چشم تمشکی:)
Статистикаخانه به دوش چشم به راه جا مانده https://t.me/HarfChatBot?start=b471af3ae2db
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 128
- 1/48двое суток
- 146
- 1/72трое суток
- 158
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تو از تلاشهای بی وقفهی من برای پیدا کردن نخهای اتصال به زندگی خبر نداری.
من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش من آن توام مرا به من باز مده
ما که جای خویش را نشناختیم خویشتن را در بلا انداختیم…
خیالپردازی بسه! تو واقعیت برام یه کاری کن.
без подписи
без подписи
به خودت نگاه کن؛ دیگران را با همان کلماتی آرام میکنی، که آرزو داشتی کسی روزی به تو گفته باشد. - فئودور داستایفسکی
حرفایی که میخوای ازش بشنوی اما نمیشنوی هم خودش یه حرفه!
نجات دهنده تو گِل گیر کرده.
و من خودم با خستگی تمام از میان این فصل عبور میدهم، به این امیدِ نور کمسویی که در دوردست ها میدرخشد. -اولگا کنیپر
без подписи
без подписи
ولی خیلی وقتا دیر رسیدن از نرسیدن بدتره، خیلی بدتر...
شاید تو به جنگ من بخندی ولی این واقعا داره منو زخمی میکنه.
جنگ غرورمان که تمام شد، به سمت هم باز خواهیم گشت؛ شاید زخمی، شاید خسته...
без подписи
درها باز میشن واسه اونایی که به قدر کافی واسه در زدن شجاع بودن!
без подписи
توی دلم دارن با پودر ماشین لباسشویی پرسیل، با تکههای صابون و قدرت لکهبری بالا، رخت میشورن.
قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند.