tgindex
نُطق
@Notghhперсидский

بِخوان مرا، تا که سَبز شود ریشه خیال🌱 📬ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1157366839 📬شناس: @Notghh_bot «اینجا همه چیز محصول اندیشه منه:» ″انتشار فقط با ذکر نام نویسنده″

Последний пост
31 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
221
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
158
20 постов
Вовлечённость
71,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
80
1/48двое суток
91
1/72трое суток
98

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کاش...! مثل نان بودیم چه زیبا بر می‌گردد از سفرِ آتش...! -رسول یونان؛

  • 📮محکومان تو هم حسش می‌کنی بوی خون رو؟ روی آسفالت‌ها، لابه‌لای دیوارهای فروریخته و پشت پنجره‌هایی که دیگه کسی از اون‌ها سرک نمی‌کشه؛ خونی که انگار جزئی از طبیعت این خاک شده و با هستی‌اش درآمیخته. صدای شیون مادرا رو می‌شنوی؟ مادرایی که از بچه‌هاشون فقط یه اسم مونده، یه اتاق خالی که دیگه صاحبش برنمی‌گرده و خاطراتی که کم‌کم رو به زوال می‌رن. تو هم سایه‌ی دار رو می‌بینی؟ انگار با هر بار کشیده شدنِ چهارپایه، بقایای تکه‌ و پاره جونِ ماست که حلق‌آویز می‌شه؛ و دوباره فردا آفتاب طلوع می‌کنه و ما، باز هم، محکومیم به ادامه دادن. مگر این خاک چقدر جان دارد که این‌ همه جوان داده است؟ نِگین خوش‌خُلق؛

  • دوستت دارم و از همین می‌ترسم... تو از مرگ هم خطرناک‌تری؛ زیرا اگر مرگ به سراغم بیاید، بی‌هیچ درنگی از آن می‌گریزم. امّا حتی اگر یقین داشته باشم که قصد نابود کردنم را داری، باز هم نمی‌توانم از تو بگریزم. آخر، آدم چگونه می‌تواند از زخمی که بر قلبش نشسته است، بگریزد؟ نگینِ خوش‌خُلق؛

  • 📚حفره‌ها/گروس عبدالملکیان #کتاب_لقمه

  • خوش اومدید بچه‌ها🌻

  • «هر آنچه تو در آن باشی را دوست دارم و از هر آنچه بی‌توست بیزارم؛ برای همین رؤیاهایم را بر زندگی‌ام ترجیح می‌دهم.»

  • اگر تو نباشی دیگر نمی‌دانم برای چه بايد لبخند بزنم

  • ما آدم‌ها هرچقدر هم که بزرگ شویم، هنوز همان کودکان آسیب‌پذیری‌ هستیم که ادای قوی بودن درمی‌آورند. حقیقت این است که ما هم گاهی دلمان می‌خواهد، درست مثل دوران کودکی، از ترس تاریکی به آغوش مادرمان پناه ببریم و اعتراف کنیم که می‌ترسیم؛ که شب‌ها هیولایی ترسناک به نامِ غم در کمین‌مان نشسته تا روحمان را ذره ذره ببلعد. نگینِ خوش‌خلق؛

  • یک جورِ گزنده‌ای زیبایی؛ طوری که آدم می‌ترسد نگاهت کند، مبادا کور شود یا عقل از سرش بپرد.

  • 🎞We Are All Trying Here و گاهی، آدم برای دوام آوردن نیاز به یک معجزه ندارد؛ فقط همین که یک نفر زخم‌هایش را ببیند، کنارش بماند و تمام تلاشش را بکند تا حتی برای چند لحظه هم که شده، خنده را به لب‌هایش برگرداند، کافی‌ست.

  • زندگی، نبردی نابرابر است؛ بعضی‌ها از بدو تولد، برنده به دنیا می‌آیند و بعضی دیگر، بدون اینکه حتی فرصتی برای فکر کردن به پیروزی داشته باشند، تمام توانشان صرفِ زنده ماندن می‌شود. نگینِ خوش‌خُلق؛

  • گاهی اوقات زندگی بیشتر حسِ مرگ می‌دهد.

  • امروز به پایان میرسد از فردا برایم چیزی نگو من نمی‌گویم : فردا روز دیگریست فقط می‌گویم : تو روز دیگری هستی تو فردایی همان که باید به خاطرش زنده بمانم جبران خلیل جبران؛

  • گویند که نور است پس از ظلمت بسیار دل روشن و سبزیم که شب دیر نپاید. معصومه صابر؛

  • دلم برایتان تنگ است؛ به امتدادِ گلوله‌هایی که پنج ماه پیش به سویتان شلیک شد و هنوز قلبم را می‌شکافد. مگر شما هر کدام چند نفر بودید که با رفتنتان انگار، جهان از زندگی تهی شد. شما‌ کشته شدید و بعدِ شما، قلبِ میلیون‌ها زندگی از تپش ایستاد، انگار که مرگ مسری‌ باشد. نگینِ خوش‌خُلق؛

  • 📚حفره‌ها/گروس عبدالملکیان #کتاب_لقمه

  • شبتون بخیر رفقا

  • 📼ما نسلِ بذار ببینیم چی میشه‌ایم نسلی که تصمیماش همیشه موقتیه چون اینجا هیچی دووم نداره نه قیمتا نه قولا نه امیدا نه می‌تونیم بریم نه می‌تونیم بمونیم جسممون اینجاست ذهنمون یه جای دیگس که یا هرگز بهش نمی‌رسیم یا اگه برسیم خودمونم دیگه اون آدم قبلی نیستیم که بودیم

  • و ما هنوز زنده‌ایم در تقلایی احمقانه‌ برای بقا همچون ماهیان افتاده بر خشکی که برای ذره‌ای زندگی دست و پا می‌زنند

  • سال‌های سال گذشته است و حالا دیگر چیزی از او به‌یادم نمانده است او که برایم همه‌چیز بود اما همه‌چیز در گذر است. برتولت برشت؛

نُطق — tgindex