tgindex
"ابرهای تاریک" اشکان دانشمند

"ابرهای تاریک" اشکان دانشمند

Статистика
@ashkandaneshmandКнигиперсидский

Ashkan GhafarianDaneshmand ✍🏻 "Ashkan Daneshmand" Literary Translator, Writer Poet, Polyglot Linguist اشکان غفاریان دانشمند @ashkghd

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
37
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
524
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
271
37 постов
Вовлечённость
51,7%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 37
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
83
1/48двое суток
95
1/72трое суток
102

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چشمانِ تو سرزمینِ مادری‌ست برای آذرخش، برای اشک سکوتی که به سخن درمی‌آید طوفان‌هایی بدونِ باد دریایی بدون موج پرنده‌هایی در قفس، درنده‌هایی خفته و طلایی‌رنگ توپازهایی بی‌رحم، درست مثل حقیقت و یا پاییز در پهنه‌ی روشنی از جنگل جایی‌که نور بر شانه‌ی درختی آواز سر می‌دهد جایی‌که تمامِ برگ‌ها پرنده‌اند ساحلی که وقتی صبح از راه می‌رسد ستاره‌بارانِ چشم است سبدی از میوه‌های آتشین دروغی که به زندگی دوام می‌بخشد آینه‌های این جهان، دروازه‌های دنیای دیگر تپشِ آرامِ دریا در نیم‌روز مطلقی که پلک می‌زند، برهوت و بیابان چشم‌هایت اکتاویو پاز #ترجمه از اسپانیایی #اشکان_دانشمند✍ #اشکان_غفاریان_دانشمند @ashkandaneshmand

  • ساعت از یک گذشته احتمالاً به خواب رفته‌ای رودخانه‌ی نقره‌ی راه شیری در دل شب جاری‌ست شتابی نیست، بیدارت کنم با برقِ تلگرام‌هایم چرا بیدارت کنم یا خاطرت را بیازارم درست می‌گویند همه‌چیز تمام شده زورق عشق به صخره‌های روزمرگی سابید و در هم‌شکست ما که حرف‌هایمان را زده‌ایم دیگر چه فایده دارد بازگو کنیم درد و رنج‌هایمان را دلخوری‌ها را نگاه کن چه سکوتی حکم‌فرماست شب آسمان را با پیش‌کشی از ستارگان پوشانده در همین ساعات است که انسان برمی‌خیزد با قرن‌ها تاریخ و سرتاسر هستی سخن می‌گوید ولادیمیر مایاکوفسکی #ترجمه #اشکان_دانشمند✍ #اشکان_غفاریان_دانشمند . . . @ashkandaneshmand

  • بعد از تو چه؟ هیچ پس از طوفان آرامش حاکم می‌شود بعد از هرروز شب از راه می‌رسد بعد از یک روز بارانی آفتاب سربرمی‌آورد و بعد از تو چه؟ بعد از تو چه؟ پس از هرلحظه و هراتفاق دنیا باز هم دور خودش می‌گردد پس از هرسال، زمان بیشتری بر ما می‌گذرد و از دست می‌رود بعد از یک دوست خوب دوست دیگری پیدا می‌کنی و بعد از تو چه؟ بعد از تو چه؟ بعد از تو هیچ‌چیز نیست نه رنگی از زندگی در جانم نه آرامشی که تسکین بدهد اگر تو کم باشی، هیچ‌چیز نیست بعد از تو چه؟ هیچ‌چیز هیچ‌چیز نیست بعد از هر داشتنی، چیزهای دیگری داری بعد از هرخواستنی، باز هم عاشق می‌شوی بعد از هر لحظه تجربه‌ی زندگی بعدی وجود دارد و بعد از تو چه؟ بعد از تو چه؟ بعد از تو هیچ‌چیز نیست نه خورشیدی، نه بامدادی نه بارانی و نه طوفانی نه دوستی و نه امیدی بعد از تو هیچ‌چیز نیست . . . . #موسیقی🎻 #ترجمه از اسپانیایی #اشکان_دانشمند✍ #اشکان_غفاریان_دانشمند . . . @ashkandaneshmand

  • انگشت‌هایت خسته است از خیمه‌شب‌بازی چند طناب دیگر جا داری برای گردن‌هایمان؟ ما که تاب خوردیم و نمردیم تو کمی خستگی در کن پایین بیاور ما را نفسی تازه کنیم . . . #شعر #اشکان_دانشمند✍🏻 #اشکان_غفاریان_دانشمند @ashkandaneshmand

  • https://youtu.be/pfA8Y_OPx0w?si=dI2EMQ2PrPXK9QIS #اساطیر

  • https://youtu.be/IZXLrjFOvUg?is=uyVcQtPR06WlcO7m #اساطیر

  • ترجمه‌ای قدیمی از من سئونگ سام مون - شاعر متولد هزار و چهارصد و هجده در کره جنوبی که در جریان کودتا علیه کینگ سجو در سال هزار و چهارصد و پنجاه و شش اعدام شد . #ترجمه از انگلیسی: #اشکان_غفاریان_دانشمند #اشکان_دانشمند✍🏻 . من به چه تبدیل خواهم شد وقتی بمیرم و جسمم از میان برود؟ یک درخت کاج بلند و تنومند روی بلندترین قله‌ی "بونگ رایسان" تنهای تنها و همیشه سبز وقتی که برف سپید تمام دنیا را پوشانده است ... وقتی صدای سازهای کوبه‌ای جانم را فرابخواند سرم را به سویی می‌چرخانم که خورشید در حال غروب است در مسیر جهان زیرین، هیچ مسافرخانه‌ای نیست امشب را در خانه‌ی چه کسی بخوابم؟ ... @ashkandaneshmand

  • موسیقی مکزیکی کریستین کاسترو #موسیقی🎻 @ashkandaneshmand

  • ترجمه‌ای از سال‌های دور نشسته پشت میز سیگار می‌کشد و از پنجره بیرون را نگاه می‌کند هشتادسال است که این جنگ ادامه دارد درست از وقتی‌که عکاس پاریسی دکمه را فشار داد آلکسی آلخینا #ترجمه از روسی #اشکان_دانشمند✍🏻 #اشکان_غفاریان_دانشمند @ashkandaneshmand

  • تورا دیدم و ناگهان عاشقت شدم فکر نکردم که شاید از دستت بدهم حواسم نبود چه‌ می‌کنم و در آغوشت رها شدم صورت دخترانه‌ات دیوانه‌ام کرد اما من در زندگیِ تو فقط سرگرمی بودم مثل یکی از اسباب‌بازی‌هایت چشمم که به تو افتاد افسونم کردی و چشمان سبزت برای قلبم دام پهن کرد دوباره پایم به همان سنگ گیر کرد و تعادلم از دست رفت در عشق هیچ‌وقت پیروز نبوده‌ام همه می‌دانند آن‌که به دام عشق بیفتد جز اشک چیزی برایش نمی‌ماند باز هم پایم به همان سنگ گیر کرد پای عشق که درمیان باشد، هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرم من که قسم خورده بودم با او بازی نکنم، دوباره با همان پا به همان سنگ گرفتار شدم خولیو ایگلسیاس #ترجمه از اسپانیایی #اشکان_دانشمند✍ #اشکان_غفاریان_دانشمند #موسیقی🎻 . . . @ashkandaneshmand

  • Тёмная ночь شب تاریک تنها صدای سوت گلوله‌ها در پهنه‌ی دشت شنیده می‌شود تنها سوز باد است که لابه‌لای سیم‌های خاردار زوزه می‌کشد، نور ستاره‌ها هم چشمکی بی‌رمق می‌زند. در این شب تاریک، خوب می‌دانم عشق من که خواب به چشمت نمی‌آید، کنار گهواره‌ کودکمان نشسته‌ای و پنهانی اشک بر صورتت می‌لغزد و پاکش می‌کنی. آه که چقدر عمق چشمان مهربانت را دوست دارم، آه که چقدر می‌خواهم لب‌هایم را بر پلک‌هایت بفشارم! این شب تاریک ما را از هم دور انداخت، عشق من و چه دشت سیاه و هولناکی میان ما گسترده شده، به تو ایمان دارم، به تو یار و یاورم، همین ایمان بود که در شب تاریک، سپر من شد تا گلوله‌ بر تنم ننشیند... شادمانم و در میانه‌ی نبردی مرگ‌بار آرامش دارم، می‌دانم هرچه بر سرم بیاید، باز هم با عشق به استقبالم می‌آیی. از مرگ نمی‌ترسم، بارها در این دشت او را دیده‌ام. همین‌حالا هم روی سرم می‌گردد و می‌چرخد. تو چشم‌انتظار منی و کنار گهواره خواب از چشمت رفته، برای همین می‌دانم که هیچ اتفاقی برایم نمی‌افتد! شب تاریک #ترجمه از روسی #اشکان_دانشمند✍ #اشکان_غفاریان_دانشمند #موسیقی🎻 . . . @ashkandaneshmand

  • سالروز درگذشت بورخس، امروز، ۱۴ ژوئن ترجمه‌ی شعری از او ژنو، سال ۱۴۰۲ @ashkandaneshmand

  • کنار مرده‌ای خوابیدن پنجه در پنجه‌ی جسد انداختن چشمان بسته‌ی یک جنازه ترسناک نیست تا وقتی‌که... صبح زود بیدار نشود، مزارش را نشکافد و سر کار نرود #اشکان_دانشمند✍🏻 #اشکان_غفاریان_دانشمند #شعر @ashkandaneshmand

  • https://vaznedonya.ir/Poem/3699

  • https://vaznedonya.ir/Poem/3728

  • مرگم را به چه زبان به تو خواهند گفت؟ زمزمه‌های زیر لب آن‌هایی که می‌شناسند مرا، در کدام صورتِ دستور جهانیِ زبان رخ خواهد داد؟ کدام زمان‌ها و جنسیت‌های دستوری از جنس زمانی خواهند گفت که من نیستم؟ چه خواهد شد اگر به ناگهان شناسه‌ام با فعلی که به زبانت جاری می‌شود، تطابق پیدا نکند؟ آیا از جا برمی‌خیزم و خطایی نابخشودنی من را به زندگی بازمی‌گرداند؟ #اشکان_دانشمند✍🏻 #اشکان_غفاریان_دانشمند #شعر https://vaznedonya.ir/Poem/3728 . . . @ashkandaneshmand

  • هیچ خاکستری را ندیدم که برباد نرود جنازه ی تو نیز روی زمین نخواهد ماند دوست من! کندویی را که از رویای دیگران برداشتی سرجایش بگذار! نانی را که از دیگران دزدیدی به آنها پس بده! چیزی که از آن تو نیست، از آن تو نیست! به هر قیمتی زندگی نکن نگران نباش جنازه‌ات روی زمین نخواهد ماند! تو بمیر! ما دفنت خواهیم کرد رسول یونان @ashkandaneshmand

  • آه غربت با من همان کار را می‌کند که موریانه با سقف که ماه با کتان که سکته قلبی با ناظم حکمت گاهی به آخرین پیراهنم فکر می‌کنم که مرگ در آن رخ می‌دهد پیراهنم بی‌تو آه سرم بی‌تو آه دستم بی‌تو آه ساده زندگی كردم اما مرگم مشكوك به نظر خواهد رسید پیدایم می‌كنید با ناخن‌هایم، با موهایم و استخوان دلم كه گودالی تاریك را روشن كرده است. رضا بروسان @ashkandaneshmand

  • سوسک ایان مک‌یوان #اشکان_دانشمند✍ نشر نیماژ @ashkandaneshmand

  • اگر احساسی در آن‌سوی مرگ برایمان باقی می‌ماند، مشتاقم حیاتم را از من بگیری! اما ای خواهر عزیزم، به‌جای این‌که از من بخواهی کاری کنم که احساسم زیر بارش نمی‌رود، ای کاش بیایی این تیغ را از دستم بگیری، بیا. از دستم بگیر و به‌یکباره در سینه‌ام فرو کن، بمان و اطمینان کن که می‌میرم، سر من تا لحظه‌ی مرگ، پیش تو به احترام و تبعیت پایین است، اما نمی‌توانم زنده بمانم و انتقام نگیرم. آنتیگونه‌ها جرج اشتاینر ##ترجمه #اشکان_دانشمند✍ نشر نیماژ @ashkandaneshmand