اسدالله جعفری(پژمان)
Статистикаمترجم و ستوننویس؛ تَرجُمه کِتاب وَ مَقاله! برای سفارش ترجمه و ویرایشِ متنهای انگلیسی به آیدی زیر پیام دهید:📩 @asad_jp وبلاگم:👇 mohajirtimes.substack.com/s/ajf روزنامه صبح کابل:👇 b2n.ir/subhekabul.com.asad
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 21
- 1/48двое суток
- 24
- 1/72трое суток
- 25
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اعلام نتیجه مرحله اول بورسیه بینالمللی برزیل! با افتخار، راهیابی متقاضیان افغانستان، به شمول خودم، به مرحله نخست بورسیه بینالمللی برزیل را صمیمانه تبریک میگویم. جالب است که امسال به تعداد زیادی دانشجویان افغانستان در مقطع ماستری و دکتری به این بورسیه راهیافتهاند که احتمالاً بیسابقه میباشد. و تعداد اسامی راهیافتگان به مرحله نخست به شرح زیرین است: ۱. محمدمنیر اوریا ۲. ارشاداحمد نوری ۳. اسدالله جعفری ۴. فریدالله منتظر ۵. عارفالله سیال ۶. بلال نسیمی ۷. پرویز دلاوری ۸. سهراب عطایی ۹. فاضلرب حیدری ۱۰. عبدالمجید ۱۱. یلدا معین ۱۲. فاطمه محمدی ۱۳. فرشته عطایی ۱۴. عاطفه عسکری ۱۵. وسیمه ملنگ ۱۶. سوسن حکاک ۱۷. ناکیسا علیزی ۱۸. شقایق افزلیار ۱۹. زهرا انصاری ۲۰. کامله قاسمی ۲۱. فاطمه مختاری ۲۲. سکینه موسوی ۲۳. مریم مسلم ۲۴. هدیه صاحبزاده ۲۵. فریحه الکوزی و ... این فهرست تنها بخشی از نامزدان و راهیافتگان متقاضیان افغان است و همچنان متقاضیان زیادی از دانشجویان افغانستان در مقطع ماستری و دکتری به مرحله نخست این بورسبه راه یافتهاند که فهرست کامل آن را میتوانید در فایل پیدیاف فوق چک بنمائید. مجدداً برای همه این عزیزان صمیمانه تبریک میگویم و امیدوارم که در مراحل بعدی نیز موفق باشند و این فرصت ارزشمند به مسیری برای تحصیل، پیشرفت علمی و ساختن آیندهای بهتر تبدیل شود. تبصره: در مورد خودم نیز، با وجود راهیابی به مرحله نخست، به احتمال ۹۵ درصد در نهایت به این بورسیه نخواهم پیوست؛ اما حضور در میان نامزدان این مرحله برایم افتخارآمیز بوده است. https://t.me/asadullah_jp/2490 ۱۴۰۵/۵/۲۱ @asadullah_jp
без подписи
без подписи
امروز ۲۷ام جولای، روز تولدم بود! ------------------------------------- افغانستان؛ جاییکه تولد هم گاهی تاریخ ندارد؛ امروز روز تولدم بود؛ یا دستکم روزی که در اسناد رسمی به عنوان روز تولدم ثبت شده است. این روز برای من تنها یک مناسبت شخصی نیست، بلکه یادآور یک واقعیت تلخ است. میلیونها افغان، از جمله خودِ من، از تاریخ دقیق تولدشان اطمینانِ کاملی ندارند. بسیاری از افغانها در خانه به دنیا میآیند، بدون ثبت رسمی، بدون شناسنامه هویتی در زمان تولد و بدون نظام کارآمد ثبت احوال. سالها بعد، هنگام گرفتن تذکره یا پاسپورت، تاریخ تولدشان بر اساس حدسها و گمانهزنیها، حافظه خانواده یا تصمیم مأمور ثبت احوال ثبت میشود. این فقط یک مشکل اداری و یا فرهنگی نیست؛ بلکه بازتاب دههها جنگ، فقر، بیثباتی، تبعیض، محرومیت از خدمات عمومی و بیتوجهی به حقوق اولیه شهروندان یک مرز و بوم است. وقتیکه انسان حتی از تاریخ دقیق تولد خود مطمئن نباشد، یعنی بخشی از هویت او هرگز بهدرستی ثبت نشده است. با اینحال، امروز را به عنوان فرصتی برای قدردانی از زندگی، تجربهها، دردها، و امیدها به آیندهی که هیچ معلوم نیست گرامی میدارم. قابلآرزوست، روزی برسد که هیچ کودکی در افغانستان بدون ثبت هویت و بدون حق داشتن یک تاریخ تولد دقیق بزرگ نشود. t.me/asadullah_jp/2486 پ.ن: عکس از آن دورانهاست، شاید حدودِ ۸ سال قبل! ۱۴۰۵/۵/۵ t.me/asadullah_jp
без подписи
I Have Received It! I am pleased to share that I have officially received the Publication Confirmation Letter for my peer-reviewed article, "Chabahar Port and the Geo-Economics of Regional Integration," published in the Bulgarian Journal of International Economics and Politics (BJIEP), a scientific journal of the University of National and World Economy, Sofia, Bulgaria. Although the article had already been published, receiving this official confirmation letter marks an important academic milestone. First and foremost, I would like to express my sincere appreciation to the anonymous peer reviewers of this issue. Their careful evaluation, insightful comments, and constructive suggestions significantly strengthened the quality of my research. I am truly grateful for the time, expertise, and dedication they devoted to the peer-review process. I would also like to extend my heartfelt thanks to Assoc. Prof. Maria Bakalova, PhD, Editor-in-Chief of the journal, for her professionalism, guidance, and support throughout the editorial process. My sincere appreciation also goes to the entire editorial team of BJIEP for their commitment to maintaining high academic standards and promoting quality research. Finally, I warmly invite colleagues, researchers, students, and anyone interested in regional and international economics to read the article. It is freely available (Open Access) through the links below.https://t.me/asadullah_jp/2479?single 🔗 www.unwe.bg/doi/bjiep/2026.1/BJIEP.2026.1.04.pdf 🔗 www.doi.org/10.37075/BJIEP.2026.1.04 July 25, 2026 t.me/asadullah_jp
без подписи
без подписи
Dehmazang: Repression and Forced Silence! #Republishing https://mohajirtimes.substack.com/p/dehmazang-repression-and-forced-silence
Remembering the Dehmazang Tragedy—A Call for Global Recognition! #Republushing https://mohajirtimes.substack.com/p/remembering-the-dehmazang-tragedya
چرا از جمعیت واقعی افغانستان سخن گفته نمیشود؟ ✍اسدالله جعفری(پژمان) اعلام آمارهای متفاوت درباره جمعیت افغانستان از سوی طالبان و دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یونما) بار دیگر پرسشهای جدی درباره نبود یک نظام دقیق آماری در کشور را مطرح کرده است. طالبان جمعیت افغانستان را حدود ۳۷ میلیون نفر اعلام کرده، در حالیکه یونما رقم نزدیک به ۴۸ میلیون نفر را مطرح کرده است. اما واقعیت این است که هر دو رقم، بدون داشتن یک سرشماری جامع و علمی، نمیتواند تصویر دقیق و قابل اعتمادی از جمعیت افغانستان ارائه کند. افغانستان یکی از معدود کشورهای جهان است که هنوز سرشماری ملی کامل و مدرن از نفوس خود انجام نداده و دارای هیچ سیستم مدرن آماری و سرشماری نیست. در شرایطی که بخش بزرگی از شهروندان افغانستان حتا تذکره تابعیت ندارند، چگونه میتوان با قطعیت از تعداد واقعی نفوس سخن گفت؟ تخمین جمعیت کشوری که میلیونها نفر آن در مناطق دورافتاده زندگی میکنند، مهاجرت گسترده دارد، تولدهای بیرویه و مرگومیرها ثبت دقیق نمیشود و هزاران کودک بدون اسناد رسمی به دنیا میآیند، بسیار دشوار است. مشکل دیگر این است که آمار جمعیتی افغانستان اغلب به ابزار سیاسی تبدیل شده است. هر جریان سیاسی ممکن است از ارقام جمعیتی برای اهداف خاص خود استفاده کند؛ اما جمعیت یک کشور موضوعی علمی است، نه ابزاری برای مشروعیتسازی یا رقابت سیاسی. مردم افغانستان حق دارند بدانند که چند نفر هستند، چه نیازهای آموزشی، صحی، اقتصادی و اجتماعی دارند و منابع کشور چگونه باید بر اساس واقعیتهای جمعیتی مدیریت شود. با توجه به نرخ بالای زاد و ولد، نبود ثبت دقیق احوال نفوس، جمعیت گسترده مهاجران، و نبود آمار قابل اعتماد از مناطق مختلف، برخی برآوردها احتمال میدهند که جمعیت واقعی افغانستان ممکن است به مراتب بیشتر از ارقام اعلامشده باشد. بنابراین اعلام رقمهای ۳۷ یا ۴۸ میلیون نفر بدون توضیح روششناسی و دادههای معتبر آماری-علمی، بیشتر باعث سردرگمی میشود تا روشن شدن واقعیت نفوس. پرسش اساسی این است: چرا درباره میلیونها انسانی که هنوز در آمار رسمی دیده نمیشوند، سخن نمیگوییم؟ چرا سرنوشت دهها میلیون شهروندی که هویت آماری ندارند، در محاسبات سیاسی و اقتصادی نادیده گرفته میشود؟ افغانستان پیش از هر چیز به یک سرشماری ملی، سیستماتیک، مستقل و شفاف نیاز دارد؛ سرشماریای که همه شهروندان، بدون تفاوتهای قومی، زبانی، مذهبی یا جغرافیایی، در آن دیده شوند. تا زمانی که مردم افغانستان در آمار رسمی حضور نداشته باشند، بسیاری از برنامههای توسعه، عدالت اجتماعی و سیاستگذاری عمومی بر پایهی تبعیض، حدس و گمان باقی خواهد ماند. افغانستان تنها کشوریست که هنوز هیچگونه سیستم آماری محلی و ملی قابلرهگیری و قابلاعتماد ندارد؛ و بیشتری آمار نفوسشان یا توسط سازمان سیا تخمین زده میشود یا توسط یونما و یاهم توسط رژیمهای که به گونه مقطعی در افغانستان سرکار میآیند که هیچ کدام این آمارها واقعی و براساس دادههای میدانی نیست. https://t.me/asadullah_jp/2474 t.me/asadullah_jp
без подписи
سقوط کابل؛ روایتهای میدانی از درون آشوب! کتاب سقوط کابل یک روایت مستند و میدانی از سقوط افغانستان و شهر کابل به دست تالبان در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ است. بنابراین؛ اکنون ۱۵ آگوست نزدیک است و خواندن این کتاب از نظر تاریخی و اشتباهات چندین ساله در تاریخ معاصر افغانستان، عُرفاً و شُرعاً توصیه میگردد، به خصوص برای اهل تعقل و تفکر، فعالان اجتماعی-مدنی، فرهنگی و تاریخی. قابلتوجه است که این کتاب نسخه الکترونیکی ندارد و فقط نسخهچاپی آن قابلتهیه است. جهت تهیه این کتاب پیام دهید و یا به شماره مندرج در تماس شوید:👇 09194516533 @mohajir_admin t.me/asadullah_jp
از تحریم تا حملات نظامی: بندر چابهار چه نقشِ در تجارت منطقهای دارد؟ حملات هوایی آمریکا به بندر چابهار، آن هم در شرایطی که این بندر یکی از مهمترین شریانهای تجاری منطقه به شمار میرود، پرسشهای جدی درباره امنیت مسیرهای بازرگانی و احترام به زیرساختهای غیرنظامی را ایجاد میکند. در حملات اخیر آمریکا مناطقی مختلف بندر چابهار در جنوب ایران هدف قرار گرفتهاند از جمله برجهای مراقبت دریانوردی آن. بندر چابهار یک بندر صرفاً تجاری در جنوب ایران است که نقش راهبردی در اتصال ایران، افغانستان و هند در جنوب آسیا و اقیانوسیه هند ایفا میکند. این بندر طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین مسیرهای ترانزیتی برای تجارت افغانستان تبدیل شده و امکان دسترسی این کشور به آبهای آزاد را بدون وابستگی به مسیرهای دیگر به ویژه بندر گوادر پاکستان فراهم میکند. همچنین هند با سرمایهگذاری در توسعه این بندر، آن را به یکی از حلقههای مهم همکاریهای اقتصادی منطقه تبدیل کرده، اما همین توسعه به دلیل تحریمهای آمریکا هنوز به پایهٔ اکمال نرسیده است. نکته قابل تأمل اینست که چابهار سالها تحت تأثیرِ تحریمهای آمریکا قرار داشته است و محدودیتهای مالی و تجاری، روند توسعهی آن را با چالشهای فراوان مواجه کرده است. اکنون نیز قرار گرفتن این بندر در معرض حملات نظامی، بار دیگر امنیت یکی از مهمترین زیرساختهای تجاری منطقهای و فرامنطقهای را با خطر روبهرو کرده است. هدف قرار دادن زیرساختهایی که نقشی اساسی در تجارت، ترانزیت کالا و تأمین نیازهای اقتصادی میلیونها انسان در جنوب آسیا دارند، تنها یک اقدام نظامی نیست؛ بلکه میتواند پیامدهای گستردهای بر اقتصاد منطقه، امنیت زنجیره تأمین و معیشت مردم، بهویژه در ایران و افغانستان، بر جای بگذارد. بندر چابهار باید به عنوان یک گذرگاه اقتصادی و تجاری حفظ شود، نه اینکه به میدان رقابتها و درگیریهای نظامی تبدیل گردد. بنابراین؛ در مقالهی علمی-پژوهشیام که اخیراً در مورد بندر چابهار در مجلهٔ بینالمللی اقتصاد و سیاست بُلغارِستان منتشر شده، و در این مقاله به صورت ویژه درباره نقش و اهمیتِ چابهار میان ایران، افغانستان و هند پرداختهام. این مطلب به وضوح بیان میدار که چابهار چه نقشی مقابلهای در برابر بندر گوادر پاکستان در تجارت افغانستان و کاهش تنشهای مرزی بین پاکستان و افغانستان دارد. مخاطبان و خوانندگانِ این مقاله پژوهشگران، دانشجويان و دانشآموختگانِ رشتههای مدیریت بازرگانی، مدیریت بینالملل و دریانوردی، مدیریت مطالعات منطقهای و فرامنطقهای، اقتصاد و مدیریت اقتصادی، ژئوپلتیک-ژئواکونومیک و مدیریت و اقتصاد بنادر میباشند. و این مطلب از طریق لینکهای زیر به صورت رایگان قابل دسترس است. https://mohajirtimes.substack.com/p/795 http://bjiep.unwe.bg/en/journalissues/article/78146
без подписи
بندرِ چابهار و نقش ژئواکونومیک آن در همگرایی منطقهای! ✍اسدالله جعفری(پژمان) مَقاله علمی-پژوهشیام با عنوانِ «بندر چابهار و نقش ژئواکونومیک آن در همگرایی منطقهای» پس از چندین ماه بررسی و داوری در مجلۀ بینالمللی اقتصاد و سیاست بُلغارِستان (Bulgarian Journal of International Economics and Politics – BJIEP) توسط دانشگاه اقتصاد ملی و جهانی در ۲۹ جونِ ۲۰۲۶م، منتشر شد. اکنون این مطلب در دو نسخهی چاپی و دیجیتال به صورت رایگان قابلدسترسِ خوانندگان و پژوهشگران عزیز میباشد که از طریق لینکهای زیرین در دسترس است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش ژئواکونومیک بندرچابهار در پویایی تجارت منطقهای و بینالمللی و نیز بررسی ابعاد رقابتی آن در مقایسه با بندر گُوادَر پاکستان انجام شده است. این مطالعه با بهرهگیری از رویکردی توصیفی–تحلیلی و با اتکا به چارچوبهای نظری ژئواکونومی و موازنه قدرت اقتصادی، میکوشد نقش بندر چابهار را در بازتوزیع قدرت ترانزیتی و اقتصادی در جنوب آسیا تبیین کند. یافتههای پژوهش نشان میدهند که بندر چابهار، بهعنوان محور همکاری سهجانبه میان ایران، هند و افغانستان، از یک پروژه صرفاً زیرساختی فراتر رفته و به سازوکاری ژئواکونومیک در سطح منطقه تبدیل شده است. تحلیل دادههای آماری و اسناد موجود نشان میدهند که سهم بندر چابهار از ترانزیت منطقهای ایران طی سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ از ۲ درصد به ۹ درصد افزایش یافته و این بندر توانسته زمان ترانزیت کالا میان هند و افغانستان را ۴۰ درصد کاهش دهد. ارزیابی تطبیقی بندر چابهار و بندر گوادر نشان میدهد که چابهار، به دلیل برخورداری از ساختار حکمرانی چندجانبه، از پایداری اقتصادی بیشتر و استقلال بالاتر در تصمیمگیری برخوردار است؛ در حالیکه بندر گوادر همچنان به میزان زیادی بر سرمایهگذاری و منافع راهبردی چین وابسته است. این پژوهش تأکید میکند که بندر چابهار نمونهای موفق از گذار از ژئوپلیتیک سنتی به ژئواکونومی تعاملی است و میتواند به عنوان الگویی برای همکاریهایی اقتصادی پایدار در جنوب آسیا و منطقه اقیانوس هند مورد استفاده قرار گیرد. http://t.me/asadullah_jp/2459 لینک شناسه دیجیتال: doi.org/10.37075/BJIEP.2026.1.04 لینک دانلود مستقیم: bjiep.unwe.bg/en/journalissues/article/78146 لینک نمایه: bjiep.unwe.bg/en/journalissues/list/208 ۱۴۰۵/۴/۱۴ t.me/asadullah_jp
لهجه هزارگی در سرشماری استرالیا؛ هویت قومی، نه زبان مستقل! در فرم رسمی اداره آمار و سرشماری استرالیا، بخش مربوط به زبان بر اساس طبقهبندی استاندارد زبانها تنظیم شده است. در این فهرست، هیچ گزینهای با عنوان «زبان هزارگی» به عنوان یک زبان مستقل وجود ندارد. در مقابل، زبان فارسی (Persian/Farsi) در طبقهبندی رسمی جایگاه مشخصی دارد. از دیدگاه بسیاری از زبانشناسان، هزارگی یکی از گویشها یا لهجههای زبان فارسی دری است که با وجود ویژگیهای آوایی، واژگانی و برخی تفاوتهای محلی و بومی، در ساختار (فونولوژی و مورفولوژی) همچنان در چارچوب زبان فارسی قرار میگیرد. به همین دلیل است، افرادی که در خانه به لهجه هزارگی سخن میگویند، در صورت تمایل میتوانند آن را به صورت «Persian (Hazaragi)» یا «Hazaragi Persian» در بخش توضیحات یا گزینه «سایر» ثبت کنند، در حالی که زبان اصلی همچنان فارسی محسوب میشود. در مقابل، بخش «Ancestry» یا «تبار» موضوعی کاملاً جداگانه است و به ریشه قومی و خانوادگی افراد مربوط میشود، نه به زبان. بنابراین، یک فرد هزاره میتواند در بخش تبار، «Hazara» را ثبت کند و همزمان زبان خود را فارسی یا فارسیِ هزارگی بنویسد. در فرجام گپ، میان هویت قومی هزاره و طبقهبندی زبانی باید تفاوت قائل شد. هزاره یک هویت قومی است، در حالی که لهجه هزارگی یکی از گونههای زبان فارسی-دری به شمار میآید و در فرم رسمی سرشماری اداره آمار دولت استرالیا نیز به عنوان یک زبان مستقل هرگز درج نشده است. https://t.me/asadullah_jp/2465?single ۱۴۰۵/۴/۱۵ 🆔 t.me/asadullah_jp
без подписи
без подписи
بندرِ چابهار و نقش ژئواکونومیک آن در همگرایی منطقهای! ✍اسدالله جعفری(پژمان) مَقاله علمی-پژوهشیام با عنوانِ «بندر چابهار و نقش ژئواکونومیک آن در همگرایی منطقهای» پس از چندین ماه بررسی و داوری در مجلۀ بینالمللی اقتصاد و سیاست بُلغارِستان (Bulgarian Journal of International Economics and Politics – BJIEP) توسط دانشگاه اقتصاد ملی و جهانی در ۲۹ جونِ ۲۰۲۶م، منتشر شد. اکنون این مطلب در دو نسخهی چاپی و دیجیتال به صورت رایگان قابلدسترسِ خوانندگان و پژوهشگران عزیز میباشد که از طریق لینکهای زیرین در دسترس است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش ژئواکونومیک بندرچابهار در پویایی تجارت منطقهای و بینالمللی و نیز بررسی ابعاد رقابتی آن در مقایسه با بندر گُوادَر پاکستان انجام شده است. این مطالعه با بهرهگیری از رویکردی توصیفی–تحلیلی و با اتکا به چارچوبهای نظری ژئواکونومی و موازنه قدرت اقتصادی، میکوشد نقش بندر چابهار را در بازتوزیع قدرت ترانزیتی و اقتصادی در جنوب آسیا تبیین کند. یافتههای پژوهش نشان میدهند که بندر چابهار، بهعنوان محور همکاری سهجانبه میان ایران، هند و افغانستان، از یک پروژه صرفاً زیرساختی فراتر رفته و به سازوکاری ژئواکونومیک در سطح منطقه تبدیل شده است. تحلیل دادههای آماری و اسناد موجود نشان میدهند که سهم بندر چابهار از ترانزیت منطقهای ایران طی سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ از ۲ درصد به ۹ درصد افزایش یافته و این بندر توانسته زمان ترانزیت کالا میان هند و افغانستان را ۴۰ درصد کاهش دهد. ارزیابی تطبیقی بندر چابهار و بندر گوادر نشان میدهد که چابهار، به دلیل برخورداری از ساختار حکمرانی چندجانبه، از پایداری اقتصادی بیشتر و استقلال بالاتر در تصمیمگیری برخوردار است؛ در حالیکه بندر گوادر همچنان به میزان زیادی بر سرمایهگذاری و منافع راهبردی چین وابسته است. این پژوهش تأکید میکند که بندر چابهار نمونهای موفق از گذار از ژئوپلیتیک سنتی به ژئواکونومی تعاملی است و میتواند به عنوان الگویی برای همکاریهایی اقتصادی پایدار در جنوب آسیا و منطقه اقیانوس هند مورد استفاده قرار گیرد. http://t.me/asadullah_jp/2459 لینک شناسه دیجیتال: doi.org/10.37075/BJIEP.2026.1.04 لینک دانلود مستقیم: bjiep.unwe.bg/en/journalissues/article/78146 لینک نمایه: bjiep.unwe.bg/en/journalissues/list/208 ۱۴۰۵/۴/۱۴ t.me/asadullah_jp