بزن باران
Статистикаhttps://t.me/+H5qxyx7frcIzNzU8 بهترین متن ها و عکس نوشته ها در بزن باران - آنجا كه "عشق" -خيمه زَنَد، جایِ عقل نيست!
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 91
- Всего постов
- 198
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4
- 1/48двое суток
- 4
- 1/72трое суток
- 4
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
☆ امشب از باده خرابم ڪن و بڪَذار بمیرم غرق دریای شرابم ڪن و بڪَذار بمیرم زندڪَی تلختر از زهر بوَد ڪَرتـᥫ᭡ـونباشی بعد از این مرده حسابم ڪن و بڪَذار بمیرم #شهریار🦋 و شب بخیر.... .
без подписи
و تو در من از من فراوان تری، یارب🕊️
حکایت قطرهای که دریا شد قطرهای از دریا جدا شد و سالها گریه کرد. میگفت: «دریا مرا رها کرد. اگر دوستم داشت نمیگذاشت تنها بمانم.» باد گفت: «چرا برنمیگردی؟» قطره خندید: «چطور برگردم وقتی دارم بخار میشوم.» قطره کوچکتر شد و وقتی داشت کامل تبخیر میشد خود…
حکایت قطرهای که دریا شد قطرهای از دریا جدا شد و سالها گریه کرد. میگفت: «دریا مرا رها کرد. اگر دوستم داشت نمیگذاشت تنها بمانم.» باد گفت: «چرا برنمیگردی؟» قطره خندید: «چطور برگردم وقتی دارم بخار میشوم.» قطره کوچکتر شد و وقتی داشت کامل تبخیر میشد خود را تنها و ضعیف دید و از ترس تمام شدن، افسرده شد. اما کمی بعد همه چیز تغییر کرد. ناگهان قطره، خود را در آغوش ابر دید. امید به قلبش باز گشت. ابر ماهها سفر کرد و قطره بزرگ و بزرگتر شد تا اینکه یک روز صبح به بالای دریا رسید. قطره از بالا به دریا نگاه کرد و گفت: «چه باشکوهی تو» دریا گفت: «باشکوهتر میشوم اگر تو هم دریا شوی» قطره همان لحظه دریافت که تمام مدت دریا بوده است، فقط باید سفرش را کامل میکرد. آنگاه ابر بارید و قطره، دریا شد🦋🍊💙
دنیا پُر از نقاب هست… نقاب خنده، نقاب سکوت، نقاب حتی غم و قدرت… آدمها یاد گرفته اند برای زنده ماندن و ادامه دادن خودِ واقعیشان را پنهان کنند…چون صداقت گاهی دردناک و گاهی ترسناک به نظر می رسد… گاهی حتی زیادی بی دفاع… و تو نمی فهمی کدام چهره واقعیست… تا وقتی که بادِ حافظه بورزد ، و نقاب ها یکی یکی فرو بیفتند…. آنوقت تازه می فهمی چه تعداد آدم واقعی دورو بَرَت مانده اند…. 🍃🌺🍂 🍂🌿 🌾 ꧁حرف دل꧂
без подписи
زندگی باید کرد با کمی حس نسیم با کمی واژه ی خوب در هوای خنک استغنا گاه با یک دل تنگ گاه باید رویید در کنار چشمه 🍃❣🍃 در شکاف یک سنگ به امید فردا ها که پر از حادثه تقدیرند گاه باید خندید با کمی پنجره و نور و صدا شاد باید بود سهراب سپهری
без подписи
без подписи
بیا با خودت یک قرارِ صلح بگذار. هر بار که آن صدای قدیمی گفت «تو لایق نیستی»، به او لبخندی بزن و آرام بگو: «من لایق هستم، چون من بخشی از این جهان باشکوه هستم». اجازه بده شادیها بدون اینکه از تو گذرنامه یا سند لیاقت بخواهند، وارد زندگیات شوند. وقتی تو با یقین میپذیری که لایق بهترینها هستی، در واقع درهای قلبت را به روی معجزات باز میکنی. دریچه های نور🌝🌈🌱 سلام عزیزان🍃🌸 روزگارتون خوش و خرم🤲