با حقیقت
Статистикаبا حقیقت بودن، شکوه زیستن ماست. از حقیقتهایی میگوییم که هرچند فراموش شده باشند، اما حضور سهمگینشان انکارشدنی نیست
- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 54
- 1/48двое суток
- 61
- 1/72трое суток
- 66
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
✨ پادکست درمانی «نوشتن شفابخش...» در این روزهای سخت، وقتی خبرها سنگیناند و تنهایی عظیم است و خیابان با اضطراب درونمان گره خورده، فکر کردم چه کاری از دستم برمیآید؟ من ۱۰ سال است که در اتاق درمان نشستهام و به رنج آدمها گوش دادهام. و در این سالها یک چیز را به یقین فهمیدهام: نوشتن، یکی از قدرتمندترین ابزارهای شفا و خودآگاهی است ابزاری که پشتوانهاش دههها پژوهش علمی و تجربه بالینی است. 📋 برای همین این دوره ششقسمتی را ساختم: «هنر تبدیل رنج به شفا با معجزه نوشتن». یک کارگاه صوتی که در آن، از دل سه کتاب مرجع نوشتن درمانی و یک دهه تجربه بالینی، قدمبهقدم یاد میگیری چطور از سکوت بیرون بیایی، روایت زندگیات را بازنویسی کنی، و از قربانی منفعل به راوی قدرتمند خودت تبدیل شوی. در این کارگاه به دست میآوری: 🖊️ یادگیری پروتکل علمی «نوشتن ابرازی» برای کاهش استرس و تقویت سیستم ایمنی 📖 کشف سه پیرنگ اصلی زندگیات (عشق، تسلط، فقدان) و بازنویسی روایت شخصی 🧠 رهایی از نشخوار فکری و تبدیل آشوب ذهنی به نظمی شفابخش 🛡️ ساخت جعبه کمکهای اولیه هیجانی برای روزهایی که نوشتن سخت میشود 🎭 خروج از نقش قربانی و نشستن بر صندلی راوی قدرتمند زندگی 🌱 ترمیم زخمهای کهنه با هنر کینتسوگیِ روایت پیوند تکههای شکسته با طلای کلمات قیمت این دوره فقط ۹۷۵ هزار تومان است—درست به اندازه یک جلسه مشاوره. اما صادقانه بگویم: هدف من از ساخت این پادکست، پول نیست. در این روزهای سخت میهن، میخواهم کسی را کنارت بگذارم که کمکت کند، حتی اگر توان مالیات محدود است. اگر این مبلغ برایت زیاد است، با هر مبلغی که برایت راحت است میتوانی این دوره را تهیه کنی. هیچکس نباید به خاطر نداشتن پول، از حال خوب محروم بماند. ✴️ برای تهیه دوره: ۱. مبلغ مورد نظرت را به شماره کارت زیر واریز کن: شماره کارت: 6037998114000101 ۲. بعد از واریز، رسید پرداخت را به آیدی زیر بفرست تا عضو کانال دوره شوی: آیدی: @mshdr73 اگر حتی پرداخت همان مبلغ هم برایت دشوار است و به این دوره نیاز داری، باز هم پیام بده... قلم را بردار. شفا از کلمات آغاز میشود. 🤍
без подписи
без подписи
🔸نشست «دموکراسی اخلاقی در فضای روشنفکری» مؤسسه رحمان ۷ مردادماه ۱۴۰۵ سعیدمدنی زهرا قزلباش لطفالله میثمی بحث درباره روشنفکری در جامعه کنونی ما چه جایگاهی دارد؟! در حالی که مردم ایران فقر و نابرابری ویرانگر، موقعیت «نه جنگ، نه صلح» و سوگ روزانه از دست دادن فرزندانشان را تجربه میکنند، آیا گفتگو درباره روشنفکری عاقلانه است؟ سعید مدنی با چنین پرسشی، بحث را آغاز میکند؛ او از شرم نادیده گرفتن زندگی مردم حرف میزند و تلاش میکند در ادامه بحث، آن گونه به آسیب شناسی مساله روشنفکری بپردازد که تضادی با جدی گرفتن وضعیت جامعه ایران و دردهای موجود آن نداشته باشد. زهرا قزلباش ذیل عنوان «دگردیسی روشنفکری در زمینه اخلاق دموکراتیک» به مساله اخلاق و ارتباط آن با روشنفکری می پردازد و لطف الله میثمی درباره «عمومی کردن اخلاق در جامعه» صحبت میکند. ▫️منبع #جامعه_شناسی @baaghebidari_media
«اما بعد، برای ما آن پیش آمده که میبینید. به راستی که دنیا دگرگون شده و زشتی آن آشکار گشته و نیکیاش پشت کرده، و چیزی از آن باقی نمانده مگر مقداری ناچیز، همچون ذرهای آب که ته ظرفی مانده باشد، و زندگیای پر از خواری، گویی که در چراگاهی باشد پرسنگلاخ... پس [در چنین وضعی] شایسته است که مؤمن به دیدار پروردگارش رغبت کند.» (سخن امام حسین علیهالسلام بههنگام ورود به منطقۀ کربلا) پروردگارا، دردمندیم و تشفی در نزد توست، مصیبتدیدهایم و گشایش نزد توست، آزردهایم و دلداری کار توست، خستهایم و نیرومندی از آن توست. ای که جهانت بس فراخ است و مجال عشق ورزیدن در جهانت بیپایان، اگر خطا کردیم، ما را بر خطایمان آگاه کن، و اگر از یاد بردیم، به لطفت به یادمان بیاور، و اگر آسیبی دیدیم، شفایمان بده. ای که موهبتهایت بیپایان است و دستهایت گشوده، مگذار که در چنگال ستمپیشگان و بدخواهان، از نور حیات و بهجت حضور تو محروم بمانیم و به سستی و دلمردگی دچار شویم. زندهمان بدار به زندگی خودت، گرچه که تمام جهانیان مرگ را اراده کنند. پایدارمان بدار به استواری خودت، گرچه که تمام جن و انس ما را لگدکوب ضربهها بخواهند. ای شکستناپذیر، ای والا، ای آزمونکننده و ای گشایشدهنده، ای نور، و ای پروردگار خیرخواه. اینک از تو میخواهیم: گشایش... گشایش... گشایش... «ناتوانترینِ مردمان کسی است که از دعا در بماند، و بخیلترینِ مردمان کسی است که در سلام کردن بخل بورزد». (حسینبنعلی علیهالسلام)
без подписи
خشونتِ روایت و اقتدارِ ناشناس: تأملی فمینیستی بر سیاست افشاگری در عصر پلتفرمها الهه عزیزی ـ اگر فمینیسم قرار است پروژهای رهاییبخش باقی بماند، ناگزیر است از دو وسوسه فاصله بگیرد: وسوسه سکوت و وسوسه محکومیت فوری. سیاست فمینیستی نمیتواند بر حذف تردید، تعلیق پیچیدگی و تولید اجماعهای هیجانی استوار باشد. عدالت فمینیستی زمانی معنا پیدا میکند که بتواند همزمان از امکان شهادت محافظت کند و در برابر اقتدار بیپاسخِ روایت مقاومت ورزد. در جهانی که الگوریتمها از رسوایی تغذیه میکنند، شاید رادیکالترین کنش سیاسی نه افشاگریِ بیشتر، بلکه دفاع از کندی، دقت، زمینهمندی و مسئولیت باشد؛ دفاع از این اصل که هیچ روایتی، صرفنظر از جایگاه اخلاقی یا سیاسی آن، نباید از پرسش، نقد و راستیآزمایی معاف شود. زیرا هر جا که روایت از پاسخگویی رها شود، قدرتی جدید متولد میشود؛ و هر قدرتی که از پاسخگویی معاف باشد، دیر یا زود به بازتولید خشونت خواهد انجامید. https://www.radiozamaneh.com/892663/ @RadioZamaneh | رادیو زمانه
🔹گزارشهای منتشرشده از سوی خانواده و نزدیکان میرحسین موسوی، نخستوزیر پیشین جمهوری اسلامی و از رهبران جنبش سبز، از وخامت وضعیت جسمی او و بستری شدنش در بیمارستان حکایت دارد؛ موضوعی که بار دیگر نگرانیها درباره سلامت او پس از سالها حصر خانگی را افزایش داده…
🔹گزارشهای منتشرشده از سوی خانواده و نزدیکان میرحسین موسوی، نخستوزیر پیشین جمهوری اسلامی و از رهبران جنبش سبز، از وخامت وضعیت جسمی او و بستری شدنش در بیمارستان حکایت دارد؛ موضوعی که بار دیگر نگرانیها درباره سلامت او پس از سالها حصر خانگی را افزایش داده است. 🔹در همین حال، تصویری جدید از میرحسین موسوی در بیمارستان نیز منتشر شده که به گفته نزدیکان او، مربوط به دوران بستری اخیر اوست و بازتاب گستردهای در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی داشته است. چند منبع خبری گزارش دادهاند که موسوی پس از بروز مشکلات جسمی در بیمارستان قلب بستری شده است. 🔹وبسایت «کلمه» که اخبار مربوط به مهندس موسوی و زهرا رهنورد را پوشش میدهد، نوشته است این دو پس از آسیب دیدن محل حصرشان در محدوده پاستور به مکانی خارج از آن منطقه منتقل شدهاند و آقای موسوی در این مدت به دلیل بیماری و شرایط جسمی تحت مراقبت پزشکی قرار گرفته است. 🔹بر اساس این گزارش، آقای موسوی و خانم رهنورد خواستار آن شدهاند که همانند دیگر افرادی که محل سکونتشان در جریان جنگ آسیب دیده، در مکانی ثابت اسکان داده شوند.
🔹برشهایی از متن: ▫️ سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۱، با امیدهایی که برانگیخت و فروکشت، برای او نیز مثل بسیاری اشخاص دیگر مطالبهی دموکراسی را مطرح کرد. دموکراسی، نه چندان به مفهوم پارلمانی آن بلکه به مفهوم حقوق انسانیای عام که باید ارج گذاشته شده و رعایت شود. آن سبک هنری که با این خواست مدرن همراه بود، واقعگرایی [=رئالیسم] نام گرفت؛ از آن روی که از واقعیتها و شرایط پنهان اجتماعی پرده برمیداشت، و نیز از آنجا که (تصور میشد) همه میتوانند آن چه را که آشکار میکند، تشخیص دهند. پس از سال ۱۸۴۷، میله ۲۷ سال باقیماندهی عمر خویش را صرفِ پرده برداشتن از شرایط زندگی جامعهی کشاورز فرانسوی کرد. ▫️ در نقاشیهای میله چنین تجربههایی به تصویر کشیده شدهاند: داس زنی، پشم چینی، هیزم شکنی، در آوردن سیب زمینی از خاک، کندن زمین، چوپانی، کوددهی، و هرس درختان. اغلب این کارها فصلی هستند و بنابراین تجربهی انجام آنها شامل تجربهی آب و هوایی خاص نیز میشود. آسمانِ پشت سر زوج نقاشی آنجلوس (۱۸۵۹) بیانگر آرامشی در آغاز پاییز است. اگر چوپانی شب با گوسفندان خویش بیرون بماند، شبنم یخزده روی پشم گوسفندان به اندازهی مهتاب باور کردنی است. ▫️ هیچ نوع صورتبندیای برای بازنمایی مادیت نزدیک، سخت و صبور کار روستایی روی زمین [و با آن]، به جایِ قرار گرفتن در مقابل آن وجود نداشت. و ابداع چنین صورتبندیای به معنی نابود کردن زبان سنتی برای تصویر کردنِ چشماندازی طبیعی بود. در واقع، این درست همان کاری است که، ونگوگ تازه چند سال پس از مرگ میله، به آن کمر بست. میله استاد برگزیدهی او بود، هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ هنری. او دهها نقاشی از حکاکیهای میله کپی کرد. در این نقاشیها ون گوگ آدم در حال کار را به کمک حالتها و نیروی ضربههای قلم موی خود با محیط اطرافش یکی کرد. چنین نیرویی از حس عمیق همدلی او با سوژه سرچشمه میگرفت. ▫️ استفادهی روز افزون میله از پاستل در اواخر زندگیاش، عشق او به نورِ کم که در آن خودِ رؤیتپذیری هم معضلی میشود، و همچنین گرایشش به صحنههای شبانه، نشان میدهد که او به مدد غریزه میکوشیده است تا در برابر تقاضاهای بینندگانِ برخوردار از امتیازهای اقتصادی و اجتماعی، برای دیدن جهانی که همچون چشمانداز آنها آرایش یافته باشد، مقاومت کند. ▫️ واکنشها نسبت به نقاشیهای میله به همان اندازهی احساسات خود او پیچیده بود. به او سریعاً برچسب «انقلابیِ سوسیالیست» زده شد، با تشویقی از جانب چپها و با وحشت و خشم از جانب مرکز و راست. راستها میتوانستند دربارهی «روستاییانِ نقاشیشده»ی او دربارهی آنچه که موجب وحشتشان بود حرف بزنند، اما جرئت نمیکردند در مورد روستاییان واقعی، که هنوز روی زمین کار میکردند یا در مورد پنج میلیون کشاورز بیزمینی که به سوی شهرها سرازیر میشدند، آن سخنان را بر زبان آورند: این که این شخصیتها شبیه آدمکشها هستند، ابلهاند، حیواناند نه انسان، منحطاند. با گفتن این حرفها آنان میله را متهم به اختراع چنین چهرههایی میکردند. ▫️ نزدیک به اواخر قرن، وقتی ثبات اقتصادی و سیاسیِ سرمایهداری قطعیتر شده بود، نقاشیهای او معانی دیگری عرضه داشت. این نقاشیها، که کلیسا و نیز اهل تجارت آنها را تکثیر میکردند به روستا راه یافت. آنگاه که طبقهای نخستین بار خود را به گونهای قابل تشخیص، تجسمیافته در هنری ماندگار میبیند، غرورش انباشته از لذت است، حتی اگر آن هنر ناقص باشد و یا آنکه حقیقتی ناگوار را منعکس کند. این تجسم به زندگیهای آنان طنینی تاریخی میبخشد. غروری که پیش از اینْ پس راندنِ سرسختانهی شرم بود بدل به تأیید میشود. در همین اثناء نسخههای اصل نقاشیهای میله را آن میلیونرهای پیر آمریکایی خریداری میکردند که میخواستند بارِ دیگر باور کنند که «بهترین چیزهای زندگی ساده و رایگانند.» 🔸 متن کامل و فیلمی از معرفی آثار «میله» را در «باغ بیداری» ببینید: ▫️ baaghebidari.com/13064
حمله به زیرساختهای بازار کار «حملات هوایی علیه صنایع ایران، میلیونها شغل را در معرض خطر قرار میدهد» عنوان یادداشتی است از هادی کحالزاده؛ پژوهشگر اقتصاد رفاه. او توضیح داده است که الگوی حملات اسراییل و آمریکا زیرساختهای اصلی بازار کار ایران را هدف گرفته است و برآورد میشود این جنگ ۴۰روزه به ازدسترفتن ۳ تا ۴ میلیون شغل منجر شود. جنگ تاکنون به بیش از ۱۲۵ هزار ساختمان غیرنظامی آسیب زده؛ ازجمله ۳۳۹ مرکز درمانی، ۳۲ دانشگاه، ۸۵۷ مدرسه؛ و بیش از ۲۰ هزار واحد صنعتی (حدود ۲۰ درصد از واحدهای تولیدی کشور). براساس برخی برآوردها، این جنگ تاکنون بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار به زیرساختهای غیرنظامی خسارت وارد کرده است. این غیر از پیامدهای گستردۀ اقتصادی این جنگ است. زنجیرههای تأمین، شبکههای حملونقل و خدمات بازرگانی مختل شدهاند و بسیاری از شرکتها در برابر فشار همزمان جنگ، تورم، رکود، و سقوط تقاضا فعالیت خود را متوقف کردهاند. بخشهایی از یادداشت را در ادامه میخوانید: در میان هزاران واحد تولیدی ویرانشده، آسیب وارد شده به بخش فولاد ایران از همه چشمگیرتر است. بررسی طرح آمارگیری نیروی کار و طرح کارگاههای صنعتی ایران نشان میدهد که فولاد، نهادهای اصلی برای حدود ۴۲ درصد از زنجیره تأمین صنعتی کشور است و فعالیت در بخشهای مختلف تولید، از جمله خودروسازی و ساختوساز، بر آن استوار است. براساس برآورد، اختلال در تولید و توزیع فولاد، ۱.۸ میلیون شغل در بخشهای صنعتی و ۳.۸ میلیون شغل وابسته به ساختوساز را تهدید میکند. واحدهای پتروشیمی و داروسازی نیز که در جریان جنگ آسیب دیدهاند و در مجموع حدود ۳۰ درصد از تولید صنعتی ایران را تشکیل میدهند، منبع مهم دیگری از آسیبپذیری بازار کار به شمار میآیند. ازآنجاکه این بخشها نهادههای حیاتی صنعتی و کالاهای ضروری تأمین میکنند، اختلال در آنها، ۱.۲ میلیون شغل دیگر را در معرض خطر قرار میدهد. حتی بنگاهها و بخشهایی که مستقیماً هدف بمباران قرار نگرفتهاند نیز فعالیت خود را کاهش دادهاند. در مواجهه با رکود، محدودیت نقدینگی، کاهش تقاضا، و ابهام عمیق نسبت به آینده، بسیاری از شرکتها تولید خود را متوقف کرده، سرمایهگذاری را به تعویق انداخته و طرحهای توسعه را متوقف کردهاند. تورم، این شوک را شدیدتر کرده است. در ماه مارس، نرخ تورم نقطهبهنقطه به ۷۲ درصد رسید. تعطیلی طولانیمدت ناشی از جنگ، همراه با کاهش درآمد خانوارها و نگرانی از تشدید درگیری، منجر به افت مصرف خصوصی و رکود تقاضا در سطح ملی شده است. با توجه به الگوی حملات، حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل؛ معادل نزدیک به ۵۰ درصد از اشتغال کشور، در معرض خطر قرار دارند. این به معنای از بین رفتن این شغلها نیست، بلکه نشان میدهد بخش بزرگی از نیروی کار ایران در سایۀ بیکاری موقت یا اخراج زندگی میکنند. حتی پیش از جنگ ۴۰روزه، بازار کار ایران شکننده بود. تحریمهای طولانیمدت، رکود تورمی، و پیامدهای بهجامانده از همهگیری کرونا، ظرفیت اقتصاد کشور برای جذب شوکهای کلان را تضعیف کرده بود. از مارس تا سپتامبر ۲۰۲۵، اقتصاد ایران بهدلیل آثار ترکیبی خشکسالی، انفجار در بندر شهید رجایی در آوریل، و جنگ ۱۲روزه در ژوئن، ۰.۵ درصد کوچکتر شد و ۷۵۰ هزار شغل از بین رفت. با توجه به وضعیت اقتصادی پس از جنگ ۱۲روزه، احتمالاً بازار کار به روند انقباضی خود ادامه خواهد داد. اگر از سپتامبر گذشته تاکنون خسارات بیشتری رخ نداده باشد و تنها ۳۰ درصد از ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل در معرض خطر نهایتاً از بین برود، ایران حدود ۳ تا ۴ میلیون شغل از دست خواهد داد. این رقم معادل حدود ۱۵ درصد اشتغال کشور است؛ بزرگترین افت اشتغال در تاریخ معاصر ایران. پرداخت مقرری بیکاری برای ۳ تا ۴ میلیون نفر به مدت ششماه، تقریباً نیازمند حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است. انقباض ۱۵ درصدی در بازار کار بههمین معنا خواهد بود که درآمد سازمان تأمین اجتماعی، بزرگترین صندوق بازنشستگی ایران، ۲۵ تا ۳۰ درصد افت خواهد کرد. پر کردن این شکاف تأمین مالی نیز نیازمند حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار میلیارد تومان دیگر خواهد بود. در مجموع، بار مالی ناشی از بیکاری جنگی تقریباً معادل ۲۰ درصد از بودجۀ عمومی ایران است؛ بودجهای که خود با کسری شدید همراه است.
مرکز آموزش انجمن جامعهشناسی ایران و مدرسه معلمی الفب برگزار میکنند: 📚 جمعخوانی کتاب: «فراسوی یادگیری: آموزش دموکراتیک برای آیندهای انسانی» از گرت بیستا 🗣 همراه با مترجمان کتاب: سید سجاد هاشمینژاد و صادق کشاورزیان شروع دوره از ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ جمعهها، از ساعت ۱۶ تا ۱۸:۳۰، چهار جلسه + جلسه آشنایی اطلاعات جلسات: جلسهٔ صفر (۲۸ فروردین): آشنایی و معرفی دوره جلسهٔ اول (۴ اردیبهشت): بیستا و مؤلفههای رابطهٔ آموزشی جلسهٔ دوم (۱۱ اردیبهشت): لویناس و سوژگی مسئول جلسهٔ سوم (۱۸ اردیبهشت): مفهوم «دیدار کردن» (visiting) نزد آرنت جلسهٔ چهارم (۲۵ اردیبهشت): بیستا و پرسشهای دشوار آموزشی 💻به صورت آنلاین لینکهایی برای تهیه کتاب: https://fidibo.com/book/185536 https://qoqnoosp.com/product/detail/355422/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C(%D9%82%D9%82%D9%86%D9%88%D8%B3) ✍️شرکت در این دوره رایگان است، اما ثبتنام ضروری است. برای ثبتنام به آیدی @hamandishi404 در بله پیام دهید 👥کانالها در بله: شورای هماندیشی مرکز آموزش: @hamandishi01 مدرسه معلمی الفب: @alefb_ir
این جنگ خانمانسوز هم تمام میشود و ما میمانیم و ایران و مردمانش و کسانی که میخواهند آن را بسازند. خواستم به خودم و دوستانم یادآوری کنم که این سه تصویر، امکانهای مهم ایران فردا هستند. اینکه زنده باشند یا ظاهراً مرده، اهمیتی ندارد. اینکه نمادهایی یکسره همسو نباشند یا با هم اختلاف و زاویه داشته باشند، مشکلی ایجاد نمیکند. این تصویر سهتایی، تصویری است از خواست تشکیل یک جبههی ملی دموکراسیخواه، با آرمانهای بشری و زنانه، با حرمت نهادن به حیات و کرامت انسانی، و با خواست بیامان عدالت انتقالی و قضایی، بدون افتادن در دام کینکشی و شستن خون با خون. اگر کسی تشنهی پیمودن این راه است، اینک نشانههای راه. @ba_haghighat
باور کنید اگر کسی از من میخواست تا یک سناریوی بدبینانه را برای ۱۰ روز نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بنویسم، نمیتوانستم در تخیلم بگویم که در اولین ساعات دو موشک دقیق تاماهاک آمریکایی وسط یک مدرسهی ابتدایی میخورند و ۱۶۸ دانشآموز خردسال را میکشند، سید علی خامنهای که در حکومتداری هر روز هوادارانش را هم از دست میداد به مقام رفیع «رهبر شهید» کربلایی ارتقاء مییابد، خیابانهای شهر در تسخیر دائم کارناوالهای بسیجی و سپاهی و نیروهای نظامی قرار میگیرد، یک ناوچۀ غیرمسلح در یک ماموریت آموزشی در آبهای آزاد و دور از وطن هدف قرار میگیرد و حدود صد جوان دانشجوی نیروی دریایی در اقیانوس هند غرق میشوند، ترامپ علنا میگوید «احتمالا» نقشهی ایران در آینده معادل نقشهی کنونیاش نخواهد بود، رهبر «اپوزیسیون» اسرائیل میگوید تمام میادین نفتی و صنایع انرژی جزیرهی خارک باید نابود شوند تا اقتصاد ایران فروبپاشد، تهران را ابر نفتی میگیرد و بقایای مردمش از ابر نفت و بارش اسید سیهچرده میشوند، و در نهایت «مجتبی خامنهای» با اصرار و فشار بیامان سپاه جانشین پدرش در مقام «ولایت» بر مردم ایران میشود... آنچه شد، از بدبینانهترین تصوراتِ منِ مخالف جنگ هم بدتر بود. و این، ثمرِ بذری بود که شما کاشتیدش. از همان زمان که در اولین لحظات شکلگیری جنبش باشکوه «زن زندگی آزادی» که در حراست از حرمت حیات آزاد یک زن غریب آغاز شده بود، ضدجنبش ننگین استبدادطلب خود را با شعار موهن «مرد میهن آبادی» به آن جنبش زیبا تزریق کردید و بر سر سوداهای عقبمانده و شومتان با نتانیاهو عهد اخوت بستید. حالا، تا دنیا دنیاست، ننگ بر یکایک شما. زشت باد چهرههایتان. غمگین بادید و شرمسار... چه آوردید؟ @ba_haghighat
без подписи
«آری، خرمن کردهایم، اما میوههامان چرا همه سیاه و تباه شدند؟ دوش از ماهِ بدخواه چه فروافتاد؟ کارمان همه بیهوده بوده است و شرابمان زهر گشته است و چشم بد بر کِشتها و دلهامان داغ زردی زده است. چنان خشکیدهایم همه که اگر آتش در ما افتد، خُرد و خاکستر خواهیم شد. آری، آتش نیز از ما به تنگ آمده است!» ... زرتشت شنید که پیشگویی چنین میگوید. و پیشگوییِ او در دلش کارگر افتاد و آن را دگرگون کرد. او، زار و خسته، آواره گشت و همچون کسانی شد که پیشگو از آنان سخن گفته بود. زرتشت با شاگردان چنین گفت: «بهراستی، به فرارسیدن این شام دراز چندان نمانده است. دردا، نور خویش را چگونه از خلالِ آن به در توانم بُرد؟ او نمیباید در این اندوهِ گِران از پای بیفتد. چرا که میباید نوری باشد جهانهای دورتر را...» فرازی از کتاب «چنین گفت زرتشت» فردریش نیچه، به ترجمۀ متفکر مغبون و زردمیوه: داریوش آشوری (با اندکی ویرایش) @ba_haghighat
🔹️دربارۀ فراموشی ساختاریافته؛ لزوم ساخت حافظۀ جمعی بهمثابۀ سلاح ✍️ مهتاب همپائی 🔺️ما در ایران در همان سالهای ابتدایی زندگی بهزودی درمورد پیروزی تاریخی تیم ملی فوتبال ایران در مقابل امریکا میشنویم. داییها و عموها از خوشحالی خیابانی خود در آن شب شگفتانگیز صحبت میکنند، قطع بۀقین همۀ شما ماجرای شیرینیفروشی که تمام شیرینیهای خود را به مناسبت این پیروزی در خیابان فاطمی و در میان مردم پخش کرد شنیدهاید؛ اما کسی به ما نگفته است که چرا زنی به اسم اکرم نقابی بیستوشش سال تمام با بنری در دست میپرسد: «سعید من کجاست؟» ما نمیتوانیم چیزی را که هرگز ندانستهایم به خاطر بیاوریم. ما از پیش خلع سلاح شدهایم. پاک کردن، عدم وجود حافظه نیست؛ نابودی عمدی آن است. این نوعی جنگ روایی است که نه با اسلحه، بلکه با حذفها انجام میشود. این جنگ به آرامی، از طریق کتابهای درسی، عناوین و سکوت، انسآنها را میکشد. متن کامل را در instant view زیر مطالعه کنید. 🔹️فراخوانی که مرکز آموزشها در ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ منتشر کرد با استقبال مخاطبان و هماندیشان روبهرو شد. متنهایی در قالب تحلیل، جستار، شعر، دلنوشته و داستان به دست ما رسیده که پساز ویرایش بهنوبت منتشر خواهیم کرد. ما در ویرایش متن به امانتداری و حفظ صدا و رأی نگارندگان پایبندیم و هرتغییری را با نگارنده و صاحباثر در میان میگذاریم. این فراخوان نه پایانی دارد و نه محدود به یک موضوع است. شما عزیزان میتوانید همچنان متنها و آثار خود را در قالبهای معرفیشده برای ما ارسال کنید؛ به آدرس روابط عمومی مرکز آموزشها: @HamAndishi1404 @hamandishi01 @isa_ctc متن کامل را میتوانید از لینک زیر مطالعه کنید👇
ترانهی «قدردانم از زندگی» (Gracias a la vida)
ترانهی «برادران» ( Los hermanos)