- Последний пост
- 19 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
همین قدر از تو می دانم که بر خاکی نمی تازی مگر بر پشته ای از کشته ها پرچم برافرازی به ابرویت قسم وقتی غضب کردی یقین کردم که می خواهی مرا با یک نگاه از پا بیندازی بزن چنگی به گندمزار گیسویت مگر قدری زکات خون دل های فقیران را بپردازی به شرط آبرو با جان قمار عشق کن با ما که ما جز باختن چیزی نمی خواهیم از این بازی از این شادم که در زندان یادت گرچه محبوسم تو از من چون صدف در سینه مروارید می سازی #فاضل_نظری / @ashoomteam #کتاب / #ویرانی
سلام و درود به تمامی شما همراهان در کانال استاد فاضل نظری، با توجه به استقبال شایان شما از برنامه پخش زنده، تصمیم بر این شد که هر شنبه از ساعت هشت شب به مدت دو ساعت، برنامه ثابت داشته باشیم توی محیط گوگل میت که چند روز قبل از روز شنبه موعود، لینک جهت ورود به فضای لایو از طریق همین کانال به اطلاع شما دوستان میرسه، از همراهی و حمایت شما کمال تقدیر و تشکر را دارم. پ.ن: جهت دسترسی به فایلهای آرشیو پخش زنده همیشه از هشتگ #لایو استفاده بفرمایید. ابوالفضل فتحیآزاد ادمین 🌸❤️😇
سیل آه خلق، سدّ ظلم را خواهد شکست قصۀ تاریخ بیسلطان به پایان میرسد #فاضل_نظری / @ashoomteam #وجود
بی وفایی شد جواب مهربانی؛ حیف شد خواستی از پای آهو بند بگشایی؛ گریخت #فاضل_نظری / @ashoomteam #وجود
تنگ آب از روزهای قبل خالیتر شده است زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است هر نگاهی میتواند خلوتم را بشکند کوزهٔ تنهایی روحم سفالیتر شده است آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب ماهِ در مرداب این شبها هلالیتر شده است گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟! دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالیتر شده است زندگی را خواب میدانستم اما بعد از آن تازه میبینم حقیقتها خیالیتر شده است ماهی کمطاقتم! یک روز دیگر صبر کن تنگ آب از روزهای قبل خالیتر شده است #فاضل_نظری / @ashoomteam
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم چون سایه عدم بود سراپای وجودم بر غیرت من عیب مگیر ای همه خوبی وقتی که به اندازهٔ حسن تو حسودم تقدير من از بند تو آزاد شدن نیست دیدی که گشودی در و من پر نگشودم من «نغمه نی» بودم و چون «مويهی عشاق» با آه درآمیخته شد، بود و نبودم یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس شعری که سزاوار تو باشد نسرودم #فاضل_نظری / @ashoomteam #اکنون
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد شاد باش! این رنج بی پایان به پایان میرسد گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد زندگی بر مردم آزاده ی بی آرزو سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد داستان شمع با آتش روایت شد ولی عاقبت با دیدهی گریان به پایان میرسد سیل آه خلق، سدّ ظلم را خواهد شکست قصه تاریخ بیسلطان به پایان میرسد #فاضل_نظری / @ashoomteam #وجود
داد از این طرز مسلمانی که هر کس در نظر قبله را می جوید اما از خدا برگشته است خیمه ی خورشید را "دین دار ها" آتش زدند آه معنای حقیقت تا کجا برگشته است جاءَ نور اشبهُ الناسُ بٍخیر الاولیاء گوییا پیغمبر از غار حرا برگشته است هر که آن خورشید را در خون شناور دید گفت حکم قتل نور از شام بلا برگشته است از بد و نیک جهان جای شکایت هست و نیست خوب یا بد هرچه هست از ما به ما برگشته است #فاضل_نظری / @ashoomteam
به خواب ظلمت آلودیم شبهای زلالی را دریغا ما ندانستیم قدر آن لیالی را ! به جای شمعدانیهای سرشار از شکوفایی کنار یکدگر چیدیم گلدانهای خالی را مزار از دشت میسازند و تابوت از صنوبرها خدایا کی به پایان میبریم این مرگسالی را ! کسی با نغمهی اللهاکبر برنمیخیزد مؤذن بیسبب آشفت خواب این اهالی را جهان پیوسته تا کی بر مدار ظلم میگردد مگر در هم بریزد رادمردی این توالی را #فاضل_نظری / @ashoomteam
سایه افکندند بر دنیا سیاهی ها اگر با تو خواهم ماند حتی در تباهی ها اگر تنگ آب اینقدر هم کوچک نمی آمد به چشم فکر آزادی نمی کردند ماهی ها اگر ما به راه خویش می رفتیم، دشمن دوستان خود نمی بردند ما را تا دوراهی ها اگر ما سبکباران خاک بی نیازی را چه غم سرگران گشتند با ما پادشاهی ها اگر لذت فرمانروایی غیر ذلت هیچ نیست در حساب آیند روزی بی گناهی ها اگر #فاضل_نظری / @ashoomteams #کتاب / #خیر_خواهی
بهتنهایی گرفتارند مشتی بیپناه اینجا مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ به خون خویش میغلتند خلقی بیگناه اینجا نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست نشان میجوید از من تا نیاید اشتباه اینجا تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا #فاضل_نظری / @ashoomteams
پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر است آنچه آن را کوه خواندم، پرتگاهی دیگر است شاید از اول نباید عاشق هم می شدیم این درست اما جدایی اشتباهی دیگر است در شب تلخ جدایی عشق را نفرین مکن این قضاوت، انتقام از بی گناهی دیگر است روزگاری دل سپردن ها دلیل عشق بود اینک اما دل بریدن ها گواهی دیگر است درد دل کردن برای چشم ظاهر بین خطاست آنچه با آئینه خواهم گفت آهی دیگر است #فاضل_نظری / @ashoomteams #ضد / #جدایی
без подписи
لذت فرمانروایی غیر ذلت هیچ نیست در حساب آیند روزی بی گناهیها اگر #فاضل_نظری / @ashoomteams
گفتی بگو راز خزانها را به آنها پایان تلخ داستانها را به آنها گلها نمیدانند اما میرسانم پیغام رنج باغبانها را به آنها ای کاش هرگز بادبادک ها نفهمند بسته است دستی ریسمانها را به آنها برفی که روی بامهای شهر بارید وا کرد پای نردبانها را به آنها یا در قفس آتش بزن پروانهها را یا باز گردان آسمان ها را به آنها چون دوستانم دشمنند و دشمنان دوست وا مینهم بعداز تو " آنها " را به " آنها " #فاضل_نظری / @ashoomteams #ضد
غیر مُشتی غنچهی پرپر چه باقی مانده است از بهار، ای باغبان! دیگر چه باقی مانده است عشق را در من دمیدی کاش میدیدی ز من بعد از آن طوفان ویرانگر چه باقی مانده است! تا «چهل» پیمانه نوشیدم ولی معلوم نیست از شراب عمر در ساغر چه باقی مانده است زندهایم اما از این رنجی که نامش زندگیست غیر تکراری ملالآور چه باقی مانده است عشق بعد از مرگ هم بیاعتنا از من گذشت رد پایش بر مزارم گرچه باقی مانده است #فاضل_نظری / @ashoomteams #اکنون / #تکامل_و_تنهایی
در کوشش گریختن از دست خویشتن چون برگ بیمزارم و چون باد بیوطن پیروز رزم رستم و سهراب هر که هست غیر از شکست نیست در این جنگ تنبهتن خاموش از آن شدم که به جایی نمیرسد فریادهایِ جنگلِ در حالِ سوختن چون کودکی که بر لب ساحل دویده است پیداست رد پای تو بر شعرهای من بر دشت لاله برف نشستهست و دور نیست رزوی که سر دوباره برآریم از کفن #فاضل_نظری / @ashoomteams #اکنون / #فریاد
از دردِ عشق گفتم و نشنید هیچکس حتی اگر شنید، نفهمید هیچکس زورِ شراب گر به غمِ عشق میرسید ما را چنین خراب نمیدید هیچکس آدم حریصِ منع شدنهاست، گر نبود آن میوه را ز شاخه نمیچید هیچکس شرمندهی محبتت ای غم! که در فراق حالِ مرا به جز تو نپرسید هیچکس فاضل ز خیرِ نام گذشتهست دوستان! روی مزار او بنویسید هیچکس ... #فاضل_نظری / @ashoomteams #وجود
اما کم و بسیار! چه یک بار چه صد بار تسبیح توای شیخ رسیده ست به تکرار سنگی سر خود را به سر سنگ دگر زد صد مرتبه بردار سر از سجده و بگذار از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار در وقت قنوتم به کف آیینه گرفتم جز رنگ ریا هیچ نمانده است به رخسار تنهایی خود را به چهار آینه دیدم بیزارم، بیزارم، بیزارم، بیزار ای عشق مگر پاسخ این فال توباشی مشت همه را باز کن، ای کاشف اسرار #فاضل_نظری / @ashoomteams #آنها
راه پیدا کردن گنج جهان جز رنج نیست رنج آن را راست می گویند اما گنج نیست گاه می افتد به خاک و گاه می غلتد به رود هیچ رازی در فروافتادن نارنج نیست گاه سربازی شجاعی، گاه شاهی نا امید روز و شب چیزی به جز تکرار یک شطرنج نیست در کف بازار دنیا «عمر» خود را باختی سکه ها را جمع کن! دعوای چار و پنج نیست باید از بهتی که چشمم داشت قلبش می شکست چشم پوشی کن که این آیینه حیرت سنج نیست #فاضل_نظری / @ashoomteams #اقلیت / #بی_نیاز