آریام
Статистикаفرسنگ ها آنطرف تر، نجات مییابی. بفرمایید؛ http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-Ej7rSlBf2eu4
- Последний пост
- 21 июл. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
حرف هایمان تمام میشود و نگاه که میکنی، وقتِ رفتن است.
فردا و پسفردا بچههای عزیز کنکوری امیدوارم بتونید از این جهنم خلاص بشید و ازش بگذرید. خلاصه آرزوی موفقیت برای تک تکتون.
ز یادم میرود آنی، که من در خود نمیدانم..
مرا بیزاریِ محض است، از این دنیای وا مانده..
گاه در عجبم که این عادت کردهی من است یا که درد بر من چیره گشته و تا خرخره در مردابم؟!..
من بهانهای میخواهم، بهانهای از جنسِ تنفر؛ که از این نشاط های سرسری و کوتاه و حواس پرت ساز رهایم سازد و دلیلی برای جنگیدن به دستم دهد.
خسته هم نباشی
عجب نوشتهای، سردرگم شدم.
🕯️آریــام ------- "احتمالا بعد از اینکه مرا به قتل رساندی و آمدی سراغ کتاب هایم تا آنها را به آتش بکشی به این نوشتهی بدخط برمیخوری، نه، من پیشگویی نمیکنم، من فقط میخواهم بدانی آنقدر شناختمت که بر سرنوشتِ واویلای خودم آگاهم، میدانم در کنار تو ماندن، قدرت درختی ایستاده در میهمانی تبر هارا میخواهد؛ اما اگر قرمز رنگ دلبریست، میخواهم در نبودم لغزشش روی دستانت چشمانت را گرم کند؛ شاید تو تمام شدهی مرا بیشتر بخواهی؛ همهاش را برای خودت خرج کن، سر بکش، دیوار هارا رنگ کن، خاک گلدان را تر کن، بگذار حالا که روحم را در این خانه راه نمیدهی، لاشهام در آن به یادگار بماند."
گر تو بام خانه را آجر به آجر میزنی غافلی اینک، چو دیدت را ز بالا میزنی.. -آریا
که باد آورده را، تصمیمِ بذر و دانه بود.
شاید از فرط ندامت بشکند این پنجره لیکن این صاحب بداند سنگِ آن آشوبه نیست! -آریا
این میز هم روزی به زیر خاک رفته و بوده و نبوده را با خود به یغما خواهد برد.
که شاید برگهی عمرم، به آب افتاده است یک روز..
без подписи
без подписи
без подписи
به یادگارِ دلت، چه ستمی بزند این خاک ریزههای زمان..
کبک «بازنویسی شده».pdf
داستان کبک (نسخه بازنویسی شده) -آرش شیبانی