tgindex
از کنستانتین به زمین

از کنستانتین به زمین

Статистика
@constntinaперсидский

Roads? Where we’re going we don’t need roads. You can find me here: @Constntina_bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=6789665750

Последний пост
30 дек. 2024 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
113
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 031
20 постов
Вовлечённость
912,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • به آخر نوار رسیدیم؛سوزن گرامافون رو برمیدارم. دوست دار شما. امضا؛ کنستانتین.

  • Start:18 1 2023 End:30 12 2024

  • "غرق تو تباهی؛معلق بی فردا."

  • "You came?" "You called."

  • 26 дек. 2024 г.1 3501из Constantinae

    نت نمیدم پا این ترک.

  • بهرام جان نه؛بهرام جان واقعا نه. نه نه نه نه نه نه.

  • بهرام بدون اطلاع قبلی ترک داد. باید بگم من سقوط آرتیست نوجوونیم رو مشاهده کردم. خوشحال نیستم؛درسته دیگه مثل قدیم اونطوری جدی رپ گوش نمیدم.بهرام ثابت کرد ما رپر دختر کم نداریم؛رپر خوب دختر کم داریم.

  • یه لحظه وایسا،بزار شوکش بگذره ازش جوک می‌سازم

  • واقعا یک شونه بالا انداختن ساده هستش.

  • من اگه گاهی میگم هرچی تو بگی؛بخاطر این نیست که نظر خودم رو ندارم بخاطر اینه که اون مسئله انقدر بی اهمیته که اصلا برام فرقی نمیکنه چه اتفاقی بیوفته.

  • یک عالمه امتحان دارم ولی تنها کاری که بابتش میکنم اینه که به بقیه راجع بهشون اطلاع‌رسانی کنم.

  • Because in the end when you lose Somebody every candle every prayer is not going to make up for the fact that the only thing that you have left is a hole in your life Where that Somebody that you cared for used to be.

  • یک قسمت ترسناک ماجرا اینه که قبلا اینجا دیلی بود الان نمیدونم چیه.

  • 25 дек. 2024 г.8413из astrologybott

    آکواریس هیچ وقت نمیگی ولی اگه میگفتی توی تاریکی گم نمیشدی

  • видео или голосовое, без подписи

  • واقعیت اینکه از نظر من بهترین چیز همون تفاوتیه که بین دو نفر وجود داره.اینکه من و تو زمین تا آسمون باهم متفاوتیم اما در نهایت میتونیم یک مکالمه ی طولانی داشته باشیم اوج شکوه شخصیته.انگار دارم بهت میگم "هی ببین،من حتی یک وجه تشابه با تو ندارم اما بیا از تفاوت هامون حرف بزنیم" انگار تو اوج ندونستن یاد میگیری قسمت متفاوتی از یکنفر دیگه رو بلد باشی‌.این ارتباط رو معنا می بخشه. اینکه سبک لباس پوشیدن من با تو فرق میکنه؛آهنگایی که گوش میدیم متفاوته و از سلایق هم متنفریم اما باهم،کنار هم.واقعیت اینکه هیچ دوتا پازل همسانی نمی تونن بهم وصل بشن.شاید تظاهر کنم که عصبانی شدم اما عاشق اینم که بشنوم یه نویسنده ی دیگه رو دوست داری؛خوشحال می شم دوستی من و تو باعث نشده تو از خودت بگذری.شاید این قشنگ ترین معنای شخصیت انسانیه.اینکه مغز من و تو مسیر های مخالف هم رو طی میکنن اما در نهایت خط افکارمون هیچوقت همدیگه رو رها نمیکنه.جالبه اینطور نیست؟اینکه تنها چیزی که مارو به هم نزدیک میکنه تفاوت هامونه،شاید حتی مدت ها بعد مقابل هم قرار بگیریم.اما میدونم در نهایت؛وقتی یکی از ما باخت؛نفر دیگه احساس برنده بودن نمیکنه که احتمالا من برای کمک به تو و تو برآی نجات من هرکاری میکنیم.شاید دیگه کنارت نباشم اما با تمام نبودنم میدونم وقتی توی خیابون راه میری به قفسه های بی مخاطب کتاب که برسی من ناخودآگاه کنار تو و افکارت قدم برمیدارم بهت لبخند میزنم؛خاطرات ما با تفاوت های ما زندست من و تو با تیکه های شکسته ی هم زخمی می شیم و حتی زخم هامون هم متفاوته. و همین تیزی شخصیت باعث میشه که تو توی ذهن من همیشه حک بشی و این حک شدن به یادگار میمونه. چرا که من و تو متفاوت بودیم و با تفاوت هامون به هم زنجیر شدیم.

  • видео или голосовое, без подписи

  • بحث نمیکنم واقعا حرف خودم درسته ببندین دهنتونو.

  • ادمیزاد عجیبه،گاهی به آدم هایی برمیگرده که اون ها رو می شناسه و تیکه های وجودشون رو حفظه؛این برگشتن بخاطر دلتنگی نیست. به خاطر اینه که آدم ها عاشق اینن که برگردن،به محله ی بچگی به آهنگ های قدیمی به آدم های آشنا به آغوش هایی که توی گذشته جا موندن. و آیا به خاطر دلتنگیه؟هرگز. آدمیزاد برمیگرده به همون خونه،به همون ادم؛به همون آغوش. چون اون رو میدونه،چون گذشته همیشه امنه و ما همه چیز رو راجبش میدونیم؛آدم های قبلی تروما های قبلی برنمیگردن؛ماییم که برمیگردیم. خودخواسته خنجر گذشته رو توی قلبمون فرو میکنیم چون با دردش آشناییم چون چیزی از آینده نمیدونیم ترجیح میدیم به گذشته پناه ببریم. عاشق آدم قبلی بمونیم چون پترن شخصیت اون رو حفظیم،چون میدونیم اون چطوریه. آدم راه جدیدی رو شروع نمیکنه چون نمیتونه به تاول های پاهاش بگه اشتباه اومدن. آدم ها به گذشته برمیگردن چون میدونن چی منتظرشونه و از آینده می‌ترسیم به همون دلیلی که توی بچگی از تاریکی میترسیدیم. چون چیزی ازش نمیدونیم.

  • видео или голосовое, без подписи

از کنستانتین به زمین — tgindex