- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 112
- 1/48двое суток
- 128
- 1/72трое суток
- 138
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
«امیدوارم! از همان شرابی که در جام دیگران ریختی، بنوشی... از همان خیالی که برای دیگران بافتی، بپوشی... و در همان دنیایی که برای دیگران ساختی، زندگی کنی!»
«دلتنگم برایت، هر جا هستی، خوش به حالِ در و دیوارِ آنجا!»
این خوشگلا رو که داشتی باشی، حوصلهت سر نمیره.🎀
واسه عصر پاییز، یه فنجون چایی و گشتن توی بهترین چنلها.✨
«نفرین؟! آدم به خودش که نمیزنه، من هنوز رو بُردِ تو میبندم!»
«اگه میدونستم بی من بهتری زودتر میرفتم.»
«تو زندگیم اشتباه زیاد کردم یکیش تو بودی، بقیشم سر تو!»
«گویی هیچ چیز باب میل نیست.»
«ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود من ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود گفتم، به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون پنهان نمیماند که خون، بر آستانم میرود مَحمل…
«مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم بر سر تربت من با می و مطرب بنشین تا به بویت ز لحد رقص…
«تلخی ز لب لعل تو نشنفتم و رفتم خوش باش که ناکام دعا گفتم و رفتم کردم سفر از خویش به آوازه یوسف بانگ جرس از قافله نشنفتم و رفتم چون سیل سبکسیر به رخساره پر گرد خار و خس این بادیه را رفتم و رفتم غافل نگذشتم ز سر خار ملامت از آبله هر گام گهر سفتم و رفتم چون…
«من از پروانهها بودم ولی بالی نماند از من.»
«گمان مبر که تو را از یاد بردهام؛ تو برای من مانند خانه میمانی! مانند وطن... تنها فکر توست که تنم را گرم نگه میدارد.»
«سفر بخیر گل من که میروی با باد ز دیده میروی اما نمیروی از یاد!»
«یک روز همان قطعهای را مینوازی که روزی فکر میکردی غیرممکن است... رشد یعنی همین!»
«چو دل در ديگری بستی نگاهش دار، من رفتم چو رفتی در پی دشمن، مرا بگذار، من رفتم پس از صد بار جانم را که سوزانيدهای از غم چو با من در نمیسازی، مساز، اينبار من رفتم کشيدم جور و میگفتم: ز وصلت برخورم روزی چو از وصل تو دشمن بود برخوردار، من رفتم ز پيش دوستان…
без подписи
без подписи
без подписи