tgindex
چشم پادشاه

چشم پادشاه

Статистика

ایرانی کرد مشروطه‌خواه «مشرووتە زیندووە.»

Последний пост
3 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 391
−6 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 807
20 постов
Вовлечённость
201,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 3 февр.4 32996106

    از دموکراسی بگو؟ خواهم گفت؛ ضرورت عبور از 57: ایران در برهه انقلاب ۱۳۵۷ در شرایطی قرار داشت که حوزه سیاست و قدرت تبدیل شده بود به‌جایی که مفاهیم در آن ابزاری ایدئولوژیک بودند. اغلب مفاهیمی که آن انقلابیان سرخ‌و‌سیاه بکار می‌بردند، نه تنها در معنای مدرن، شهروند‌محور…

  • 3 февр.4 0886899

    از دموکراسی بگو؟ خواهم گفت؛ ضرورت عبور از 57: ایران در برهه انقلاب ۱۳۵۷ در شرایطی قرار داشت که حوزه سیاست و قدرت تبدیل شده بود به‌جایی که مفاهیم در آن ابزاری ایدئولوژیک بودند. اغلب مفاهیمی که آن انقلابیان سرخ‌و‌سیاه بکار می‌بردند، نه تنها در معنای مدرن، شهروند‌محور و برای رسیدن به آزادی و توسعه نبود بلکه دقیقاً خلاف آن‌ها قرار داشتند. یکی از آن مفاهیم و واژگانی که پیش از ۵۷ و پس از آن از دهان و قلم این‌ها نیفتاد، دموکراسی بود. به واقع در آن مقطع، ایران شاهد ائتلافی از گروه‌هایی بود که اگرچه واژه «دموکراسی» را بر زبان داشتند، اما در لایه‌های زیرین فکری خود، دشمنان قسم‌خورده‌ی زیربناهای آن، یعنی حاکمیت قانون، حقوق فردی، توسعه و آزادی بودند. دیدگاهی که آن‌ها به دموکراسی و زیربناها و دستاوردهایش داشتند، آنقدر مخرب بود که نظم برون آمده از انقلاب‌شان، شد آن‌چه که می‌بینیم. به واقع جمهوری اسلامی تجمیع همه‌ی آن چیزی‌ست که انقلابیان ۵۷ می‌خواستند. انقلابی که دقیقاً علیه آزادی لیبرال، فرد-شهروندمحور و حاکمیت قانون و دموکراسی بود. درک آنان از آزادی، رهایی از شیطان بود؛ دشمنی که ایدئولوژی‌شان ترسیم کرده و به آن امپریالیسم می‌گفتند. آنان هرچیزی که سبب توسعه می‌شد و در دراز مدت می‌توانست وضعیت سیاسی پایداری بسازد را عامل امپریالیسم و سلطه بیگانگان می‌خواندند. دست‌کم تمامی رهبران جریان‌های مهم ۵۷، این مفهوم را قبول داشتند و خمینی؛ آن حضرت امام‌شان را رهبر انقلاب ضدامپریالیستی و ضد بیگانه می‌دانستند. می‌شود مثال‌های زیادی از این مورد آورد: قاسملو (دبیرکل حدکا) در سخنرانی‌اش در شهر نقده در فروردین ۱۳۵۸، علناً خمینی را با ستایش زیاد، رهبر انقلاب ضد امپریالیستی خلق‌های ایران معرفی می‌کند [روزنامه کیهان، ۱ اردیبهشت ۱۳۵۸، ص ۳: «مبارزه خلق کرد در چهارچوب انقلاب ایران به رهبری امام خمینی و علیه امپریالیسم است...»]. کیانوری خمینی را دشمن شماره یک امپریالیسم و متحد توده‌های تحت ستم معرفی می‌کرد [پرسش و پاسخ با حزب توده، ج ۱، ص ۲۳: «ما لبه تیز حمله را متوجه امپریالیسم و متحدین آن می‌دانیم و در این راه پشت سر امام هستیم»]. مجاهدین خلق می‌گفتند پدر گرامی‌شان (خود را فرزندان راستین او می‌دانستند) کمر امپریالیسم و استعمار را شکسته است [نشریه مجاهد، شماره ۱، مرداد ۱۳۵۸]. سازمان‌های رادیکال‌تری مانند کومله، رهبری او را پذیرفته و برای شکستن امپریالیسم و کمر سلطه آمریکا ضروری می‌دیدند. این را فواد مصطفی سلطانی در میتینگ سنندج هم بارها اشاره کرده بود [سخنرانی مرداد ۵۸ در مریوان: «رهبری قاطعانه امام در مبارزه ضدامپریالیستی مایه امید خلق‌های تحت ستم است»]. اما امپریالیسم چه بود؟ هرآنچه غرب بگوید و شاه عامل آن باشد، یعنی: سرمایه‌داری، فردمحوری، آزادی و دموکراسی غربی. بد نیست نگاهی به اندیشه‌ی آن انقلابیان در باب دموکراسی بندازیم. رهبر انقلاب‌شان در کتاب ولایت فقیه، حاکمیت را نه حق مردم، بلکه حق الهی می‌دانست که از طریق فقیه اعمال می‌شود [ولایت فقیه، ص ۵۲: «حکومت اسلام، حکومت قانون الهی بر مردم است... فرقی که میان حکومت اسلامی با حکومتهای مشروطه سلطنتی و جمهوری است در همین است»]. همچنین علی شریعتی در امت و امامت، دموکراسی لیبرال را دموکراسی رأس‌ها نامید و دموکراسی متعهد را پیشنهاد داد که در آن یک پیشوا جامعه را به زور به سمت تکامل هدایت می‌کند [مجموعه آثار ۲، ص ۴۷۶: «امامت یک نظام رهبری انقلابی است... که می‌خواهد توده را به سوی هدف‌های مطلقی که دارد راه ببرد، نه اینکه به میل توده خود را تغییر دهد»]. در دیدگاه این‌ها، مشروعیت از حق الهی یا رسالت تاریخی ناشی می‌شد که رای مردم تنها وظیفه‌ی کشف یا بیعت با آن را داشت. برای توده‌ای‌ها و مائوئیست‌ها، دموکراسی صرفاً فریب بورژوایی بود و استفاده از اصطلاح دموکراسی را برای دیکتاتوری حزبی خود به‌کار می‌بردند. این را می‌شود در ادبیات مارکسیست-لنینیستی حزب دموکرات کردستان هم دید. جایی‌که قاسملو دموکراسی را نه دفاع و صیانت از حقوق شهروند، بلکه راهی برای تقسیم قدرت میان جریان‌های انقلابی می‌دید و تثبیت قدرت را از راه دموکراسی انقلابی ضروری می‌دانست [کتاب "کردستان و کرد" قاسملو، ص ۱۹۴: «دموکراسی برای ما یعنی مشارکت در قدرت برای نابودی بقایای سیستم سرمایه‌داری و امپریالیستی»]. این دیدگاه سرکوبگرانه را کیانوری هم داشت؛ او دموکراسی را برای جبهه ضد امپریالیسم و مخصوصاً دیکتاتوری حزب رهبر می‌خواست [بیانیه کمیته مرکزی حزب توده، خرداد ۱۳۵۹: «دموکراسی نباید ابزاری در دست لیبرال‌ها برای تضعیف خط قاطع امام باشد»]. https://t.me/chshmeiran

  • 31 янв.2 124597

    دوستان گرامی می‌پرسند آیا شیوه برخورد با حکومت مادورو به ایران نیز می‌رسد؟ بشخصه امیدوارم به این مورد. اما چند نکته اساسی وجود دارد. باید توجه داشت که دسترسی آمریکا به ونزوئلا بسیار آسان بود، برخلاف ایران برای عملیات‌های سریع و ضربتی. به احتمال بسیار زیاد…

  • 31 янв.2 1777510

    صدام هم همین‌کار را کرد. لطفاً سریع‌تر انجامش دهید. https://t.me/chshmeiran

  • 31 янв.2 058134

    موفق میشم؟

  • 31 янв.2 040102

    میخوام بیام توییتر

  • 30 янв.2 1851095

    خب در سوریه توافق شد. میخواستن از مظلوم عبدی، آریوبرزن بسازند😂

  • 30 янв.2 89410551

    رویافروشان خون‌خواه؛ آخرین تیر ترکش بازندگان سیاسی: در این مدت کوتاه عمر، تمام تلاشم را صرف این کردم که مفاهیم اساسی مانند مدرنیته، لیبرالیسم و واقعیت‌های سیاسی_تاریخی را در کردستان جا بندازم. مقولاتی که اساسا به علت هژمونی اردوگاه چپ و به‌توسط احزاب چپ کردی با جامعه کردزبان بیگانه بودند؛ یعنی سانسور یا تحریف و در بدترین حالت حذف می‌شدند. از اساسی‌ترین تلاش‌های من این بود که «زمین سفت سیاست» را جایگزین «رمانتیسیسم سیاسی» کنم. البته چیزی جز «فاشیست» گیرم نیامد. البته بگذارید یکبار دیگر با یک نمونه، کوتاه، شفاف و سریع بگویم به چه کسانی فاشیست می‌گفتند. اساسی‌ترین بحرانی که سال‌ها دغدغه من بوده، برافروختن آتش جدال قومی‌ست. اخلاق لیبرال و سیاست واقع‌گرایانه اجازه نمی‌دهد ملتی را که سال‌های سال باهم به‌شکل تاریخی و مسالمت آمیز زندگی کرده‌اند به جهنم جنگ بکشانم. ایده‌ی دولت‌سازی، فدرالیسم و هرچیزی که بخواهد میان مردم خطی سیاسی برای منافع ایدیولوژیک ترسیم کند، فراتر از اینکه یک رویا بیش نیست و با امکان ژئوپلتیک، پشتوانه حقوقی_سیاسی و حمایت دیپلماتیک سنخیتی ندارد، بستر شعله‌ور شدن جنگ میان همین مردم خواهد بود. هزینه‌ی این رویافروشی را نه سیاستمدار حزبی، بلکه مادران و کودکان در ارومیه، کرمانشاه و ایلام خواهند داد. جایی که همه بازنده خواهند بود. این صحبت من خارج از انتزاع‌های فکری این‌هاست. مثال‌هایی ملموس در طول تاریخ معاصر دارد. اما جای دوری نخواهم رفت. همین سوریه آیینه‌ی تمام آن‌چیزی‌ست که این جریان‌ها می‌خواهند. سوریه نشان داد تنش قومی_قبیله‌ای محور پاکسازی، جنگ و عدم ثبات و توسعه است. من سوریه را همین‌جا می‌بینم. در منطقِ حاکم بر احزابی که می‌خواهند ارومیه را به حلبِ دیگری تبدیل کنند. آن‌ها که از دور بر طبلِ جدایی و تقابل می‌کوبند، هزینه‌ی گلوله ها را نمی‌دهند هزینه‌ی اصلی را آن کشاورز و کاسبی می‌دهد که یک‌شبه می‌فهمد همسایه‌ی ده‌ها ساله‌اش، تبدیل به دشمن شده است، بدون آنکه خود دلیلش را متوجه شوند. دقیقاً فاشیسم همین‌جا ظهور می‌کند. جایی‌که «ساخت دولت» یا «خودمختاری» بدون جغرافیا و سیاست را به جوانی می‌فروشید که نه الفبای سیاست را می‌داند و نه درکی از اثرات آن دارد، جایی‌که متوجه نمی‌شود قربانی منافع ایدئولوژیک است. من فاشیست هستم؟ آن‌ها چنین می‌گویند. اما من آموخته‌ام که در سیاست، فضیلت در برانگیختن احساسات توده‌ها در مواقع بحرانی نیست، بلکه در «نه» گفتن به پروژه‌هایی است که بوی خون می‌دهند. خونی که ناشی از جدال حق و ناحق یا خیر و شر نیست، ناشی از جدال ایدیولوژی‌های بازنده و شکست‌خورده‌ی حزبی‌ست. رمانتیسیسم سیاسیِ چپ، با کلمات زیبایی چون «رهایی» و «حق تعیین سرنوشت»، جاده‌صاف‌کنِ فجایعی خواهد شد که در آن، مرزهای خیالی روی نقشه‌ها با خون من و دیگری ترسیم می‌شوند. آن هم در جایی که این مردم در طول تاریخ مدافعش بوده‌اند، جایی که همواره بر مرزهای تاریخی‌اش تکیه داده است. هدف من شرح جایگزین مناسب نیست. اما راه‌حل را یک ایران یکپارچه، لیبرال و شهروند‌محور می‌دانم. اساس لیبرالیسم همین است. اجازه نمی‌دهد کُرد یا غیرکُرد قربانی ایده‌های جمع‌گرایانه شوند. صیانت از فرهنگ‌ها و زبان‌ها را نیز درون چنین نظمی می‌جویم. جایی که با توسعه اقتصادی و رشد شهرنشینی و دید شهروندی هرکس می‌تواند به زندگی بهتری دست پیدا کند. نمی‌دانم تا کی می‌توانم در این راه قدم بردارم، اما رسالت امثال من همین است و بس. نکته‌ی پایانی را بگویم که از برچسب‌ها نخواهیم ترسید. یک زمانی در دوره دعوای مورخان در آلمان به فاشیسم‌پژوه بزرگی مانند نولته، فاشیست می‌گفتند. ما که باشیم؟ بماند به یادگار به هرحال «سعادت سرزمین پدری را بیش از رستگاری روحم دوست می‌دارم». پ‌ن: از بختیار خوشم نمی‌آید و  هیچوقت نیز نیامده. اما در پاسخ به قاسملو گفته بود: خودمختاری برای ایران، دموکراسی برای کردستان. https://t.me/chshmeiran

  • 29 янв.1 713998

    24-48؟

  • 28 янв.4 75712378

    داستان هنگاو؛ ابزار تشکیلاتی فاشیسم:

  • 28 янв.3 5654936

    داستان هنگاو؛ ابزار تشکیلاتی فاشیسم:

  • 28 янв.1 3797243из chshmeiran

    تجاوز و بی اخلاقی نیروی‌های حزب دموکرات کردستان به جنازه‌ی باقی مانده‌ی دختران کومله‌ای در جنگ از زبان حاتم منبری. تجاوز و بی اخلاقی و کشتار رایج‌ترین شیوه‌ی مبارزه میان گروه‌های چریکی و تروریستی است که دو حزب چپ کردی، حدکا و کومله از آن بارها استفاده نموده‌اند. به‌راستی که تمامی گروه‌های 57، با دنیا و تفکر مدرن هیچگونه سنخیتی نداشتند. این گروه‌ها بلایی که طی چهار دهه به‌توسط رژیم برآمده از انقلابشان سر ایران آوردند، زودتر و در زمان کمتری روی هم اعمال نمودند. آیا این گروه‌های مدعی زن، زندگی، آزادی بویی از انسانیت و دموکراسی برده‌اند؟! هرگز. پ‌ن: ترجمه متن متعلق به خودم است. این کتاب به شکل کامل ترجمه خواهد شد. پ‌ن2: حاتم منبری از کادرها و نیروهای سابق حزب دموکرات کردستان است. #روایت_احزاب https://t.me/chshmeiran

  • 27 янв.5 240114

    без подписи

  • 27 янв.5 312126113

    پسر پیشوا در آغوش پهلوی؛ پسر قاضی محمد، یعنی علی قاضی توسط محمدرضاشاه پهلوی به آلمان برای کار و تحصیل فرستاده شد. همچنین او رابط دولت ایران در آلمان بود و گهگاهی نیز با ساواک همکاری می‌نمود. چندین سند از همکاری او با دولت ایران را در تصاویر بالا مشاهده بفرمایید. در یکی از اسناد می‌توانید مساحت زمین‌هایی که در زنجان به او داده شدند را ببینید و در یکی دیگر از آن‌ها مجوز حمل و نقل اسلحه برای او در آلمان. همچنین علی قاضی در یکی از نامه‌هایش برای محمدرضاشاه، خود را جان نثار ایشان معرفی می‌کند. پسر پیشوای‌تان در آغوش پهلوی به نان و نوایی رسید. #یادآوری_تاریخ https://t.me/chshmeiran

  • 27 янв.1 78813136

    می‌گویند؛ چون دولت پدر شاهزاده، محمدرضاشاه فقید قاضی محمد را اعدام کرده است با او دشمنی داریم. پس چرا احزاب محبوب‌تان یعنی حزب دموکرات و کومله با سران سپاه قدس سال‌ها مذاکره کردند برای بازگشت به قدرت؟ مذاکره با حکومتی که قاسملو را ترور کرده بود؟ هرزه‌های سیاسی. https://t.me/chshmeiran

  • 24 янв.3 17213958

    نقاب‌هایشان جایی افتاد که دیگر نتوانستند جلوی موج ایران‌خواهی را بگیرند. آن‌ها با تصور اینکه مجدد می‌توانند اعتراضات مردم ایران را که هدفی واضح و مشخص داشت- سرنگونی رژیم 57‌ و بازگشت پهلوی- منحرف سازند، آمده بودند. آن‌ها تصور می‌کردند که می‌توان مجدد سانسور و جعل کرد تا ایرانیان زیر ماشه‌ی رژیم 57ی کشته شوند و خودشان فاند بگیرند و اسم مبارز حقوق بشری دریافت کنند. تصور میکردند که می‌شود مجدد خواسته‌های مردم را از نخواستن جمهوری اسلامی و خواستن پهلوی به مواردی چون حجاب و انقلاب فمینیستی و جنبش‌های اصلاح‌طلبانه تقلیل دهند یا تحریف کنند. دقیقاً اینجا نقاب‌هایشان افتاد. جایی که جوان ایرانی جاوید‌شاه‌ گفت، سینه سپر کرد و گلوله به گلویش خورد و درجا رفت و کاری هم از دستان ما برنیامد. دقیقاً صورت واقعی‌شان جایی مشخص شد که مردم با خون‌هایی که از تن‌شان می‌ریخت به روی در و دیوار می‌نوشتند که رژیم خواهد رفت و شاهزاده بازخواهد گشت. آن‌ها فکرش را نمیکردند که ما می‌آیم. آن‌ها معنی «می‌جنگیم، می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم» را نمی‌دانستند. نقاب‌شان اینجا افتاد. آن ارتجاع سرخ‌وسیاه، آن نیروهای سرکوب، آن سنگ‌اندازهای رژیم اینجا راه‌شان را علنی کردند. راه این‌ها، همان راه جمهوری اسلامی است. واضح‌تر بگویم: راه هردسته از ملا، چپی، مجاهد راه جمهوری اسلامی‌ست. ده‌ها هزار نفر جانباخته‌اند. این حاصل انقلابی‌ست که مجاهدین، چریک‌ها، حدکایی‌ها کومله‌ای‌ها، توده‌ای‌ها جبهه ملی و اسلامی‌گرایان و ملاها به راه انداختند. و امروز نقاب‌شان افتاده است. مبارزه با جمهوری اسلامی را کنار گذاشتند، تنها دغدغه‌شان این است: پهلوی نیاید حتی اگر جمهوری اسلامی بماند. ایران به شکوه برنگردد حتی اگر جمهوری اسلامی بماند. مردم بمیرند اما جمهوری اسلامی بماند. این حاصل ترس از مفهوم متوهمانه بازگشت اقتدار و استبداد نیست، حاصل این است که نمی‌خواهند سفره‌ای که در انقلاب 57 پهن شده بود، برچیده شود، ولو اینکه خودشان از آن نخورند. جمهوری اسلامی چه هم‌سفره‌هایی دارد، هم‌پیاله‌هایی که پیک عرق‌شان را روی زمین میگذارند تا رفیق‌های انقلابی‌شان بالاتر به سلامتی بزنند و با هر پیک، مردم را قتل‌عام کنند و خودشان نیز شادمان شوند. اما این‌بار فرق دارد، آخرین نبرد است. یا زنده می‌مانیم، یا زنده می‌مانید. نمی‌خواهم در جهانی که شما هستید، بمانم. یا خواهید رفت، یا می‌رویم. چشم پادشاه https://t.me/chshmeiran

  • 24 янв.1 95611820

    با تلاش فراوان توانستم شبکه‌های مختلف و روزنامه‌های مختلف جهانی را ببینیم یا از طریق دوستانم از آن‌ها مطلع شوم. از کمدین‌ها تا سیاسی‌ها و اجتماعی‌ها. از فرانسه تا آمریکا تا اسرائیل و کشورهای عربی و سرتاسر اروپا. نکته‌ی اساسی این است که غلبه بر ارتجاع سرخ‌و‌سیاه به مرکزیت ایران در حال رقم خوردن است. جدال ما با آن ارتجاع سرخ‌وسیاه تبدیل به یک مسئله‌ی جهانی شده که راست‌گرایان جهان را به‌شدت به هم متمایل کرده و جبهه‌ی قدرتمندی را شکل داده است. ایران نیز در نبرد حاضر که نبرد نهایی‌ست باید یک جبهه راست قدرتمند داشته باشد. از همه‌ی آنان که به اصول شاه باور دارند یا حداقل ایران را می‌خواهند از چنگال ارتجاع سرخ‌وسیاه در بیاورند، درخواست دارم متحد و شانه به شانه بمانند. نبرد ما در داخل با رژیم و در خارج با بازوان آن و بقایای 57 و متحدان جهانی‌اش است. پاینده ایران https://t.me/chshmeiran

  • 24 янв.1 6431391

    تمرکز ایرانیان ساکن در آمریکا باید در کنار تجمع‌های شکوهمند به روی اخراج امثال علی جوانمردی از صدای آمریکا هم باشد. مالیات شما خرج امثال این میکروب می‌شود.

  • 24 янв.1 8251304

    تحلیل های زیادی دارم اما زبان و قلمم فقط با فحش میگرده

  • 24 янв.1 8991091

    برای دشمنان ایران تنها گلوله می‌ماند