tgindex
کافه ارتباطات

کافه ارتباطات

Статистика

یادداشت ها و مقالات منصور ساعی در زمینه ارتباطات، فرهنگ و جامعه آغاز: 1397/9/26 نقد و نظرات را به شناسه زیر @msaei58 ارسال بفرمائید. حوزه مطالعاتی و آموزشی من: ارتباطات خانواده، ارتباطات ریسک و بحران، روابط عمومی

Последний пост
10 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
467
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
305
20 постов
Вовлечённость
65,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 июл.911из irancsca

    انتشار شماره ۸۱ زمستان ۱۴۰۴ نشریه مطالعات فرهنگی و ارتباطات 🔗مقاله پژوهشی تاملی بر وضعیت شکنندگی اجتماعی در ایران علی یوسفی صفحه ۱۱ -۵۸ 🔗مقایسه مضامین به کاررفته در تحلیل‌های رسمی و غیررسمی پیرامون جنگ دوازده روزه سمیه توحیدلو صفحه ۵۹- ۹۹ 🔗سیاست رسانه ای حاکمیت ایران در قبال رسانه های رسمی در بحران کرونا تحلیل دیدگاه های روزنامه نگاران میدانی در پاندمی کرونا منصور ساعی صفحه ۱۰۱ -۱۳۳ 🔗عوامل فرهنگی و اجتماعی موثر بر میزان مرجعیت سلبریتی ها (مورد مطالعه: جوانان شهر شیراز) احمد خاکیان، منصور حقیقتیان، احسان شاه قاسمی صفحه ۱۳۵ -۱۶۲ 🔗منطق مسئله‌یابی در علوم ارتباطات: مطالعه فرآیند انتخاب موضوع رساله در دانشگاه‌های تهران و علامه طباطبائی صابر نصیب علی، حسینعلی افخمی صفحه ۱۶۳-۱۹۹ 🔗مدل‌سازی عوامل موثر بر استفاده روزنامه‌نگاران ایران از ابزارهای ‌تلفن‌همراه‌ هوشمند علیرضا کتابدار، یونس شکرخواه، رها خرازی آذر صفحه ۲۰۱-۲۳۸ 🔗سریال های عامه پسند، ساز‌و‌برگ ایدئولوژیک حاکمیت؛ نشانه شناسی دینداری در سریال تلویزیونی «دودکش 1» حسین رجائی راد، علی اصغر کیا صفحه ۲۳۹ - ۲۸۴ 🔗ارج‌شناسی و عدالت؛ بازنمایی فرودستان در سینمای دهه‌ی90 ایران؛ مطالعه موردی فیلم متری شش‌ونیم دلیر بایت گل، جواد کاشی صفحه ۲۸۵-۳۱۵ 🔗ارائه مدل سواد رسانه ای به منظور افزایش مصونیت کاربران شبکه های اجتماعی داود پاک طینت مهدی آبادی، فائزه تقی پور، حسن درزبان رستمی صفحه ۳۱۷-۳۴۶ 🔗روایت بلاگرهای ایرانی از بازنمود قدرت شهروندی در اینستاگرام( مطالعه ای کیفی) المیرا شریفی مقدم، سید علی رحمان زاده، لیلا نیرومند صفحه ۳۴۷-۳۷۹ 🔗هویت دیجیتال و جوانان محمدرضا حسنی، فاطمه محمدزاده، حمیده محمدزاده صفحه ۳۸۱-۴۱۱ 🔗ارتباطات خانوادگی: نظم جویی شناختی هیجان در زنان تهرانی آسیب دیده از بی وفایی زناشویی افسانه اعتمادی، ایمان الله بیگدلی، علی مشهدی، زهره سپهری شاملو صفحه ۴۱۳ -۴۳۸ برای دسترسی به لینک مقالات به ادرس زیر مراجعه فرمایید. مطالعات فرهنگی و ارتباطات - فهرست مقالات   🇮🇷 🆔 @irancsca

  • معماری ارتباطات خانواده در عصر دیجیتال(قسمت دوم) 🔹در چنین شرایطی، خانواده با یک مسئله ساختاری روبه‌روست: از دست دادن کنترل نسبی بر جریان توجه. این به معنای فروپاشی کامل نیست، اما به معنای تغییر جایگاه خانواده در نظام ارتباطی است. خانواده دیگر تنها مرجع تنظیم ارتباط نیست، بلکه یکی از چندین مرجع رقیب در یک شبکه گسترده است. 🔹با این حال، ساده‌سازی این وضعیت به «وابستگی به موبایل» یا «ضعف تربیتی» خطای تحلیلی است. مسئله در سطح رفتار فردی حل نمی‌شود، چون منشأ آن در سطح ساختار است. آنچه نیاز به بازاندیشی دارد، خودِ معماری ارتباطی خانواده است: اینکه چگونه زمان، توجه، مرزها و کانال‌های ارتباطی درون خانواده سازمان‌دهی می‌شوند. این معماری شامل چند پرسش بنیادین است: چه زمانی خانواده یک فضای مشترک ارتباطی است؟ چه زمانی هر عضو مجاز به خروج از این فضاست؟ چه نوع پیام‌هایی اجازه ورود به این فضا را دارند؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان یک «پیوستگی ارتباطی» ایجاد کرد در حالی که محیط بیرونی دائماً در حال ایجاد وقفه است؟ 🔹پاسخ به این پرسش‌ها ساده نیست، اما روشن است که بدون مواجهه با آن‌ها، هر تلاش برای بهبود روابط خانوادگی سطحی باقی می‌ماند. زیرا مسئله اصلی، رفتار افراد نیست؛ مسئله این است که زیرساخت ارتباطی چگونه طراحی شده است. این موضوع پیامدهای اجتماعی گسترده‌تری نیز دارد. خانواده نخستین محیطی است که در آن الگوهای ارتباطی شکل می‌گیرند. اگر این محیط دچار تکه‌تکه‌شدگی ارتباطی شود، این الگو به سایر حوزه‌های اجتماعی نیز منتقل خواهد شد. در نتیجه، ما با نسلی مواجه خواهیم شد که نه فقط در خانواده، بلکه در تمام روابط اجتماعی خود، با مسئله ناپیوستگی ارتباطی روبه‌روست. 🔹بنابراین، بحث «معماری ارتباطات خانواده در عصر دیجیتال» صرفاً یک موضوع نظری نیست. این بحث به قلب تجربه زیسته امروز مربوط است. ما در حال زندگی در شرایطی هستیم که در آن، ارتباط دیگر یک وضعیت پایدار نیست، بلکه یک فرآیند رقابتی، چندلایه و دائماً در حال قطع و وصل است. اگر بخواهیم این وضعیت را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: خانواده هنوز وجود دارد، اما دیگر تنها طراح ارتباطات خود نیست. بخشی از این طراحی، بیرون از خانه و در منطق سیستم‌های دیجیتال انجام می‌شود. و تا زمانی که این واقعیت درک نشود، هر گفت‌وگو درباره «بهبود روابط خانوادگی» در سطح علائم باقی خواهد ماند، نه در سطح ساختار. #کافه_ارتباطات #ارتباطات_خانواده @coffee_comm

  • معماری ارتباطات خانواده در عصر دیجیتال(قسمت اول) 📝منصور ساعی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 🔹درک ما از خانواده هنوز تا حد زیادی بر پایه یک تصور قدیمی است: خانواده به‌عنوان یک واحد نسبتاً بسته، پایدار و درون‌زا که در آن ارتباطات در بستر حضور فیزیکی و تعاملات مستقیم شکل می‌گیرد. در این تصویر کلاسیک، خانه جایی است که اعضا دور یکدیگر جمع می‌شوند، گفت‌وگو می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و معنا می‌سازند. اما این تصویر، هرچند هنوز در زبان رسمی و فرهنگی ما زنده است، با واقعیت زیسته خانواده در عصر دیجیتال فاصله جدی دارد. 🔹آنچه امروز تغییر کرده صرفاً «شیوه ارتباط» نیست؛ بلکه خودِ ساختار ارتباطی خانواده است. خانواده دیگر یک فضای بسته و خودبسنده نیست، بلکه به نقطه‌ای در میان شبکه‌ای از جریان‌های بیرونی تبدیل شده است: شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها، پلتفرم‌های سرگرمی و اقتصاد توجه. این شبکه‌ها نه در حاشیه زندگی خانوادگی، بلکه در مرکز آن قرار گرفته‌اند و به‌صورت مداوم در حال بازتوزیع توجه، زمان و حتی معنای حضور هستند. 🔹در چنین وضعیتی، نمی‌توان مسئله را با مفاهیمی مثل «کمبود گفت‌وگو» یا «ضعف مهارت ارتباطی» توضیح داد. این‌ها صورت مسئله را ساده می‌کنند. مسئله عمیق‌تر است: ما با تغییر در «معماری ارتباطی خانواده» مواجه هستیم؛ یعنی با تغییر در قواعد نانوشته‌ای که تعیین می‌کردند چه کسی، با چه کسی، در چه زمانی و از طریق چه کانالی ارتباط برقرار کند. 🔹برای فهم این تغییر، کافی است به یک موقعیت کاملاً روزمره نگاه کنیم: شام خانوادگی. در بسیاری از خانواده‌ها، این موقعیت هنوز به‌عنوان نماد «با هم بودن» حفظ شده است. اما در عمل، یک صحنه واحد نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از صحنه‌های موازی است. یکی در حال غذا خوردن است، دیگری در حال مرور شبکه اجتماعی، یکی پیام دریافت می‌کند، دیگری پاسخ می‌دهد، و گفت‌وگویی که قرار بود محور اصلی این لحظه باشد، مدام قطع و وصل می‌شود. آنچه از بیرون «حضور مشترک» به نظر می‌رسد، در واقع مجموعه‌ای از حضورهای پراکنده است. 🔹اینجا نقطه کلیدی ماجراست: حضور فیزیکی دیگر معادل حضور ارتباطی نیست. این شکاف، یکی از بنیادی‌ترین تغییرات در معماری ارتباطات خانواده است. در سطحی عمیق‌تر، این تغییر به مسئله «توجه» مربوط می‌شود. توجه، پیش‌شرط هر نوع ارتباط معنادار است. بدون توجه پایدار، گفت‌وگو به تبادل اطلاعات سطحی تبدیل می‌شود. اما در عصر دیجیتال، توجه یک منبع پایدار نیست؛ بلکه یک منبع رقابتی و تکه‌تکه‌شونده است. پلتفرم‌های دیجیتال دقیقاً بر اساس همین منطق طراحی شده‌اند: نگه‌داشتن توجه کاربر برای بیشترین زمان ممکن. 🔹نتیجه این منطق، ورود یک رقیب دائمی به فضای ارتباطی خانواده است. این رقیب نه یک فرد، بلکه یک سیستم است؛ سیستمی که به‌طور مداوم در حال جذب توجه اعضای خانواده است. بنابراین خانواده دیگر تنها فضای رقابتی برای ارتباط نیست؛ بلکه باید با یک اکوسیستم بیرونی رقابت کند که بسیار منسجم‌تر، جذاب‌تر و از نظر طراحی، قدرتمندتر است. 🔹این رقابت را می‌توان در سطح روابط روزمره نیز دید. گفت‌وگوها کوتاه‌تر شده‌اند، بیشتر حالت واکنشی دارند و کمتر به گفت‌وگوی پیوسته تبدیل می‌شوند. در بسیاری از موارد، اعضای خانواده حتی وقتی با هم صحبت می‌کنند، در واقع در حال «مکث کردن» میان ارتباطات بیرونی هستند، نه ورود کامل به یک گفت‌وگوی مشترک. 🔹سکوت نیز معنای خود را از دست داده است. در گذشته، سکوت می‌توانست نشانه تمرکز، احترام یا حتی صمیمیت باشد. اما امروز، سکوت در بسیاری از موارد به معنای قطع ارتباط یا اشباع ارتباطی است. یعنی افراد آن‌قدر درگیر جریان‌های بیرونی هستند که دیگر ظرفیت ورود به تعامل پایدار درون خانواده را ندارند. 🔹این وضعیت، ما را به یک پرسش مهم می‌رساند: آیا هنوز می‌توان از «نظام ارتباطی خانواده» به معنای منسجم آن صحبت کرد؟ در بسیاری از خانواده‌های امروز، پاسخ این پرسش پیچیده است. خانواده هنوز وجود دارد، اما به‌عنوان یک نظام ارتباطی یکپارچه، دچار فرسایش شده است. به‌جای یک جریان ارتباطی پیوسته، با مجموعه‌ای از لحظات ارتباطی پراکنده مواجه هستیم. این لحظات به‌سختی به یک کل منسجم تبدیل می‌شوند. در این میان، نقش پلتفرم‌ها و اقتصاد دیجیتال را نمی‌توان نادیده گرفت. این سیستم‌ها صرفاً ابزارهای ارتباطی نیستند؛ بلکه بر اساس منطق خاصی طراحی شده‌اند که در آن، توجه کاربر به‌عنوان منبع اصلی ارزش تلقی می‌شود. الگوریتم‌ها تصمیم می‌گیرند چه چیزی دیده شود و چه چیزی نادیده بماند. این یعنی بخشی از تصمیم‌گیری درباره توجه اعضای خانواده، خارج از خود خانواده انجام می‌شود. #کافه_ارتباطات #ارتباطات_خانواده @coffee_comm

  • خاموشی دیجیتال و غیبت ارتباطات بحران؛ جنگ ۴۰ روزه چه درسی برای حاکمیت داشت؟ 📝منصور ساعی، پژوهشگر و مدرس ارتباطات بحران 🔹جنگ ۴۰ روزه ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تداوم محدودیت اینترنت بین‌الملل تا ۸۸ روز (از آغاز جنگ تا پس از آتش‌بس)، صرفاً یک بحران نظامی یا اقتصادی نبود. این رویداد یکی از مهم‌ترین آزمون‌های ارتباطی تاریخ معاصر اقتصاد و جامعه ایران را رقم زد؛ آزمونی که در آن، نه فقط جریان تجارت و خدمات، بلکه توانایی سازمان‌ها برای حفظ ارتباط با ذی‌نفعان نیز دچار اختلال جدی شد. 🔹در جریان این بحران، کشور با نوعی «خاموشی دیجیتال عمدی» مواجه شد؛ وضعیتی که در آن، جریان ارتباطات دیجیتال به شکل هدفمند و گسترده محدود شد و در نتیجه، امکان تعامل پیوسته میان کسب‌وکارها و ذی‌نفعانشان به شدت کاهش یافت. در چنین شرایطی، مسئله صرفاً کندی یا اختلال در ارتباطات نبود؛ بلکه توقف نسبی جریان ارتباطی به یک واقعیت روزمره برای بخش بزرگی از سازمان‌ها تبدیل شد. 🔹در ادبیات مدیریت بحران، ارتباطات بحران یکی از ارکان اصلی تاب‌آوری سازمانی است. ارتباطات بحران به معنای اطلاع‌رسانی مقطعی یا تولید پیام نیست، بلکه حفظ جریان تعامل و اعتماد میان سازمان و ذی‌نفعان در شرایط آشوب و نااطمینانی است. کارکنان، مشتریان، تأمین‌کنندگان و شرکای تجاری در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری به تداوم ارتباط، شفافیت و دسترسی به اطلاعات نیاز دارند. 🔹تجربه جنگ اوکراین نشان می‌دهد که در بحران‌های بزرگ، دولت‌ها و شرکت‌ها تلاش می‌کنند حتی در شرایط تخریب زیرساخت‌ها، جریان ارتباطی با جامعه و ذی‌نفعان حفظ شود؛ زیرا استمرار ارتباط، بخشی از تاب‌آوری ملی و اقتصادی محسوب می‌شود. مطالعات حوزه حکمرانی بحران نیز تأکید می‌کنند که قطع ارتباط، به سرعت به فرسایش اعتماد و افزایش نااطمینانی منجر می‌شود. 🔹اما در تجربه ایران در جنگ ۴۰ روزه، وضعیت شکل متفاوتی داشت.در بسیاری از بحران‌های شناخته‌شده، سازمان‌ها با اختلال در ارتباطات مواجه می‌شوند و تلاش می‌کنند از طریق ابزارهای جایگزین، ارتباطات بحران را حفظ کنند. اما در این مورد، بخش مهمی از کسب‌وکارها و نهادهای اقتصادی با شرایطی مواجه شدند که در آن، امکان اجرای ارتباطات بحران به شکل حرفه‌ای و مستمر، به شدت محدود و در مقاطعی عملاً غیرممکن شد؛ حتی کوچ اجباری به پلتفرم‌های داخلی بر بستر اینترنت ملی نیز نتوانست این خلأ ارتباطی را به طور کامل جبران کند. 🔹به همین دلیل، مسئله اصلی نه ضعف ارتباطات بحران در سطح سازمان‌ها، بلکه غیبت ارتباطات بحران در سطح سیستم ارتباطی کشور بود.در چنین فضایی، روابط عمومی‌ها و مدیران ارتباطات، بیش از آنکه با چالش مدیریت پیام یا مقابله با شایعات مواجه باشند، با مسئله بنیادی‌تری روبه‌رو شدند: نبود یا محدود شدن کانال‌هایی که اساساً امکان ارتباط مداوم با ذی‌نفعان را فراهم می‌کرد. 🔹در نتیجه، خاموشی دیجیتال عمدی تنها به اختلال در تجارت الکترونیک یا خدمات آنلاین منجر نشد، بلکه به گسست در زنجیره ارتباطی میان سازمان‌ها و ذی‌نفعان انجامید. بسیاری از کسب‌وکارها در عمل، نه در مدیریت ارتباطات بحران، بلکه در حفظ ابتدایی‌ترین سطح ارتباط با مخاطبان خود دچار چالش شدند. 🔹از این منظر، این بحران بیش از آنکه آزمونی برای سنجش مهارت‌های روابط عمومی باشد، آزمونی برای سنجش «تاب‌آوری ارتباطی» بود؛ یعنی توانایی حفظ ارتباط در شرایطی که جریان ارتباطی به صورت گسترده و طولانی‌مدت مختل می‌شود. 🔹تجربه این جنگ نشان داد که ارتباطات بحران، صرفاً یک فعالیت حرفه‌ای درون‌سازمانی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی حکمرانی در عصر دیجیتال است. ارتباطات بحران زمانی معنا پیدا می‌کند که بستر ارتباطی پایدار و قابل اتکا وجود داشته باشد؛ در غیاب این بستر، حتی بهترین ساختارهای روابط عمومی نیز با محدودیت‌های بنیادین مواجه می‌شوند. 🔹از این منظر، مهم‌ترین پیامد جنگ ۴۰ روزه برای حاکمیت، نه فقط پیامدهای اقتصادی یا امنیتی، بلکه آشکار شدن هزینه‌های «غیبت ارتباطات بحران در سطح ملی» بود؛ غیبتی که نشان داد در عصر اقتصاد دیجیتال، اختلال در جریان ارتباطات می‌تواند به سرعت به اختلال در اعتماد، تعامل و پایداری اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود. 🔹شاید مهم‌ترین درس این تجربه برای حکمرانی این باشد: در جهان امروز، ارتباطات بحران تنها یک ابزار رسانه‌ای یا سازمانی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت بقا و تاب‌آوری ملی است. و هنگامی که جریان ارتباطات متوقف می‌شود، نه فقط سازمان‌ها، بلکه شبکه گسترده‌ای از اعتماد، همکاری و فعالیت اقتصادی نیز در معرض فرسایش قرار می‌گیرد. #کافه_ارتباطات #ارتباطات_بحران @coffee_comm

  • اثر روابط‌عمومی پلتفرمی بر مشروعیت و اعتماد عمومی به حکمرانی ✏️ منصور ساعی- پژوهشگر ارتباطات بحران و روابط عمومی 🔸 روابط‌عمومی پلتفرمی به‌طور مستقیم و ساختاری بر مشروعیت، اعتماد عمومی و کیفیت حکمرانی اثر می‌گذارد. در جامعه پلتفرمی، ارتباطات یکی از منابع اصلی تولید مشروعیت است. مشروعیت دیگر صرفاً از قانون، قدرت رسمی یا جایگاه نهادی ناشی نمی‌شود، بلکه از تجربه زیسته شهروندان در تعامل با نهادها و سازمان‌ها شکل می‌گیرد. روابط‌عمومی واسطه اصلی این تجربه است. 🔸 از منظر اعتماد عمومی، روابط‌عمومی پلتفرمی نقشی فراتر از انتقال اطلاعات دارد. شفافیت در پاسخ‌گویی، پذیرش خطا، سرعت و لحن ارتباط، همگی سیگنال‌هایی هستند که کاربران بر اساس آن‌ها قضاوت می‌کنند. در فضای پلتفرمی، اعتماد تدریجی ساخته می‌شود اما می‌تواند در لحظه فروبپاشد. روابط‌عمومی‌ای که صرفاً به مدیریت بحران فکر کند و نه به ساخت اعتماد پایدار، در نهایت شکست می‌خورد. 🔸 در سطح حکمرانی، روابط‌عمومی پلتفرمی می‌تواند به بهبود یا تضعیف رابطه دولت، سازمان‌ها و جامعه منجر شود. مشارکت‌دادن کاربران در گفت‌وگو، شنیدن انتقادات و بازتاب آن‌ها در تصمیم‌گیری‌ها، می‌تواند کیفیت حکمرانی را ارتقا دهد. در مقابل، استفاده ابزاری از پلتفرم‌ها برای تبلیغ یا خاموش‌کردن صداها، به بحران مشروعیت دامن می‌زند. 🔸 در ایران، که شکاف میان نهادها و افکار عمومی عمیق است، روابط‌عمومی پلتفرمی می‌تواند یا به پل ارتباطی تبدیل شود یا به نقطه تشدید بی‌اعتمادی. این اثرگذاری نه بالقوه، بلکه بالفعل است و نادیده‌گرفتن آن، هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سنگینی دارد. 🔸 جامعه پلتفرمی برای ایران هم‌زمان حامل فرصت‌های ارتباطی بی‌سابقه و مخاطرات ساختاری جدی است. از منظر فرصت‌ها، پلتفرم‌ها امکان ارتباط مستقیم میان نهادها و جامعه را فراهم کرده‌اند؛ امکانی که می‌تواند واسطه‌گری ناکارآمد، بروکراسی ارتباطی و تأخیر در پاسخ‌گویی را کاهش دهد. روابط‌عمومی می‌تواند از این فضا برای شنیدن مطالبات، اصلاح سیاست‌ها و بازسازی اعتماد استفاده کند. فرصت دیگر، افزایش شفافیت است. پلتفرم‌ها امکان افشای سریع تناقض‌ها و ناکارآمدی‌ها را فراهم می‌کنند، اما همین امر می‌تواند محرک اصلاح نهادی باشد؛ به شرط آن‌که روابط‌عمومی به‌جای انکار، رویکرد اصلاح‌محور اتخاذ کند. 🔸 در مقابل، مخاطرات کم‌اهمیت نیستند. قطبی‌شدن افکار عمومی، انتشار اطلاعات نادرست، هیجانی‌شدن گفت‌وگو و فشارهای ناگهانی بر نهادها از جمله این مخاطرات‌اند. روابط‌عمومی‌ای که فاقد راهبرد و استقلال حرفه‌ای باشد، ممکن است ناخواسته به تشدید این بحران‌ها کمک کند. 🔸 همچنین، نااطمینانی سیاستی و محدودیت‌های ساختاری در ایران، کنش روابط‌عمومی را شکننده می‌کند. نبود چارچوب‌های روشن برای مسئولیت پلتفرم‌ها و حقوق کاربران، ریسک‌های حرفه‌ای را افزایش می‌دهد. بنابراین فرصت‌ها تنها در صورتی بالفعل می‌شوند که روابط‌عمومی از سطح اجرایی به سطح تحلیلی و استراتژیک ارتقا یابد. #کافه_ارتباطات #روابط_عمومی_پلتفرمی @coffee_comm

  • موانع رشد روزنامه‌نگاری راه‌حل‌گرا در ایران خلاصه ای از گفتگوی شفقنا با منصور ساعی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: 🔹روزنامه‌نگاری راه حل گرا به‌معنای عبور از «مشکل‌محوری صرف» و تمرکز بر «بررسی پاسخ‌ها»ست، نه تولید خبر مثبت یا امیدبخشی. این رویکرد بر گزارش‌گری دقیق، انتقادی و مبتنی بر شواهد درباره‌ی پاسخ‌ها به مسائل اجتماعی تأکید دارد و روزنامه‌نگار را نه مروج راه‌حل، بلکه تحلیل‌گر آن می‌داند؛ حتی اگر آن پاسخ‌ها ناقص یا شکست‌خورده باشند. 🔹تفاوت آن با روزنامه‌نگاری رویدادمحور در این است که به رویداد واکنش مقطعی نشان نمی‌دهد، بلکه با خود مسئله زندگی می‌کند. روزنامه‌نگاری رویدادمحور حافظه و پیگیری ندارد و یادگیری جمعی تولید نمی‌کند،درحالی‌که روزنامه‌نگاری راه حل گرا می‌پرسد چه پاسخ‌هایی در طول زمان امتحان شده‌اند، چرا برخی موفق یا ناموفق بوده‌اند و در چه شرایطی می‌توان از آن‌ها آموخت. 🔹این رویکرد در تقابل با روزنامه‌نگاری انتقادی نیست، بلکه نقد را از سطح افشاگری یا اعتراض اخلاقی به سطح تحلیل ساختاری و سیاستی ارتقا می‌دهد. به‌جای تمرکز صرف بر «مقصر کیست»، می‌پرسد «چه چیزی، در کجا و چرا جواب داده یا نداده» و به همین دلیل، نقدی عمیق‌تر و ماندگارتر ارائه می‌کند. 🔹وقتی گفته می‌شود رسانه‌های ایرانی برای حرکت به سمت روزنامه‌نگاری راه حل گرا نیازمند تغییرات ساختاری در اتاق‌های خبر هستند، این گزاره کاملاً درست است، اما اغلب به‌اشتباه به «آموزش خبرنگاران» تقلیل داده می‌شود. آموزش لازم است، اما مسئله‌ی اصلی جای دیگری است. روزنامه‌نگاری راه حل گرا با منطق مسلط تحریریه‌های ایران در تعارض است؛ منطقی که بر سرعت، واکنش، تیتر داغ و کم‌هزینه‌بودن استوار است. گزارش راه حل گرا زمان می‌خواهد، پیگیری می‌خواهد و گاهی هزینه‌ی سیاسی دارد. اگر مدیریت تحریریه حاضر نباشد این هزینه را بپذیرد، حتی بهترین خبرنگار آموزش‌دیده هم کاری از پیش نمی‌برد. در بسیاری از رسانه‌های معتبر جهان، گزارش‌های راه حل گرا نه در قالب خبر روز، بلکه به‌صورت پروژه‌ای تولید می‌شوند. یعنی سردبیر از ابتدا می‌پذیرد که خروجی ممکن است یک ماه یا چند ماه بعد منتشر شود، اما ارزش آن در عمق و اثرگذاری است. در ایران، ساختار تحریریه به‌ندرت چنین صبری دارد. از سوی دیگر، نظام پاداش‌دهی در رسانه‌ها نیز ضد حل‌مسئله است. خبرنگاری که یک بحران را هر روز با تیتر تند پوشش می‌دهد، دیده می‌شود؛ اما خبرنگاری که آرام و مستمر یک سیاست را تحلیل می‌کند، اغلب به حاشیه می‌رود. تا این منطق تغییر نکند، مهارت‌افزایی صرف، بیشتر شبیه آرایش یک ساختمان فرسوده است تا بازسازی آن. 🔹 نقش دولت و حاکمیت در فراهم‌کردن بستر روزنامه‌نگاری راه حل گرا، مقوله ای حساس اما اجتناب‌ناپذیر است. واقعیت این است که این نوع روزنامه‌نگاری بدون حداقلی از حمایت نهادی ممکن نیست. حمایت نهادی به‌معنای هدایت محتوایی یا سفارش گزارش نیست؛ بلکه به‌معنای دسترسی پایدار به داده‌های عمومی، امنیت حقوقی برای گزارش‌گری مبتنی بر شواهد و پذیرش اصل «یادگیری از خطا»ست. حاکمیتی که خطا را انکار می‌کند یا نقد مبتنی بر شواهد را برنمی‌تابد، عملاً امکان رشد روزنامه‌نگاری راه حل گرا از بین می‌برد. 🔹در بسیاری از کشورها، همکاری میان رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی یکی از ستون‌های اصلی این ژانر بوده است. چنین همکاری‌هایی هم کیفیت تحلیل را بالا می‌برد و هم هزینه‌ی سیاسی گزارش‌گری را توزیع می‌کند. در ایران، این پیوند هنوز ضعیف است و تقویت آن نیازمند اراده‌ای فراتر از شعار است. 🔹صریح بگویم روزنامه‌نگاری راه حل گرا در ایران بیش از آن‌که با مانع فنی یا آموزشی مواجه باشد، با مانع فرهنگی و نهادی روبه‌روست. این رویکرد نیازمند شجاعت حرفه‌ای، صبر سازمانی و پذیرش این واقعیت است که رسانه فقط آینه‌ی بحران نیست، بلکه می‌تواند ابزار یادگیری جمعی باشد. اگر این سه فراهم نشود، روزنامه نگاری راه حل گرا در ایران به یک واژه‌ی شیک در نشست‌ها و گفت‌وگوها محدود می‌ماند؛ بی‌اثر، بی‌دندان و بی‌خطر https://media.shafaqna.com/news/571583/ #کافه_ارتباطات #روزنامه_نگاری_راه_حل_گرا @coffee_comm

  • 🔹 پژوهش‌های ارتباطی؛ مسائل، چالش‌ها و چشم‌انداز ▫️ سخنرانان: دکتر سیده‌زهرا اجاق دکتر حامد طاهری‌کیا دکتر حسین حسنی دکتر منصور ساعی دکتر صدرا خسروی دکتر بشیر معتمدی دکتر معصومه تقی‌زادگان دکتر عبدالله کریم‌زاده دکتر احمد شاکری دکتر سیداحمد عسکری ✔️ زمان و مکان: یکشنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۴ ساعت: ۹ تا ۱۳ تهران، خیابان ولیعصر (عج)، نرسیده به میدان ولیعصر، خیابان دمشق پلاک ۹ پیوند ورود برخط به نشست: https://www.skyroom.online/ch/ricac/Communications @ihcssir #کافه_ارتباطات @coffee_comm

  • این نادیده گرفتن بحران پنهان و انباشتی باعث شد که مردم و صنایع آمادگی کافی نداشته باشند و بحران‌های ناشی از قطع برق و گاز تشدید شود.پیامدهای این سکوت موجب شد خانه‌ها و کسب‌وکارها دچار مشکلات جدی شدند. کارخانه‌ها و صنایع مهم به دلیل قطع برق یا گاز مجبور به توقف تولید شدند، که خسارت مالی زیادی به همراه داشت. نتیجه آن اطلاع‌رسانی ناقص و متناقض به ایجاد شک و بی اعتمادی نسبت به توان مدیریتی نهادها و وزارتخانه‌ها انجامید. راهبردهای مقابله با اثر سکوت 🔹اثر سکوت یکی از مهم‌ترین عوامل بحران در سازمان‌ها و جامعه است. شاخص‌های اثر سکوت نشان می‌دهند که حتی هشدارهای کوچک، اگر نادیده گرفته شوند، می‌توانند منجر به فجایع انسانی، اقتصادی و اجتماعی شوند. نمونه‌های ایرانی مانند پلاسکو، متروپل، مؤسسات مالی غیرمجاز، بحران آلودگی هوا و کم‌آبی، قطعی گاز و برق و انفجار بندر شهید رجایی نشان می‌دهند که تأخیر در افشای اطلاعات منفی و پیام‌های هشداردهنده، اثرات مخرب گسترده‌ای دارد. بنابراین، ایجاد فرهنگ سازمانی شفاف، حمایت قانونی از گزارش‌دهندگان و بهره‌گیری از ابزارهای مدرن مدیریت دانش، برای کاهش اثر سکوت و پیشگیری از بحران‌ها ضروری است. برای کاهش اثر سکوت و پیامدهای آن، سازمان‌ها و نهادها باید راهبردهای زیر را اتخاذ کنند: 🔹ایجاد کانال‌های امن برای گزارش‌دهی: پرسنل باید بتوانند هشدارها و پیام‌های منفی را بدون ترس از پیامدهای شغلی یا قانونی افشا کنند. 🔹افزایش شفافیت و پاسخگویی: سازمان‌ها باید اطلاعات مربوط به ریسک‌ها و مشکلات را به‌موقع و به صورت شفاف منتشر کنند. 🔹فرهنگ سازمانی مبتنی بر اخلاق: ایجاد ارزش‌های اخلاقی و تقویت فرهنگ گزارش‌دهی از پیام‌های ناخوشایند. 🔹آموزش و اطلاع‌رسانی: پرسنل و مدیران باید آموزش ببینند تا پیام‌های منفی را به‌درستی تحلیل و منتقل کنند. 🔹استفاده از ابزارهای دیجیتال و مدیریت دانش: بهره‌گیری از سیستم‌های مدیریت بحران و تحلیل داده‌ها برای شناسایی و انتقال سریع اطلاعات هشداردهنده. 🔹حمایت قانونی از گزارش‌دهندگان: تدوین و اجرای مقرراتی که از افرادی که پیام‌های ناخوشایند را افشا می‌کنند، حمایت کند. 🔹اصلاح ساختار سازمانی و حکمرانی: اصلاح نظام مدیریتی سلسله‌مراتبی و ایجاد فرهنگ باز و گفتگومحور در نظام حکمرانی کشور می تواند به عنوان عاملی مهم در خنثی سازی بحران های قابل پیشگیری نقش ایفا کند. #کافه_ارتباطات #مدیریت_بحران #ارتباطات_بحران @coffee_comm

  • اثر سکوت در بحران های چندسال اخیر در ایران (قسمت دوم) 🔹یکی از ریشه های بحران در نظام های حکمرانی و کسب وکارها، پدیده «اثرسکوت» یا MUM Effect است. MUM مخففِ عبارت Minimizing Unpleasant Messages یعنی تضعیف تاثیر پیام‌های ناخوشایند است. 🔹 در واقع اثر سکوت پدیده‌ای است که در آن افراد یا سازمان‌ها اخبار، اطلاعات یا پیام‌های منفی و ناخوشایند را پنهان می کنند یا نادیده می گیرند. 🔹 این پدیده می‌تواند ناشی از ترس از پیامدهای اجتماعی، سیاسی، حرفه‌ای یا حتی اقتصادی باشد. در سازمان‌ها و نهادها، اثر سکوت معمولاً منجر به مخفی‌ماندن هشدارهای مهم، بحران‌های اجتماعی و انسانی، و کاهش اعتماد عمومی می‌شود. در ادامه، برخی از نمونه‌های ایرانی متاثر از اثر سکوت بررسی می شود.گرچه اینها همه نمونه ها نیستند. حادثه پلاسکوی تهران(1395) 🔹حادثه پلاسکو یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های اثر سکوت در ایران است. ساختمان پلاسکو، واقع در مرکز تهران، یکی از قدیمی‌ترین ساختمان‌های تجاری بود که طی سال‌ها، هشدارهای مکرر درباره تخلفات ساختمانی و نقص‌های ایمنی دریافت کرده بود. بسیاری از مدیران و مسئولان ساختمان، هشدارها و پیام‌های مربوط به وضعیت خطرناک سازه را نادیده گرفتند یا کم‌اهمیت جلوه دادند. این سکوت منجر به فرو ریختن ساختمان و جان باختن بیش از 22 نفر شد. علاوه بر تلفات انسانی، اعتماد عمومی به سازمان‌های نظارتی نیز به شدت کاهش یافت و نقدهای جدی به نحوه مدیریت ایمنی ساختمان‌ها مطرح شد. حادثه متروپل آبادان(1401) 🔹در پروژه متروپل آبادان، تخلفات ساختمانی و ایمنی گزارش نشد و مدیران پروژه و نهادهای نظارتی از افشای اطلاعات منفی خودداری کردند. در واقع هشدارها درباره نقایص سازه‌ای و ایمنی نادیده گرفته شد یا مخفی شد. مدیران پروژه و برخی نهادهای ناظر از ترس پیامدهای حقوقی و رسانه‌ای، از افشای اطلاعات خودداری کردند.این سکوت اخلاقی منجر به بحران انسانی و اقتصادی شد و بیش از ۴۰ نفر جان خود را از دست دادند و خسارات اقتصادی سنگینی ایجاد شد. مؤسسات مالی غیرمجاز(1385 تا 1397) 🔹فعالیت مؤسسات مالی غیرمجاز یکی دیگر از نمونه‌های اثر سکوت در ایران است. بانک مرکزی و نهادهای نظارتی اطلاعات منفی درباره ریسک‌ها و تخلفات این مؤسسات را به موقع افشا نکردند. اطلاعات منفی و هشدارها درباره مؤسسات مالی غیرمجاز نادیده گرفته شد یا کم اهمیت جلوه داده شد. همچنین ترس از بحران اقتصادی و فشارهای سیاسی باعث شد که افشای اطلاعات با تأخیر انجام شود.پیامدهای این موضوع این بود که زیان‌های مالی زیادی به مردم و سرمایه‌گذاران وارد شد و اعتماد عمومی به نهادهای نظارتی کاهش یافت. بحران آلودگی هوا(4 دهه) 🔹در برخی شهرهای بزرگ ایران، اطلاعات مربوط به منابع اصلی آلودگی و میزان انتشار آلاینده‌ها دیر یا ناقص اعلام شد.اطلاعات منفی درباره منابع آلاینده و شدت انتشار آن‌ها نادیده گرفته شد یا به شکل ناقص ارائه شد. تهدید سلامت عمومی و افزایش بیماری‌های تنفسی مهمترین پیامد آن است بحران کم‌آبی(یک قرن) 🔹ایران با بحران کم‌آبی گسترده مواجه است. کاهش بارندگی‌ها، برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی و سوءمدیریت منابع آبی، وضعیت بحران‌آفرین ایجاد کرده است. داده‌ها و هشدارهای مربوط به کاهش منابع آب و خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها نادیده گرفته شد یا کم اهمیت جلوه داده شد. پیامد این موضوع کاهش دسترسی به آب شرب شهروندان و کشاورزی، تشدید بحران محیط‌زیست و اقتصادی و افزایش ناامنی غذایی و اجتماعی است. حادثه انفجار بندر شهید رجایی (۱۴۰۴) 🔹در سال ۱۴۰۴، انفجاری در بندر شهید رجایی هرمزگان رخ داد که خسارات انسانی و مالی قابل توجهی به همراه داشت. بررسی‌ها نشان می‌دهد که هشدارهای پیشین درباره ایمنی و مدیریت مواد خطرناک در این بندر، به‌درستی پیگیری نشده و یا نادیده گرفته شده بود. انفجار باعث فوت حدود 60 نفر و آسیب‌های شدید به تجهیزات بندری شد. تأخیر در افشای واقعیت، موجب شد رسانه‌ها و مردم نسبت به عملکرد نهادهای مسئول بی‌اعتماد شوند. این حادثه نشان داد که غفلت از پیام‌های هشداردهنده و سکوت اخلاقی می‌تواند پیامدهای جدی و گسترده در صنایع حیاتی کشور ایجاد کند. قطعی برق و گاز در ایران(دوسال اخیر) 🔹در سال‌های اخیر، ایران با قطعی‌های گسترده برق و گاز مواجه شده است. این بحران‌ها معمولاً در فصول گرم یا سرد و زمان اوج مصرف رخ می‌دهند و تأثیر گسترده‌ای بر زندگی روزمره مردم، صنایع و خدمات حیاتی دارند. هشدارهای کارشناسان انرژی درباره کمبود ظرفیت تولید، فرسودگی شبکه و نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتر، نادیده گرفته شده و یا به دلیل ترس از واکنش منفی، کم‌رنگ گزارش شد.

  • این مثال نشان می‌دهد که عدم گزارش اطلاعات منفی و کم‌رنگ جلوه دادن هشدارها می‌تواند یک بحران سازمانی را تشدید کند و حتی فروپاشی کامل سازمان را رقم بزند. همچنین، این بحران تأکید می‌کند که ایجاد کانال‌های امن برای انتقال هشدارهای منفی و آموزش کارکنان درباره اهمیت اطلاع‌رسانی درست، برای پیشگیری از بحران حیاتی است. 🔹نمونه دیگر ناشی از اثر سکوت اخلاقی در سازمان، فاجعه انفجار سکوی نفتی «دیب واتر هورایزین» متعلق به شرکت بریتیش پترولیوم بود. در آوریل ۲۰۱۰، سکوی نفتی دیب واتر هورایزین در خلیج مکزیک دچار انفجار شد که به مرگ ۱۱ نفر، آلودگی گسترده نفتی و آسیب شدید به محیط زیست منجر شد. این فاجعه یکی از بزرگ‌ترین حوادث نفتی دریایی تاریخ بود و تأثیرات اقتصادی و زیست‌محیطی عظیمی داشت.تحقیقات نشان داد که کارکنان و مهندسان بی.پی و پیمانکارانش اطلاعات هشداردهنده درباره خطرات فنی و نقص تجهیزات سکوی نفتی را مخفی کرده یا کم‌رنگ جلوه داده بودند. برای مثال، پیش از انفجار، علائم نشتی گاز مشاهده شده بود، اما گزارش‌های داخلی یا به مدیران ارشد منتقل نشد یا به گونه‌ای تغییر داده شد که خطر جدی به نظر نرسد همچنین برخی مشکلات در عملکرد سیستم‌های ایمنی و خاموش‌کننده چاه به تأخیر افتاده یا گزارش نشده بود. کارکنان می‌ترسیدند با هشدارهای خود موجب ایجاد تعلیق پروژه یا بازخواست مدیریتی شود.همچنین کارکنان فنی و مهندسان پیمانکار اغلب هشدارها را به دلیل فشار مدیریتی برای تکمیل پروژه در زمان مقرر ارائه نمی‌کردند یا به حداقل رسانده بودند. این مثال به خوبی نشان می‌دهد، کارکنان به دلیل نگرانی‌های عملیاتی، ترس از پیامدهای شخصی یا خواسته‌های مدیریتی، اطلاعات منفی و هشداردهنده را منتقل نکردند یا کم‌رنگ کردند این فاجعه نشان داد که حتی در شرکت‌های بزرگ و بین‌المللی، عدم انتقال به موقع و صحیح اطلاعات منفی، می‌تواند منجر به فاجعه انسانی و زیست‌محیطی شود و لذا ایجاد کانال‌های امن اطلاع‌رسانی و تشویق کارکنان به ارائه هشدارهای واقعی یک ضرورت اساسی برای پیشگیری از بحران است. ادامه دارد... #کافه_ارتباطات #مدیریت_بحران #ارتباطات_بحران @coffee_comm

  • اثر سکوت اخلاقی در شکل گیری و نشدید بحران در نظام حکمرانی و کسب و کارها (قسمت اول) 📝منصور ساعی 🔹یکی از ریشه های بحران در نظام های حکمرانی و کسب وکارها، پدیده «اثرسکوت» یا MUM Effect است. MUM مخففِ عبارت Minimizing Unpleasant Messages یعنی تضعیف تاثیر پیام‌های ناخوشایند است. 🔹در واقع مفهوم «اثرسکوت» بر نادیده گرفتن، کم اهمیت جلوه دادن، مخفی کردن یا تحریف اطلاعات و نظرات و اخبار منفی و انتقادی و ناخوشایند در مورد پروژه ها، برنامه ها و فعالیت های سازمان از سوی کارکنان(اعم از کارشناسان و مدیران) تاکید دارد، به‌ویژه وقتی اطلاعات می‌تواند تصویر فرد یا واحد سازمانی را تخریب کند. 🔹 اثر سکوت جریان اطلاعات ناخوشایند را در سازمان مسدود می‌کند و از جریان آزاد اطلاعات منفی جلوگیری می‌کند. از آنجا که بحران‌ها همواره با وضعیت‌های منفی و تهدیدزا همراه‌اند، هرگونه پنهان‌کاری یا تغییر اطلاعات می‌تواند سازمان را به سمت خطرات جدی‌تری سوق دهد. 🔹نسخه جدیدتر این پدیده «اثر سکوت اخلاقی» (Moral MUM Effect) نامیده می‌شود. اثر سکوت اخلاقی به این معناست که کارکنان یا مدیران در برابر درخواست‌ها و تصمیمات و‌ کنش های اشتباه، و نادرست و غیراخلاقی در ساختار حکمرانی و سازمان ها سکوت می‌کنند، نادیده می‌گیرند و یا پنهان می‌کنند. 🔹 پیامد خطرناک این پدیده آن است که سازمان فرصت بازاندیشی اخلاقی را از دست می‌دهد و تصمیم ها، فعالیت ها و رفتارهای نادرست، مشکل زا و‌فسادآمیز می‌توانند تداوم یابند یا حتی شدت پیدا کنند. 🔹در بسیاری از موارد، همین رفتارهای غیراخلاقی یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری بحران‌های مدیریتی و رسوایی‌های سازمانی هستند. بنابراین، «اثر سکوت اخلاقی» نه تنها مانع اصلاح اشتباهات سازمان می‌شود، بلکه با انباشته شدن خطاها و رفتارهای غیراخلاقی، احتمال وقوع بحران‌های گسترده و غیرقابل‌کنترل را در آینده افزایش می‌دهد. 🔹اهمیت مطالعه این پدیده در ایران و جهان، به ویژه در سازمان‌هایی با فرهنگ سلسله‌مراتبی و تمرکز قدرت بالا، بیش از پیش آشکار است.برخی از رویدادهای بحرانی در جهان و ایران که ناشی از پدیده اثر سکوت اخلاقی بوده است را می توان توصیف و تحلیل کرد. 🔹 یکی از شناخته‌شده‌ترین مثال‌ها از اثر سکوت اخلاقی، «انفجار شاتل چلنجر» است. شب پیش از پرتاب شاتل، ۱۵ مهندس شرکت مورتون تیوکول(سازنده بوسترهای سوخت جامد شاتل) مخالفت خود را با پرتاب اعلام کردند، زیرا دمای پایین می‌توانست عملکرد واشرهای پلاستیکی(مخصوص جلوگیری از نشت و احتراق نادرست بوستر سوخت جامد)را مختل کند و باعث انفجار شود. با وجود هشدارها، فشارهای تجاری و سیاسی خود را نشان داد و برای مورتون تیوکول این احتمال وجود داشت که در صورت لغو پرتاب رابطه آنها با ناسا با مشکل مواجه شودو ناسا نیز جهت اجرای فرمان کنگره تحت‌فشار بود. لذا صبح روز 28 ژانویه 1986 پرتاب انجام شد، که منجر به مرگ همه 7 سرنشین آن شد. اثر سکوت اخلاقی در این حادثه به وضوح نشان می‌دهد که ترس از پیامدهای کوتاه‌مدت و حفظ روابط سازمانی باعث می‌شود که اطلاعات منفی حیاتی نادیده گرفته شود، و این خود عامل اصلی وقوع فاجعه می‌شود مهم‌ترین و تلخ‌ترین پیامد، از دست رفتن جان انسان‌ها بود. اعتبار ناسا و شرکت پیمانکار به شدت آسیب دید و اعتماد عمومی کاهش یافت.این حادثه نشان داد که سکوت اخلاقی می‌تواند فرهنگ هشداردهی و گزارش‌دهی ایمنی را تضعیف کند و پیامدهای فاجعه‌باری به همراه داشته باشد. 🔹نمونه دیگر اثرسکوت اخلاقی، رسوایی مالی در شرکت انرون (Enron) در سال ۲۰۰۱ بود. این شرکت، در دهه 1990 یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فعال در حوزه انرژی در ایالات متحده، نمادی از نوآوری و رشد اقتصادی بود.. یکی از عوامل کلیدی تشدید بحران در این شرکت، اثر سکوت بود؛ یعنی کارکنان و مدیران میانی، اطلاعات منفی یا هشداردهنده درباره عملکرد شرکت را یا مخفی می‌کردند یا کاهش می‌دادند تا پیامدهای منفی آن را کم‌رنگ جلوه دهند. این رفتار باعث شد که هشدارها و نشانه‌های اولیه خطر در مسیر تصمیم‌گیری مدیران ارشد منتقل نشود و فرصت‌های پیشگیری از بحران از دست برود.برای مثال، برخی مدیران واحدهای مالی و حسابداری، مشکلات و بدهی‌های پنهان شرکت را گزارش نکردند یا گزارش‌های خود را طوری تغییر دادند که کمتر تهدیدآمیز به نظر برسد. این همان نمونه کلاسیک اثر سکوت اخلاقی است که در آن افراد، به دلیل ملاحظات اخلاقی یا ترس از پیامدهای شخصی، گزارش مشکلات را به تأخیر می‌اندازند یا کاهش می‌دهند. نتیجه این سکوت و پنهان‌کاری، تصمیم‌گیری اشتباه مدیران ارشد، ادامه فعالیت‌های پرخطر و نهایتاً فروپاشی مالی و ورشکستگی کامل انرون بود.

  • 31 июл. 2025 г.2692из younesshokrkhah

    #کیوسک🔸فصلنامه رسانه شماره ۱۳۷ فصلنامه رسانه، زمستان ۱۴۰۳ بر روی وبگاه این نشریه قرار گرفت. علاقه‌مندان جهت دسترسی به مقالات و مطالعه، این‌جا کلیک کنند. دوره جدید به سردبیری استاد #مهدی_فرقانی و مدیر مسوولی #محمد_آقاسی منتشر می‌شود. ▫️دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

  • قتل «الهه» به مثابه پیامد انتقام اجتماعی 📝منصور ساعی، روزنامه شرق، 18 خرداد 1404 🔹قتل ناجوانمردانه و بغرنج الهه حسین نژاد 24 ساله و امیرمحمد خالقی 19 ساله به فاصله نه چندان دور را نمی توان به انگیزه، طمع و جنون لحظه ای قاتلان جوان فروکاست. 🔹 براین باورم که هر قتلی که طی این چندساله براثر سرقت های خشونت بار یا تعدی و تجاوز رخ داده وکرامت انسانی را له کرده و زندگی های زیادی را از طرفین مقتول و قاتل نابود کرده است، دارای ریشه های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی است. 🔹انباشت بحران های اقتصادی نظیر تحریم ها و تورم و فشار اقتصادی فزآینده، وجود پرونده های باز فساد، فقدان امید به آینده(ناامیدی اجتماعی)، آرزوهای دست نیافتی جوانان( یافتن شغل مناسب، ازدواج و برآورده ساختن نیازهای عاطفی و حسرت ساختن زندگی معمولی)، بیکاری فزآینده جوانان و سخت گیری اجتماعی از سوی حکمرانی و نارکارآمدی نظام حکمرانی در مدیریت این بحران ها و مساله ها، فرد را به سوی «خلق امید خودخواهانه» یا «خودمحورانه» سوق داده است. 🔹در واقع زمانی که فرد و جامعه خسته و خشمگین و ناامید، به این نتیجه می رسد که نیل به آروزها و خواسته های معمولی خود از راه های درست و اخلاقی و مبتنی بر منافع جمعی ممکن نیست، به سمت رفتارهای خودمحورانه و خودخواهانه و ترجیح منافع فردی بر جمع سوق پیدا می کند که تنها راه برای نجات از این وضعیت بحرانی، بیرون کشیدن گلیم خود از آب حتی به روش های غیراخلاقی و غیرانسانی است. 🔹تلاش برای خلق «امیدخودخواهانه» یکی از مصداق های انتقام از جامعه است. انتقام از جامعه، نوعی واکنش روانی و رفتاری فردی به ناامیدی از حل مساله ها و بحران در جامعه است. 🔹در این پدیده، افراد یا گروه‌هایی که در رسیدن به آرزوهای خود از راه‌های مشروع و اخلاقی ناکام مانده‌اند، خشم و سرخوردگی خود را به شکلی تهاجمی، اغلب خشونت‌بار و کور، نسبت به دیگر اعضای جامعه تخلیه می‌کنند. 🔹به عبارتی انتقام اجتماعی نوعی عصیان و نافرمانی فردی یا جمعی یک جامعه ناامید از بهبود اوضاع است که برای نجات خود از این اوضاع دشوار زندگی یا خودزنی وخودکشی می کند یا از اطرافیان و جامعه انتقام می گیرد و به سرقت و قتل(حتی برای یک گوشی) و خشونت کور و طلاق و له کردن حقوق و جان دیگرانسان ها دست می زند تا به آرزوهای فردی خود دست یابد. 🔹انتقام از جامعه از جامعه بیانگر ناکامی اجتماعی هم است. نظریه ناکامی-پرخاشگری هم در این زمینه می گوید؛وقتی افراد از رسیدن به اهداف خود بازمی‌مانند، این ناکامی تبدیل به پرخاشگری می‌شود. افراد ناکام به تدریج به این باور می‌رسند که قانون و اخلاق، ابزاری ناکارآمد برای رسیدن به نیازها و خواسته‌هاست. 🔹انتقام اجتماعی نتیجه‌ی ناامیدی از رسیدن به خواسته‌ها از راه درست است، و به شکل خشونت علیه مردم خودش را نشان می‌دهد. در واقع چنین خشونتی، گاهی نه از «شرارت» بلکه از «استیصال» ناشی می شود. 🔹انتقام اجتماعی، فقط یک رفتار مجرمانه فردی نیست، بلکه زنگ خطری است برای یک جامعه‌ی خسته، ناامید و بی‌افق. برخوردهای صرفاً پلیسی و قضایی و امنیتی با این پدیده، بدون توجه به ریشه‌های سیاسی،اجتماعی و اقتصادی و روانی آن، نه‌تنها اثربخش نیست، بلکه ممکن است موج‌های جدیدتری از خشم و خشونت اجتماعی را برانگیزد. تنها با ایجاد فرصت‌های برابر، احیای اعتماد اجتماعی، مبارزه واقعی با فساد، و تقویت امید به آینده می‌توان راه این انتقام خاموش اما ویرانگر را بست. https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1018615 #کافه_ارتباطات #انتقام_اجتماعی @coffee_comm

  • بحران ماهیتی ادراکی دارد 🔹 معمولاً بحران‌ها رویدادهایی هستند که به آسانی به عنوان بحران قابل تشخیص‌اند؛ به همین دلیل تعداد کمی از مردم با این نظر مخالفت می‌کنند که حوادث صنعتی(انفجار، آتش‌سوزی، سقوط تجهیزات سنگین یا نشت مواد شیمیایی) یا طوفان‌ها بحران هستند. اما این درک ذی‌نفعان است که به تعریف یک رویداد به عنوان بحران کمک می‌کند. 🔹ذی‌نفع کسی است که تحت تأثیر سازمان یا توان تأثیرگذاری بر سازمان را دارد. اگر ذی‌نفعان باور داشته باشند که یک سازمان در بحران است، آن بحران واقعاً وجود دارد و ذی‌نفعان واکنش نشان می‌دهند گویی سازمان در بحران است. 🔹برای مثال، خودروساز آئودی به مدت تقریباً ده سال به مشتریان خود می‌گفت که مشکلی در سیستم انتقال نیرو(جعبه دنده) خودرو وجود ندارد؛ اما مشتریان بحران را احساس کردند زیرا برخی خودروها بدون کنترل از حالت خلاص به دنده می‌رفتند که باعث تصادفات و حتی مرگ شده بود. 🔹در سال ۲۰۰۹، شرکت تویوتا با مشکل پدال گاز گیر کرده و چسپیده مواجه بود که باعث شتاب ناخواسته و گاه مرگبار خودروها می‌شد. تویوتا به خاطر پاسخ کند و با تاخیرش به بحران مورد انتقاد قرار گرفت. مدیریت تویوتا به سختی مشکل را می‌دید و نمی‌توانست بفهمد که سازمان در بحران است. مدیریت باید بتواند رویداد را از منظر ذی‌نفعان ببیند تا به درستی ارزیابی کند که آیا بحران رخ داده است یا خیر. 🔹بحران‌ها می‌توانند مهم ترین و بارزترین انتظارات ذینفعان از نحوه عملکرد سازمان‌ها را نقض کنند و زیرپا بگذارند. این انتظارات برای ذی‌نفعان اهمیت زیادی دارد و ممکن است به مسائل سلامت، ایمنی، محیط زیست یا اقتصاد مربوط باشند. مثلاً هواپیما باید به سلامت فرود بیاید، محصولات نباید به ما آسیب برسانند، مدیریت نباید دزدی کند و سازمان‌ها باید ارزش‌های جامعه را منعکس کنند. 🔹 نقض این انتظارات، باعث ناراحتی و خشم ذی‌نفعان می‌شود که رابطه بین سازمان و ذی‌نفعان را تهدید می‌کند. به همین دلیل بحران‌ها برای شهرت سازمان خطرناک‌اند 🔹شهرت به معنای درک ذی‌نفعان از سازمان است. وقتی انتظارات نقض شود، ذی‌نفعان برداشت منفی‌تری از سازمان دارند و شهرت آن آسیب می‌بیند. #کافه_ارتباطات #بحران_شرکتی #ارتباطات_بحران @coffee_comm

  • برگزاری پنل خبر و روابط‌عمومی در همایش ملی هوش مصنوعی 🔻 سخنرانان: دکتر علیرضا عبداللهی‌نژاد: «ارتباطات رسانه‌ای در عصر جامعه‌ی پلتفرمی و هوش مصنوعی» دکتر علی شاکر: «چالش‌های بکارگیری هوش‌مصنوعی در زیست‌بوم رسانه‌های نوین» دکتر منصور ساعی: «هوش مصنوعی و مدیریت ارتباطات بحران عبدالرحیم قاسمی نژاد، پژوهشگر مرکز پژوهش های مجلس 📅 تاریخ: شنبه ۳ خرداد ⏰ ساعت: ۱۶:۰۰–۱۷:۰۰ مکان: دانشکده‌ی علوم اجتماعی، دانشگاه تهران #کافه_ارتباطات @coffee_comm

  • کتابخانه مرجع کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سلسله نشست های سواد زندگی برگزار می کند: کودکان ، والدین و سواد دیجیتال 🔻سخنرانان: دکتر محسن حاجی زین العابدینی دکتر منصور ساعی 🔹زمان: چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ 🔹نشانی مشارکت آفلاین در نشست: کتاب‌خانه مرجع کانون واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان خالد اسلامبولی (وزرا)، مجتمع شهید ملک‌شامران 🔹نشانی مشارکت آنلاین در نشست: اسکای روم https://Live.kpf.ir/ch/lib پیام رسان شاد: https://shad.ir/kpf_live #کافه_ارتباطات @coffee_comm

  • تعیین کننده های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراروی کنشگری رسانه های رسمی در بحران کرونا موضوع مقاله: ارتباطات بحران فصلنامه علمی پژوهشی: پژوهش های ارتباطی نویسنده: منصور ساعی،استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی چکیده 🔹هدف از مطالعه حاضر، شناسایی و تحلیل تعیین‌کننده‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراروی کنشگری رسانه‌ها در بحران پاندمی کرونا، از طریق تحلیل روایت‌ها، تجربه‌ها و دیدگاه‌های روزنامه‌نگاران حاضر در میدان این بحران بوده است. 🔹برای نیل به این هدف، از روش کیفی مطالعه موردی، تکنیک مصاحبه عمقی نیمه‌ساختارمند و نمونه‌گیری هدفمند بهره‌گرفته شده است. در مجموع با 30 نفر از روزنامه‌نگاران درگیر در بحران کرونا، مصاحبه عمقی صورت‌گرفته و برای تجزیه و تحلیل داده‌های حاصل، از شیوه­های تحلیل مضمون و کدگذاری کلایزی استفاده شده است. 🔹 براساس نتایج، تعیین‌کننده‌های سیاسی و اجتماعی- فرهنگی کنشگری رسانه‌های جریان اصلی در بحران‌کرونا، پیچیده و چندعاملی هستند. 🔹 در بعد سیاسی، تعیین‌کننده‌های‌کلان، شامل سه مؤلفه « بی‌اعتمادی اجتماعی تدریجی و انباشتی به کارآمدی و توان حکمرانی در مدیریت بحران»، « انکار، عادی انگاری و کوچک‌نمایی بحران از سوی دولت» و« کاهش ظرفیت تصمیم‌گیری و فقدان پاسخ بهنگام و مؤثر دولت به بحران» بودند. 🔹در بعد اجتماعی و فرهنگی، مؤلفه‌هایی نظیر« تبدیل شدن رسانه‌های اجتماعی به محور اطلاع‌رسانی و اطلاع‌یابی از کرونا»، «انتقال مرجعیت رسانه‌ای بحران به رسانه‌های فراملی فار‌سی‌زبان» و « رواج اینفودمی و ناهنجاری‌های گسترده اطلاعاتی در رسانه‌های اجتماعی» را در برمی­‌گرفتند. https://cr.iribresearch.ir/article_721920.html #کافه_ارتباطات #ارتباطات_بحران @coffee_comm

  • видео или голосовое, без подписи

  • 17 мая 2025 г.30414из Commac

    🔴 روابط عمومی ایرانی در مسیر اشتباه؛ کار روابط عمومی تشریفات نیست این ویدئو به‌خوبی چالش‌های روابط عمومی در ایران را نشان می‌دهد؛ فشاری دائمی بر این حرفه، انتظارات بی‌پایان، و مسئولیت‌هایی که گاه فراتر از وظایف تعریف‌شده آن هستند. مشکل از زمانی آغاز شد که وظایف واحد تشریفات، دفتر حوزه ریاست یا مدیرعامل، دبیرخانه، بخش فنی و منابع انسانی به روابط عمومی محول شد. این امر موجب شد که روابط عمومی از نقش اصلی خود—مدیریت ارتباطات استراتژیک، برندینگ، و تعامل با رسانه‌ها—فاصله بگیرد. در کشورهای پیشرفته، روابط عمومی بیشتر بر تحلیل داده‌ها، مدیریت بحران، تدوین استراتژی‌های ارتباطی، و هدایت تصویر برند تمرکز دارد. روابط عمومی باید نقش راهبردی در سازمان ایفا کند، نه صرفاً مسئول اجرای دستورات مدیران و مدیریت مسائل لحظه‌ای باشد. روابط عمومی زمانی موفق خواهد بود که از یک واحد اجرایی به یک بخش هدایت‌کننده ارتباطات سازمانی تبدیل شود؛ جایی که بتواند افکار عمومی را مدیریت کند، اعتبار برند را ارتقا دهد و تعامل مؤثر با مخاطبان برقرار سازد. 📍@commac

  • ضرروت ایجاد «یادمان ملی» برای فاجعه بندر شهید رجایی منصور ساعی، پژوهشگر ارتباطات بحران، روزنامه شرق، ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ 🔹حوالی ظهر شنبه، ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴ در یکی از پایانه‌های کانتینری بندر شهید رجایی بندرعباس انفجار بزرگی به وقوع پیوست که طبق اعلام رسمی، این حادثه ۵۷ کشته و بیش از ۱۰۰۰ نفر زخمی و میلیاردها دلار خسارت مادی بر جای گذاشت. مسئولیت دولت ها و سازمان ها تنها پاسخ و واکنش درست، در زمان درست به بحران ها و فاجعه های ملی در هنگام وقوع آنها نیست بلکه جبران خسارت های مادی و همدلی و انجام حمایت های مادی و روان شناختی بی دریغ از خانواده های قربانیان و کمک به بازگشت آنها به زندگی عادی، بازسازی اعتماد اجتماعی و جلوگیری از تکرار فجایع مشابه است. علاوه بر این، ساختن یادمان‌ها و مکان‌های یادبود یکی از اقدامات مهم در حوزه ارتباطات بحران راهبردی است که سازمان‌ها یا جوامع پس از وقوع یک بحران یا فاجعه انجام می‌دهند تا به قربانیان احترام بگذارند،خاطره‌ی آن‌ها را زنده نگه دارند، یا از رویداد عبرت بگیرند. 🔹این یادمان‌ها می‌توانند شامل مراسم یادبود یا بزرگداشت، نصب مجسمه یا پلاک یادبود، اختصاص مکانی خاص برای تجمع یا ادای احترام، ایجاد یک وب سایت برای ثبت خاطره قربانیان و خانواده های آنان، ایجاد صفحات در رسانه های اجتماعی برای همدردی عمومی (مثل صفحات یادبود در شبکه‌های اجتماعی) است. هدف از این اقدامات، بازسازی اعتماد عمومی، التیام عاطفی ذی‌نفعان، و نشان دادن مسئولیت‌پذیری سازمان است. 🔹یک نمونه‌ی برجسته از یادمان سازمانی پس از بحران، اقدام شرکت بریتیش پترلیوم یا بی.پی پس از فاجعه نشت نفت در خلیج مکزیک در سال ۲۰۱۰ است. پس از انفجار سکوی نفتی دیب واتر هورایزن که منجر به کشته شدن ۱۱ کارگر و نشت میلیون‌ها بشکه نفت به دریا شد، بی.پی برای جبران خسارت‌های گسترده و بازسازی اعتماد عمومی، اقدامات مختلفی نظیر ساخت یک بنای یادبود در لوییزیانا برای گرامیداشت جان‌باختگان حادثه. برگزاری مراسم سالگرد با حضور خانواده‌ها و مسئولان محلی، ایجاد وب‌سایتی برای مستندسازی فاجعه، پاسخ‌های شرکت و اقدامات بازسازی، تخصیص منابع برای احیای محیط زیست و حمایت از جوامع آسیب‌دیده انجام داد. 🔹در یک نمونه دیگر در مالزی، زمانی که در سال 2014 هواپیمای پرواز ام. اچ 370 متعلق به شرکت خطوط هوایی مالزی، ناپدید شد و تمامی ۲۳۹ سرنشین آن جان باختند، پس از این بحران دولت مالزی و شرکت خطوط هوایی، در پارکی در کوالالامپور یک یادمان ملی ایجاد کردند و مراسم سالگرد با حضور خانواده‌های قربانیان و مقامات رسمی برگزار کردند و همچنین یک وب‌سایت یادبود برای اشتراک‌گذاری خاطرات و پیام‌های همدردی طراحی کردند. 🔹یک نمونه دیگر شرکت هواپیمایی جرمن وینگز هنگامی که در 24 مارس سال 2015 خلبان عمداً پرواز 9525 هواپیما را به کوه کوبید که طی آن ۱۵۰ نفر جان باختند، در محل سقوط در کوه های آلپ فرانسه یک یادمان سنگی ساخت و نام تمامی قربانیان روی آن حک کرد و مراسم لحظات سکوت جهانی و یادبود با حضور خانواده‌ها برگزار شد. 🔹 شایسته است که دولت ایران و سازمان های مسئول در بیشتر بحران ها و فجایع بغرنج دارای قربانیان انسانی وسیع به ویژه در فاجعه انفجار کانتینرهای بندر راهبردی شهید رجایی در بندرعباس که قربانیان انسانی و خسارت های مادی چشمگیری بر جای گذاشت، براساس تجربه موفق کشورهای دیگر «یادمان ملی» برای ادای احترام به قربانیان، زخم دیده گان و بازماندگان ایجاد کنند. این یادمان ها می تواند شامل نامگذاری خیابان ها و مکان های عمومی، یادمان سنگی وحک نام قربانیان بر روی آن، طراحی وب سایت و صفحات در دنیای دیجیتال برای مستندسازی تجربه بحران و خاطرات قربانیان و خانواده های آنان باشد تا هم بتواند نام و خاطره و تلاش های بی دریغ قربانیان این فاجعه بغرنج در یکی از لنگرهای اقتصادی بزرگ کشور را زنده نگه دارد و هم بتواند به یک درس عبرت ملی برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی تبدیل بشود. 🔹این یادمان‌ها فقط نقش نمادین ندارند؛ آن‌ها بخشی از ارتباطات استراتژیک پسابحران هستند و می‌توانند در بازسازی اعتماد، کاهش تنش عمومی و نمایش مسئولیت‌پذیری نقش مهمی ایفا کنند. https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1007154 #کافه_ارتباطات @coffee_comm

کافه ارتباطات — tgindex