tgindex
حضرت آیت الله العظمی لنگرودی

حضرت آیت الله العظمی لنگرودی

Статистика
@ayatollah_langrodeiВидеоперсидский

مجموعه‌ای از تصاویر، فیلم‌ها، معرفی آثار و ..... حضرت آیت الله العظمی سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی

Последний пост
1 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Видео
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
352
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 434
20 постов
Вовлечённость
407,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
78
1/48двое суток
89
1/72трое суток
96

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🎙نصایح مرحوم حضرت آیت الله مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • 16 июн.19042из ayatollah_langrodei

    در فضیلت تربت حضرت اباعبدالله الحسین (سلام‌الله‌علیه) بسمه تعالی و له الحمد در زمان سلطنت شاه عبّاس کبیر نامه‌ای از مملکت فرنگستان فرستادند مبتنی بر اینکه شما مسلمانان (شیعی اثناعشری) علمای خود را برای مباحثه با فردی که از طرف ما فرستاده می‌شود جمع کنید؛ چنانچه شما او را محکوم کردید ما به دین شما در می‌آییم، و اگر شما محکوم شدید به کیش ما در آیید. لذا شاه عبّاس علمای آن زمان را که رأس و رئیس آنها مرحوم فیض کاشانی بود جمع کرد. پس از ورود شخص مزبور به مجلس، مرحوم فیض به وی فرمودند: مگر در مملکت شما عالمی برای مباحثه نبود که شمای غیر عالم را فرستادند؟ فرستاده که به خود مغرور بود، گفت: من علم و قدرتی دارم که معلوم نیست بتوانید مرا محکوم کنید! مرحوم فیض فرمودند: علم و قدرت شما چیست؟ گفت: هر چه را بدون اطّلاع و توجّه من در دست بگیرید من از آن خبر میدهم و اوصاف و خصوصیّاتش را بیان می کنم. مثلاً اگر در دست خود انگشتری بدون آگاهی من مخفی کنید میگویم چه انگشتری است، از طلا و برلیان است و یا از نقره است. و نگین آن چه نگینی است. مرحوم فیض تسبیح تربتی مخفی در دست داشتند فرمودند: در دست من چیست؟ وی قدری مکث کرد و فوراً جواب نداد. مرحوم فیض فرمودند: با آن همه ادّعا چگونه در جواب ماندی؟ گفت: نماندم، میدانم در دست شما چیست، خاک بهشت است. مکث من به جهت آن است که خاک بهشت به دست نمی‌آید، و حال آنکه در دست شما آمده است!؟ مرحوم فیض فرمودند: راست میگویی، این خاک مرقد مطهّر فرزند دختر پیغمبر ما است، و ما طبق مدارک معتبر معتقدیم که خاک آن مرقد خاک بهشت است. وی تعجّب کرد، و چون مرد منصف غیر متعصّبی بود به حقّانیّت این دین و مذهب ـ که خاک مرقد فرزند دختر پیامبرش خاک بهشت است ـ معتقد شد و فی المجلس ـ محکوماً ـ این آیین مقدّس را قبول نموده، و به اسلام ناب محمّدی و علوی ـ صَلَّی اللهُ عَلَیهِما وَآلِهِما ـ مسلمان شد، و رفت که شاید هم‌کیشان خود را به این آیین گرایش دهد. آری، تربت مقدّس حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) مشکل‌گشا است؛ تناول مقداری از آن تربت به قصد شفا، شفای دردها و امراض است. علمای شیعه نوعاً مهر نمازشان را که از این تربت بوده احتراماً بالای عمامة خود می‌گذاشتند. ملوانان کشتیها از قدیم می‌دانستند هنگام طوفانی بودن دریا یگانه چیزی که نجات‌بخش است انداختن آن مهرها به دریا است. لذا به این وسیله از علمایی که داخل کشتی بودند درخواست نجات می‌کردند، و چه بسا در اثر آن کرامت، عدّة زیادی هدایت شده‌اند. صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیهِ وَ عَلَی جَدِّهِ وَ اَبیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَخیهِ وَ اَولادِهِ المَعصومینَ . @ayatollah_langrodei

  • . فقیه ولایی مرحوم آیت الله سیدمحمدحسین مرتضوی لنگرودی: 🔸 احساس می‌شود که در رسانه‌های گروهی، وجود وافر موسیقی و پاره‌ای از محرّمات دیگر ـ چون بدحجابی، بی‌حجابی، اختلاط زن و مرد، حرکت‌های موزون و نظیر آنها ـ به بهانهٔ دفع افسد به فاسد، یعنی به خاطر آنکه جوانان عزیز ما به سراغ ماهواره و نظایر آن نروند، توجیه می‌شود. 🔹 این در حالی است که وجود این فسادها در رسانه، مانع افسد نمی‌شود، و بسیاری از جوانان خواهی نخواهی به سراغ افسد می‌روند، و در حقیقت وجود آن فسادها در رسانه‌ها، کشاندن فساد به درون خانواده‌هاست. و اگر به فرض، مانع بعضی از جوانان از ماهواره و نظیر آن باشد، دفع این فاسد به آن افسد ـ که کشاندن بسیاری از خانواده‌ها به فساد است ـ می‌شود. 📗 اوراق پراکنده در معارف امامیه ص۲۲۶ @ayatollah_langrodei

  • بیانات حضرت آیت الله العظمی سیدمحمدحسین مرتضوی لنگرودی پیرامون شخصیت ام المومنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) @ayatollah_langrodei

  • 20 февр.1 044410

    جایگاه حبّ و بغض هَلِ الدِّینُ إِلاَّ الحُبُّ و البُغضُ؟! آیا دین و آیین جز حبّ اولیا و بغض اعدا چیز دیگری است؟! بعضی از لحاظ کج فهمی میپندارند که این اعمال وحشیانه مخصوصاً در این عصر حاضر که مخالفین ولایت و دشمنان تشیّع ـ همچون دولت سعودی نحوسی و وهابیّة هاویه ای و تکفیریّة کفریّه و داعش جانی مزدور، و و و ـ نسبت به شیعیان مظلوم و پیروان اسلام راستین دارند، در اثر بغض و نفرتی است که شیعیان نسبت به سردمداران معاندشان می نمایند، و همواره نفرین و لعن و خواستار محروم شدنشان از فیض رحمت الهی می شوند، در حالی که چنین نیست و نمی باشد؛ زیرا این روش حبّ و گرایش نسبت به اولیای دین، و بغض و نفرت نسبت به دشمنان آیین، طبیعی اهل هر دین و مذهبی است و از آن نمی توان جلوگیری کرد؛ چه آنکه جلوگیری مساوق و موجب دست برداشتن از دین و مذهب است. مگر می شود مثلاً پیروان سیرة حضرت زهرای مرضیّه (س) را از بغض و نفرت ستمگرانش باز داشت؟! و از آنها خواست که از آن صرف نظر کنند؟! بلکه این وحشیگری ها و جنایات مخالفان و دشمنان، فقط و تنها به خاطر جلوگیری از نفوذ و جذابیّت خدادادی آیین تشیّع و اسلام راستین است؛ چه آنکه این مکتب مقدّس از لحاظ استحکام دلیل و برهان و فضیلت والای پیشوایان و امامان: و عقاید ارزندة تابان و احکام دست اوّل حضرت منّان، تنها مکتبی است در این عصر و زمان که دارای چنین جامعیّتی است که برای هیچ مکتبی نمی باشد. لذا دشمنان ـ خاصّه گروهک های تازه پیدای نامبرده ـ چون بی پایه و بی مایه و تهی از حقیقتند، توانایی مقابله را نداشتند، و تا می توانستند سانسور نموده و آن را از ملّتها مخفی و پنهان می داشتند. اکنون که در اثر وجود اینترنت و سایتها و شبکه های ماهواره ای و فضایی از سانسور و پنهان کردن حقیقت عاجز شدند، به حربة عاجز که عبارت است از خشونت و کشتار و تکذیب حقایق و شبهه افکنی و اتّهام و تخریب مراقد با قیافه های حقّ به جانب روحانی نما و غیر آن متوسّل شدند، و با این وسایط و حیله ها می خواهند از این نفوذ خدادادی جلوگیری کنند، که هرگز نخواهند توانست؛ «مَه فشاند نور و سگ عوعو کند» (یُرِیدُونَ لِیُطفِئُوا نُورَ اللهِ بِاَفواهِهِم وَاللهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَو کَرِهَ الکافِرُونَ) . الحقّ که از مصادیق بارز این آیة شریفه اند. پر واضح و روشن است که اینان در واقع مسلمان نیستند، بلکه یهودی و مزدور و اکفر کفّارند که به خیال باطل خود می خواهند با تیشة تظاهر به اسلام، ریشة اسلام واقعی محمّدی علوی را بزنند. اُمید است که خداوند متعال در صورتی که قابل هدایت نباشند، به زودی آنها را ریشه کن فرماید. آمین یا ربّ العالمین. وَالسَّلامُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی ربیع الاوّل 1437 هـ ق @ayatollah_langrodei

  • 🎙نقل مکاشفه ای از آیت الله محمدتقی آملی توسط آیت الله مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • چهره نورانی و ملکوتی حضرت آیت الله العظمی سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • . ✍ بخشی از وصیت نامه مرحوم آیت الله العظمی سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی : در خاتمه همچون اسلاف توصیه مینمایم خاصه عزیزان را به تقوی و صلاح و سداد و پرهیزکاری و خویشتن داری و احتیاط در امور و حفظ سنگرهای دین و مذهب چون مساجد و حسینیّه ها و خواندن قرآن و دعا و بجا آوردن نماز اوّل وقت مخصوصا در مسجد و با جماعت و قضاء حوائج مؤمنان و صله ارحام و احترام نسبت به بزرگان و محبّت به زیردستان و صدقه به ویژه در اوّل شب و اول روز و نظائر اینها. و همگی را به خداوند متعال (جلت عظمته) در ظل عنایت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) می سپارم و انتظار طلب مغفرت و رحمت در مظان استجابت دعاء دارم. چون ندارم هیچگونه توشۀ راه بجز لا تقنطوا من رحمة الله و همچنین ندارم توشه از بهر عقبیٰ بجز مهر علیّ مرتضیٰ را والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • حضور مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی بر سر مزار والد معزز مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج سید مرتضی مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • پویانمایی از زندگی مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج سید مرتضی مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • استفتاء درباره هفتم و بیست و هشتم ماه صفر بسمه تعالی و له الحمد بعد السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته هرچند ولادت امام هفتم حضرت ابی الحسن موسی بن جعفر در هفتم صفر الخیر شهرت یافته، ولی بنا بر قول اصحّ ـ طبق منابع معتبر ـ در ماه ذی الحجّة الحرام می‌باشد. چنانکه شهادت امام همام سبط اکبر حضرت ابی محمّد الحسن المجتبی ـ علیه الصّلاة و السّلام ـ در بیست و هشتم صفر مصادف با رحلت و شهادت خاتم الانبیاء مشهور گشته، ولی طبق منابع معتبر در هفتم صفر اصحّ و صحیح‌تر، و از اعتبار خاصّ و ویژه‌ای برخوردار می¬باشد. و واضح و روشن است که قول اصحّ در این دو مورد، بلکه در همة موارد، متعیّن و اولی به قبول است از قول مشهور و اشهر، مخصوصاً با ملاحظة آنکه استقلال روز خاصّی برای سبط اکبر، آن امام مظلوم و غریب، اُمید کاهش مقداری از غربتش ـ صلوات الله علیه ـ خواهد بود. بنابراین، روز شهادت امام حسن مجتبی ـ عَلَیهِ آلافُ التَّحِیَّةِ وَ الثَّناءِ ـ بنا بر قول اصحّ، هفتم صفر الخیر است که برای عزاداری و سوگواری آن حضرت متعیّن خواهد بود، هر چند بیست و هشتم صفر مشهور و یا اشهر بوده باشد؛ و چون بنا بر مشهور روز ولادت امام کاظم نیز در این روز است، سزاوار است که ذکر مناقب این حضرت به بعد از ظهر این روز اختصاص داده شود. و الله العالم. محمّد حسین الحسینیّ اللّنگرودیّ عُفِیَ عَنهُ @ayatollah_langrodei

  • 5 июл. 2025 г.6469из Varesoon

    #خادم_الحسین (ع) آیت الله سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی @varesoon

  • دوست خدا نقل مکاشفه‌ای از آشیخ محمدتقی آملی توسط مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • کلمة محکمه پیرامون آیة مبارکة «سَلامٌ عَلَی إل یاسینَ» بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ بدان که کلمة «آل» در این آیة شریفه بنا بر هر دو قرائت («إل یاسین» و «آل یاسین») ـ به مقتضای تحقیق عمیق ـ معرّب ومخفّف کلمة «ایل» به معنی خاندان و عشیره است؛ گفته می‌شود: «ایل بختیار»، «ایل قشقا»، «ایل خان» و مانند آن، و منظور از «ایل» در تمام این کلمات همان خاندان و عشیره است. در این آیة مبارکه نیز همین معنی ـ و لو بنا بر قرائت «إل یاسین» به کسر همزه ـ مراد و مقصود است؛ زیرا «إل یاسین» از ابتدای نزول قرآن، جدای از هم نوشته شده است، و این بهترین دلیل است بر این که عبارت «إل یاسین» از دو کلمه ترکیب شده است. امّا این ادّعا که «إل یاسین» لغتی در «إلیاس» مثل «میکال» و «میکائیل» است، و یا این ادّعا که «إل یاسین» پیامبری از پیامبران الهی و غیر از «إلیاس نبیّ» است، مبتنی بر قاعدة «لا یُقاسُ خَطُّ القرآنِ بِخَطِّ العَروضِ و القَواعِدِ» می‌باشد؛ به این معنی که کاتبان وحی کلمة «إل یاسین» را به صورت جدا از هم نوشته‌اند، ولی مقتضای آن این بوده که پیوسته و متّصل نوشته شود. در جواب این ادّعاها می‌گوییم: این گفته‌ها، محض ادّعا است و قابل التزام نیست، بلکه التزام به آن در امثال کلمة «قَواریرَ» در سورة انسان صحیح است که در قرآن با الف نوشته شده است، و مقتضای قاعده آن است که بدون الف نوشته شود، ولی این قاعده در کلماتی مانند «إل یاسین» که خلاف قاعده بودن آن، باعث اختلاف معنی می‌شود قابل التزام نیست. بنابراین، مراد از کلمة «إل» ـ بنا بر هر دو قرائت ـ خاندان و عشیره است، و مراد از کلمة «یاسین» رسول مکرَّم اسلام می‌باشد، و سلام مذکور در این آیه به خاندان مکرَّم ایشان برمی‌گردد. صَلَّی اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالَی عَلَیهِ وَ عَلَیهِم اَجمَعینَ. بنا بر آنچه که ذکر شد حرف «لام» در کلمة «إل یاسین» در هر دو قرائت، مجرور به حرف جرّ «عَلَی» بوده و باید مکسور خوانده شود، و اینکه کلمة «إل یاسین» در قرآنهای رایج به سکون «لام» خوانده می‌شود صحیح نیست ، و از طرفی سکون آن را نمی‌توان به کاتبان وحی نسبت داد؛ زیرا اعراب‌گذاری در آن زمان متداول نبوده است، بلکه در اعصار بعد حادث شده است. امّا علّت اینکه کلمة «إل یاسین» به سکون «لام» خوانده شده این است که خیال و توهّم شده است که کلمة «إل یاسین» بنا بر قرائت کسر همزه، یک کلمة واحد است، لذا آن را به سکون «لام» اعراب‌گذاری کرده‌اند، در حالی که از حقیقت امر و اینکه کلمة «إل یاسین» دو کلمة جدا از هم است غفلت کرده‌اند. والله عزّ وجلّ هو العالم بالحقائق؛ فافهم جیّداً. فالحمد لله الّذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لو لا أن هدانا الله تعالی. @ayatollah_langrodei

  • فلسفه در عقاید مانند قیاس است در احکام دخالت فلسفه در عقاید مثل دخالت قیاس در احکام بیجا و فضولی است اینجانب به برکت توصیه و سفارشات بزرگان ـ بخصوص والد علاّمة خود نسبت به تحکیم عقاید دینی قبل از پرداختن به علم معقول به دیده یقین دریافتم که بعد از اثبات اصول عقاید پنجگانه با استفاده از ادلّه آفاقی و انفسی و مانند آن، و متدیّن شدن به دین از آن راه، برای اثبات سایر عقاید به استدلالات فلسفی مبتنی بر ادلّه عقلی که در حقیقت استحسانات ظنّی اختلافی است احتیاج نداریم، همانگونه که برای اثبات احکام دین به قیاس‌های تمثیلی نیاز نداریم؛ زیرا مرجع آنها کتاب (قرآن) و سنّت است. مراد از «سنّت» در عصر غیبت همان روایات عترت طاهره: است که به منبع وحی و رسالت مستند است و به همراه دو علم رجال و درایه در مواضع خود مضبوط است، به خصوص که حدیث ثقلین و امثال آن بر این مطلب صحّه می‌گذارد. بنابراین، استدلال به فلسفه برای اصول عقاید و نیز استدلال به قیاس برای احکام، فضولی و دخالت بیجا است که باید از آن خودداری کرد، مگر به مقدار کم برای تقریب بعضی از اذهان و خواطر، نه آنکه در این راه در فلسفه و قیاس غرق شویم تا آنجا که بخواهیم حقایق آسمانی و ماورای طبیعت را با علل و اسباب طبیعی قیاس کرده و آنها را بسنجیم که مطمئنّاً موجب انحراف خواهد شد؛ زیرا بدیهی است که این قیاس، قیاس مع الفارق است، و آن حقایق مثل خرق عادت قانون طبیعت را باطل می‌کند. لذا استدلال به آنها از امور سست و واهی شمرده می‌شود، بلکه در روایت آمده است: «إِنَّ السُّنَّةَ إِذَا قِيسَتْ‏ مُحِقَ الدِّينُ» ، که بنا بر این روایت، عقاید دین به وسیله فلاسفه، و احکام دین به وسیله اهل سنّت و عامّه نابود و محو می‌شود. لازم به ذکر است که مقتضای حدیث ثقلین که به تمسّک به کتاب و سنّت امر می‌کند آن است که روایات عترت طاهره: در حقیقت به جایگاه رسالت مستند است، و به آن لحاظ است که شناخت قرآن تنها از راه مخاطبان آن که همان اهل بیت: هستند و شارح متن قرآن و مبیِّن مقاصد واقعی آن می‌باشند امکان‌پذیر است، تا جایی که مَثَل حامل قرآن که تمسّک به عترت طاهره: را ترک کرده باشد، مَثَل یهود است که حامل توراتند، ولی مقاصد و واقعیّات آن را ترک کرده‌اند، و در قرآن به حماری تشبیه شده‌اند که باری از کتاب را بر گردة خود می‌کشد. بنابراین، بر همه مسلمین و مؤمنین لازم است که دستور پیامبر اکرم(ص) را اجابت کرده و به کتاب (قرآن) و سنّت (عترت طاهره) هر دو چنگ زده و متمسّک شوند تا هرگز به گمراهی دچار نشوند. فالحمد لله الّذی هدانا لهذا وما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله تعالی @ayatollah_langrodei

  • جایگاه حبّ و بغض هَلِ الدِّینُ إِلاَّ الحُبُّ و البُغضُ؟! آیا دین و آیین جز حبّ اولیا و بغض اعدا چیز دیگری است؟! بعضی از لحاظ کج فهمی میپندارند که این اعمال وحشیانه مخصوصاً در این عصر حاضر که مخالفین ولایت و دشمنان تشیّع ـ همچون دولت سعودی نحوسی و وهابیّة هاویه ای و تکفیریّة کفریّه و داعش جانی مزدور، و و و ـ نسبت به شیعیان مظلوم و پیروان اسلام راستین دارند، در اثر بغض و نفرتی است که شیعیان نسبت به سردمداران معاندشان می نمایند، و همواره نفرین و لعن و خواستار محروم شدنشان از فیض رحمت الهی می شوند، در حالی که چنین نیست و نمی باشد؛ زیرا این روش حبّ و گرایش نسبت به اولیای دین، و بغض و نفرت نسبت به دشمنان آیین، طبیعی اهل هر دین و مذهبی است و از آن نمی توان جلوگیری کرد؛ چه آنکه جلوگیری مساوق و موجب دست برداشتن از دین و مذهب است. مگر می شود مثلاً پیروان سیرة حضرت زهرای مرضیّه (س) را از بغض و نفرت ستمگرانش باز داشت؟! و از آنها خواست که از آن صرف نظر کنند؟! بلکه این وحشیگری ها و جنایات مخالفان و دشمنان، فقط و تنها به خاطر جلوگیری از نفوذ و جذابیّت خدادادی آیین تشیّع و اسلام راستین است؛ چه آنکه این مکتب مقدّس از لحاظ استحکام دلیل و برهان و فضیلت والای پیشوایان و امامان: و عقاید ارزندة تابان و احکام دست اوّل حضرت منّان، تنها مکتبی است در این عصر و زمان که دارای چنین جامعیّتی است که برای هیچ مکتبی نمی باشد. لذا دشمنان ـ خاصّه گروهک های تازه پیدای نامبرده ـ چون بی پایه و بی مایه و تهی از حقیقتند، توانایی مقابله را نداشتند، و تا می توانستند سانسور نموده و آن را از ملّتها مخفی و پنهان می داشتند. اکنون که در اثر وجود اینترنت و سایتها و شبکه های ماهواره ای و فضایی از سانسور و پنهان کردن حقیقت عاجز شدند، به حربة عاجز که عبارت است از خشونت و کشتار و تکذیب حقایق و شبهه افکنی و اتّهام و تخریب مراقد با قیافه های حقّ به جانب روحانی نما و غیر آن متوسّل شدند، و با این وسایط و حیله ها می خواهند از این نفوذ خدادادی جلوگیری کنند، که هرگز نخواهند توانست؛ «مَه فشاند نور و سگ عوعو کند» (یُرِیدُونَ لِیُطفِئُوا نُورَ اللهِ بِاَفواهِهِم وَاللهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَو کَرِهَ الکافِرُونَ) . الحقّ که از مصادیق بارز این آیة شریفه اند. پر واضح و روشن است که اینان در واقع مسلمان نیستند، بلکه یهودی و مزدور و اکفر کفّارند که به خیال باطل خود می خواهند با تیشة تظاهر به اسلام، ریشة اسلام واقعی محمّدی علوی را بزنند. اُمید است که خداوند متعال در صورتی که قابل هدایت نباشند، به زودی آنها را ریشه کن فرماید. آمین یا ربّ العالمین. وَالسَّلامُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی ربیع الاوّل 1437 هـ ق @ayatollah_langrodei

  • در فضیلت تربت حضرت اباعبدالله الحسین (سلام‌الله‌علیه) بسمه تعالی و له الحمد در زمان سلطنت شاه عبّاس کبیر نامه‌ای از مملکت فرنگستان فرستادند مبتنی بر اینکه شما مسلمانان (شیعی اثناعشری) علمای خود را برای مباحثه با فردی که از طرف ما فرستاده می‌شود جمع کنید؛ چنانچه شما او را محکوم کردید ما به دین شما در می‌آییم، و اگر شما محکوم شدید به کیش ما در آیید. لذا شاه عبّاس علمای آن زمان را که رأس و رئیس آنها مرحوم فیض کاشانی بود جمع کرد. پس از ورود شخص مزبور به مجلس، مرحوم فیض به وی فرمودند: مگر در مملکت شما عالمی برای مباحثه نبود که شمای غیر عالم را فرستادند؟ فرستاده که به خود مغرور بود، گفت: من علم و قدرتی دارم که معلوم نیست بتوانید مرا محکوم کنید! مرحوم فیض فرمودند: علم و قدرت شما چیست؟ گفت: هر چه را بدون اطّلاع و توجّه من در دست بگیرید من از آن خبر میدهم و اوصاف و خصوصیّاتش را بیان می کنم. مثلاً اگر در دست خود انگشتری بدون آگاهی من مخفی کنید میگویم چه انگشتری است، از طلا و برلیان است و یا از نقره است. و نگین آن چه نگینی است. مرحوم فیض تسبیح تربتی مخفی در دست داشتند فرمودند: در دست من چیست؟ وی قدری مکث کرد و فوراً جواب نداد. مرحوم فیض فرمودند: با آن همه ادّعا چگونه در جواب ماندی؟ گفت: نماندم، میدانم در دست شما چیست، خاک بهشت است. مکث من به جهت آن است که خاک بهشت به دست نمی‌آید، و حال آنکه در دست شما آمده است!؟ مرحوم فیض فرمودند: راست میگویی، این خاک مرقد مطهّر فرزند دختر پیغمبر ما است، و ما طبق مدارک معتبر معتقدیم که خاک آن مرقد خاک بهشت است. وی تعجّب کرد، و چون مرد منصف غیر متعصّبی بود به حقّانیّت این دین و مذهب ـ که خاک مرقد فرزند دختر پیامبرش خاک بهشت است ـ معتقد شد و فی المجلس ـ محکوماً ـ این آیین مقدّس را قبول نموده، و به اسلام ناب محمّدی و علوی ـ صَلَّی اللهُ عَلَیهِما وَآلِهِما ـ مسلمان شد، و رفت که شاید هم‌کیشان خود را به این آیین گرایش دهد. آری، تربت مقدّس حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) مشکل‌گشا است؛ تناول مقداری از آن تربت به قصد شفا، شفای دردها و امراض است. علمای شیعه نوعاً مهر نمازشان را که از این تربت بوده احتراماً بالای عمامة خود می‌گذاشتند. ملوانان کشتیها از قدیم می‌دانستند هنگام طوفانی بودن دریا یگانه چیزی که نجات‌بخش است انداختن آن مهرها به دریا است. لذا به این وسیله از علمایی که داخل کشتی بودند درخواست نجات می‌کردند، و چه بسا در اثر آن کرامت، عدّة زیادی هدایت شده‌اند. صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیهِ وَ عَلَی جَدِّهِ وَ اَبیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَخیهِ وَ اَولادِهِ المَعصومینَ . @ayatollah_langrodei

  • زبان حال حضرت سیّد الشّهدا اباعبدالله الحسین(ع) بسمه تعالی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی; می‌فرمودند: جایز است خواندن زبان حال، در صورتی که حال اقتضای آن را داشته باشد. شاه گفتا: کربلا امروز میدان من است عید قربان من است، عید قربان من است مادرم زهرا در این گودال مهمان من است عید قربان من است، عید قربان من است خواهرم زینب پرستار یتیمان من است عید قربان من است، عید قربان من است زاده‌ام سجّاد سردار اسیران من است عید قربان من است، عید قربان من است خواهرم کلثوم غمخوار عزیزان من است عید قربان من است، عید قربان من است شیعه‌ام امروز گریان و پریشان من است عید قربان من است، عید قربان من است @ayatollah_langrodei

  • آیت الله سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی @ayatollah_langrodei

  • استفتا در بارة حدیث کسا بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ بدینوسیله از محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی سیّد محمّد حسین مرتضوی لنگرودی ـ دامَت بَرَکاتُهُ ـ استفتا می-شود: آیا سند حدیث شریف کسا به آن طریقی که جابر از حضرت فاطمة زهرا (س) نقل کرده است دارای اعتبار می‌باشد؟ آیا این حدیث دارای ضعف آشکاری در محتوا می‌باشد تا دلالت بر عدم صدور آن از جانب معصوم بکند؟ و آیا خواندن آن در ماه مبارک رمضان جایز می‌باشد؟ بسمه تعالی وله الحمد جواب: اصل حدیث کسا و نزول آیة تطهیر در حال اجتماع ذوات مطهّر در زیر کسا از مسلّمیّات تواریخ معتبره، و مورد اتّفاق فرقین (شیعه و سنّی) است. و امّا حدیث شریف کسای معروف و مرویّ از جناب جابر بن عبد الله انصاری از صدّیقة طاهره حضرت فاطمة زهرا پس چون مضمون آن هیچگونه مخالفتی با عقل و شرع ندارد، لذا خواندن آن به رجای مطلوبیّت، بلکه به رجای ورود ـ که از لحاظ مصداقیّت اخبار «من بَلَغَ» اخصّ از رجای مطلوبیّت است ـ هیچگونه اشکالی نداشته و ندارد، و روزه را باطل نمی‌کند، و مجرّد الحاق آن در آخر مفاتیح آن را جزء مفاتیح نمی‌نماید تا موجب ملعنت مؤلّف آن شود، بلکه می‌توان این حدیث شریف را به قصد ورود خواند؛ چون در پاره‌ای از کتب مورد اعتماد ـ همچون منتخب طریحی و عوالم العلوم بحرانی و غیر آنها ـ و چه بسا مسنداً روایت شده است، و ادلّ دلیل بر صحّت آن، آثار متواتره و درخشانی است که شیعیان و موالیان از خواندن آن بهره‌مند شده و می‌شوند. و ضمناً به نظر می‌رسد که فیمابین جملة «قالَ اللهُ: نَعَم، قَد اَذِنتُ لَکَ» و جملة: «فَهَبَطَ الاَمینُ جَبرائیلُ»، عبارت: «فَاقرَئهُ مِنِّی السَّلامَ وَخُصَّهُ بِالتَّحیَّةِ وَالإِکرامِ، وَاتلُ عَلَیهِم: (إِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ ویُطَهِّرَکُم تَطهیراً)» سقط شده باشد. بنابراین، شایسته است این عبارت که فرمان پروردگار متعال است به جناب جبرئیل در مابین این دو جمله به قصد رجا خوانده شود. والله تعالی هو العالم. @ayatollah_langrodei