tgindex
چون سبوی تشنه

چون سبوی تشنه

Статистика

@chonsaboyehteshneh

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
40
Всего постов
178
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
245
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
30
40 постов
Вовлечённость
12,2%
к подписчикам
Постов в день
5,7
всего 178
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
23
1/48двое суток
26
1/72трое суток
28

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • *《گنجِ خویشتن》* آدمی چون پا به راهِ زندگی می‌گذارد، بیشتر چشم به گنجِ بیرون می‌دوزد؛ به دارایی می‌اندیشد و در پیِ اندوختن می‌رود، غافل از آن‌که گرانبهاترین گنج، در ژرفای جانِ خودش پنهان است. چه بسا آدمی که گنجِ جهان را یافت، ولی خویشتن را گم کرد؛ و چه نیک‌بخت است آن‌کس که در فراز و نشیبِ راه، لحظه‌ای درنگ کند، به درونِ خویش بنگرد، خود را بشناسد و گوهرِ نابِ آدمیت را در جانِ خویش بیابد. آری، گنجِ راستین نه زر است و نه سیم؛ وگنجِ راستین، خویشتنِ نیک و دلِ روشن و جانِ آدمی‌ست. درود صبح بخیر گنجِ جانتان هر بامداد درخشان‌تر از روزِ پیش باد 🌹🌿🌹

  • . از پای فتادیم چو آمد غمِ هجران در درد بمردیم چو از دست دوا رفت #حافظ

  • راستی کی می‌آیی؟ اگر بیایی از خوشی پر می‌گیرم... اگر بیایی زندگی می‌کنم... می‌بوسمت از صبح تا شب. می‌بوسمت از سرتاپا. می‌بوسمت. سینه‌ات آرامگاه منست... آغوشت جاییست که مرا به خواب راحت و بی‌دغدغه و بی‌اضطراب و بی‌غم می‌خواند... #فروغ__فرخزاد شب،آرام🌺

  • 🍃 دیدار تو درمان منست #مولانا 🌹👈

  • گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد گیرم نه تو گفتی ... نه شنیدی ... نه تو بودی ... آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی یک بار دلت یاد من خسته نیفتاد یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی یک ذره دلت تنگ نشد خانه ات اباد این بود جواب من دل خسته ی عاشق شیرین رقیبان شده ای از لج فرهاد باشد گله ای نیست خدا پشت و پناهت احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد #محمدرضا_نظری

  • گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن هم نکتهٔ وحدت را با شاهد یکتاگو هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا هم دست تمنا را بر گیسوی پر خم زن هم جلوهٔ ساقی را در جام بلورین بین هم بادهٔ بی‌غش را با سادهٔ بی غم زن ذکر از رخ رخشانش با موسی عمران گو حرف از لب جان بخشش با عیسی مریم زن حال دل خونین را با عاشق صادق گو رطل می صافی را با صوفی محرم زن چون ساقی رندانی، می با لب خندان خور چون مطرب مستانی نی با دل خرم زن چون آب بقا داری بر خاک سکندر ریز چون جام به چنگ آری با یاد لب جم زن چون گرد حرم گشتی با خانه خدا بنشین چون می به قدح کردی بر چشمهٔ زمزم زن در پای قدح بنشین زیبا صنمی بگزین اسباب ریا برچین، کمتر ز دعا دم زن گر تکیه دهی وقتی، بر تخت سلیمان ده ور پنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن گر دردی از او بردی صد خنده به درمان کن ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن یا پای شقاوت را بر تارک شیطان نه یا کوس سعادت را بر عرش مکرم زن یا کحل ثوابت را در چشم ملائک کش یا برق گناهت را بر خرمن آدم زن یا خازن جنت شو، گلهای بهشتی چین یا مالک دوزخ شو، درهای جهنم زن یا بندهٔ عقبا شو، یا خواجهٔ دنیا شو یا ساز عروسی کن، یا حلقهٔ ماتم زن زاهد سخن تقوی بسیار مگو با ما دم درکش از این معنی، یعنی که نفس کم زن گر دامن پاکت را آلوده به خون خواهد انگشت قبولت را بر دیدهٔ پر نم زن گر هم دمی او را پیوسته طمع داری هم اشک پیاپی ریز هم آه دمادم زن سلطانی اگر خواهی درویش مجرد شو نه رشته به گوهر کش نه سکه به درهم زنت چون خاتم کارت را بر دست اجل دادند نه تاج به تارک نه، نه دست به خاتم زن تا چند فروغی را مجروح توان دیدن یا مرهم زخمی کن یا ضربت محکم زن فروغی_بسطامی

  • без подписи

  • چشم از او ، جلوه از او ، ما چه حريفيم ای دل... #شهريار🩵

  • ‌ ‌معشوق آن‌قدر در ذهن و احساس عاشق حضور دارد که مرز میان خیال و واقعیت محو می‌شود. #پابلو_نرودا ✍ تو را از خیال بیرون می‌آورم، آن‌قدر نزدیک که دیگر ندانم تو واقعی شده‌ای یا من در رؤیایِ تو گم شده‌ام. #آناستازیانا ✍ ‌

  • ‌ میدانید آتشی که زیر خاکستر می‌ماند چه دوام و ثباتی دارد؟ عشقِ پنهانی، عشقی که انسان جرأت نمی‌کند هرگز با هیچکس درباره آن گفتگو کند، به زبان بیاورد، به هر دلیلی که بخواهید از لحاظ قیود اجتماعی، از نظر طبقاتی، به سبب اینکه معشوق ادراک نمی‌کند و به هر علت دیگری آن عشق است که درون آدم را می‌خورد و می‌سوزاند و آخرش مانند نقره گداخته شفاف و صیقلی می‌شود ••• #بزرگ_علوی ✍ چشمهایش 📕 ‌

  • به نام خدا💚 سپیده هر صبح، با زندگی همراه شو ! با احساس ترین سمفونی طبیعت را قلب می نوازد... تا بتوانیم دلنواز ترین شعر مهربانی را بسراییم و آن را به قلبهای مهربان هدیه دهیم … مهربان باشید! مهربانی زلالی عشق های جاودانه است ، مهربانی ستایش احساسهای پاک است، مهربانی ترنم یگانگی روح آدمهاست... درود وصد مهر ،ادینه یتان به نیکی وروزگارتون سرشار از مهربانی💚

  • به نام خداوند یکـتـا روز دیگری از زندگی را آغـــاز مــیــکـنــیـم زندگی با خنده گر جاری شود نور شادی گر به چشمانت رود می‌رود غم از درون سینه‌ات محو خواهد شد به خنده کـــیـــنـــه‌ات بی‌خبر باش و بخند و شاد باش راضی از هرچه خدایت داد باش. بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الـــهــی بــه امــیــد تـــو 🌺 ‎  ‎  ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‌

  • شعر طنز زهر عقرب دختر شیخ قبیله ، رنگ از رویش پرید عقربی زد نیش ، بر پستان او خیلی شدید یک حکیم آورد ، شیخ و گفت: اینک چاره چیست؟ گفت : جز سینه مکیدن ، راه حلی هیچ نیست شیخ ، ناراحت شد اما چاره ی دیگر نداشت دخترش را با حکیم ناقلا تنها گذاشت پس حکیم آرام ، کار خویش را آغاز کرد دکمه ی پیراهن بیمار را او ، باز کرد زهر عقرب را به شدت مک زد و خارج نمود سینه ی دختر شد از اقدام او کامل کبود زهر ، خارج شد ، و حال هر دو کامل خوب گشت چند روز از ماجرای فوق ، بعد از آن گذشت عقربی در آن قبیله نیش زد یک پیرزن البته یک قسمت بسیار بد را از بدن پیرزن بیمار گشت و شیخ یکبار دگر رفت دنبال حکیم و داد بر او این خبر گفت حالا مک بزن بکبار دیگر ای حکیم ورنه با شمشیر می سازم تو را فورا دو نیم آن حکیم بینوا از ترس جان خویشتن زهر ، مک زد از نشیمن گاه زشت پیرزن آنچه از پستان آن دختر ، گرفت و ساخت کرد با نشیمن گاه زشت پیرزن ، پرداخت کرد هر که غارت کرد و دارایی کشور را مکید کاش گردد روبرو با درد و با رنجی شدید آنکه با تحریم ، از پستان کشور نفت خورد یک نشیمن گاه ، باید بر دهان اوفشرد ؟؟؟؟

  • پشت دیوار همین کوچه بە دارم بزنید من که رفتم,  بنشینید و هوارم بزنید باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد بنویسید که: "بد بودم"و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم , سیر شدم پنجه در هرچه , که من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بود و , به دریا نرسید؟! خبر مرگ مرا , طعنه به یارم بزنید آی! آنها!! , که به بی برگی من,می خندید! مرد باشید و...بیایید... و.... کنارم بزنید #نجمه_زارع

  • من را نگاه کن که دلم شعله‌ور شود بگذار در من این هیجان بیشتر شود قلبم هنوز زیر غزل لرزه‌های توست بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود من سعدی‌ام اگر تو گلستان من شوی من مولوی سماع تو برپا اگر شود من حافظم اگر تو نگاهم کنی اگر شیراز چشم‌های تو پر شور و شر شود «ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود» آنقدر واضح است غم بی تو بودنم اصلا بعید نیست که دنیا خبر شود دیگر سپرده‌ام به تو خود را که زندگی هر گونه که تو خواستی آنگونه سر شود #نجمه_زارع ✅️📻📚

  • آهنگ بسیار زیبا ❤️ این‌ خیابونای خالی منتظرن تو کجایی

  • چون باد می روی و به خاکم فکنده ای آری برو که خانه ز بنیاد کنده ای حسن و هنر به هیچ ، ز عشق بهشتی ام شرمی نیامدت که ز چشمم فکنده ای؟ #هوشنگ_ابتهاج✅

  • без подписи

  • 🫶... 🌹

  • بهشت همین جاست، جایی که سر روی سینه ات فرود بیاید و صدای ضربان قلبت بشود " نبض بودن هایم " ... #حمیدرضا‌عبداللهی