در سایهیِگیسویِ نگار؛
Статистикаآن پریشانی شبهای دراز و غم دل همه در سایهی گیسوی نگار آخر شد _ حافظ🌱 [خالق تمامی این نوشتههای جسته گریخته، بنده هستم☀️] _انتشار فقط با ذکر نامِ نگار خوشخلق. ناشناس: 📬 t.me/HidenChat_Bot?start=1117897007 شناس: 📬 @sandogh_post_bot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 44
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 273
- 1/48двое суток
- 312
- 1/72трое суток
- 337
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
_نمیخواهم برای من بمیری؛ برایم زندگی کن.
میپرسی "دوستم داری؟" و من ماهی کوچکی میشوم در تُنگِ دلت، که هر چه لب میجنباند، تنها حباب میسازد. _نگار خوشخلق
میپرسی "دوستم داری؟" و من ماهی کوچکی میشوم در تُنگِ دلت، که هر چه لب میجنباند، تنها حباب میسازد. _نگار خوشخلق
بهار میاد دوباره بازم تورو میارم مثل گل زینتی تو گلخونه میکارم... بازم به گلدونت میگی با من بمون همیشه نباشی بی تو میمیرم گل بی گلدون نمیشه...
без подписи
«نشستم و به دستهای تو فکر کردم؛ دستهایی آشتیدهنده، که مرا، با خودم، با تو، و با زندگی، آشتی میدادند.» _نگار خوشخلق
من تو را تمام کردم. اما هنوز دنبال مدرک جرم، برای اثبات بیگناهیت میگردم. مثل وکیل مدافعی دیوانه، که بعد مرگ موکلش در به در دنبال دلیلی میگردد که به خودش ثابت کند، جای درستی برای دفاع ایستاده بود. خودم چهارپایه را از زیر پایت کشیدهام و حالا با دستهایی که به خونت آلودهاند به دنبال اثبات بیگناهیت میگردم. تو اول مرا کشتی، یا من تو را؟ نمیدانم. فقط میدانم، باید تبرئهات کنم در دادگاه خودم. _نگار خوشخلق
без подписи
« و آغوشت، شکل دیگری از فاصله بود.» _نگار خوشخلق
без подписи
« در کشوری که با مرگ، چشم بسته و با مرگ چشم باز میکنیم. با چشمهای غمگین تو از چه چیز میتوانم بگویم؟ زندگی؟ » _نگار خوشخلق
کاش میتونستم جای تموم جوونای ایران بمیرم.
без подписи
💌نامهی شمارهیِ بیست و نهم؛ آخرین قطرههای تو.
«خاطرات هم، گاهی از صاحبشان فرار میکنند!» _نگار خوشخلق
«من هم از ابتدا، اینگونه نبودم عزیزکم. اما چه کنم؟! قلبی که شکسته باشد، رگ ساکنینش را هم خواهد برید.» _نگار خوشخلق
«من هم از ابتدا، اینگونه نبودم عزیزکم. اما چه کنم؟! قلبی که شکسته باشد، رگ ساکنینش را هم خواهد برید.» _نگار خوشخلق
ﮔﻔﺘﻰ ﻛﻪ درﻣﺎﻧﺖ دﻫﻢ ﺑﺮ ﻫﺠﺮ ﭘﺎﻳﺎﻧﺖ دﻫﻢ... ﮔﻔﺘﻢ ﻛﺠﺎ؟ ﻛﻰ ﺧﻮاﻫﺪ این؟ گفتی ﺻﺒﻮری ﺑﺎﻳﺪ اﻳﻦ...
"این خانه مرد ندارد" ساختهی علی عبدالهزاده