اشعار علی صفری
Статистикаلطفا برای نقد شعر پیام ندهید در کارگاه شعر در خدمتتان خواهم بود. سپاسگزارم فقط ارتباط کاری: @alisafari_official نظر و انتقاد: Alisafariorg@yahoo.com اینستاگرام: https://www.instagram.com/alisafariofficial
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 140
- 1/48двое суток
- 1 306
- 1/72трое суток
- 1 409
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آنچنانم که به غیر از تو ندارم راهی من فقط خواستن و عشق فقط کوتاهی خسرو پرویزترین عاشق این شهر منم قصرشیرین منی! گوهر کرمانشاهی جای توضیح تولد بنویسید که ما غیر از آغوش نداریم ولادت گاهی تو و خودخواهیِ پربارتر از خواهش من منم و خواستنی بیشتر از خودخواهی آه در سینه من ریخته بودی اما شعر بیرون زده از برکت خاطرخواهی قفس دکمه و دریاچه پیراهن تو چند وقتیست مرا کرده "کبوتر ماهی" 👤#علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafaripoems
برای چشم من نوری برای سینه ام آهی عمیقی مثل دلتنگی شبیه عشق کوتاهی خودم با بیقراریهای هر شب میشوم همراه حواسم طبق عادت با خیالت میشود راهی زمین خوردم، شکستم، جمع کردم تکههایم را برای لحظهای که تکیهگاهی امن میخواهی کسی که عمقِ دریا را بداند، غرق خواهد شد چه چیزی داشت این دنیا به غیر از رنجِ آگاهی برای زندگی بعدی اما شعر خواهم شد شنیدم از رفیقان شعر می خوانی هر از گاهی نشد نامِ تو را در سینهام پنهان کنم، ای عشق که با هر بازدم از سینه بیرون می زند آهی 👤#علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafariofficial
بغض وقتی می رسد ، شاعر نباشی بهتر است بغض وقتی گریه شد ،خودکار می خواهد فقط #علی_صفری روز قلم گرامی باد @alisafaripoems
خواب پریشان علی زندوکیلی🎙️ ترانه:علی صفری✒️ ملودی :محمد زندوکیلی🎼 تنظیم و میکس مستر و نوازندگی ویلن:آرش خادم صادق🎻
без подписи
ای کاش به آغوش تو جان را برسانم کافیست همینقدر اگر زنده بمانم بگذار در آغوش تو آرام بگیرم دلتنگی این فاصله ها را بتکانم جا مانده در این راه اگر پای دویدن با سینه سرم را به کنارت بکشانم بگذار که محدود به چشمان تو باشم محدودتر از این بشود با تو جهانم تو جلوه ای از فخرفروشی بهاری من برگ زمین خورده ای از فصل خزانم از شوق من و شعر همین بس که هر از گاه پروانه از این باغچه ی گل بپرانم بی روی تو آرام ندارم، خبرت هست؟! یا مصلحت این است ندانی و ندانم... از عشق فقط جان به لب آمده مانده ای کاش به لبهای تو جان را برسانم 👤#علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafariofficial
عشق یک لحظه و دلسوختنش بسیار است پشت هر پنجره ی منتظری دیوار است بغض پنهان شده در خنده به من می فهماند بدترین قسمت دلسوختگی انکار است تا خداحافظی اش هیچ نمی دانستم زندگی بیشتر از مرگ مصیبت بار است بهترین شاهدم از. حالت بی رحمی عشق قرص خوابیست که با گریه من بیدار است خون من گردن عشق است حلالش نکنید اولیای دم من بعد خدا خودکار است عاشقی خاطره می ساخت و غافل بودم زندگی در بغل خاطره ها دشوار است ... بخت هر جا که به دست کسی انگشتر داد بی گمان قسمت انگشت کسی سیگار است 👤#علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafaripoems
پاییزه و این باد لامصب دس میکشه رو چتریه موهات دیوونه میشم وقتی که برگاش صف می کشن پچ پچ کنن با پات دیوونه میشم وقتی که بارون با صورت تو هم کلوم میشه بند اومدن تو کار بارون نیست بارون شبیه من تموم میشه دیوونه میشم وقتی که مهتاب حیرون ماه پیرهنت میشه این دکمه ها با من موافق شن آغوش من حتما تنت میشه تو پیرهنت جامونده تابستون روی لبات شاتوت له کردن دستای هر فصلی تو آغوشت بازم پی مرداد می گردن اسم تو رو لبهای پاییزه اسم تو تصنیف گنجشکاس هر ثانیه مشغولته پاییز پاییز با تو پرچمش بالاس 👤#علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafaripoems
زبان مشترک ما زبان تن شده است برای حرف زدن شعر من دهن شده است تن آنچنان که برازنده است در طلبت لب از وجود برازنده ات بدن شده است نبرد ناز و نیاز اینچنین برابر نیست که عشق وارد این جنگ تن به تن شده است از آن زمان که پناهنده ام در آغوشت برای غربتم آغوش تو وطن شده است کجای شعر شدن بودی آه یادم رفت که گفت قافیه نزدیک پیرهن شده است چقدر سخت نگهبان آرزوی من است ببین که پیرهنت رازدار من شده است چه کرده کوچه ی تان با خیال رهگذران که نام دیگر این کوچه سرشکن شده است برای رسم تو در شعر آمدم اما غزل کنار تو مشغول باختن شده است غزل میان تماشا به لکنت افتاده تنت تنت ت ت تن تن ت تن ت تن شده است غزل کجای تنت بود باز یادم رفت... #علی_صفری @Alisafariofficial اینستاگرام: https://www.instagram.com/alisafariofficial
هم حرام جان من شد هم حرام دیگری قصه لیلاست با "ابن السلام" دیگری چشم هایش عاقبت این صید را تسلیم کرد ماده شیر ما شد و افسوس ، رام دیگری در صف حواریونم آشنا بسیار بود آشناتر آنکه بر پا کرد شام دیگری عشق گیرم لحظه ای بر بام ما هم دیده شد کار عشق این است، از بامی به بام دیگری برکت چشمان او پایین نیامد دستمان جام اول عشق بود و آه جام دیگری ناز کردن را به او آموختم تا عاقبت شد نیازش سهم من ، نازش به کام دیگری گرمی آغوش من در جان او جامانده بود هم حرام جان من شد هم حرام دیگری #علی_صفری @Alisafaripoems اینستاگرام: https://www.instagram.com/alisafariofficial
چه از مسیر ترحم، چه از مسیر عناد همین که آمده ای باز خانه ات آباد نپرس بی تو چه کردم که زنده ماندن من فقط خجالت بسیار بود و رنج زیاد چه شرط ها که من و انتظار می بستیم که عشق کوچه ی ما را نمی برد از یاد نه اینکه پشت سرت بارها زمین خوردم پس از تو پرچم دیوانه ها زمین افتاد پس از تو دستی اگر روی شانه ام می خورد برای خواندن تلقین مرا تکان می داد اگر چه عاقبت اعتماد تنهاییست مرا بگیر در آغوش ، هر چه بادا باد #علی_صفری @Alisafaripoems اینستاگرام: https://www.instagram.com/alisafariofficial
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی بدنم جان دارد علی زندوکیلی ترانه:علی صفری ملودی:محمد زندوکیلی @alisafaripoems
رهایے خواننده علی زندوکیلی ترانه سرا:علی صفری آهنگساز :محمد زندوکیلی تنظیم میکس و مستر:حسین امیدی گیتار الکتریک:احسان امیدی نوازنده گیتار:پرهام لردی فرد
"آرزوی محال " . خواننده پرهام کاکاوند ترانه علی صفری ملودی محمد زندوکیلی کارگردان کیارش کاویان
"آرزوی محال " خواننده پرهام کاکاوند ترانه علی صفری ملودی محمد زندوکیلی تنظیم مهدیار صالحی میکس و مستر مهدی کریمی
من ابرهای بی شماری در گلو دارم مغرورم آنقدری که بغضم را نمی بارم گفتند دلگیری چرا، گفتم نمی دانم آه ای نمی دانم ترینم! دوستت دارم ناگفته ها در سینه روی هم تلنبارند حرفش که می افتد به یک لبخند ناچارم از هر چه می ترسیدم آخر بر سرم آمد از عشق می ترسم تو را شاید به دست آرم هر شب خدایم را به چشمان تو می بازم باید خدایم را به چشمان تو بسپارم چشم تو را وقتی که دیدم زیر لب گفتم روزی به این دیوانه خانه می کشد کارم تا چشم هایت اشتباه خوب من باشند من دست از این اشتباهم برنمی دارم جان کندنم دور از تو نامش زنده مانی بود من زندگانی را از آغوشت طلبکارم یک روز می بارم کنارت رنج هایم را من ابرهای بی شماری در گلو دارم #علی_صفری @AliSafariPoems اینستاگرام: https://www.instagram.com/alisafariofficial
مانند برف آمد و مانند سیل رفت اماده باش عشق، به هنگام رفتن است 👤#علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafaripoems
شب های بعد از او عذابی بی سحر بود یک لشکر اما وقت رفتن یک نفر بود رنج از میان دست هایش چکه می کرد دست پدر هفتاد پشتش کارگر بود کی پیر شد، کی کوچ کرد از خستگی ها کاش عمر او از رنج هایش بیشتر بود بی او من انگار آخرین فرد جهانم هرگز چنین تنها نمی ماندم اگر بود با سیلی ایام صورت سرخ می کرد غمگین ترین شعر جهان بی شک پدر بود 👤#علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafariofficial
دیدمش دیوانگی از چشم هایش پا گرفت پلک زد، جنگ میان عقل و دل بالا گرفت عشق را در چشم های او نفس می شد کشید آه اما زودتر در سینه من جا گرفت گفتم از پیکار ها گاهی غنیمت می برند قبل رفتن لحظه ای لبخند زد، دل را گرفت عشق را با هر نگاهی بهتر از من می شناخت انتقام دیگران را ار من رسوا گرفت زندگی هر چیز که دلخوش به آن بودیم را یا به چشم ما نشان هرگز ندادش یا گرفت بعد از عمری یک نفر آمد که می فهمیدمش آن هم از دست خدا در رفته بود، اما گرفت قسمت درمانده ای از جان ما را عشق برد قسمت جا مانده اش را نیز صبر از ما گرفت #علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafariofficial
من باختم دنیای خود را در قمارش باشد برای چشم هایش افتخارش محدود او کردم جهانم را ولی غم آمد از آنجا که نمی رفت انتظارش دنیا تمام زخم هایم را بلد بود اما نمک پاشید روی شاهکارش چشمی که از شعر رقیبان سر درآورد از خون دل هایم می آمد اعتبارش چشمی که با خون دل من شعر می شد آخر بلای جان من شد انتشارش سر به هوا کردن اگر چه کار عشق است سر را به زانو می برد پایان کارش دنیا به شکلی روبرویم ایستاده حتی خودم در حیرتم از پشتکارش غمگین ترین تنهایی دنیا همین بود من بی قرارش بودم و او بی قرارش #علی_صفری @alisafaripoems https://www.instagram.com/alisafariofficial