consciousness
СтатистикаI don't know why we are here, but I'm pretty sure that it is not in order to enjoy ourselves. Ludwig Wittgenstein
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 32
- 1/48двое суток
- 36
- 1/72трое суток
- 39
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
درست است که دیدار انجام نشد اما.pdf
درست است که دیدار انجام نشد اما... - آنتوان چخوف - 1882
داس سبز.pdf
داس سبز _ آنتوان چخوف _ ۱۸۸۲
به تعبير ثورو (متفكر و نويسنده معروف نيمه دوم قرن نوزدهم امريكا)، هرچيزی كه بين انسانها مرز بگذارد يك جنايت بالقوه در حق انسانهاست. هر چيزی كه بين انسانها مرز بگذارد حتی جنسيت يا حتی طبيعیتر از آن كودكی، نوجوانی و جوانی (گر بخواهد مرزهای حقوقی بر آن مترتب شود) به لحاظ اخلاقی قابل دفاع نيست.
چرا به ادبیات نیاز داریم؟ بختیار علی
چرا به ادبیات نیاز داریم؟ بختیار علی
چرا به ادبیات نیاز داریم؟ بختیار علی
هر بار که به سخنرانی سیاستمداران خودمان گوش میدهم یا آن را میخوانم، از اینکه سالهاست هیچ سخن انسانیای از ایشان نشنیدهام وحشتزده میشوم؛ همواره تکرار کلمههای مشابهای که دروغهای مشابه میسازند؛ و این واقعیت که مردم هنوز هم این سخنان را میپذیرند، و اینکه خشم ملت این دلقکهای پوشالی را نابود کرده است، به من این امر را به اثبات میرساند که مردم هیچ اهمیتی برای نحوهی ادارهی حکومتشان قائل نیستند. مردم قمار میکنند، آریقمار مردم با یک بخش کامل از زندگیشان و منافع حیاتیشان قمار میکنند. آلبر کامو
کامو و نقش اخلاقی هنر.mp4
سخنرانی رامین جهانبگلو در مورد آلبر کامو و نقش اخلاقی هنر - از احمد شاملو سوال شد که آیا هنر و سیاست جایی بهم میرسند؟ و اوپاسخ می دهد: بله، حتما. نرون شهر رم را به آتش می کشید و چنگ می نواخت... شاه اسماعیل خودمان صدها هزار نفر را گردن می زد و غزل می گفت... بتهوون عظیم ترین سمفونی عالم را در ستایش شادی ساخت و آنرا تقدیم ناپلئون کرد هیتلر آرزو داشت نقاش بشود و... ناصرالدین شاه هم شعر می سرود و هم نقاشی می کرد و نقاش می پرورد اما، برای یک تکه طلا می داد سارق را زنده زنده پوست بکنند... انسان برایش با بادمجان تفاوتی نداشت... خب بله، یک جایی به هم می رسند: متاسفانه بر سر نعش یکدیگر!
از دیوار چین تا زندان دیجیتال جهان ، حکومت های فاسد با پیشرفت های علمی چه میکنند؟ چین در دهههای اخیر فقط یک قدرت اقتصادی نبوده؛ بلکه به یکی از مهمترین صادرکنندگان «فناوری استبداد» در جهان تبدیل شده است. از ایران تا کره شمالی، از ونزوئلا تا میانمار، بسیاری…
تاریخچهٔ نخستین ضبط صدا به نیمهٔ دوم قرن نوزدهم بازمیگردد و چند مرحلهٔ مهم را پشت سر گذاشته است: 1. ۱۸۵۷؛ فونواتوگراف نخستین دستگاهی که توانست امواج صوتی را ثبت کند، دستگاهی به نام فونواتوگراف بود که توسط Édouard-Léon Scott de Martinville ساخته شد. این…
تاریخچهٔ نخستین ضبط صدا به نیمهٔ دوم قرن نوزدهم بازمیگردد و چند مرحلهٔ مهم را پشت سر گذاشته است: 1. ۱۸۵۷؛ فونواتوگراف نخستین دستگاهی که توانست امواج صوتی را ثبت کند، دستگاهی به نام فونواتوگراف بود که توسط Édouard-Léon Scott de Martinville ساخته شد. این دستگاه صدا را بهصورت خطوطی روی کاغذ ثبت میکرد، اما امکان پخش دوبارهٔ آن وجود نداشت. 2. ۱۸۶۰؛ قدیمیترین صدای ثبتشده اسکات دو مارتنویل قطعهای از ترانهٔ فرانسوی «Au Clair de la Lune» را ضبط کرد. این قدیمیترین صدای شناختهشدهٔ بشر است. جالب آنکه تا سال ۲۰۰۸ کسی نمیتوانست آن را بشنود و دانشمندان با فناوری دیجیتال موفق شدند صدای ضبطشده را بازسازی کنند. 3. ۱۸۷۷؛ اختراع فونوگراف نخستین دستگاهی که هم صدا را ضبط میکرد و هم دوباره پخش میکرد، فونوگراف بود که توسط Thomas Edison ساخته شد. ادیسون صدای خود را هنگام خواندن شعر «Mary Had a Little Lamb» ضبط کرد؛ این نخستین ضبطی بود که انسانها توانستند دوباره آن را بشنوند. 4. ۱۸۸۷؛ گرامافون ده سال بعد، Emile Berliner گرامافون را اختراع کرد. این دستگاه بهجای استوانه از صفحههای تخت استفاده میکرد و پایهٔ صنعت موسیقی مدرن شد.
без подписи
چه دردناک است شرمسار وطن بودن، آنگاه که وطن در دست مشتی نیرنگباز بیرگ است که از سر بیتدبیری و خودخواهی ادارهاش میکنند، آنگاه که در چشم جهانیان چهرهای گستاخ، موذی و بیارج دارد، آنگاه که به جای خوراک سالم روحانی، خوراک فاسد پیش رویش میگذارند، آنگاه که فقر و پریشانی چنان در تار و پود زندگی مردم لانه کرده که به هیچ روی نمیتوان چارهاش کرد. احساسی است خفتبار که آدمی را رها نمیکند؛ احساسی ماندگار که خلاف احساسات روزمرهی پیش پا افتاده، به آسانی زُدوده نمیشود. آری، این شکنجه و خفقانی بیپایان و همیشگی است که با آن از خواب برمیخیزی، هر ساعت از روز را با آن میگذرانی، و شب با آن به بستر میروی... الکساندر سولژنیتسین
«هرگز از مرگ نهراسیدهام؛ اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود. هراس من ـ باری ـ همه، مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد.» شاملو
میخواهم از هماکنون زندگی کنم، هنوز زندگیام را آغاز نکردهام، دیگر وقت صبر کردن ندارم. - ژان پل سارتر
ئازادی؟ کامەیە ئازادی؟ ئازادی ئەسپێکی شەکەتەو ئەشەلێو هەمو رۆژ بار ئەکرێ لە فیشەک! نیشتیمان؟ کامەیە نیشتیمان؟ ئەو عەردەی رۆژێ دو سێ جار ئەیکوژین؟ ئەو دەشتەی کە بۆتە تاتە شۆر؟ ئەو شاخەی کە بۆتە دارەمەیت؟ ئەو بەرد و ئەو قوڕو ئەو چەوو ئەو لمەی زیندانی لێزاوە؟…
ئازادی؟ کامەیە ئازادی؟ ئازادی ئەسپێکی شەکەتەو ئەشەلێو هەمو رۆژ بار ئەکرێ لە فیشەک! نیشتیمان؟ کامەیە نیشتیمان؟ ئەو عەردەی رۆژێ دو سێ جار ئەیکوژین؟ ئەو دەشتەی کە بۆتە تاتە شۆر؟ ئەو شاخەی کە بۆتە دارەمەیت؟ ئەو بەرد و ئەو قوڕو ئەو چەوو ئەو لمەی زیندانی لێزاوە؟ نازانم کامەیە نیشتیمان! نازانم کامەیە ئازادی! ئەو ئاوەی بە رۆژی نیوەڕۆ سەرچاوەی ئەدزین؟ ئەو یارەی لە خەوا چاوانی ئەدزین؟ ئەو هەورەی پێش بارین بارانی ئەدزین؟ ئەو مانگەی لە شەوی چواردەیا ئەیدزین؟ ئازادی ئەسپێکی شەکەتەو ئەشەلێو هەمو رۆژ بار ئەکرێ لە فیشەک!! . . شێرکۆ بێکەس