tgindex
سارهای روی کاج

سارهای روی کاج

Статистика
@bideleghessehgoперсидский

به صرف شعر و قصه و روزمرگی💚

Последний пост
18 авг. 2024 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
9
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
489
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
557
9 постов
Вовлечённость
113,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 9
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کاش پیمانه ای از شُربِ مداوم بودی یا که یک لعبتی از جنسِ غنایم بودی یا که در نقشِ ترنجِ تنِ عالی قاپو طرحی از قُبّه و ایوان و ضمائم بودی یا برای تنِ رنجور و سفالینِ کِلوت ابر و باران و کمی بادِ ملایم بودی کاش در ارگِ بم و مسجد شیخ لطف الله نقشه‌یِ کاشی و محراب و علایم بودی یا ستونی که نگه داشته تاریخی را به پِیِ تختِ رجب بسته و قائم بودی یا که در معرکه‌یِ هند و به دست نادر کوهی از نور و پر از خون و جرائم بودی بین هر سلسله و بازیِ تخت و اورنگ تاجی از لعلِ بدخشانی و دائم بودی محدثه‌اصلانی @bideleghessehgo

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • برای شما تا بذارین صفحه‌نمایش گوشی‌تون🍃 @bideleghessehgo

  • بخاطر داستانی که می‌نویسم کل راه‌ها و کمپ‌ها و اردوگاه‌ها و زندان‌های مابین اسرائیل و کرانه‌باختری و غزه رو با رسم شکل یاد گرفتم! الآن حماس و گردان القسام می‌تونه برای عملیات شناسایی ازم استفاده کنه =)))) @bideleghessehgo

  • در نکوهش بخل و حسد: وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ۚ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ۳۲/النساء @bideleghessehgo

  • سلام💚 شما رو در این کانال دعوت میکنم به صرف شعر و قصه و روزمرگی💚 @bideleghessehgo

  • کاروانِ اشقیاء بستند راهِ کوفه را تشنه‌لب کردند اهل بیت را در نینوا تا عَلَم افتاد و خورشیدی به نی تکبیر گفت طفلِ شش‌ماهه به تیری از گلوگاهش شکفت زیرِ هر سنگی که از رویِ زمین برداشتند گویی از خون ریشه هایش را به صحرا کاشتند آسمانها زیر و رو شد، فرش لرزید آنچنان عرشیان در هم شدند و حوریان دامن کشان هر دو دست ماه را از بیخ و بن آویختند خون ثارالله را در کام صحرا ریختند بر مغیلان کودکان را از سر نا مردمی راه میبردند در سودای نان گندمی زینب آن شب دختران را از بیابان جمع کرد خیمه بر پا کرد بی عباس و بی مردانِ مرد خواست عالم سینه‌‌ بشکافد از اندوه و ز درد لیک سجاد از خیام آمد وَ دنیا صبر کرد کاروان ها راه افتادند و روی نیزه ها ماه و خورشید و غریو اشک ها و گریه‌ها محرمی در کربلا باقی نماند و لاجرم اشتران از شرم میرفتند با خوف و دِرَم کودکان در راه از تب سوختند و ساختند بقعه های کوچک طفلان که جان می‌باختند هر کجا خونی چکید از حنجر خون خدا کور بینا شد، عصای ساحری شد اژدها محدثه‌اصلانی @bideleghessehgo