- Последний пост
- 18 авг. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 9
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کاش پیمانه ای از شُربِ مداوم بودی یا که یک لعبتی از جنسِ غنایم بودی یا که در نقشِ ترنجِ تنِ عالی قاپو طرحی از قُبّه و ایوان و ضمائم بودی یا برای تنِ رنجور و سفالینِ کِلوت ابر و باران و کمی بادِ ملایم بودی کاش در ارگِ بم و مسجد شیخ لطف الله نقشهیِ کاشی و محراب و علایم بودی یا ستونی که نگه داشته تاریخی را به پِیِ تختِ رجب بسته و قائم بودی یا که در معرکهیِ هند و به دست نادر کوهی از نور و پر از خون و جرائم بودی بین هر سلسله و بازیِ تخت و اورنگ تاجی از لعلِ بدخشانی و دائم بودی محدثهاصلانی @bideleghessehgo
без подписи
без подписи
без подписи
برای شما تا بذارین صفحهنمایش گوشیتون🍃 @bideleghessehgo
بخاطر داستانی که مینویسم کل راهها و کمپها و اردوگاهها و زندانهای مابین اسرائیل و کرانهباختری و غزه رو با رسم شکل یاد گرفتم! الآن حماس و گردان القسام میتونه برای عملیات شناسایی ازم استفاده کنه =)))) @bideleghessehgo
در نکوهش بخل و حسد: وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ۚ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ۳۲/النساء @bideleghessehgo
سلام💚 شما رو در این کانال دعوت میکنم به صرف شعر و قصه و روزمرگی💚 @bideleghessehgo
کاروانِ اشقیاء بستند راهِ کوفه را تشنهلب کردند اهل بیت را در نینوا تا عَلَم افتاد و خورشیدی به نی تکبیر گفت طفلِ ششماهه به تیری از گلوگاهش شکفت زیرِ هر سنگی که از رویِ زمین برداشتند گویی از خون ریشه هایش را به صحرا کاشتند آسمانها زیر و رو شد، فرش لرزید آنچنان عرشیان در هم شدند و حوریان دامن کشان هر دو دست ماه را از بیخ و بن آویختند خون ثارالله را در کام صحرا ریختند بر مغیلان کودکان را از سر نا مردمی راه میبردند در سودای نان گندمی زینب آن شب دختران را از بیابان جمع کرد خیمه بر پا کرد بی عباس و بی مردانِ مرد خواست عالم سینه بشکافد از اندوه و ز درد لیک سجاد از خیام آمد وَ دنیا صبر کرد کاروان ها راه افتادند و روی نیزه ها ماه و خورشید و غریو اشک ها و گریهها محرمی در کربلا باقی نماند و لاجرم اشتران از شرم میرفتند با خوف و دِرَم کودکان در راه از تب سوختند و ساختند بقعه های کوچک طفلان که جان میباختند هر کجا خونی چکید از حنجر خون خدا کور بینا شد، عصای ساحری شد اژدها محدثهاصلانی @bideleghessehgo