tgindex
LIGHT finds u؛

LIGHT finds u؛

Статистика
@bi_happy1персидский

If not now, someday_somewhere.

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
11
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4
24 постов
Вовлечённость
200,0%
к подписчикам
Постов в день
1,6
всего 24
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
3
1/48двое суток
3
1/72трое суток
3

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • به نظرت چی میشه که آدم یهو دلش میگیره؟

  • 13 авг.3из shadowofmoonliight

    من از خود سیگارکشیدن خوشم نمیاد. از جنس حرف‌هایی که موقع سیگار کشیدن به هم می‌زنیم‌ خوشم میاد. از اینکه به بهونه‌‌‌ی سیگار کنار هم تو بالکن وایمیستیم، به شهر و ساختمونا زل می‌زنیم و از غم‌هایی حرف می‌زنیم که هیچ‌وقت در حالت عادی بهشون اعتراف نمی‌کنیم.

  • 12 авг.4из saghiiii_118

    تو زیباترین حزنِ من بودی. عزیزترین زخمم بودی و این که با افعال گذشته از تو یاد می‌کنم، غم‌انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده‌ام...‏ #حمید_سلیمی

  • کاش به جای بچه پیشی داشتم اگه مامان خوبی نباشم چی

  • هیچی دیگه فالگیره گفت با یه مرد چهارشونه و قدبلند و خوشتیپ ازدواج میکنم و ۲ هم بچه دارم

  • بیا یه روز بریم قهوه‌ی زهرماری رو به زور چیزکیک بخوریم و Deep Talk کنیم؛ چون میخوام حست کنم.

  • بیا یه روز بریم قهوه‌ی زهرماری رو به زور چیزکیک بخوریم و Deep Talk کنیم؛ چون میخوام حست کنم.

  • بیا یه روز بریم قهوه‌ی زهرماری رو به زور چیزکیک بخوریم و Deep Talk کنیم؛ چون میخوام حست کنم.

  • 11 авг.31из lilslight

    عزیزم! حالا که در غمِ من، در پاییز و زمستانم، برای این تنِ خشک و نحیفِ به دور از آفتاب، تکه‌ نوری گرم و آغوشی چون دیوار برای درختِ شکسته بودی، به تو تمام سبزی و سال‌های بهارم را می‌بخشم. به تو تمام یک‌باره‌‌های عمرم را، تمام شادی ها و لبخند‌هایم را، می‌بخشم. چرا که به وقتِ ندیدن، نه فقط مرا دیدی بلکه نگاهم کردی.

  • без подписи

  • 10 авг.41из vellichorr5

    از از هر تعلقی که گذشتم، تواناتر شدم هر روز چیزی را ترک کردم و هر روز چیزی مرا ترک کرد. با هر تَرکی، خاکِ تنم تَرَکی برداشت و چیزی از آن رویید. بالی شاید، کوچک و شفاف و نامرئی پریدن با پرهایی ناپیدا مرا بی پروایی آموخت.

  • без подписи

  • من حالم خوب نیست‌ میشه حرف بزنیم؟

  • без подписи

  • 6 авг.5из CottageOrg

    🔴 این زرافه اسمش Moyo عه و تو آریزونا زندگی میکنه، طرحای رو بدنش قلبی‌ان 🥹💕 @MovieCottage

  • 5 авг.61из vellichorr5

    آنچه در توانم بود با آنچه دلم میخواست منافات داشت.

  • تو مجموعِ اتفاقاتی که برات افتاده نیستی؛ تو کسی‌ هستی که از بین همه‌ی اون اتفاق‌ها عبور کرده. معنای تو با چیزهایی که برات اتفاق افتاده تعریف نمی‌شه. یه اتفاق بد، یک تجربه‌ی بده، نه اینکه تو آدم بدی باشی.