tgindex
اتوپرتره | آرزو ارجمند

اتوپرتره | آرزو ارجمند

Статистика
@arezooarjmandперсидский

عکاسِ جُستارنویس . سایت (برای دیدن عکس‌ها و نوشته‌هام) https://arezooarjmand.ir/ 💛

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
462
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
220
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
153
40 постов
Вовлечённость
69,5%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 462
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
61
1/48двое суток
69
1/72трое суток
75

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 11 авг.422из zahra_solhdar

    چگونه در میانِ آثارِ اکبر رادی، خودمان را پیدا کنیم؟ 🎭 در کارگاهِ «شناختِ جهانِ اکبر رادی»، هدف ما این است که یاد بگیریم چطور نگاهِ عمیق‌تری به آثارِ رادی داشته باشیم و ببینیم چطور این متن‌ها با تجربه‌هایِ زندگیِ ما گره خورده‌اند. 📍 جزئیات کارگاه: 🗓 زمان برگزاری: چهارشنبه ۲۸ مرداد ⏰️ ساعت ۱۷ 💰 قیمت ویژه (۳ روز اول): ۱۹۰ هزار تومان قیمت اصلی: ۲۴۰ هزار تومان 📎 برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام، همین الان به آیدی زیر پیام دهید👇 @z_solhdar ✅ بعد از برگزاری کارگاه، صوت و ویدیوی جلسه‌ در کانال کارگاه قرار داده می‌شود. @zahra_solhdar

  • اتوپرتره | آرزو ارجمند pinned «285. جمله آخری که تو کتاب خوندم خیلی به نظرم قشنگ اومد ؛ میلیاردها سال قبل ذراتی بوده‌ایم که برای به وجود آوردن یک ستاره، دور هم جمع شده بودیم و زمان زیادی گذشته تا ما به این شکل حیات پیدا کرده‌ایم ؛ ساده و شگفت‌انگیز. به این دلیل همه‌چیز برای شما امکان‌پذیر…»

  • اتوپرتره | آرزو ارجمند pinned «104. آندره مارلو بعد از ازدست دادن ۵نفر از نزدیکانش میگه : هیچ چیز بی‌ارزش تر از زندگی نیست و هیچ چیز به ارزش زندگی نیست! چقدر این جمله معنا داره 👌🏻 ۱۴۰۳/۰۱/۱۱»

  • 29. نمی‌دانم آنقدری که بین دوستانم محبوبم، بین آدم‌های دیگر هم هستم! ۱۴۰۲/۱۲/۰۷

  • 1. نوشته بود : (دلایل نداشتن اعتمادبه‌نفس خود را تهیه کنید و اگر همه این دلایل رد شود آنوقت چه اتفاقی می‌افتد؟) خب معلوم است! |آنوقت نویسنده‌ای در من ظهور می‌کند| ۱۴۰۲/۱۰/۰۵

  • 9 авг.692из gharare_abi

    اینکه کمتر از ۲ ماه دیگه پاییزه و هوا خنک روحمو آروم می‌کنه.

  • من آدم سرخوشیم و سعی می‌کنم چیزی بیشتر از ۲۴ساعت درگیرم نکنه و حتی تلاش می‌کنم انتظاراتمو از آدما کم و کمتر کنم ولی؛ آدمای مهم زندگیم دلم گرفت واسه اولین کتابم برام جشن کوچولو نگرفتین دلم گرفت یه استوری اینستاگرام از کتابم نذاشتین من ننه‌ی همتون بودما :)) #ستون_زرد

  • عشقِ عاقلانه دیدم. گفتند «سفر باید تا پخته شود خامی» و من هر بار سفر کردم چیزهایی دیدم و شنیدم و آموختم که در سکون نبود. عشقی را دیدم که جنون نداشت. عشقی که به وقتش محبت می‌کرد، آنجایی که نیاز بود معشوق را ستایش می‌کرد، غم و اندوه معشوق را تاب نداشت ـ به حرف دیده بودم و در عمل چه باشکوه و دلنشین بود ـ زندگی می‌کرد به وقتش و دیوانگی می‌کرد در مکانش. خواستنی، ارزشمند و غیرقابل توصیف بود. «بود» درست نیست، «هست» و امیدوارم پایان نداشته باشد که هر سرانجامی برای چنین احساسی در این روزگار بی‌احساس کم است. #سالیوان🩵

  • 2 авг.137176из cactos

    ‏تنبلى ميتونه يک رابطه رو نابود كنه. درسته كه خيانت نميكنى، ولى خبرى از گل‌، سورپرایز، قدردانى، پیام‌های محبت آميز و قرار عاشقانه هم نيست! واقعيت اينه كه تنبلى ميتونه كم كم عشق روبُكشه وگاهی وفادار بودن به تنهايى براى پايدارى رابطه كافى نيست! @Cactos 🌵

  • دارم کم لطفی می‌کنم که از لحظه‌های خوبم نمی‌نویسم!

  • عمه بودن اینجوریه که به هوای خرید واسه خودت میری بازار ولی با پلاستیک پلاستیک لباس و اسباب‌بازی واسه برادرزادت برمی‌گردی #نخودفرنگی_عمه

  • تا هستم واسم گل بخرین ذوق کنم مُردم سر قبرم بیارین خوشحال نمیشم والا

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🌹 برای خودم، برای جسارت زندگی کردن، برای عاشقی کردن #زیستن ۱۴۰۵/۰۴/۲۷ @arezooarjmand

  • видео или голосовое, без подписи

  • اگه یه مسئولیت تو جهان داشته باشم یاد دادن #زیستن به آدماست و نامه نوشتن یه نوع قوی اونه نامه‌ها نجات‌دهندن 🕊️

  • 16 июл.10721из ladanshayanfar

    کتابچه‌ی «شعر من، اسب بال‌دار من» شعر و متن‌هایی برای شعر لادن شایان‌فر *ساجده حق‌پرست، طراح کتابچه دوست نازنین و هنرمند منه و کار باهاش خیلی خوبه @ladanshayanfar

  • 778. |با من از بیماری نگو من پیرِ آلرژیم| پارسال تیر ماه بود. واکسن لومیزوماب (اُمیزوماب) مهمان جدید بدنم شد. یک‌سال دوستی‌اش در بدنم تمام شده و حالا میزبانی می‌کند. سه‌سال پی‌درپی با آلرژی و اگزمای شدید درگیر بودم. هیچ‌کدام رو به بهبود یا کم‌شدن نمی‌گذاشتند و هر روز درمانده‌تر و کلافه‌تر و ناامیدتر به زندگی ادامه می‌دادم. پشت تمام نرفتن به مهمانی‌ها یک تن خسته بود که نمی‌توانست لباس را بر پوست تاب بیاورد. پشت تمام لباس‌های پوشیده پوشیدن پوستی پر از لک و التهاب بود. پشت لبخندهایم درد و خارش و سوزش بود. پشت چشم‌های خسته‌ام بی‌خوابی‌های شبانه بود. زیبایی‌ها و توان استخوانم را دکترهای .. نه بهتر بگویم دلالانِ طبیب.. کلاهبرداران سلامتی*.. با آمپول‌های کورتون نابود می‌کردند. به چه قسم خورده بودید شما؟ بیش از چهار دکتر پوست رفتم که هیچ‌کدام یکبار عذاب وجدان قلقلکش نداد به من بگوید مشکلت پوستی نیست و خودت را خسته‌ی مطب‌های تجارتی نکن! من چرا دکتر پوست می‌رفتم؟ تمام علائمم پوستی بود اما من دکتر نبودم. بعد از انجام هرچه آزمایش در آزمایشگاه‌ها بود، خوردن هرچه دارو در داروخانه‌ها بود، امتحان کردن هرچه طب سنتی و صنعتی بود و نذر و نیازهای پدربزرگ به دکتر آلرژی رسیدم. فرشته نجات من* حالا هر بار به مطبش می‌روم او از دیدن من خوشحال‌تر است. هربار همچون درمانگری علاوه بر انداختن پوکه‌های واکسن به سطل آشغال، کلافگی‌هایم را هم دور می‌اندازد. آلرژی هنوز هم سختی‌های خودش را دارد؛ داروخانه‌ها را بالا پایین کردن برای توضیح اینکه من دوز بالا نیاز دارم و احتکارکننده‌ی دارو نیستم، هزینه‌ی زیاد هرماهش که دست یار متقبل می‌شود، تحمل سه روز تب و بی‌حالی و پریشانی بعد واکسن، توضیح به افراد اطرافم، بارها، که زدنش بهتر از نزدنش است. اما حالا بهتر هستم. زندگی‌ام باکیفیت‌تر شده است. به عکس‌های این چهار سال که نگاه می‌کنم هیچ‌گاه این خستگی‌ها مانع #زیستن ‌م نشد. من همیشه عاشقانه زندگی را زندگی کردم حتی جایی که دردها و التهابم را نمی‌فهمیدند و اشک می‌ریختم. چه کسی می‌تواند روز عروسی‌اش را با ورم صورت و دستانی سرخ و تنی که هر لحظه نیازمند خراش‌ برای آرام شدن است تصور کند؟ من تجربه کردم. زیاد توضیح دادم، زیاد شنیدم، زیاد گفتم. و هنوز هم می‌گویم حساسیتم عادی نیست واقعا نمی‌توانم این غذا را بخورم. نگاه‌هایی که بر پوستم قفل می‌شد هم یادم هست. من اگر سخت شدم و دیگر به کنایه‌ها و بی‌محلی‌ها اخم نمی‌کنم ساخته شدم. جایی را دیدم که فقط من بودم و تن ملتهبم و عالمی در شادی. من این تن را از اضطراب و سختی بیرون کشیدم. خیلی‌ها هم بودند که دورم بودند ولی نفهمیدند. توضیحاتی که به آدم‌ها می‌دهی یا نمی‌دهی حتی، حرف‌هایی که از روی ناآگاهی می‌زنند و نگاه‌های‌شان و توصیه‌های‌شان همچون همان اگزما پوستت را لکه‌دار می‌کند و هیچ‌گاه ردش نمی‌رود البته این یکی روی قلبت. کمی از توصیه کردن فاصله بگیرید خدا همه را برای دکتر بودن نیافریده است. پارسال تیر ماه بود. واکسن لومیزوماب (اُمیزوماب) مهمان جدید بدنم شد. یک‌سال دوستی‌اش در بدنم تمام شده و حالا میزبانی می‌کند. عزیزِ همراهم جشن یک‌سالگیت مبارک 🎈 #در_باب_درد_پنهان ۱۴۰۵/۰۴/۲۴ @arezooarjmand * تمام دکتر‌های پوست را مورد خطاب قرار نمی‌دهم. * دکتر عزیزم قائمشهر مطب دارد اگر کسی آلرژی داشت که می‌توانست اینجا مراجعه کند پیام دهد آدرس بفرستم.

  • 12 июл.1543из shematiin

    میدونی عزیزم، خب همین‌ که یکی یه چیزی برات بفرسته بگه اینو دیدم یادت افتادم، اینارو برای تو عکس گرفتم، و این چیزا، از خوشحال کننده ترین اتفاقات زندگی منه.

اتوپرتره | آرزو ارجمند — tgindex