- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 434
- 1/48двое суток
- 497
- 1/72трое суток
- 536
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@bittercoffee 🎧 فایل صوتی موزیک «سوره تکفیر» منتشر شد. این اثر قسمتی از چکامه ای با همین نام از استاد امید یاسین است. اجرا شده توسط گروه هنری آی نغمه. @bittercoffee ساده منم، باده منم، از همهجا رانده منم ازنفسافتاده منم، خندهی افسرده منم نور منم، شور منم، بندهٔ مجبور منم نفخهٔ آن صور منم، زندهٔ در گور منم ساز منم، راز منم، قافیهپرداز منم پشتهمانداز منم، نغمهٔ طناز منم آب تویی، تشنه منم، زخمیِ هر دشنه منم در قفس آغشته منم، سوی تو برگشته منم پیر منم، شیر منم، از همه دلگیر منم آیهٔ تطهیر تویی، سورهٔ تکفیر منم راه منم، چاه منم، در دلِ گل، کاه منم گرچه گدا، شاه منم، فرصت کوتاه منم هوش منم، گوش منم، عاقلِ مدهوش منم یادِ فراموش منم، آتش خاموش منم هست منم، مست منم، آینه در دست منم گفت مرا پست منم، لایق این شست منم @bittercoffee باد منم، شاد منم، هفتصد و هفتاد منم معنیِ اعداد منم، رابط ابعاد منم گریهٔ یعقوب منم، طاقت ایوب منم ساقیِ مشروب منم، پیش تو مغلوب منم
برای زنها میوه چیدن از شاخه هایِ بلند لذتِ خاصی دارد برایِ همین است که وقتِ بوسیدن رویِ پنجه آمدن را از خودِ بوسه بیشتر دوسـت دارند ! @bittercoffee
ما مهمان موقت این جهانیم. @bittercoffee راوی: مسعودسرپوشی
قهوه ام رابايد با بوسه ات هَم بزنم ؛ بيدار شو! من بدون دوست داشتنت؛ صبحانه كه هيچ، صبح هم از گلويم پايين نمي رود... @bittercoffee
سعدیا پیکر مطبوع برای نظر است گر نبینی چه بود فایدهی چشمِ بصیر؟ #سعدی @bittercoffee
خمار و سردم آری در رگم همواره جاری کن شراب و آفتابی را که در بوسیدنت داری #حسین_منزوی @bittercoffee
و میپرسی: پناهنده به چه معناست؟ خواهند گفت: پناهنده کسی است که از زمینِ وطن برکنده شد. و میپرسی: واژهی وطن به چه معناست؟ خواهند گفت: که خانه است وُ درخت توت، لانهی ماکیان است وُ کندوی زنبور، عطر نان است وُ آسمانِ نخست... و میپرسی: آیا یک واژه با سه حرف برای این همه مضامین وسعت دارد و بر ما تنگ آمده است؟... @bittercoffee برشی از نثر محمود درويش دکلمه : مسعود سرپوشی
گفتی چشم هایت را ببند و شعری بگو چشم هایم را بستم پروانه ای دیدم که در باران می رقصید و بوسه هایش را به دستان دخترکی می بخشید که چشم هایش شبیه تو بود شعر از : محمد شیرین زاده @bittercoffee دکلمه : مسعود سرپوشی
حکایت : شیخی به چُرت بود که زنش وارد شد به تعجیل بگفتا: ........... @bittercoffee راوی ؛ مسعود سرپوشی
روزی که آزادی از راه برسد ... @bittercoffee دکلمه : مسعود سرپوشی
سرزمینی که ..... @bittercoffee دکلمه : مسعود سرپوشی
@bittercoffee
видео или голосовое, без подписи
من شفا میطلبم بهر وطن. @bittercoffee
«پرِ سفید یک کبوتر، چرخزنان پایین میآید. جلو پایم میافتد. پر را برمیدارم. بو میکنم، بوی آزادی و بوی آسمان میدهد. بغض میکنم.» @bittercoffee
در شهر تن های هرزه را سنگسار می کنند شهر پر از فاحشه های مغزیست. ونمی دانند مغز های هرزه ویرانگرترند تا تنهای هرزه ... @bittercoffee 8 دی ماه سالروز تولد فروغ فرخزاد
@bittercoffee چه زمستانِ غم انگیزِ بدی خواهد شد ماهِ دی باشد و آغوش کسی کم باشد.
@bittercoffee شبی به یادماندنی درکنار دوستان نازنینم پیانو : رفیق هنرمندم حسام صادقی دکلمه : مسعود سرپوشی
@bittercoffee قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین میترسم از آنکه بانگ آید روزی کای بیخبران ؛ راه نه آنست و نه این.
برای مادرم ایران... شعر از :مهزاد رازی دکلمه: مسعود سرپوشی @bittercoffee برای مادرم ایران شکوهی تازه می بینم ردای بختِ نیکش را به تن اندازه می بینم پس از بیداد می بینم قدم های فریدون را خوشا خلقی که بشناسند رسم چرخ گردون را نه اینکه قصه می بافم نه اینکه خواب می بینم که در دریاچه و در رود رقص آب می بینم دوباره باز می گردد وطن بر سبزی ذاتش حریم جنگلش دیگر نخواهد سوخت در آتش تَرَک دیگر نخواهد خورد از فرط عطش رویش که قبل از مردن سهراب آید نوش دارویش به جسم پیر و فرتوتش جوانی باز می گردد به دستانش درفش کاویانی باز می گردد رهایش می کنند از بند بابک های دورانش به شوکت می رسد یک روز با گردآفریدانش به پا می خیزد از خاکِ اهورایی ما کوروش که حال ناخوش ما را بگرداند به حالی خوش به جای مسلکِ بیداد رسم مهر می آید تو گویی باز هم از نو وطن زرتشت می زاید برای مادرم ایران کیانِ نور می بینم گزند دیو و دد را از وجودش دور می بینم شکوهش باز می گردد به فر ایزدی سوگند که این افسانه روزی با حقیقت می خورد پیوند صبوری کن که این باغِ تهی آباد خواهد شد صدف های دل مردم به گوهر، شاد خواهد شد @bittercoffee