tgindex
بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

Статистика
@bardigarперсидский

برای او که نیست و نمی‌خواند.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
19
Всего постов
44
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
175
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
62
40 постов
Вовлечённость
35,4%
к подписчикам
Постов в день
2,7
всего 44
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
55
1/48двое суток
63
1/72трое суток
67

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • خوشال یَکی و از مردن هنی دیت و سونه سکرات هوفتی د پلیت منی قور سیم نکو د قورسونیا بیل خاکم بکن د چال تشنیت... #لری

  • خوشال یَکی و از مردن هنی دیت و سونه سکرات هوفتی د پلیت منی قور سیم نکو د قورسونیا بیل خاکم بکن د چال تشنیت... #لری

  • مثلثِ چپ😎

  • عجیبه که ما سه‌تامونم چپ دستیم.

  • روزمون مبارک... پ.ن: روز جهانی دست‌ چپ‌ها

  • شب هفتم✨

  • مرا تا نقره باشد می‌فشانم تو را تا بوسه باشد می‌ستانم! وگر فردا به زندان می‌برندم، به نقد این ساعت اندر بوستانم! @daily_saadi 🤍سعدی

  • آقا جان...

  • شب ششم✨

  • شصت‌وسه سالگیِ مَرد، حالا مهربانی‌هایش را کرده؛ تمام مردان مدنی و بدوی را دست‌کم یک‌بار سفت بغل کرده و بوی عطر مسحورکننده‌ از یقه پیرهنش زیر دماغ همه خزیده؛ همه پسربچه‌ها و دخترکان مسیر خانه تا مسجد را چندباری روی‌ شانه‌های گرمش نشانده؛ با باقلوا و شیر تازه به‌ عیادت اویی که تف به صورتش انداخته بود رفته، با اعوان و انصارش در مجلس ختم کودکانه‌ی گنجشک مرده آن دختربچه که در نخلستان برگزار شد حاضر شده و به دخترک تسلیت گفته. همه حصیرهای پیرزن مشرک بادیه‌نشین را یک‌جا خریده که زیر آفتاب داغ مکه اذیت‌ می‌شوی مادر. دختران قنداق‌پیچ عربی را از گور برداشته که حیف‌ است؛ ببین چه ریحانه خندانی است من ضمانتش میکنم. شصت‌وسه سالگی مرد، حالا سرد و گرم‌هایش را چشیده، زباله و خونابه‌ها از چهره‌ زدوده، از بیست‌نفره سق‌زدن یک خرما توسط یاران غریبش در شعب به‌تمامه شرمندگی شده؛ مرد شمشیرهایش را زده، فتح‌هایش را کرده، یک دندان شکسته و چند زخم و جراحت مردانه بر نازکای تن ظریفش به یادگار برداشته. شصت‌وسه سالگی مرد، ریز بافتن موهای لطیف دخترکش را خوب یادگرفته، به سپیدجامه‌ به خانه بختش فرستاده، داماددار شده، نوه‌های قد و نیم‌قد دارد، مغزبادام؛ مرد، حسابی ریشه‌دوانده. حالا جانشین حکمرانی و هدایت و پیش‌برد امور مملکت وسیعش را هم به‌ مردمش معرفی‌کرده. غسل کرده، کفنش را آماده روی رف گذاشته، دخترش را بوسیده و زرد و بی‌حال رو به‌قبله دراز کشیده. شصت‌وسه سالگی مرد، کارِ ناکرده ندارد. یک ورق وصیت‌نامه هم که بنویسد، خیالش از گمراه نشدن امتش تخت می‌شود و بازدم آخر را هم بیرون می‌دهد و جاری می‌شود. گستاخ‌مرد سیاه‌رویی میگوید رهایش کنید هذیان می‌گوید پیرمرد. چه وصیتی چه کشکی، کسی کاغذ و قلم نیاورد. لازم نکرده. خستگی شصت‌وسه سال توی تن پیرمرد می‌ماند؛ مرد حالا شصت‌وسه سال خستگی است، شصت‌وسه سال بی‌حوصلگی، شصت‌وسه سال بغض؛ میگوید علی جان خسته‌ام، همه‌ این مردم را بیرون کن؛ با خودت دوکلام حرف مردانه دارم... «مهدی مولایی»

  • بیداد کلهر ...!

  • مکن سرگشته آن دل را ؛

  • видео или голосовое, без подписи

  • آقا سید عبدالرحیم تولدت تو آسمونا مبارک. شهید موسوی: من تنها فرمانده‌ای هستم در ایران که کسی ازم نمی‌ترسه. خیلی سعی کردن منو تو این ۳۸ سال تربیت کنن که نخندم. هی گفتن بده، افسر که انقد نمی‌خنده. باز من خندیدم...

  • آقا سید عبدالرحیم تولدت تو آسمونا مبارک. شهید موسوی: من تنها فرمانده‌ای هستم در ایران که کسی ازم نمی‌ترسه. خیلی سعی کردن منو تو این ۳۸ سال تربیت کنن که نخندم. هی گفتن بده، افسر که انقد نمی‌خنده. باز من خندیدم...

  • فکر کنم تمرکزم رو گذاشته بودم لای کتابای کنکوری که دادم رفت. مگه می‌شه آدم اینقدر تمرکزش پایین باشه که وسط یک صفحه کتاب خوندن ده بار از جاش پاشه؟ چجوری روزی ۱۰ ۱۲ ساعت در بازه های دوساعت دوساعت درس می‌خوندیم؟

  • وقتی آدمی که بهت زخم می‌زنه از نزدیکانته، دردش خیلییی بیشتره؛ چون چاقو رو از فاصله کمتری تو بدنت فرو می‌کنه.

  • 9 авг.147149

    ظاهرا این مشکل پرنسس بودن برخی از آقایون در عصر و دوره سعدی عزیز هم بوده چنان که فرمودند: مرد باید که جفا بیند و منت دارد نه بنالد که مرا طاقت بد خویان نیست آره خلاصه. #سعدی‌جات

  • از فصل‌ها فصلِ گُلِ بابونه را دوست دارم. و سپس تو را و دوباره تو را و همواره تو را... - جمال ثریا -

  • شب سوم✨

بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم — tgindex