- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 77
- 1/48двое суток
- 88
- 1/72трое суток
- 95
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هیچ وجود نداشتم.
زندگی خیلی سیاهه.
مدتهاست برای هیچچیز جز "تو" و "وطن" گریه نمیکنم.
بعد از سرکار از حموم اومدم بیرون، مامانم بهم میگه "توروخدا مراقب خودت باش امشب مامان جان قشنگ ماسک بزن لباسای مشکی بپوش" اصلا بهش نگفته بودم من میخوام برم. خوشحالم که میدونه چی تربیت کرده.
عزیزترینم، اگر مرگ مرا پیشتر از تو در آغوش گرفت، در پرواز روحم نخستین آغوشم را با تو پر خواهم کرد.
جانِ من است ایران.
без подписи
“هیچ نخی ازم به زندگی وصل نیست.”
без подписи
This channel is sharing information about Iranian protesters against a dictatorial government in order to enable their arrest and imprisonment. متن بالا رو کپی کنید و این چنل رو با همهی اکانتهاتون با گزینهی personal data ریپورت کنید.
رفتم چاییخونه، جا خوش کردم نشستم. مرده اومده میگه بفرمایید؟ گفتم یه چایی لطفا. گفت خانم اینجا مردونهست. یعنی چی؟ حالا چی میشد یه چایی بدی؟ چون مرد نیستم یعنی حق ندارم یه چایی دنج بخورم؟
امیدوارم این اعتراضات، آخریش باشه.
без подписи
без подписи
غم داره استخوانهای من رو ریش ریش میکنه مامان.
دفترچه خاطرات عزیزم، امروز روز خوبی بود.
در پاسخ این پیام نوشت: خواهرانه بگم، خیلی دوستت دارم سارا.💙 چنلت، استایلت، قلمت، همه چیزت زیباترینه حتی مدل موهات که اسم خاصی نداره:))))) این روزا که خودمم دلتنگم تکستای چنلتو میخونم و فقط به این فکر میکنم چرا همچین دختری باید رنج دلتنگی بکشه:))) شاید هر چقدر ادم لایق تر باشه رنج بیشتری نصیبش میشه وگرنه هیچ دلیل دیگه ای برای رنج تو پیدا نمیکنم:)
فال حافظم خوب بود. ببینیم چی میشه...
چقدر پارسال یلدای عمیقا خوشی داشتم. خوشحالترین بودم. دوست میداشتم و چقدر قشنگ دوست داشته میشدم. تو عاشق یلدا بودی. ما اسم دخترمون رو انتخاب کرده بودیم. تو برام میزدی زیر آواز و من برات شعر میخوندم. تو چشمات اشکی میشد از دوری من و من مادر بودن رو تجربه میکردم. تو گیتارت رو بغل میگرفتی چون من ازت دور بودم و من همهچیز رو نگه میداشتم که تو بیای، قدم بذاری تو شهر من تا همهچیز رو با تو تجربه کنم. دلم خیلی برات تنگ شده و تو خیلی بیرحم شدی. حتی نمیدونم امشب کجایی و یلدا رو به کی تبریک میگی. ولی من واسه عکسی که از کودکیت دارم یلدا رو جشن گرفتم. تو امشب اینجا بودی اما توی آغوش من نه. چشات رو در اوج دلتنگی میبوسم و آرزو میکنم روزی باشه که من رو ببینن. عزیزترینم...
без подписи