tgindex
متن کمیاب اهل سنت

متن کمیاب اهل سنت

Статистика
@clip_sunniМузыкаперсидский

(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ) (گرامی ترین شما نزد خداوند باتقوا ترین شماست) (هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست جزبه خلوتگاه حق آرام نیست) سرودهای بدون موزیک @sorud_sunni سرودهای تصویری بدون موزیک @sorud_tv @Tajweed1402 تجویدآسان

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
15
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 147
−5 за 4 дн.
Сутки
−3
−0,14%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
114
29 постов
Вовлечённость
5,3%
к подписчикам
Постов в день
2,1
всего 29
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
94
1/48двое суток
107
1/72трое суток
116

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🌹 *ملفوظات حکیم‌الامت حضرت مولانا اشرف علی تھانوی رحمه‌الله*🌹 💠 *حدیث پیامبر ﷺ و یک نکته بسیار مهم*💠 🔸رسول خدا ﷺ می‌فرمایند: «هر کس لباسی را فقط برای *خودنمایی و جلب توجه مردم بپوشد،* خداوند در روز قیامت *جامه‌ای از خواری و ذلت بر تن او خواهد کرد.»* 🔸حالا اگر به رفتار امروزی خیلی از *زنان* نگاه کنیم، آیا می‌توان با اطمینان گفت که نیت آن‌ها در این رسم‌ها و سبک‌های پوشش، واقعاً درست و خالصانه است؟ بیشتر زنان اصلاً توجه ندارند که *نیت درست* چیست و *نیت نادرست* کدام است؛ *گاهی حتی به این موضوع فکر هم نمی‌کنند.* 🔸ممکن است کسی بگوید: «وقتی برای دوخت لباس، بین چند نوع پارچه و مدل، بهترین را انتخاب می‌کنیم، آیا این کار هم خودش نشانه تجمل‌گرایی و خودنمایی نیست؟» 🔹نکته‌ی اصلی همین‌جاست: 🔸 *اگر لباس را فقط برای دلِ خودتان و احساس خوبِ خودتان انتخاب و استفاده می‌کنید، این کار کاملاً مباح و بی‌اشکال است.* 🔸 *اما اگر هدف این باشد که در چشم دیگران بزرگ‌تر، مهم‌تر یا شیک‌تر به نظر برسید، این نیت نادرست است و جایز نیست.* 📚 اسلامی شادی: صفحه ۳۲۴ ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • حضرت رسول الله ﷺْ فرمودند: دختر رحمت خداوند بر والدین است. به داشتن این رحمت شکرگزار باشیم ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • کسی که نمی داند سخنش جزئی از عمل اوست گناهانش زیاد خواهد شد. عمر بن عبدالعزیز ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • غم دو گونه است: یکی به نفع تو و دیگری به ضرر تو. غمی که به نفع توست غم تو بر آخرت است، و غمی که به ضرر توست غم تو بر دنیا و زینت آنست‌. ابراهیم بن ادهم ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه فرموده است: «برای برآوردن نیازت، تنها از کسی کمک بگیر که دوست دارد کارَت به نتیجه برسد؛ و فقط با کسانی مشورت کن که از خدا می‌ترسند.» 📚 شعب الإيمان؛ ۵۵۹/۱۰ ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • ✍️ ابن قیم رحمه الله می‌فرماید : 🔰 یکی از بزرگترین انواع ظلم و جهل این است که از مردم انتظار بزرگداشت و احترام داشته باشی و دلت خالی از تعظیم و بزرگداشت الله جل جلاله باشد . ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • مصیبت به سخن وابسته است، اگر سگی را مسخره کنم می‌ترسم به سگ تبدیل شوم. ابن مسعود رضي الله عنه 📚(تفسیر قرطبی) توضیح: منظور دوری از تمسخر و عیب‌جویی از مردم به دلیل عیب یا ایراد آنان است و چه بسا اگر کسی را به دلیل عیب و ایرادی شماتت کنی خودت تا پیش از مرگ دچار همان بلا شوی. ابن قیم رحمه الله می‌گوید: «کسی که [از روی تمسخر] به مردم بخندد به او خواهند خندید، و کسی که برادرش را به سبب کاری طعنه بزند ناگزیر خود مبتلای آن خواهد شد» (الفروسیة). البته بخش اول سخن ابن مسعود اشاره به یک خطر دیگر هم دارد و آن اینکه نباید ترس‌های خود را علنی کرد زیرا ممکن است دیگران از همان ترس سوء استفاده کنند. مثلا یعقوب علیه السلام دربارهٔ ترس از دست دادن یوسف به فرزندانش گفت: «می‌ترسم او را ببرید و گرگ او را بخورد». آنان نیز از همین سخن او استفاده کردند و یوسف را در چاه انداختند و سپس به دروغ گفتند که گرگ او را خورده! ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • 💠 *یک حکایت واقعی و پر از درس*💠 🔸این ماجرا در کشورِ سوریه (شام) اتفاق افتاده و راوی آن صاحب یک کارگاه خیاطی است. او می‌گوید: 🔸من کارگاه خیاطی کوچکی داشتم. در همسایگی‌مان زنی زندگی می‌کرد که شوهرش فوت کرده بود و سه کودک یتیم را تنها بزرگ می‌کرد. روزی به کارگاه آمد و با حالی دلسوزانه گفت: «فلانی، یک چرخ خیاطی از شوهرم مانده که با آن کار می‌کرد؛ اما ما کار با آن را بلد نیستیم. دوست دارم بتوانم خرج این بچه‌ها را دربیاورم. آیا اجازه می‌دهید چرخ را به کارگاه شما بیاورم و آن را به شما اجاره بدهم تا درآمد کوچکی برایم فراهم شود؟» 🔸با شنیدن حرف‌هایش قلبم لرزید. گفتم: «حتماً، خواهرم! چرخ را بفرستید.» 🔸وقتی چرخ را آورد، دیدم خیلی قدیمی و کاملاً از کارافتاده است. ولی نمی‌خواستم دل آن زنِ دلسوخته را بشکنم. پرسیدم: «برای اجارهٔ این چرخ چقدر می‌خواهید؟» گفت: «سه هزار لیره.» (این ماجرا مربوط به بیست سال قبل از جنگ داخلی سوریه است.) 🔸من همان روز سه هزار لیره به او دادم و چرخ را در گوشه‌ای گذاشتم؛ چون هیچ کاربردی نداشت. اما یک دل شکسته را شاد کردم. 🔸ده سال همین‌گونه گذشت. هر ماه «اُمّ جمیل» می‌آمد و اجارهٔ چرخ را می‌گرفت، در حالی که چرخ در گوشهٔ کارگاه خاک می‌خورد و حتی یک روز هم با آن کار نشد. 🔸ده سال بعد، از کارگاه کوچکمان به کارگاه جدیدی در حاشیهٔ شهر نقل‌مکان کردیم. هنگام جابه‌جایی گفتم: «چرخ امّ جمیل را هم ببرید.» 🔸مدیر کارگاه با تعجب گفت: «آقا، این چرخ به چه درد ما می‌خورد؟!» گفتم: «این موضوع به شما مربوط نیست؛ فقط آن را ببرید.» 🔸سال‌ها گذشت و جنگ داخلی در کشورمان آغاز شد. به خدا سوگند، همهٔ منطقه ویران شد، اما کارگاه من سالم ماند. 🔸پس از آغاز جنگ داخلی، ارتباطمان با امّ جمیل قطع شد. هر چقدر تلاش کردیم، هیچ نشانی از او پیدا نکردیم. شماره‌اش همیشه خاموش بود. 🔸مدیر کارگاه هم مرا ترک کرد و به اروپا رفت. دو ماه بعد با من تماس گرفت و گفت: «خوابی دیده‌ام که باید برایتان تعریف کنم.» پرسیدم: «چه خوابی؟» گفت: *«در خواب صدایی شنیدم که می‌گفت: به فلانی بگو؛ به برکت چرخ امّ جمیل بود که کارگاهت را حفظ کردیم.»* 🔸راوی می‌گوید: با شنیدن این جمله بدنم لرزید، اشک در چشمانم جمع شد و فقط گفتم: «الحمدلله.» به خدا قسم، در آن ویرانی بزرگ جنگ حتی یک سوزن هم از کارگاهم گم نشد؛ در حالی که همهٔ اطراف با خاک یکسان شده بود. 💠 *درس بزرگ این ماجرا* 🔸گاهی یک کار کوچک، یک دل‌داری ساده، یک کمک پنهانی… همان چیزی است که بلا را از زندگی‌مان دور می‌کند. 🔸در جامعهٔ ما خیلی‌ها مثل *«اُمّ جمیل» هستند؛ بی‌پناه، آبرومند و نیازمند.* شاید همین یک انتشار یا یک قدم کوچک ما، گره‌ای بزرگ از زندگی کسی باز کند. 🔸 *نیکی، همیشه بی‌صدا اما قطعی، به زندگی‌مان برمی‌گردد.* (نقل از کانال اردو تحاریر) ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • «از تفاوت‌های میان ناصح و سرزنشگر این است که بر خلاف شخص سرزنشگر، اگر نصیحت ناصح را قبول نکنی با تو دشمنی نمی‌کند و می‌گوید چه قبول کنی یا نکنی پاداشم با الله است، در غیابت برای تو دعا می‌کند و عیوبت را در میان مردم بازگو نمی‌کند». ابن القیم رحمه الله 📚(الروح: ۲۵۸) ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • امام ابن رجب حنبلی رحمه الله فرموده: "از الله متعال خواستار ثبات بر دین تا زمان مرگ باش: {إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا} «کسانی که می‌گویند: پروردگار ما تنها خدا است، و سپس پابرجا و ماندگار می‌مانند» کسانی که می‌گویند: "پروردگار ما الله است" بسیارند اما اهل استقامت و پایداری، اندک هستند!! عمر بن خطاب رضی الله عنه نیز در خطبه‌اش می‌فرمود: "خداوندا ما را با حفظ خودت محفوظ بدار و بر امر خودت ثابت‌قدم نما" چرا که خود بنده، توان استقامت و ثبات را به تنهایی ندارد لذا نیازمند اینست که آنرا از پروردگارش طلب کند. منبع: مجموع الرسائل (۳۳۹/۱) ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • 💠 *ماجرای صد دینار و قضاوت هوشمندانهٔ فضالة بن عبید رحمه‌الله*💠 🔹روایت کرده‌اند: 🔸مردی *صد دینار* از او افتاد. برای اینکه پولش پیدا شود، در میان مردم اعلام کرد: «هر کس این پول را پیدا کند و به من تحویل بدهد، *بیست دینار* پاداش می‌گیرد.» 🔸کمی بعد، مردی آمد و گفت: «این همان پولی است که گم کرده بودی؛ بفرما. لطفاً پاداشم را بده.» 🔸اما صاحب مال گفت: «پول من صد و بیست دینار بود! تو فقط صد دینار آوردی. پس همهٔ پولم را پیدا نکرده‌ای که بخواهی پاداش بگیری.» 🔸میانشان اختلاف افتاد و برای حل و فصل نزد قاضی مشهور، فضالة بن عبید رحمه‌الله رفتند. 🔸فضالة بن عبید رحمه‌الله رو به صاحب مال کرد و پرسید: «تو می‌گویی پولت صد و بیست دینار بوده؟» گفت: «بله.» به مرد پیدا‌کننده گفت: «تو صد دینار پیدا کردی؟» گفت: «بله.» فضالة بن عبید رحمه‌الله با قاطعیت خطاب به صاحب مال حکم داد: *«پس این صد دینار مال تو نیست»* و قاضی خطاب به پیدا‌کننده گفت: *«و تو هم پاداشی نمی‌گیری.»* اما این پول را نگه دار تا صاحب واقعی‌اش پیدا شود. و تو هم (خطاب به صاحب مال) برو دنبال همان صد و بیست دیناری بگرد که ادعا می‌کنی!» 🔹 *واکنش صاحب مال* 🔸وقتی حکم فضالة بن عبید رحمه‌الله تمام شد، *صاحب مال* خشکش زد. چهره‌اش دقیقاً شبیه کسی بود که ناگهان فهمیده کاملاً لو رفته. نه حرفی برای گفتن داشت، نه راهی برای ادامهٔ بحث. 🔸در یک لحظه فهمید: نقشه‌ای که برای فرار از پاداش کشیده بود، خراب شد. 🔸ادعای دروغینش، درست جلوی جمع، کاملاً روشن شد. نه‌تنها سودی نکرد، بلکه اعتبارش هم زیر سؤال رفت. سکوت سنگینی کرد؛ همان سکوتِ تلخِ کسی که به اصطلاح ضربهٔ‌فنی شده و می‌داند اعتراض فایده‌ای ندارد. 💠 *پیام مهم این ماجرا* 🔸این داستان ساده یک حقیقت روشن را یادآوری می‌کند: وقتی کسی با نیت سوء می‌خواهد حق دیگری را کم یا زیاد کند، عدالت دیر یا زود او را سر جای خودش می‌نشاند. 🔸 *صداقت همیشه کم‌هزینه‌تر است.* 🔸 *دروغ حتی اگر ظریف باشد، بالاخره رسوا می‌شود.* 🔸 *انصاف و عدالت، بهترین همراهان انسان‌اند.* (نقل از کانال عربی قصص خلّدها ألتاریخ) ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • قال رسول الله ﷺ : «ان الذي ليس في جوفه شئ من القرآن كالبيت الخرب» قلبی که چیزی از قرآن در آن نباشد مانند خانه ویران است . سنن الترمذی-2913 ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • ابن دقیق العید  رحمه الله می فرماید : با آبرو و حيثيت مسلمانان بازي كردن ، گودالی از گودال های جهنم می باشد . 📚الاقتراح (34) ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • شیخ ابن عثیمین (رحمه الله) می‌گوید: معنای «السلام علیکم»: «السلام» به معنای دعا برای در امان ماندن از هر گزندی است. بنابراین وقتی به کسی می‌گویید «السلام علیکم»، به این معنی است که از خداوند متعال درخواست می‌کنید که او را از هر گزندی در امان نگه دارد: - او را از بیماری و جنون محافظت کند - او را از شر مردم محافظت کند - او را از گناهان و بیماری‌های قلبی محافظت کند - او را از آتش جهنم محافظت کند. این یک عبارت کلی است. 📚شرح ریاض الصالحین (4/380) ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • *سه زن، سه درس بزرگ؛ روایت شکل‌گیری فقه و زهد امامِ اعظم رحمه‌الله* 🔸در «مناقب الکُردَری» نقل شده است که امام اعظم رحمه‌الله چنین فرمود: «سه زن در زندگی علمی و معنوی من نقش اساسی داشتند: ▪️زنی که مرا آزمود و به ظاهر فریبم داد، ▪️زنی که مرا به فقه واداشت و سبب فقیه شدنم شد، ▪️و زنی که مرا به زهد و پارسایی سوق داد. 🔸اما زن نخست: می‌گوید: در حال عبور از راهی بودم که زنی به چیزی که در مسیر افتاده بود اشاره کرد. من چنین پنداشتم که او گُنگ است و آن شیء نیز متعلق به خود اوست. پس آن را برداشتم تا به او بدهم. در همان لحظه گفت: آن را نگه دار تا آن را به صاحبش بازگردانی. 🔸و اما زن دوم: زنی از من دربارهٔ مسئله‌ای مربوط به حیض پرسش نمود، و من پاسخ آن مسئله را نمی‌دانستم. پس آن زن سخنی بر زبان آورد که همان سخن، انگیزه و سبب آموختن فقه برای من شد. 🔸و اما زن سوم: روزی از برخی کوچه‌ها می‌گذشتم که زنی گفت: این همان شخصی است که نماز صبح را با وضوی نماز عشاء به‌جا می‌آورد. پس من عمداً و آگاهانه بر این عمل مداومت کردم، تا آنکه این رفتار، روش دائمی و همیشگی من گردید.» 💠*نکتهٔ پایانی* 🔸این روایت، تصویری عمیق از تأثیر تربیتی، علمی و معنوی بانوان در شکل‌گیری شخصیت علمی و زاهدانهٔ امام اعظم رحمه‌الله ارائه می‌دهد؛ تأثیری که از امانت‌داری، بیداری علمی و انگیزش معنوی آغاز می‌شود و سرانجام به دینداریِ همیشگی و عمل‌کردنِ واقعی در زندگی می‌رسد. برگرفته از کتاب الأشباه والنظائر لإبن النجیم رحمه‌الله ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • شریح قاضی رحمه الله می‌گوید: من دچار مصیبت می‌شوم و برای آن چهار بار حمد الله می‌گویم: حمد او می‌گویم که مصیبتی بزرگتر نبود و حمد او می‌گویم که صبر بر این مصیبت را به من عطا کرد، و حمد او را می‌گویم که توفیق «انا لله وانا الیه راجعون» گفتن به من داد که امید اجرش را دارم، و حمد او را می‌گویم که این مصیبت در دینم نبوده است. 📚تاریخ دمشق ابن عساکر ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni

  • اسباب در امان ماندن از سحر امام عبدالعزیز بن باز رحمه الله می گوید: سه بار خواندن معوذتین [فلق و ناس] در صبحگاه و شامگاه سبب در امان ماندن از سحر و مانند آن می شود. 📚فتاوى نور_على_الدرب ٢٩٥/٣ ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni #اذکار

  • چهل اخلاق و رفتار پیامبر گرامى اسلام ﷺ                 1🔹دائماً متفکر بود 2🔹اکثر اوقات ساکت بود 3🔹خُلقش نرم بود 4🔹کسى را تحقیر نمى کرد 5🔹دنیا و ناملایمات هرگز او را به خشم نمى آورد 6🔹حقى كه پایمال مى شد از شدت خشم کسى او را نمى شناخت تا اینکه حق را یارى کند 7🔹هنگام اشاره به تمام دست اشاره مى فرمود 8🔹وقتى خوشحال می‌شد چشمها را به ‌هم مى نهاد 9🔹بیشترخنده‌هاآن‌حضرت تبسم بود 10🔹همیشه مى فرمود حاجت و نیاز کسانى که به من دسترسى ندارند را ابلاغ کنید 11🔹هر کس را به مقدار فضیلتى که در دین داشت احترام مى کرد 12🔹با مردم انس مى گرفت و آنان را از خود دور نمى کرد 13🔹در همه امور اعتدال داشته و افراط و تفریط نمى کرد 14🔹زبان خویش را از بیان سخنان غیرضرورى کنترل مى کرد 15🔹در انجام وظیفه به هیچ وجه کوتاهى نمى كرد 16🔹بافضیلت‌ترین فرد نزد پیامبر خیرخواه‌ترین آنان براى مردم بود 17🔹پیامبر در هیچ محفل و انجمنى نمى نشست و برنمى خاست جز آنکه به یاد خدا باشد 18🔹در مجالس جایگاه خاص براى خود برنمى گزید 19🔹هنگامى كه بر جمعى وارد مى شد هر جایى خالى بود مى نشست و به یاران خویش دستور مى داد این گونه عمل کنند. 20🔹هر کس براى رفع نیاز رجوع مى کرد نیازش را برآورده مى کرد یا با کلام دلنشین آن حضرت قانع مى شد. 21🔹رفتار پیامبر آنقدر نرم بود که مردم او را همچون پدرى دلسوز و مهربان مى دانستند و حق همه مردم نزد آن بزرگوار یکسان بود 22🔹مجلسش مجلس بردبارى، حیا، صدق و امانت بود 23🔹عیب‌جو نبود و از کسى هم تعریف زیاد نمى کرد 24🔹پیامبر نفس خود را از سه چیز پرهیز مى داد جدال، پرحرفى و سخنان غیرضرورى 25🔹هرگز کسى را سرزنش نمى کرد 26🔹در پى لغزش‌هاى مردم نبود 27🔹سخن نمى گفت مگر در جایى که امید ثواب در آن وجود داشت 28🔹سخن کسى را قطع نمى کرد مگر این که از حد متعارف تجاوز مى کرد 29🔹به آرامى و متانت گام برمى داشت 30🔹کلامش مختصر، جامع، آرام و شمرده بود و آهنگ صدایش از همه مردم زیباتر بود 31🔹رسول خدا صلی الله علیه وسلم شجاع‌ترین، بهترین و سخاوتمندترین مردم بود 32🔹پیامبر در تمام حالات و در برابر همه مشکلات شکیبا بود 33🔹پیامبر بر روی زمین مى نشست و غذا مى خورد 34🔹با دست خویش کفش خود را وصله مى زد و جامه خود را با دست خود مى دوخت 35🔹آنقدر از ترس خدا مى گریست که جاى نماز آن حضرت نمناک مى شد 36🔹هر روز هفتاد بار استغفار مى كرد 37🔹لحظه‌اى از عمر بابرکت خویش را بیهوده نمى گذرانید 38🔹دیرتر از همه مردم به خشم مى آمد و زودتر از همه راضى مى گشت 39🔹با ثروتمندان و تهیدستان یکسان دست مى داد و مصافحه مى کرد وقتى به کسی دست مى داد بیش از او دست خویش را باز نمى کشید 40🔹با مردم شوخى مى کرد تا مردم را خوشحال سازد. ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni #سنت

  • غفلت ورزیدن نسبت به خواندن اذکار از اسباب چیرگی شیاطین بر انسان است. شیخ ابن‌ باز رحمه‌ الله ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni #اذکار

  • *حضرت شیخ‌الحدیث مولانا سید حسین احمد مدنی رحمه‌الله و پایبندی عمیق به سنّت* حضرت *شیخ‌الحدیث مولانا سید حسین احمد مدنی رحمه‌الله* دارای چنان ذوق و شوقی در عبادت خداوند متعال بودند که حتی در حالت *بیماری شدید* نیز در نماز فجر، *سوره‌های طوالِ مفصّل را تلاوت* می‌کردند. دلبستگی ایشان به سنّت پیامبر اکرم ﷺ به مرتبه‌ای والا رسیده بود؛ به‌گونه‌ای که هر امری را که *کمترین ارتباطی با رسول خدا ﷺ و اصحاب گرامی ایشان داشت،* با اهتمام کامل انجام می‌دادند و به آن پایبند بودند. از جلوه‌های قابل توجه این سنّت‌دوستی آن است که در *باغ دارالعلوم* دستور دادند درخت مُغِیلان (سَمُرَه/چِش) بکارند. این کار در نگاه مردم شگفت‌آور بود؛ چراکه این درخت نه گل دارد و نه میوه، نه موجب زیبایی باغ است و نه زینت‌بخش آن. از همین رو، این پرسش در اذهان پدید آمد که کاشت چنین درختی چه فایده‌ای دارد؟ پس از تحقیق روشن شد که *رسول اکرم ﷺ* در زیر *درخت سمره* نشسته و از صحابهٔ کرام رضی‌الله‌عنهم *بیعت* گرفته‌اند؛ بیعتی که به نام *«بیعتِ رضوان»* شهرت یافته و در میان خاص و عام شناخته‌شده است. این درخت، *یادگار همان واقعهٔ بزرگ و تاریخی* به شمار می‌آید. 📚 منبع: مفتی مہدی حسن، مجلهٔ الجمعیة، شیخ‌الاسلام نمبر، ص ۵۲ به نقل از: کانال دارالافتاء، دیوبند ╭┈───𝗝𝗢𝗜𝗡 ──「📚」 ╰─┈ ➛ @clip_sunni #سنت