانه و دست‌ها. خوابم می‌آید. سرم از همه‌جا خسته‌تر است. سرم مملو از خستگی است، مثل توپ پُربادی که حتی برای یک سوراخ هم جایی نداشته باشد.

  • خواب دیدم هرجا میرفتم یه مرد مریضی میومد میچسبید بهم این‌اخری انقد پیله بود که مجبور شدم‌ بپرم وسط خیابون که شاید بخاطر ماشینا نیاد دنبالم ولم کنه (از خواب پریدم) :///

  • سکوت من مقاومت است و سکوت تو دست‌کاری.

  • اغلب شنیده‌ایم که می‌گویند جوانی را توهم به باد می‌دهد. جوانی ما بدون توهم به باد رفت؛باز هم آسمان و ریسمان! به نظر من که هر چه هست از همان اول است. از همان اول حقیر به دنیا آمدیم از همان اولش باخته بودیم.

  • اندوه بر تو باد که خانه های ما را به اندوه آکندی.

  • تکه‌تکه شدن، راز آن وجود متحدی بود که از حقیر ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد.

  • видео или голосовое, без подписи

  • 9 июл.41из khodnameh

    و ما چقدر باید در چنگ زمان گیر افتیم احمق‌ها هی می‌گویند گذشت، گذشت، گذشت اگر هم چیزی گذشته باشد قطعا از روی من گذشته و ردی برجا گذاشته که هرگز نمی‌رود از یادم

  • شاید ظلمِ ظالم تنمان را فرسود استخوانمان را خورد کرد، اما هرگز نتوانست شرافتمان را بخرد یا ما را شبیه خود کند. ما رنج کشیدیم، اما ظالم نشدیم.و همین کافی‌ست؛ اینکه تاریخ ما را با صفات او نشناسد، بلکه با انسانیت و آزادگی‌مان به یاد بیاورد.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم. اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدم های دیگر. فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدم های دیگر. جایی که آنان راه میرفتند، ما می دویدیم. جایی که آنها میدویدند، ما سینه خیز می رفتیم. آنان برای رشد و رفاه می جنگیدند؛ ما برای بقاء. تمام مردم جهان زندگی می کردند و ما فقط داشتیم زنده می ماندیم.

  • انسان گاهی به‌طور خارق‌العاده‌ای، با اشتیاقی سوزان، عاشق رنج خود می‌شود.

D🌎NYA — tgindex