چامههای ناگهان.
Статистикаخیالِ همصحبتی اگر بود: http://t.me/HidenChat_Bot?start=2140713340 نویسندهی نوشتههای بدون نامِ اینجا، منم. «این شعرها، ناگهانیاند. حادثهاند، حادثه.»
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 26
- Всего постов
- 33
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 280
- 1/48двое суток
- 320
- 1/72трое суток
- 346
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
`~°☆ این پیامو فوروارد کنید تا بگم اگه چنلتون آدم بود کدوم یک از نامه های نویسنده های معروفو به معشوقه اش میداد.
حدیث عشق من گر کس نگفت، افسانهای کمتر اگر من هم نباشم در جهان دیوانهای کمتر.
видео или голосовое, без подписи
«زَهریْ اگر عزیزِدلم، میچِشَم تو راٰ...» -غزلحمیدی
اگر چنل هنری (نویسندگی، نقاشی، تکست و...) دارید، این پیام رو فوروارد کنین، پست موردعلاقم از چنلتون رو فوروارد کنم.🤍
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
آخرین چیزی که میتونه منو خوشحال کنه دیدن این چنلهاست🧋🖤: 🍚 خــاص تریـــن چنلهــــاے تلــــگرام ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ🍚🍚
رو کن به من که قبلهی عشاقم وانگه نماز را با بوسهای بلند قامت ببند.
لیلی! بیمرز باش دیوار را ویران کن.
لیلی! وقتی که پاک میکنی خطچشمت را دیوارهای این شب سنگین را درهم شکسته، آه که بیداد میکنی! وقتی که پاک میکنی خطچشمت را در باغهای سبز تنت، شب را آزاد میکنی.
یاد مرا به حافظه بسپار اما نام مرا بر لب مبند که مسموم میشوی من داغ دیدهام!
کاش خارجی بودم و فارسی کیلی کیلی کم.
چراکه عشق، پروازیست و سینهی من، قتلگاه پرستوهاست.
ای كوزهی عسل تورات! از كندوی مقدس اوارق مذهبی جاری شدی چرا تا تلخی تن من؟ وقتی شقاوت آتش جنگ و جنون و جهنم را تا ميوههای باغ اساطير میبرد وقتی ميان مزرعهی گندم تنها شقايقی از خون میروید وقتی شريعت گل، منسوخ است ديگر كسی نمیرود از خارزارها به وادی سوسنها. «هوشنگ صهبا.»
راستش هیچوقت فراموشت نکردم. هر بار که بحثت شد، حرفای همیشگی رو قاطعانه تکرار کردم تا به خودم یادآوری کنم که چرا نشد. انگار واسه بقیه توضیح نمیدادم، داشتم واسه خودم دیکته میکردم که چرا نباید بهت فکر کنم، چرا نباید به خودمون امید داشته باشم. اما نشد. قسم میخورم که تمام زورم رو زدم و نشد. بعد تمام تلاشهام دیدم هنوزم وقتی اسمت میاد قلبم از جا کنده میشه، دیدم نمیشه جوری به هم نگاه کنیم انگار غریبهایم، دیدم یه چیزی درون من هرگز تو رو از یاد نمیبره. من تلاشم رو کردم عزیزم؛ اما این حقیقته. حقیقتی که نمیخوام بدونیش، حقیقتی که با خودم دفن میکنم.
پرایوت. *پروفایل داشته باشید.
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست.
видео или голосовое, без подписи
این پیام و این پست رو فوروارد کنید تا بگم چنلتون وایب کدوم اقتباس کتاب رو میده🩰