tgindex
əcirli
@behnam_kianiiперсидский

https://t.me/+RNXiZb4nAh8XEah4

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
88
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
552
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
75
40 постов
Вовлечённость
13,6%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 88
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
53
1/48двое суток
60
1/72трое суток
65

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #چپ‌هراسی ؛ آخرین سنگر بی‌استدلالی ✍️: #قاسم_قره_داغی در فضای سیاسی امروز، واژه «چپ» به شکلی عجیب و نگران‌کننده از یک مفهوم نظری و تاریخی به یک ناسزا تقلیل یافته است. این تقلیل، بیش از آنکه درباره چپ چیزی بگوید، درباره بحران فهم سیاسی ماست. ما با نسلی از…

  • 14 авг.331из SafavidStudies

    📜پیوند صفویان با زبان و فرهنگ ترکی و مغولی 👤 کالین میچل صفویان با حمایت از عناصر هویتی و قومی ترک و مغول آن‌ها را در ساختار حکومت خود ادغام نمودند. آشکارترین نمود این رویکرد، انتصاب امیران ترک به مناصب برجستۀ درباری و استفادۀ نهادینه و سازمان‌یافته از طوایف و قبایل آنان در امور نظامی بود. این امر برای شاهان صفوی سیاستی صرفاً مبتنی بر مصلحت و ضرورت نبود؛ چراکه خودشان به زبان مادری ترکی سخن می‌گفتند و شعر می‌سرودند و علی‌رغم توصیف رایج این دودمان به‌عنوان نماد «نوزایی سیاسی ایرانی»، صفویان به سنت‌های سیاسی و فرهنگی جهان ترک‌ـ‌مغولیِ آسیای مرکزی و استپ‌های درونی آسیا، به‌ویژه فرهنگ پرتشریفات چادرنشینی و دربار سیار، وفادار ماندند. صفویان هیچ مشکلی در استفاده از القاب افتخاریِ ترکی و مغولی مثل «خان» و «بهادر» در مجموعۀ روزافزون عناوین رسمی خود نداشتند؛ همچنین آنان مفاهیم سنتی ترکی و مغولیِ حاکمیت خانوادگیِ مشترک و جمعی را نیز پذیرفته بودند. 📚| Source: Mitchell, Colin P. 2009. The Practice of Politics in Safavid Iran. London: I.B. Tauris. p. 4. 🔸 نیز بنگرید: • وارثان واقف بر سنت ترکی-مغولی 🔰 @SafavidStudies

  • 14 авг.7895из moghimi37

    #چپ‌هراسی ؛ آخرین سنگر بی‌استدلالی ✍️: #قاسم_قره_داغی در فضای سیاسی امروز، واژه «چپ» به شکلی عجیب و نگران‌کننده از یک مفهوم نظری و تاریخی به یک ناسزا تقلیل یافته است. این تقلیل، بیش از آنکه درباره چپ چیزی بگوید، درباره بحران فهم سیاسی ماست. ما با نسلی از مخالفان جمهوری اسلامی روبه‌رو هستیم که خود را دشمن استبداد می‌دانند، اما در زبان و روش، همان سازوکار حذف و تحقیر را بازتولید می‌کنند. هر مخالفتی که با روایت مسلط آن‌ها همخوان نباشد، به سرعت «چپ» خوانده می‌شود؛ فقط به‌عنوان برچسبی برای بی‌اعتبارسازی. مسئله این نیست که همه جریان‌های چپ بی‌نقص بوده‌اند. تاریخ قرن بیستم، از اقتدارگرایی شوروی تا تجربه‌های شکست‌خورده سوسیالیسم دولتی، پرونده‌ای پیچیده و گاه تاریک پیش روی ما می‌گذارد. اما آنچه امروز رخ می‌دهد، نقد مستند آن تجربه‌ها نیست؛ بلکه تحریف یک سنت فکری چندصدساله و فروکاستن آن به یک فحش خیابانی است. این رفتار، نشانه نخواندن تاریخ است، نه نشانه عمق تحلیل. تناقض وقتی عریان‌تر می‌شود که می‌بینیم بسیاری از کسانی که «چپ» را ناسزا می‌دانند، خود در کشورهایی زندگی می‌کنند که ستون‌های اصلی نظم اجتماعی‌شان بر دوش جنبش‌های کارگری و احزاب سوسیال‌دموکرات بنا شده است؛ کشورهایی چون کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه یا بریتانیا. ساختار دولت رفاه، بیمه‌های اجتماعی، نظام‌های درمان همگانی، آموزش عمومی گسترده، قوانین ضدتبعیض و حقوق کار، حاصل توافق نخبگان سرمایه‌دار نبود؛ بلکه نتیجه‌ی دهه‌ها اعتصاب، زندان، سرکوب و مبارزه نیروهایی بود که در زمان خود «چپ» نامیده می‌شدند. این دستاوردها از آسمان نیفتاده‌اند. هشت ساعت کار در روز، تعطیلات آخر هفته، مرخصی با حقوق، حداقل دستمزد، بیمه بیکاری، بازنشستگی، ممنوعیت کار کودکان، ایمنی محیط کار، حق اعتصاب و حق تشکیل اتحادیه، همگی محصول کشمکش‌های سخت اجتماعی بوده‌اند. آموزش عمومی و دانشگاه‌های یارانه‌ای، واکسیناسیون سراسری، درمان همگانی، مسکن اجتماعی، مالیات تصاعدی بر ثروت‌های کلان و مهار انحصار شرکت‌های بزرگ، همه در بستر منازعه میان سرمایه و کار شکل گرفته‌اند. حتی بسیاری از حقوق مدنی که امروز بدیهی می‌پنداریم – از حق رأی عمومی طبقات کارگر و زنان تا قوانین ضدتبعیض نژادی و جنسیتی – بدون فشار جنبش‌های عدالت‌خواه به رسمیت شناخته نمی‌شدند. عجیب آنجاست که ما از بیمه بیکاری استفاده می‌کنیم، از درمان عمومی بهره می‌بریم، از آزادی تجمع دفاع می‌کنیم و از حقوق اقلیت‌های جنسی در غرب سود می‌بریم، اما همزمان «چپ» را منشأ ویرانی معرفی می‌کنیم؛ گویی این ساختارها محصول خیرخواهی ذاتی بازار آزاد یا لطف دولت‌های محافظه‌کار بوده است. این دوگانگی، فقط یک تناقض نظری نیست؛ نشانه نوعی گسست آگاهی تاریخی است. در سطحی عمیق‌تر، ما با بحران فهم طیف‌های سیاسی روبه‌رو هستیم. تجربه شخصی ما در بحث‌های روزمره نشان می‌دهد که بسیاری از کسانی که دیگران را «چپ» خطاب می‌کنند، خود در عمل از سیاست‌های بازتوزیعی، حمایت‌های اجتماعی و محدودسازی قدرت سرمایه دفاع می‌کنند؛ یعنی دقیقاً همان مؤلفه‌هایی که در ادبیات علوم سیاسی در حوزه چپ می‌گنجند. هنگامی که آن‌ها را به انجام آزمون تعیین گرایش سیاسی در سایت: https://www.politicalcompass.org/test/fa?page=1 هدایت می‌کنیم، نتایج غافلگیرکننده است. برخی با تعجب سکوت می‌کنند، برخی نتیجه را انکار می‌کنند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد مسئله، نه صرفاً اختلاف نظر، بلکه ناآگاهی از جایگاه واقعی خود در نقشه سیاست است. برچسب «چپول» در این میان، بیش از آنکه حمله به یک جریان فکری باشد، ابزار ساده‌سازی ذهنی است؛ روشی برای فرار از گفت‌وگوی پیچیده. ما به جای آنکه درباره نسبت دولت و بازار، عدالت و آزادی، دین و سیاست یا مدل‌های توسعه بحث کنیم، به یک واژه تحقیرآمیز پناه می‌بریم. این همان منطق دوگانه‌سازی است که هر نظام تمامیت‌خواهی برای حذف مخالف به کار می‌برد: یا با ما، یا علیه ما. اگر ما واقعاً مخالف جمهوری اسلامی و هر شکل از دیکتاتوری هستیم، باید نخست این منطق را در زبان و ذهن خود بشکنیم. نقد چپ، ضروری و مشروع است. همان‌گونه که نقد راست، لیبرالیسم یا سلطنت‌طلبی نیز ضروری است. اما نقد، با فحاشی تفاوت دارد. نقد، بر پایه مطالعه و تحلیل تاریخی استوار است؛ فحاشی، بر پایه خشم و هویت‌سازی. ما اگر مدعی بلوغ سیاسی هستیم، باید بتوانیم هم از خطاهای تاریخی جریان‌های چپ سخن بگوییم و هم سهم آن‌ها را در گسترش حقوق اجتماعی انکار نکنیم. حذف یکی به سود دیگری، تحریف تاریخ است. اگر قرار است آینده‌ای متفاوت بسازیم، باید از شرم ناآگاهی عبور کنیم و پیش از هر برچسبی، تاریخ بخوانیم. بسیاری از بدیهیاتی که امروز با آن زندگی می‌کنیم، نتیجه خون و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده می‌شدند. نادیده گرفتن این واقعیت، نه شجاعت سیاسی، بلکه بی‌انصافی تاریخی است.

  • 14 авг.64132из Ttariximiz

    وقتی تبریز پایتخت امپراتوری مغول شد… شاید امروز تصورش دشوار باشد، اما حدود ۷۰۰ سال پیش، تبریز یکی از مهم‌ترین شهرهای جهان بود. پس از یورش مغولان و سقوط حکومت‌های پیشین، ایران سال‌ها صحنه جنگ و ویرانی بود. اما با تشکیل حکومت ایلخانیان، کم‌کم مرکز قدرت به آذربایجان منتقل شد و تبریز به یکی از مهم‌ترین پایتخت‌های این حکومت بزرگ تبدیل گردید. اوج این دوران در زمان غازان‌خان بود. غازان در سال ۱۲۹۵ میلادی به قدرت رسید؛ دورانی که حکومت ایلخانی با مشکلات فراوانی روبه‌رو بود. او اسلام آورد، اصلاحات گسترده‌ای را آغاز کرد و تبریز را بیش از پیش به مرکز سیاسی و اقتصادی حکومتش تبدیل کرد. اما داستان فقط به یک پایتخت شدن ساده ختم نمی‌شد. در اطراف تبریز، مجموعه عظیمی به نام شنب غازان ساخته شد؛ مجموعه‌ای که شامل آرامگاه، مدرسه، بیمارستان، کتابخانه و بناهای عمومی بود. تبریز در آن روزگار، محل رفت‌وآمد بازرگانان، دانشمندان و سفیرانی از نقاط مختلف آسیا و اروپا بود. پس از غازان، برادرش سلطان محمد خدابنده، اولجایتو به قدرت رسید. او تصمیم گرفت شهری تازه بنا کند؛ شهری که بعدها نامش با تاریخ ایلخانان گره خورد: سلطانیه. شهری در نزدیکی زنجان امروز که قرار بود نماد قدرت یک امپراتوری باشد. اولجایتو در آنجا گنبد عظیم سلطانیه را ساخت؛ بنایی که هنوز پس از بیش از هفت قرن پابرجاست. اما تبریز همچنان یکی از مهم‌ترین مراکز حکومت باقی ماند. سرنوشت ایلخانان نیز مانند بسیاری از حکومت‌های بزرگ تاریخ، دوام زیادی نداشت. پس از مرگ ابوسعید بهادرخان در سال ۱۳۳۵ میلادی، حکومت ایلخانی به‌تدریج از هم پاشید و قدرت میان فرمانروایان مختلف تقسیم شد. اما میراث آن دوران هنوز باقی است: تبریز، شهری که روزی مرکز یکی از بزرگ‌ترین حکومت‌های منطقه بود؛ و سلطانیه، شهری که یک ایلخان مغول برای نمایش شکوه امپراتوری‌اش از نو ساخت. وقتی از تاریخ آذربایجان و زنجان سخن می‌گوییم، گنبد سلطانیه و تبریزِ ایلخانی فقط چند بنای تاریخی نیستند؛ آن‌ها یادگار دورانی هستند که سرنوشت بخش بزرگی از ایران کنونی و منطقه، از همین سرزمین رقم می‌خورد. ۷۰۰ سال پیش، تبریز و سلطانیه در حاشیه تاریخ نبودند؛ آن‌ها خود، یکی از مرکزهای تاریخ بودند. #تبریز #ایلخانان #تاریخ_آذربایجان #غازان_خان #اولجایتو #محمد_خدابنده #سلطانیه #زنجان #گنبد_سلطانیه #تاریخ_ایران @Ttariximiz

  • 14 авг.6751из yurdumuz1

    🔺متاسفانه ذهن نژادپرستانه حاکم بر ادبیات ایران که رگ و ریشه‌های آن در گذشته نیز وجود داشت، لیکن عمدتا علیه اشغال بیگانه بود، از زمان رضاشاه به بعد نه فقط بر آن حاکم شد، بلکه بصورت ابزار سیاسی-ایدئولوژیک علیه هموطنان عرب در ایران بکار گرفته شد. ایدئولوژی نژادی حاکم بر ادبیات فارسی، باعث شد که نویسندگانی چون هدایت، نقش زبان و فرهنگ عرب در انتقال فلسفه یونان و آثار ارزشمند تمدن رم به اروپا، و از آن طریق به تمام جهان را، که زمینه ساز عصر رنسانس بود، نادیده بگیرند. فرهنگ و زبان عربی بود که درهای فلسفه و آشنایی با تمدن و گذشته غرب را به زبان فارسی گشود. در تمامی قرون وسطی، این فرهنگ و زبان عربی بود که بار اندیشه و فرهنگ بشری را بر دوش کشید و به دیگر ملیت‌های جهان انتقال داد. از این نظر، هیچ زبانی در آن دوره از تاریخ، با زبان عربی قابل قیاس نیست. 📕 زبان، ایدئولوژی و هویت ملی ✍ هدایت سلطان زاده 🔺 Təəssüf ki, İran ədəbiyyatına hakim olan və kökləri keçmişdə də mövcud olan irqçi zehniyyət əsasən xarici işğala qarşı yönəlmişdi, lakin Rza şah dövründən sonra yalnızca ona hakim olmaqla kifayətlənmədi, həm də İranın ərəb vətəndaşlarına qarşı siyasi-ideoloji bir vasitə kimi istifadə edildi. Fars ədəbiyyatına hakim olan irqçi ideologiya, Hidayət kimi yazıçıların ərəb dilinin və mədəniyyətinin Yunan fəlsəfəsini və Roma sivilizasiyasının qiymətli əsərlərini Avropaya, oradan da bütün dünyaya ötürməkdəki rolunu nəzərdən qaçırmasına səbəb oldu; bu, Renessans dövrünün əsasını qoyan amil idi. Açıq fəlsəfə qapılarını və Qərb sivilizasiyası ilə keçmişini Fars dilinə tanıdan məhz ərəb mədəniyyəti və dili idi. Bütün Orta əsrlər boyunca insan düşüncəsi və mədəniyyətinin yükünü çiyinlərində daşıyaraq dünyanın digər xalqlarına ötürən məhz ərəb mədəniyyəti və dili idi. Bu baxımdan, həmin tarixi dövrdə ərəb dili ilə müqayisə edilə bilən heç bir dil yoxdur. 📕 Dil, ideologiya və milli kimlik ✍ Hidayət Sultan Zadə https://t.me/yurdumuz1

  • 14 авг.434из aztabriz

    ادبیات عجیب سفیر ایران در ارمنستان! او بارها در یک جشنواره از‌ کلمه جعلی آرتساخ، بجای قره‌باغ آزاد شده از اشغال ارمنستان ، استفاده کرد @aztabriz

  • 14 авг.5182из aztabriz

    زنگان‌دان، تبریزه تراختور عشقینه @aztabriz

  • 14 авг.6072из tvaznews

    📌۴۰ سال حبس برای چهار فعال تورک آزربایجانی؛ صدور احکام سنگین در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران @tvaznews

  • 14 авг.5441из tvaznews

    📌نشست تخصصی «نقش نادرشاه در تاریخ تورکان» در شبکه YOLAZ TV ​شبکه خبری YOLAZ TV در برنامه‌ای با عنوان «نقش نادرشاه در تاریخ تورکان» به بررسی ابعاد تاریخی، سیاسی و مذهبی اقدامات نادرشاه افشار و دلایل بی‌توجهی به میراث او در تاریخ‌نگاری معاصر پرداخت. ​این برنامه با اجرای علی‌ سلیمانی و حضور دو میهمان و کارشناس برگزار شد: ​دکتر صالح کامرانی: فعال و تحلیل‌گر سیاسی و دبیرکل حزب (حزب مرکزی آذربایجان) ​یوسف‌ کر: پژوهشگر و صاحب‌نظر در حوزه تاریخ، به‌ویژه دوره افشاریه و تاریخ نادرشاه ​محورهای اصلی و خلاصه مباحث مطرح‌شده: ​تلاش برای اتحاد اسلامی و تقریب مذاهب: کارشناسان برنامه با اشاره به برگزاری کنگره دشت مغان و شورای نجف (۱۷۴۳ میلادی) با حضور بیش از ۷۰۰ عالم شیعه و سنی، تأکید کردند که نادرشاه درصدد برطرف کردن شکاف‌های مذهبی (شیعه و سنی) در جهان اسلام و پذیرش مذهب جعفری به‌ویژه در میان جوامع تورک و دولت عثمانی بود. ​بازخوانی هویت و تاریخ‌نگاری: در این گفتگو، به نقد جریان‌های تاریخ‌نگاری معاصر در ایران (پان‌فارسیسم) و حذف یا تحریف نقش حکومت‌های تورک پرداخته شد. صالح کامرانی و یوسف‌بیک تأکید کردند که نادرشاه خود را برخاسته از ایلات تورکمن می‌دانست و نامه‌نگاری‌های رسمی او با سلاطین عثمانی و متون باقی‌مانده گواه این هویت تاریخی است. ​اقدامات اصلاحی و فرهنگی نادرشاه: ایجاد «دارالترجمه» برای ترجمه متون مقدس و دینی به زبان مادری، تلاش برای احیای شهر تاریخی مرو و ایجاد نیروی دریایی در شمال برای مقابله با نفوذ استعمار از مهم‌ترین اصلاحات نادرشاه عنوان شد که به دلیل ترور وی نيمه کاره ماند. ​ضرورت حفظ میراث فرهنگی: میهمانان برنامه خواستار برگزاری سمینارها، فستیوال‌های فرهنگی و ساخت آثار رسانه‌ای و نمادهای یادبود در مناطقی همچون دشت مغان شدند تا نسل جدید با ابعاد واقعی میراث تاریخی خود بیشتر آشنا شود. ​لینک مشاهده ویدیو کامل در یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=2QlRKTZboLA @tvaznews

  • ناصر شاهین‌پر: تحمیل زبان فارسی، بزرگترین اشتباه ملی! دکتر ناصر شاهین‌پر (تاریخ دان) در خصوص تحمیل زبان فارسی در ایران می‌گوید: یکی از بزرگترین اشتباهاتی که در کشور ما شد این بود که به خاطر ناسیونالسیم ملی، همه را وادار کردیم تا فارسی حرف بزنند، درصورتیکه در هزارسال گذشته همه حکومت‌ها ترک بودند، از سلجوقیان بگیرید تا قاجاریان، همه اینها ترک بودند ولی زبان خود را تحمیل نکردند. تحمیل زبان فارسی، زورگویی بود، دیکتاتوری بود، نه ملی گرایی! شاهین پر در قسمتی از صحبت هایش می‌گوید: چرا یک ترک آذربایجانی فکر می‌کند که فارس دشمن او است؟ به دلیل آنکه زبان او را گرفته است! پس دشمن او است!

  • 12 авг.77из turkeycaucasus

    ⭕️ ارزیابی کارشناسان اندیشکده دیپلماسی و اقتصاد از پیمان دفاعی ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان ✍️ سروت آکمان، مصطفی انس اسن و عمر گولر 🔹 ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در ۷ اوت ۲۰۲۶ در مکه یک پیمان دفاعی سه‌جانبه امضا کردند که بر اساس آن «هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حمله علیه همه آنها تلقی خواهد شد». این توافق در شرایط جنگ ایران و آمریکا و افزایش حملات حوثی‌ها علیه عربستان شکل گرفت و تعهد دفاع جمعی میان سه طرف ایجاد کرد. 🔸 با این حال، اهمیت این توافق تنها به بند دفاع جمعی محدود نمی‌شود. این پیمان از دل تحولات امنیتی منطقه شکل گرفته و هدف اصلی آن جلوگیری از تبدیل بحران‌ها به جنگ و تقویت بازدارندگی سه کشور است. هر یک از اعضا نگرانی‌های خاص خود را دارند؛ پاکستان همچنان احتمال درگیری دوباره با هند را در نظر می‌گیرد، عربستان با تهدید حوثی‌ها از جنوب و ایران از شرق مواجه است و ترکیه نیز افزایش تنش با اسرائیل بر سر سوریه را محتمل می‌بیند. 🔹 سه کشور توانمندی‌های متفاوت اما مکملی دارند. عربستان منابع مالی گسترده، ترکیه صنعت دفاعی رو به توسعه و پاکستان ظرفیت هسته‌ای خود را در اختیار این همکاری قرار می‌دهد. با این حال، کارشناسان تأکید می‌کنند که این توافق را نمی‌توان معادل ناتو دانست؛ زیرا سطح همکاری نظامی، ساختار فرماندهی مشترک، رزمایش‌های هماهنگ و قابلیت‌های عملیاتی مشترک میان این سه کشور هنوز فاصله زیادی با یک اتحاد نظامی واقعی دارد. 🔸 سروت آکمان معتقد است ارزش اصلی این پیمان در ایجاد یک چارچوب برای افزایش بازدارندگی و توسعه همکاری‌های دفاعی نهفته است. برای ترکیه، این توافق می‌تواند بازار مهمی برای صادرات تجهیزات نظامی و همچنین منبعی برای تأمین مالی پروژه‌های دفاعی آینده باشد. او همچنین این پیمان را بخشی از واکنش منطقه‌ای به افزایش آزادی عمل اسرائیل در خاورمیانه پس از سال ۲۰۲۳ می‌داند؛ به‌ویژه پس از حمله اسرائیل به قطر که نگرانی‌هایی را در کشورهای خلیج فارس ایجاد کرد. 🔹 به باور آکمان، این توافق همچنین می‌تواند عربستان را که پیش‌تر انتظار می‌رفت به توافق‌های ابراهیم نزدیک شود، بیش از گذشته به مدار همکاری با ترکیه وارد کند و هم‌زمان تلاش‌های اسرائیل برای معرفی ترکیه و قطر به‌عنوان حامیان «افراط‌گرایی اخوانی» را تضعیف کند. از نگاه او، این پیمان پاسخی به شکل‌گیری همکاری‌های امنیتی میان اسرائیل، یونان و قبرس یونانی است که آنکارا آن را تلاشی برای محدودسازی خود ارزیابی می‌کند. 🔸 مصطفی انس اسن معتقد است بند دفاع جمعی این توافق در شرایط فعلی بیشتر جنبه نمادین دارد. حتی در ناتو نیز حمله به یک عضو الزاماً به واکنش نظامی خودکار دیگر اعضا منجر نمی‌شود. بنابراین، انتظار اینکه این پیمان بتواند به‌سرعت یک سازوکار دفاعی مشابه ناتو ایجاد کند، واقع‌بینانه نیست. 🔹 از دید اسن، هدف اصلی توافق، تقویت بازدارندگی عربستان در برابر ایران و نیروهای همسو با تهران است. عربستان پیش از این نیز در سال ۲۰۲۵ با پاکستان توافق دفاع متقابل امضا کرده بود، اما آن توافق هم بیشتر جنبه سیاسی داشت. در جریان تنش‌های ایران و آمریکا، پاکستان نیرو و جنگنده به عربستان اعزام کرد، اما از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرد و همچنان تلاش کرد نقش میانجی را حفظ کند. 🔸 اسن همچنین معتقد است ترکیه نیز احتمالاً وارد جنگ مستقیم با ایران نخواهد شد؛ زیرا تهران همسایه ترکیه است و چنین درگیری‌ای هزینه‌های سنگینی برای آنکارا دارد. هدف ترکیه از این پیمان بیشتر ارسال پیام بازدارنده به ایران و ایجاد اعتماد برای جذب حمایت مالی عربستان در حوزه دفاعی است. 🔹 عمر گولر نیز یادآوری می‌کند که پیمان‌های دفاع جمعی در گذشته بارها روی کاغذ قدرتمند به نظر رسیده‌اند، اما در شرایط واقعی جنگی به دلیل نبود اراده سیاسی مشترک شکست خورده‌اند. یک اتحاد دفاعی زمانی کارآمد است که اعضا دفاع از شریک خود را بخشی از منافع حیاتی ملی بدانند؛ مسئله‌ای که درباره این توافق هنوز روشن نیست. 🔸 به گفته گولر، این پیمان عمدتاً برای تأمین منافع امنیتی عربستان شکل گرفته است و مشخص نیست آیا ترکیه حاضر خواهد بود برای مقابله با تهدیدهایی مانند حوثی‌ها یا ایران وارد جنگ شود. آنکارا خواهان ثبات منطقه‌ای است، اما این موضوع با مشارکت در جنگ‌های دیگر کشورها تفاوت دارد. منبع: Institude 🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز @turkeycaucasus

  • 12 авг.608из yurddash

    دکتر جراحی که ادیب، مورخ و زبانشناس بود...! #حسن_راشدی ٢١ مرداد ١۴٠۵ ✍️ بیست و یکم مرداد ماه سال هزار و سیصد و نود سه، روز در گذشت دکتر جواد هئیت و دوازدهمین سال خاموشی کسی است که جراح ماهر بود اما خوشبختی خودرا در فعالیت در زمینه زبان تورکی، تاریخ، ادبیات و فرهنگ مردم خویش میدید. به همین مناسبت چند پاراگراف از متن کتاب «خاطرات من و پدرم» این ادیب و اندیشمند بزرگ آذربایجان  که اداره ارشاد با حذف آن پاراگرافها مجوّز چاپ کتاب خاطرات ایشان را داد در اینجا می آورم: ص ۲۷۲ : «در ماده ۱۵ قانون اساسی ضمن تصریح رسمیت زبان فارسی گفته شده است که در مناطقی که زبان محلی غیر از فارسی است، مردم می‌توانند زبان و ادبیّات خود را هم در مدارس و در کنار زبان فارسی تدریس نمایند! تدریس در مدارس، یعنی آموزش و پرورش وظیفه‌ی دولتی است نه خصوصی‌. مگر زبانهای غیرفارسی مانند انگلیسی، فرانسه و آلمانی، روسی و حتی اَرمنی و زبانهای مردم قدیم را مردم به‌طور خصوصی در مدارس تدریس می‌کنند!؟ با وجود این بعد از گذشت ۲۸ سال از پیروزی انقلاب به‌علت وجود عدّ‌ه‌ای پان  ایرانیست و نفوذ آنهادر دستگاه هنوز این ماده قانون اساسی هم پیاده نشده و کسی جرئت پیاده کردن آن را نداشته است‌. زیرا هر کس بخواهد برای تدریس زبان تُرکی در مدارس آذربایجان اقدام کند به‌عنوان پان‌تُرکیست و یا عامل و جاسوس ترکیه مورد تعقیب قرار می‌گیرد‌. ....» ص ۲۸۶: « ...متأسفانه هنوز هم آثارِ شومِ فرهنگیِ ترک‌ستیزی و ‌عرب‌ستیزی زمان پهلوی باقی مانده است‌. هنوز هم تعداد زیادی از تحصیل کرده‌ها تبلیغ می‌کنند که زبان ترکی و عربی زبان تحمیلی است و ترکی را مغول‌ها به‌مردم آذربایجان تحمیل کرده‌اند! این‌ها آنچه را که در کودکی در زمان پهلوی‌ها آموخته‌اند، به‌شکل ایدئولوژی حاکم از آن دفاع می‌کنند‌. کسی از خود سوال نمی‌کند که:« اگر به‌قول آنها مغول‌‌های وحشی و بی‌سواد با وسایل ارتباط جمعی هفتصد سال پیش توانستند زبان ملتی را عوض کنند، چرا با این معجزه زبان مغولی را به‌ ما نیاموختند؟!» #دکتر_جواد_هئیت #جراح #مورخ #ادیب #آذربایجان #زبان_تورکی #زبان_ترکی #تاریخ #ادبیات #خاطرات_من_و_پدرم #پان_ایرانیست https://telegram.me/yurddash https://www.instagram.com/hasan_rashidi_zahra http://yurddash.arzublog.com https://x.com/Hasan_rash_zahr

  • 12 авг.5111из ArazNews

    📌 دوازدهمین سالگرد درگذشت جواد هیئت؛ پزشک و پژوهشگر برجسته آذربایجانی امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد، برابر با ۱۲ اوت، دوازدهمین سالگرد درگذشت پروفسور جواد هیئت، جراح، نویسنده، روزنامه‌نگار و پژوهشگر برجسته زبان، ادبیات و فرهنگ ترکی آذربایجان است. او ۱۲ اوت ۲۰۱۴ در ۸۹ سالگی در باکو درگذشت. ⬅️ ادامه مطلب

  • 12 авг.4851из pishroaz

    سیرِ حرکت تفکر ملّی ترکان آذربایجان و ایران از مشروطه تا کنون و تاثیر آن در شناخت شخصیتهای تاریخی، با مطالعه موردی "صمد بهرنگی" (6/1) مطالب زیر خلاصه ای از مقاله فوق می باشد اصل مقاله 30 صفحه ای از سایت مجله الکترونیکی "فصلنامه تخصصی « مطالعات تاریخ آذربایجان…

  • 12 авг.56из pishroaz

    سیرِ حرکت تفکر ملّی ترکان آذربایجان و ایران از مشروطه تا کنون و تاثیر آن در شناخت شخصیتهای تاریخی، با مطالعه موردی "صمد بهرنگی" (6/1) مطالب زیر خلاصه ای از مقاله فوق می باشد اصل مقاله 30 صفحه ای از سایت مجله الکترونیکی "فصلنامه تخصصی « مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک»" قابل دریافت است.   ● مقدمه: تعریف عام تفکر ملّی ویا شعور ملّی ▪ تفکر ملّی ویا شعور ملّی و در زبان ترکی آذربایجانی "ملّی دوشونجه، ملّی شعور" از این زاویه کنکاش می‌شود که در حال حاضر نه تنها محرّکی برای حرکتهای اجتماعی سیاسی، بطور اخص ترکان آذربایجان و بطور اعم ترکان ایران، محسوب می‌شود، در عین حال معیاری برای تحلیل حوادث و شخصیت های تاریخی دوران معاصر و حتی روش زندگی و رفتاری این مردم و بالاخص فعالان فکری آنها قلمداد می‌گردد. تفکر ملّی در ذیل ملّیگرایی ویا ناسیونالیسم، بنا به تدقیقات ارائه شده در کتاب "ناسیونالیزم نظریه‌لری، اوموت اؤزکیْریملی"[ماخذ 1] حاصل دوران مدرنیته بوده و برعکس نظریه‌های منسجم‌تر مارکسیستی، شوونیستی، نازیستی و لیبرالیستی، نظریه واحدای نداشته بلکه نظریه‌های مختلف با عناصر متفاوت، با توجه به انواع جوامع موجود دارد. چنانچه ملّیگرایی نازی آلمانی آغشته به دیکتاتوری فاشیستی بوده، ملّیگرایی شعوبی فارس دارای عناصر بارز نژادپرستانه، باستانگرایی، تحریف، تحقیر و ترور، و ملّیگرایی کردی و ارمنی عجین با تروریسم بوده در حالیکه ملّیگرایی ترکان آذربایجان مدنی و ضد نژادپرستی و نافی هر گونه عنصر باستانگرایی و تقدّس گرایی می‌باشد. در ماخذ یک دهها تئوریسین ناسیونالیسم معرفی و تئوری آنها ارائه شده، طبق این کتاب در بین مدلهای مختلف ملیگرایی، برای جامعه ترکان آذربایجان و ایران، مدل آنتوْنی دئ اسمیت بیشترین تطابق را دارد، طبق این مدل در جوامعی که ائتنیک های پراکنده ای را مثل جامعه ترکان ایران دارند، بهترین مدل اینست که فعالیتهای ملّیگرایانه در محدوده با اکثریت ائتنیکی مورد نظر، به عنوان هسته مرکزی آگاهی و توسعه مدنی ملّی انتخاب و تقویت گردد و با گسترش آگاهی این مرکزیت جوامع پیرامونی آن نیز تحت تاثیر آن به حرکت در می آیند. طبق این مدل باید آذربایجانگرایی به عنوان هسته مرکزی ملیگرایی و آزادیخواهی جهت گسترش آن در کل ایران در نظر گرفته شود. کسانی که بر ضد آذربایجانگرایی حرکت می‌کنند در واقع با شعار کاذب ترکان کل ایران، ایران ائلی و ایرانگرایی، عملا خود ملّیگرایی را هدف قرار داده و تضعیف می‌کنند. ملّیگرایی ترکان آذربابجان ضامن پایداری و رشد برای حرکت بقیه ترکان و حتی بقیه ائتنیکهای ایران محسوب می‌طود و نمونه‌ی آن در انتخابات ریاست جمهوری پزشکیان خود را نشان می‌دهد. ● چرا ملّیگرایی در گذشته بین ترکان آذربایجان ضعیف بود ▪ در حالیکه در بین ترکان آذربایجان شمالی، ترکان روسیه و آناتولی تفکر ملّی از نیمه دوم قرن 19 با تاخیر کوتاهی نسبت به کشورهای غربی شکوفا شده و انسانهای توانمندی مثل گاسپیرالی، زردابی، علی بگ حسین‌زاده، توپچوباشی، آغا اوغلو، آکچورا، ضیا گؤکآلپ و.. به جرگه نظریه پردازان ملّیگرایی، و روشنگران راه ملت ترک پیوستند ولی چه در بین ترکان آذربایجان جنوبی و یا ترکان ایران حتی یک مورد نیز دیده نشد یک برگ نوشته با موضوع ملّیگرایی ارائه نشد. ▪ دلایل ضعیف بودن و حتی نبود تفکر ملّی در شکل مدرن آن در میان ترکان آذربایجان و ایران را بر مبنای کتاب "ملّی دوشونجه" می‌توان بصورت زیر فهرست نمود: 1-جنگ قاجار و روس و شکست قاجار و از دست دادن اراضی شمال ارس، فشار روانی بزرگی را بوجود آورد[ماخذ 4، ص 17]،  2-عامل دوم، ایجاد دو قحطی بزرگ ۱۸۶۱ و۱۹۱۷ می‌باشد که توسط انگلیس ها با خرید غلات کشاورزان به قیمت گزاف و تالان و غارت فیزیکی ارزاق مردم توسط روسها و از بین رفتن نیمی از نفوس تابعه قاجار با اکثریت مطلق ترکان، بوقوع پیوست [ماخذ 4، ص176]. 3-عامل سوم سرمایه گذاری عظیم انگلیس و فراماسونری غرب در رشد شعوبیه و تبلیع قوم فارس به عنوان نیروی متجدد و مدرن و اهالی اصلی ایران و تبلیغ تُرک به عنوانی نیروی عقب مانده و بیگانه به عنوان یک برنامه ریزی استراتژیک استعمار غرب در راستای تسلط بر منابع ایران، با هدف براندازی دولت قاجار و روی کار آوردن شعوبیها قابل ذکر است، 4-به عنوان عامل مهم دیگر می‌توان گفت مردم ایران نسبت به ترکان آذربایجان شمالی و ترکان روسیه و آناتولی کمتر در ارتباط و مراوده با پیشرفتهای اروپا قرار داشتند و بدین سبب نه تنها از نظر تکنولوژیکی پیشرفت مناسبی نداشتند، رشد فرهنگی آنها نیز نازل بود. پایان بخش اول (6/1). (اسماعیل جفرلی، تیرماه 1405) ⏭ Metam ✅ @pishroaz

  • 12 авг.64155из tebrizsesi

    💥فراخوان برای حفظ نام‌های اصیل آزربایجان با توجه به اینکه بخش قابل‌توجهی از نام‌های تاریخی شهرها، روستاها، کوه‌ها، رودها و دیگر مکان‌های جغرافیایی آزربایجان در دهه‌های گذشته تغییر یافته، تحریف شده یا به شکل فارسی‌شده مورد استفاده قرار گرفته‌اند، حفظ و بازشناسی نام‌های اصیل این سرزمین اهمیت ویژه‌ای دارد. از دوستان و همراهان گرامی درخواست می‌کنیم نام‌های اصیل و تاریخی شهرها، روستاها، محله‌ها، کوه‌ها، رودها و دیگر مکان‌های آزربایجان را، در صورت اطلاع، برای ما ارسال کنند. هدف ما این است که در حد توان، این نام‌ها را با تلفظ و نگارش صحیح ثبت و در مطالب و تولیدات رسانه‌ای مورد استفاده قرار دهیم تا بخشی از میراث زبانی و تاریخی آزربایجان حفظ و به نسل‌های آینده منتقل شود. اگر درباره ریشه، تلفظ یا شکل صحیح نوشتاری نامی اطلاعاتی دارید، همراه با نام رایج امروزی آن برای ما ارسال کنید. حفظ نام‌های اصیل، بخشی از حفظ حافظه تاریخی و هویت فرهنگی یک ملت است. «تبریز سَسی» را به دوستان‌خود معرفی کنید 👉 @TebrizSesi

  • نخبگان حقوقی تورک، به دلیل تسلط هم‌زمان بر زبان قانون (که زبان قدرت است) و زبان مادری (که زبان هویت است)، نقش «پل ارتباطی» میان یک مطالبه اجتماعی و یک تغییر قانونی را ایفا می‌کنند. بدون حضور متخصصان حقوقی، مطالبات زبانی ممکن است در سطح شعارهای احساسی باقی بماند، اما با حضور آن‌ها، این مطالبات به «پرونده‌های حقوقی» تبدیل می‌شوند که دولت نمی‌تواند به‌راحتی نادیده بگیرد. نقش نخبگان حقوقی تورک را می‌توان در چهار محور اصلی تعریف کرد: ### ۱. بازتعریف مفاهیم قانونی (تغییر پارادایم از «محلی» به «ملی») بزرگترین خدمت نخبگان حقوقی، تغییر ادبیات مطالبه است. - تبدیل «خواسته» به «حق»: آن‌ها می‌توانند تبیین کنند که زبان ترکی نه یک «خواسته فرهنگی»، بلکه یک «حق بنیادین بشری» است. - به چالش کشیدن اصطلاحات: نخبگان حقوقی می‌توانند با استفاده از استدلال‌های فقهی، حقوقی و تطبیقی، ثابت کنند که عبارت «زبان‌های محلی» در اصل ۱۵، با واقعیت‌های جمعیتی (۴۰ تا ۵۰ درصد جمعیت) در تضاد است و این تضاد، باعث ایجاد «نابرابری حقوقی» می‌شود. ### ۲. مهندسی قانونی و تدوین لایحه‌ها (تبدیل ایده به متن) ایده‌های کلی باید به متون دقیق حقوقی تبدیل شوند تا در مجلس یا شورای عالی انقلاب قابل بررسی باشند. - تدوین پیش‌نویس قوانین: نخبگان حقوقی می‌توانند پیش‌نویس «قانون رسمیت زبان‌های مادری» را بنویسند. این متن باید به گونه‌ای باشد که راه هرگونه تفسیر ضد-قانون را ببندد و با استانداردهای حقوقی داخلی و بین‌المللی هم‌راستا باشد. - استخراج تضادها: آن‌ها می‌توانند با شناسایی تضاد میان اصل ۱۵ (که محدودکننده است) و اصل ۱۹ (که بر برابری تأکید دارد)، راهکارهای حقوقی برای اولویت دادن به اصل ۱۹ در تفسیر قوانین ارائه دهند. ### ۳. نمایندگی در مراجع قضایی و نظارتی حضور متخصصان حقوقی در جایگاه‌های تصمیم‌گیر یا به عنوان وکیل، مسیر رسمیت را هموار می‌کند: - دفاع در دادگاه‌ها: وقتی حقوقی‌دانان تورک در پرونده‌های مربوط به آموزش زبان مادری یا حقوق فرهنگی دفاع کنند، می‌توانند از ابزارهای قانونی برای پیش‌روی در این مسیر استفاده کنند. - ارائه مشاوره به نمایندگان: بسیاری از نمایندگان مجلس لزوماً حقوق‌دان نیستند. نخبگان حقوقی می‌توانند به عنوان مشاور، راهنمایی کنند که چگونه یک لایحه برای رسمیت زبان نوشته شود که از نظر فنی نقص نداشته باشد و احتمال تصویب آن بالا رود. ### ۴. استفاده از ابزارهای حقوق بین‌الملل (فشار نرم) نخبگان حقوقی که با استانداردهای جهانی آشنا هستند، می‌توانند پرونده زبان مادری را به سطح بین‌المللی ببرند: - استناد به کنوانسیون‌ها: استفاده از کنوانسیون‌های مربوط به «حقوق اقلیت‌ها» و «حفاظت از میراث فرهنگی نامادی یونسکو» برای ایجاد فشار قانونی و اخلاقی بر دولت‌ها. - الگوبرداری تطبیقی: ارائه گزارش‌های حقوقی از کشورهای دیگر (مانند مدل‌های موفق در اروپا یا آسیا) که در آن چندین زبان رسمی وجود دارد و نشان دادن اینکه این کار منجر به تجزیه نشده، بلکه منجر به «پایداری ملی» شده است. --- ### جمع‌بندی: از «فعال اجتماعی» به «معمار قانونی» اگر فعالان اجتماعی، «صدا» و «نیروی محرک» این جنبش باشند، نخبگان حقوقی «مغز متفکر» و «معمار» آن هستند. نقش آن‌ها این است که: «شور و اشتیاق جمعیت را به زبانِ خشک و دقیقِ قانون ترجمه کنند.» بدون این نقش، مطالبه رسمیت زبان ممکن است با برخوردهای امنیتی مواجه شود، اما وقتی این مطالبه در قالب «لایحه‌های قانونی»، «دادخواست‌های حقوقی» و «تفسیرهای قانونی از اصل ۱۹» ارائه شود، دولت مجبور است در چارچوب قانون پاسخ دهد. [️️️️️️️️ [️️️️️

  • 🌎 پنج شرط تهران برای گشودن تنگه هرمز وال‌استریت ژورنال: تهران برای بازگشایی تنگه هرمز ۵ شرط کلیدی تعیین کرد 🔹وال‌استریت ژورنال نوشت: ترامپ امیدوار بود که بازگشایی تنگه هرمز به او امکان دهد پیروزی را اعلام کند و درگیری با ایران را به پایان برساند، حتی بدون دستیابی به یک توافق هسته‌ای. اما تهران خواسته‌های خود را به شدت افزایش داده است. 🔹ایران خواهان خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، لغو محاصره دریایی، برداشتن تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و دریافت میلیاردها دلار غرامت جنگی پیش از بازگشایی کامل تنگه است. 🔹این موضوع گزینه‌های کمتری را برای ترامپ باقی می‌گذارد. به نظر می‌رسد ایران معتقد است واشنگتن برای خروج اشتیاق دارد و از توانایی خود در به هم زدن تنگه هرمز و جریان جهانی نفت به عنوان اهرم فشار استفاده می‌کند. 🔹با توجه به اینکه قیمت بنزین در ایالات متحده حدود ۴ دلار در هر گالن است و انتخابات میانی نزدیک است، ترامپ انگیزه‌های قوی برای به دست آوردن یک توافق دارد. AmericanStudies

  • 11 авг.1849из ..

    без подписи

  • دکتر همایون کاتوزیان (استاد تاریخ ایران در دانشگاه آکسفورد) بخش اول 📌چرا ما در ایران باستان دانشمندی به نام نداشتیم؟! 📌آیا عرب ها همه کتاب های تاریخی و علمی را آتش زدند؟! 📌 پس چرا بعد از حمله ی ویرانگر مغول اثار ادبی و علمی ما حفظ شد؟ 📌بعد از اسلام درجه ی علمی ما ایرانیان چگونه شد؟! 📌چندین کتاب زرتشتی در ایران بعد اسلام نوشته شد! 📌اصلا علم در ایران باستان با ایران اسلامی قابل مقایسه هست؟! و...