tgindex
Lเƭƭℓε Tเɠε૨ / گزاشته شد

Lเƭƭℓε Tเɠε૨ / گزاشته شد

Статистика
@chimchimsunперсидский

" a heartbeat of pure art " @tenordi_bot

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
150
Всего постов
150
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
259
+23 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
5
40 постов
Вовлечённость
1,9%
к подписчикам
Постов в день
21,4
всего 150
Упоминаний
21
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
10
1/48двое суток
11
1/72трое суток
12

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • فور کنید + انداختنِ ⚽️ اگر توپ گل شد: ذکر رنگ مورد علاقه + رول، مودبرد بهتون تقدیم کنم. اگر توپ گل نشد: ذکر خواننده موردعلاقتون تا پلی لیست ازش تقدیمتون کنم. جوین باشید نقره ها

  • 15 авг.4из llcarolI

    فور کنید + انداختنِ ⚽️ اگر توپ گل شد: ذکر رنگ مورد علاقه + رول، مودبرد بهتون تقدیم کنم. اگر توپ گل نشد: ذکر خواننده موردعلاقتون تا پلی لیست ازش تقدیمتون کنم. جوین باشید نقره ها

  • 15 авг.4из llcarolI

    وایب این چنل مثل نقاشیِ ... فور کنید کامل کنم. جوین باشید نقره ها

  • سایه‌ها روی تنه‌های خیس درختان می‌لغزیدند. گویی همه چیز قصد جانِ نیمه جانش را کرده بود جنگل، همان سرسبزی حیات بخش وجودش حالا دلیل بریده شدن نفس هایش شده بود دلیل همان لرزی که از سرما نبود بلکه وحشت به جانش انداخته بود، وحشت از کابوسی که به سختی از چنگش فرار…

  • سایه‌ها روی تنه‌های خیس درختان می‌لغزیدند. گویی همه چیز قصد جانِ نیمه جانش را کرده بود جنگل، همان سرسبزی حیات بخش وجودش حالا دلیل بریده شدن نفس هایش شده بود دلیل همان لرزی که از سرما نبود بلکه وحشت به جانش انداخته بود، وحشت از کابوسی که به سختی از چنگش فرار…

  • سایه‌ها روی تنه‌های خیس درختان می‌لغزیدند. گویی همه چیز قصد جانِ نیمه جانش را کرده بود جنگل، همان سرسبزی حیات بخش وجودش حالا دلیل بریده شدن نفس هایش شده بود دلیل همان لرزی که از سرما نبود بلکه وحشت به جانش انداخته بود، وحشت از کابوسی که به سختی از چنگش فرار…

  • سایه‌ها روی تنه‌های خیس درختان می‌لغزیدند. گویی همه چیز قصد جانِ نیمه جانش را کرده بود جنگل، همان سرسبزی حیات بخش وجودش حالا دلیل بریده شدن نفس هایش شده بود دلیل همان لرزی که از سرما نبود بلکه وحشت به جانش انداخته بود، وحشت از کابوسی که به سختی از چنگش فرار…

  • اخه فرمانده :) نعناع ات رو از دست دادی که :)

  • از شدت غمش غمگین شدم :))))

  • بهت میگه نعناع ی فرمانده پسررررر😭

  • اخه دلت میاد بهش بگی تلخ :)؟

  • "شاید تو هیچوقت سهمِ این نعناعِ بی‌پناه نبودی، فرمانده‌." حس میکنم هرچقدر بیشتر نگهت میدارم، دورتر میشی شاید ما در زمانِ اشتباهی، یا مکانِ اشتباهی باشیم، شاید اصلا آدم های اشتباهی برای همدیگه باشیم اما... ای کاش میتونستم قلبم رو از سینه‌ام دربیارم و تقدیمت…

  • "شاید تو هیچوقت سهمِ این نعناعِ بی‌پناه نبودی، فرمانده‌." حس میکنم هرچقدر بیشتر نگهت میدارم، دورتر میشی شاید ما در زمانِ اشتباهی، یا مکانِ اشتباهی باشیم، شاید اصلا آدم های اشتباهی برای همدیگه باشیم اما... ای کاش میتونستم قلبم رو از سینه‌ام دربیارم و تقدیمت…

  • "شاید تو هیچوقت سهمِ این نعناعِ بی‌پناه نبودی، فرمانده‌." حس میکنم هرچقدر بیشتر نگهت میدارم، دورتر میشی شاید ما در زمانِ اشتباهی، یا مکانِ اشتباهی باشیم، شاید اصلا آدم های اشتباهی برای همدیگه باشیم اما... ای کاش میتونستم قلبم رو از سینه‌ام دربیارم و تقدیمت…

  • 15 авг.5из vkook_vampire

    "شاید تو هیچوقت سهمِ این نعناعِ بی‌پناه نبودی، فرمانده‌." حس میکنم هرچقدر بیشتر نگهت میدارم، دورتر میشی شاید ما در زمانِ اشتباهی، یا مکانِ اشتباهی باشیم، شاید اصلا آدم های اشتباهی برای همدیگه باشیم اما... ای کاش میتونستم قلبم رو از سینه‌ام دربیارم و تقدیمت کنم و همونجا در آغوشت بمیرم.

  • وایسید ی چند تا عکس پیدا کنم اگه پست میخواید:)

  • Check 🫶🏼🤍

  • ی متنی نوشتم منتها نمیدونم کی پستش کنم

  • видео или голосовое, без подписи