بامامان✋
Статистикаکمک میکنیم مادری برات سادهتر و دلنشینتر بشه❣️ 👩👦 اینجا یاد میگیری هم رویاهاتو بسازی هم هوای خودتو داشته باشی😉 ادمین: @bamaman_admin
- Последний пост
- 26 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تمرین برای کنترل خشم فقط اون لحظه که خودت برای کثیف نشدن ظرف تو قابلمه غذا میخوری و میبینی بچهها و همسرت انواع و اقسام ظرف رو غذایی کردن.
بچهدار شدن❌ تشکیل خانواده دادن✅
+ چه ورزشی میکنی برای تقویت عضلاتت؟ - جمع کردن اسباب بازی بچه از روی زمین با فحش.
امروز وقت خواب ظهر، دو ساعت تمام داشتم با یه تخت کوچولو مذاکره میکردم. 😅 یه قصه من، یه غلت تو. یه نوازش آروم، یه «باشه این آخریه» از طرف من. چراغ خاموش شد، عروسکها صف کشیدن، پرده رو کشیدم که آفتاب نفهمه هنوز بیداریم. چشمهاش بسته شد… ولی دستش هنوز توی موهای من گره خورده بود. همین که نفسهاش منظم شد، همونجا کنار تخت نشستم. کمرم درد میکرد، ظرفها هنوز منتظر بودن، گوشیم پر از پیامِ جوابنداده. بعد یهو نیمهبیدار گفت: «مامان… پیشمی؟» گفتم: «آره عزیزم.» لبخند زد و دوباره خوابید. 🌙 و من همونجا فهمیدم، شاید کارای خونه تموم نشه، شاید استراحت نصیبم نشه، ولی همین که تو خواب هم مطمئنه من پیششم، یعنی دنیا هنوز سر جاشه. شاید چایم سرد شده بود، شاید خودم خستهتر از همیشه بودم، اما اون «پیشمی؟» کوچیک از هر استراحتی عمیقتر بود. 🤍 #مامان_نوشت
یادتون نره که شما تو یک تیم هستید و بچهها تماشاچی هستن.
مامانا حتی حین گفتن “زنگ زدیم پارک بسته بود” هم عذاب وجدان میگیرن.
امیدوارم مامانهای بیشتری بدونن که «فرسودگی مادرانه» فقط خسته بودن بعد از یه روز شلوغ نیست. 🤍 گاهی خودشو قایم میکنه پشت لبخندهای اجباری تو مهمونیها. پشت جملهی «من خوبم، چیزی نیست» وقتی هزار تا چیز هست. پشت مقایسهی بیرحمانهی خودت با مادرهایی که تو اینستاگرام همیشه مرتب و آرومن. فرسودگی میتونه این شکلی باشه که: – از صبح تا شب بدوی ولی آخرش حس کنی هیچ کاری نکردی. – از صدای «مامان» شنیدن کلافه شی و بعدش از خودت عذاب وجدان بگیری. – دلت یه ساعت تنهایی بخواد ولی وقتی تنها میشی، ندونی با خودت چیکار کنی. – به همه برسی جز خودت. گاهی مشکل «بد بودن» نیست، مشکل اینه که زیادی قوی بودی… زیادی دوام آوردی… زیادی نگفتی «منم خستهام». مادر بودن مسابقهی فداکاری نیست. اگه حالِ دلت خوب نیست، ضعف نیست؛ یه علامته. علامتی که میگه وقتشه یکی حالِ تو رو هم بپرسه. 🌿 کمک گرفتن، حرف زدن با یه مشاور، تقسیم مسئولیتها یا حتی چند ساعت استراحت واقعی، میتونه شروع برگشتن به خودت باشه. اگه این روزا حس میکنی خالی شدی، بدون: تو خراب نشدی، فقط نیاز به مراقبت داری. و این حالتها قرار نیست همیشگی باشن. ✍️گروه #روانشناسی بامامان @bamaman_media
بچههای خلاق، محصول خانوادههاییان که توش «قضاوت» کمتره و «گوش دادن» بیشتر. وقتی بچهها برای فکرها و سوالهای عجیبشون مسخره نمیشن، یاد میگیرن آزاد فکر کنن، بلند حرف بزنن و خلاق باشن. ترس از قضاوت، خلاقیت رو خفه میکنه. اما امنیتِ شنیده شدن، بال پرواز میده
من یه مامانم آف کورس که بچهم حق نداره بیشتر از یک ساعت تلوزیون ببینه ولی خودم حق داره ۱۸.۵ نیم ساعت تو اینستا باشم.
مادر اولین کشوریه که توش زیست میکنیم :)
میگن اگه میخوایید طرز فکر یه خانواده رو بدونید به حرفای بچهشون توجه کنید. بابا بخدا اینا طرز فکر ما نیست این بچه نمیدونم از کجا یاد گرفته
امروز گفت: «مامان نگاه کن.» نگاه نکردم. داشتم تایپ میکردم. داشتم اسکرول میکردم. داشتم یه کار مهم میکردم. گفت: «مامان ببین دیگه.» گفتم: «الان عزیزم…» سکوت کرد. چند ثانیه بعد، با صدای خیلی آروم گفت: «خودم بلدم…» سرمو که بلند کردم، دیدم نقاشیشو گذاشته کنار. نه اصرار، نه غر، نه لج. انگار فهمیده بود بعضی «الان»ها هیچوقت «بعدش» نمیشن. نقاشی رو برداشتم. یه خونه بود، یه خورشید کج، و یه مامان کوچولو که گوشیش از خودش بزرگتر کشیده شده بود. خندیدم. ولی ته دلم لرزید. گفتم: «خیلی قشنگه مامان.» گفت: «عیبی نداره… تو کار داشتی.» و من فهمیدم بعضی وقتها بچهها منتظر ما نمیمونن؛ با نبودنمون کنار میان. #مامان_نوشت
بفرست برای مامانت شاید منتظر شنیدن همین باشه :)
گاهی تمام ذوق یک روز یک مادر خلاصه میشه تو “ تنهایی دستشویی رفتن بچهش”
تکراری داره. ما نگران میشیم چون اشتباه کردن، زمین خوردن یا کند پیش رفتنِ اونا رو بهعنوان «عقب موندن» یا «خراب شدن آیندهشون» تفسیر میکنیم. پس سریع وارد عمل میشیم: راهحل میدیم، مقایسه میکنیم، فشار میاریم، کنترل میکنیم… به نیتِ کمک، اما در عمل داریم اعتمادبهنفسشون رو میگیریم و پیام میدیم: «خودت از پسش برنمیای.» بعد از یه مدت، بچهها یا از تلاش میترسن، یا همهچیز رو قایم میکنن، یا همیشه منتظرن یکی بهجاشون تصمیم بگیره. این فقط تقصیر شما نیست. نسلهای قبل هم با ترس بزرگ شدن؛ ترس از فقر، قضاوت، اشتباه، آیندهی نامعلوم… و همون ترس رو منتقل کردن. اما شاید وظیفهی شما این باشه که این زنجیره رو قطع کنین. شما مسئول ساختن آیندهی بچهها نیستین، مسئول ساختن احساس امنیت توی مسیر رشدشون هستین؛ اینکه بدونن حتی اگه اشتباه کنن، هنوز پذیرفته میشن. بچهای که اجازه داره اشتباه کنه، بزرگسالی میشه که جرأت زندگی کردن داره. ✍️گروه #روانشناسی بامامان @bamaman_media
از خبرچینی بچهها استقبال نکنید. اینکار تو بلندمدت، تاثیر بدی رو روابط بین فردیش میذاره، بهش یاد بدید که فقط مسائل خطرناک رو به شما گزارش بده. #تلنگر
بچهها نیاز به پناهگاه دارن، نه میدون جنگ. اینو چاپ کنید و به همه جای خونتون بزنید تا دیگه جلوی بچه داد و بیداد نکنید.
تولد برای خود بچه، نه بقیه، این جوریه:
این روزا سؤالایی که بچه ازم میپرسه و دلم میخواد بگم “نمیدونم” خیلی زیاد شده…💔
یه روزِ معمولی بود. داشت کفشهاشو میپوشید، هی بنداشو گره میزد و باز میکرد. گفتم: «کمکت کنم؟» سرش رو بالا آورد، با اون جدیت بامزهش گفت: «نه، خودم بلدم.» همونجا ایستادم به تماشا. دیدم دستای کوچیکی که تا دیروز دنبال دست من میگشت، حالا داره راه خودش رو تمرین میکنه. یه چیزی ته دلم فشرده شد. از جنس غرور، از جنس دلتنگیِ زودرس. فهمیدم مادری یعنی همین تناقضها؛ هم خوشحال باشی که داره مستقل میشه، هم دلت بخواد زمان یه کم یواشتر راه بره. مادر بودن یعنی هر «خودم بلدم»ش، یه قدم جلو رفتنِ اونه و یه قدم عقب رفتنِ تو… با لبخند. #مامان_نوشت �