tgindex
شَـبِ بآرانـے

شَـبِ بآرانـے

Статистика

؏ـشــق را زیـر ‹ بـآࢪ🌧ـان › بـایـد جســت ؛ شنــوای حرفاتــون : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7528286175

Последний пост
11 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
34
Тип
открытый
Язык
ur
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
212
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
138
34 постов
Вовлечённость
65,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 34
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • روزهایی هست که آدم آن‌قدر حرف برای گفتن دارد که با خود می‌گوید: «اگر سینه سبک کنم، جهان از واژه پُر خواهد شد.» امّا خاموش می‌ماند و زیر لب می‌خواند: «من گُنگِ خواب‌دیده و عالَم تمام کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش» #میرزا_محمدخان‌لواسانی؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • مدتی است که «فیلم»ها را نمیتوانم در یک مرحله تماشا کنم، نصفه می‌ماند یا در چند نوبت میبینم... کتاب ها نصفه می‌مانند... و پرسه‌ها هم زود خسته میکنند برمی‌گردم انگار رفته رفته آدم نفس کم می آورد؛ یک چیزی در وجود ما از کار افتاده یا شاید خسته است! و دقیقا معلوم نیست که چیست.»؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • پناهم باش تا سنگینی غربت از شانه هایم فرو ریزد؛ #خسرو شکیبایی؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • غم‌‌هایی که چشم‌ها را خیس نمی‌کنند،زودتر به استخوان می‌رسند..؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • شاید زندگی همین باشد، اینڪه هیچ چیز ماندگار نیست و همین ناپایدارے، ارزش بودن را بالا می برد لحظه ها چون نسیم می گذرند! ما فقط می توانیم تجربه ڪنیم لمس ڪنیم، دوست بداریم، و بعد....رها ڪنیم! وقتی می فهمیم صاحب هیچ چیز نیستیم . دل مان آرام تر می شود وابستگی ها ڪمرنگ تر، توقع ها ڪوتاه تر و نگاه مان عمیق تر دیگر براے از دست دادن نمیترسیم،چون می دانیم چیزے براے نگه داشتن اجبارے وجود ندارد همه چیز هدیه ایست براے مدتی محدود، آمده تا به ما درس بدهد ، حقیقتی نشانمان دهد یا راهی روشن ڪند...؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • جمله هایی که شنیدنش حس بهتری از دوستت دارم می‌ده: -چقد قشنگ میخندی. -از عکسات خیلی بهتری. -طرز فکرتو خیلی دوست دارم. -خیلی باهوشی. -آهنگایی که برام میفرستی خیلی قشنگن. - چقد لباست بهت میاد. -باعث میشی غمامو فراموش کنم. - من بهت افتخار می‌کنم. -هواتو دارم؛ حال دلتون کووووک؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • عشقی ڪه ابر میشود ابرے ڪه باران و می بارد  در سرزمین من در دل ڪوهی منتظر براے رسیدن  ... وقتش ڪه رسید می‌جوشد با رنگ و بوے ناب زندگی جارے و روان ؛  جذاب و دیدنی .. سیراب می ڪند ؛ جان می بخشد با عطرے ڪه از خاڪ می‌پروراند همانند اکسیرے شفابخش ؛ جارے در دل رود ... با روح تازه اے بر پهناے سرزمین من ! مسیر دشوارست و ناهموار گاه گل آلود و گاه زلال گاه خشمگین و  گاه آرام  ! باید رفت تا به دریاے بیڪران زندگی رسید دریایی ڪه ماندنی ست دریایی در دل من و تو باید رسید باید رساند و باید ماند  ... تو را به انداره عشقی ڪه ابر  شد ابرے ڪه باران و چشمه اے ڪه به دریا رسید دوست خواهم داشت  ... عشقی ڪه ابر میشود عشقی ڪه می بارد و عشقی ڪه خواهد ماند !! #عباس_عظیم_زاده؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • без подписи

  • اینو هزار بار گوش بده.؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • من آنقدر بزرگوار نبودم ڪه از اهانت‌ها بگذرم، اما سرانجام فراموش می‌ڪردم. و آن‌ڪه گمان می‌برد از او بیزارم مبهوت‌ میشد، آن‌گاه ڪه می‌دید لبخند زنان به او سلام می‌ڪنم. غافل از این‌ڪه علت رفتارم ساده‌تر از این حرف‌ها بود: "من حتی نامش را فراموش ڪرده بودم..." #آلبر_کامو؛🍃 #سقوط https://t.me/therainyniight

  • گفت: میدونی چرا بعضی روزها غمگینیم ولی دلیلش را نمی‌دونیم؟ بر اساس ِیڪی از افسانه‌هاے خیال‌انگیز، دلیلش این است: «انسان‌هایی هستند ڪه می‌میرند، اما ڪسی را ندارند ڪه برایشان سوگوارے ڪند؛ وظیفهٔ سوگوارے براے این افراد، هر روز به صورت اتفاقی بر دوش یڪ نفر گذاشته می‌شود.» اون‌روز نوبت شماست...؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • بیچاره دچارت .... چه کند ، با غمِ هجران ؟ #راحم_تبریزی؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم روبه‌روی چشم خود چشمی غزل‌خوان داشتم حال اگرچه هیچ نذری عهده‌دار وصل نیست یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می‌شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود: من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟ ساده از "من بی تو می میرم" گذشتی خوب من من به این یک جمله‌ی خود سخت ایمان داشتم لحظه‌ی تشییع من از دور بویت می‌رسید تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم #کاظم_بهمنی؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • جهد بسیار بکردم که نگویم غمِ دل عاقبت جان به دهان آمد و طاقت برسید، #سعدی؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • من از زندگی همین را می خواهم آهنگی ڪه دوست دارم نواخته شود ڪسی را ڪه دوست می دارم دوستم بدارد . من از زندگی همین را می خواهم دنیا همانگونه ڪه چشم هاے عاشق می بینند رسم شده باشد و من تو را در این شلوغی عمر پیدا ڪرده باشم آویخته بر تنی زمخت ڪه از طراوت تو نوظهور ڪودڪی بازیگوش است . و من از زندگی تو را می خواهم! و دنیا در مسیر دوست داشتن تو سبز خواهد ماند ..!! #عباس_عظیم_زاده؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • без подписи

  • او زیباست! می‌توانم نگاهش کنم و دوباره خداپرست شوم. #حمید_سلیمی؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • شاید در این لحظه شخصی نیاز به شنیدن این جمله ها داشته باشد : بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید هرگز افسوس نخورید چرا که عالم هستی عشق و محبتی که وقف دیگران کرده اید چند برابر بیشتر به شما بازمی‌گرداند . شما بخشی از این جهان را با حضور سبزتان زیباتر کرده اید . این تجربه ای است که من لمس کرده ام . اندیشه ی ما چه مثبت و چه منفی از ذهنیت به عینیت می‌رسد. ما آنچه را جذب میکنیم که شبیه ماست نه آنچه که فقط فکرش را میکنیم .... #ترنم؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • وصلش به جستجو نتوان یافتن، ولی آن بِه که عمر در سرِ این جستجو رَوَد! #عماد_فقیه_کرمانی؛🍃 https://t.me/therainyniight

  • خنده آغاز غضب بود نمی‌دانستیم صبحدم اول شب بود نمی‌دانستیم هرکه زین خاک سفر کرد مرا سوخت و رفت مرگ پیدایش تب بود نمی‌دانستیم شدت غفلت ما بود که مقصد زایید همه راه، طلب بود نمی‌دانستیم جهل پنداشت عطش نهر ندارد در خود رمضان نیز رجب بود نمی‌دانستیم بوسه چیز دگری بود پس از این‌همه عشق آخرین قافیه لب بود نمی‌دانستیم #محمد_سهرابی؛🍃 https://t.me/therainyniight