- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 56
- 1/48двое суток
- 64
- 1/72трое суток
- 69
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پادشاهی نه به سیم و زر و گوهر باشد هر که صد رمق هست سکندر باشد (( حرف سامان مزن ای خواجه که در کشور عشق )) (( هرکه آهش به جگر هست توانگر باشد )) هیچ دردی بتر از عافیت دائم نیست تلخی تازه به از قند مکرر باشد هر که چون بحر به تلخی گذراند ایام ظاهر و باطن او گوهر و عنبر باشد پیشی جمعی که دل از فرقت شان سوخته است تشنه لب مردن از اقبال سکندر باشد (( نی محالست که از بند خلاصی یابد)) (( تا دلش در گرو صحبت شکر باشد)) یار ما با همه سر کن که دل شاه و گدا در ترازوی مکافات برابر باشد صبر بر سوز دل و تشنه لبی کن صائب که چو دل آب شود چشمه کوثر باشد این هم برگ سبزی بود تحفه درویش از گلستان همیشه سبز صائب تبریزی تقدیم به صاحبدلان کانال شعر و موسیقی (( عطار ))کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
کس این کند که دل از یار خویش بردارد؟ مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد که گفت: «من خبری دارم از حقیقت عشق»؟ دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد که از صفای درون با یکی نظر دارد هَلاک ما به بیابان عشق خواهد بود کجاست مرد که با ما سر سفر دارد؟ گر از مقابله شیر آید، از عقب شمشیر نه عاشقست که اندیشه از خطر دارد و گر بهشت مُصَوَّر کنند عارف را به غیر دوست نشاید که دیده بردارد از آن متاع که در پای دوستان ریزند مرا سریست؛ ندانم که او چه سر دارد دریغ! پای که بر خاک مینهد معشوق چرا نه بر سر و بر چشم ما گذر دارد؟ عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر کدام عیب؟ که سعدی خود این هنر دارد نظر به روی تو انداختن حرامش باد که جز تو در همه عالم کسی دگر دارد این هم برگ سبزی بود تحفه درویش از گلستان همیشه سبز شیخ مصلح الذین سعدی شیرازی تقدیم به صاحب دلان کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
без подписи
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
без подписи
без подписи
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هرکه درین حلقه نیست فارغ ازین ماجراست گر بزنندم به تیغ در نظرش بی دریغ دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست گر برود جان ما در طلب وصل دوست حیف نباشد که دوست دوستتر از جان ماست دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان گونه زردش دلیل ناله زارش گواست مایه پرهیزگار قوت صبر است و عقل عقل گرفتار عشق صبر زبون هواست دلشده پای بند ؛گردن جان در کمند زه گفتار نه؛ که این چه سبب وان چراست؟ مالک ملک وجود حاکم رد و قبول هر چو کند جور نیست ور تو بنالی جفاست تیغ برار از نیام زهر برافکن به جام کز قبل ما قبول ؛ وز طرف ما رضاست گر بنوازی بلطف ور بگذاری به قهر حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب عهد فرامش کند مدعی بی وفاست سعدی از اخلاق دوست هر چه برآید نکوست گوهمه دشنام گو کز لب شیرین دعاست این هم برگ سبزی بود تحفه درویش از گلستان همیشه سبز شیخ اجل سعدی شیرازی تقدیم به صاحبدلان کانال شعر و موسیقی (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
تصنیف هزاردستان به چمن دستگاه موسیقی: چهارگاه شاعر و آهنگساز: محمدعلی امیرجاهد متن تصنیف بر اساس اجرای قمرالملوک وزیری هزاردستان به چمن / دوباره آمد به سخن / که ای خسته از رنج دی / ببین جشن گلهای من بکن دل ز نقدینه جان / بنه در کف می فروش / کنار گل و لاله دو جامی بزن بنوش و چشم از مهر و مه بپوش / مکش منت آسمان به دوش مده دست و با دست بی نمک / نمک جز لب با نمک جزای کردار ستم دیدگان دهد نفخه صور / دوای درد دل دلداگان بود شور و نشور بسوزد از شرّ بشر یکسر خشک و تر / نماند آخر زین حیوان اثر نیارزد این جهان بدین که بهر دل دل شکنی / برون کنی پیروهنی از تنی مکن این طنازی با ما / عبث به خود مینازی جانا / ازین بلند پروازی دانم / کاخر شکار بازی جانم همه شب سر بردن به یک دل دو جا / نگران کاین دوران نماند به جا تو مشو مایه آوارگی دست من و دامان تو / بنما چاره بیچارگی ما و عهد و پیمان تو ریشه گر حاصلش این بار نیست تو مده لاله دگر خار چیست / جاهد این میکده را آب گرفت / کس در این معرکه هشیار نیست این هم برگ سبزی بود تحفه درویش از گلستان همیشه سبز استاد محمدعلی امیرجاهد تقدیم به صاحب دلان کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید بنگر کزین رهِ پُرخون خورشیدی خجسته رسید اگر چه دلها پرخون است شکوه شادی افزون است سپیدهی ما گلگون است، وای گلگون است که دست دشمن در خون است ای ایران، غمت مَرِساد جاویدان شکوه تو باد راه ما راه حق، راه بهروزیست اتحاد اتحاد، رمز پیروزیست صلح و آزادی، جاودانه، بر همه جهان خوش باد یادگار خون عاشقان، ای بهار! ای بهار تازه جاودان، در این چمن شکفته باش این هم برگ سبزی بود تحفه درویش از گلستان همیشه سبز هوشنگ ابتهاج تقدیم به صاحب دلان کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار)) کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
خرد مرد را خلعت ایزدی ست سزاوار خلعت نگه کن که کیست تنومند را کو خرد یار نیست به گیتی کس او را خریدار نیست ( نباشد خرد جان نباشد رواست ) ( خرد جان پاک است و ایزد گواست ) چو بنیاد مردی بیاموخت مرد سرافراز گردد به ننگ و نبرد ز دانش نخستین بیزدان گرای که او هست و باشد همیشه به جای ( بدو بگروی کام دل یافتی ) (رسیدی به جایی که بشتافتی ) دگر دانش آن است کز خوردنی فراز آوری روی آوردنی به خورد و به پوشش به یزدان گرای بدین دارفرمان یزدان به جای گرت آیدت روزی به چیزی نیاز به دشت و به گنج و به پیلان مناز ( هم از پیشه ها آن گزین کاندر اوی ) ( ز نامش نگردد نهان آبروی) همان دوستی با کسی کن بلند که باشد به سختی تو را سود مند (( تو در انجمن خامشی برگزین )) (( چو خواهی که یکسر کنند آفرین)) (( چو گویی همان گوی کآموختی )) (( به آموختن در جگر سوختی )) این هم برگ سبزی بود تحفه درویش از گلستان همیشه سبز حکیم ابوالقاسم طوسی تقدیم به صاحبدلان کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
خرد مرد را خلعت ایزدی ست سزاوار خلعت نگه کن که کیست تنومند را کو خرد یار نیست به گیتی کس او را خریدار نیست ( نباشد خرد جان نباشد رواست ) ( خرد جان پاک است و ایزد گواست ) چو بنیاد مردی بیاموخت مرد سرافراز گردد به ننگ و نبرد ز دانش نخستین بیزدان گرای که او هست و باشد همیشه به جای ( بدو بگروی کام دل یافتی ) (رسیدی به جایی که بشتافتی ) دگر دانش آن است کز خوردنی فراز آوری روی آوردنی به خورد و به پوشش به یزدان گرای بدین دارفرمان یزدان به جای گرت آیدت روزی به چیزی نیاز به دشت و به گنج و به پیلان مناز ( هم از پیشه ها آن گزین کاندر اوی ) ( ز نامش نگردد نهان آبروی) همان دوستی با کسی کن بلند که باشد به سختی تو را سود مند (( تو در انجمن خامشی برگزین )) (( چو خواهی که یکسر کنند آفرین)) (( چو گویی همان گوی کآموختی )) (( به آموختن در جگر سوختی )) این هم برگ سبزی بود تحفه درویش از گلستان همیشه سبز حکیم ابوالقاسم طوسی تقدیم به صاحبدلان کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj
без подписи
کانال شعر و موسیقی فاخر (( عطار )) https://telegram.me/attaarmj